Mostly Martha (Bella Martha)

Mostly Martha (Bella Martha) (Bella Martha)

Download Farsi Persian Subtitle

Release info

Bella Martha 2001 1080p WEBRip x264-VXT
Bella Martha 2001 720p WEBRip x264-VXT
Bella Martha 2001 GERMAN ENSUBBED 1080p WEBRip x264-VXT
Bella Martha 2001 GERMAN ENSUBBED 720p WEBRip x264-VXT
A Commentary by viper114
بهزاد | محمدعلی

Tags

webrip
web
x264
BRip
1080
720p
720
Published on: 2021-10-14
Downloads: 69
Hearing Impaired: No

Farsi Persian subtitle preview

The first 200 lines.

‫ ترجمه از ‫بهزاد و mmli_sm ‫ شوتایم - ShowTimeUs@

‫دوست دارم بریون‌شده سروشون کنم

‫اینطوری طعمش بیشتر حس میشه

‫راویولی به همراه قارچ بولتوس یا قارچ دُنبَلان

بسته به فصل، قارچ دنبلا و قارچای وحشی یا قارچ هم میشه

‫همه اینا به کنار، یه کبوتر خوب هم باید پیدا کنی

‫میشه حتی توی مثانه خوک با

‫کونیاک و مادیرا و شراب شیرین بپزی

‫اینطوری بافت کبوتر از هم باز نمیشه و آبدار می‌مونه

‫با پاستای تالیاتله و پیاز و

‫قارچ دنبلان و موسیر با سس آویشن سروش کن

‫بخاطر طعم خوب کبوتر

‫قارچ دُنبَلان برای همه خوراکایی که ‫توش کبوتر داره فوق العاده است

‫- حالت بد شد؟ ‫- نه، نه.

‫لطفاً ادامه بده.

‫- با خرچنگ خاردار، صدف سیاه ... ‫- مارتا

‫اشکالی نداره یه لحظه موضوع رو عوض کنم؟

‫نه!

‫واسه چی هر هفته میای اینجا؟

‫چرا می‌پرسی؟

‫خب، گفتم شاید ...

‫اگه بدونم چرا میای بتونه کمکی بکنه.

‫رئیسم میگه که اگه نرم پیش روانپزشک اخراجم می‌کنه.

‫حالا فکر می‌کنی چرا رئیست میگه باید بری پیش روانپزشک؟

‫راستشو بخوای، روحمم خبر نداره.

‫میز ۱۹ صورتحساب می‌خواد.

‫- حواست به میز ۱۴ باشه. ‫- سفارش میز ۶ کی آماده میشه؟ ‫- چهار دقیقه

‫- گرگور میگه که بره عالیه. ‫- اشتنبرگ و خانمش اومدن.

‫- دستم بنده. ‫- مارتا، لطفاً.

‫دو تا سالاد روکولا، یکیش بدون اردک.

‫- خیلی نپزش چون ... ‫- میدونم سفت میشه

‫خشک میشه لیا. بلدرچین سفت نمیشه، خشک میشه.

‫- سفارش میز ۹ رو بذار کنار فعلاً ‫- باشه

‫- بعدشم بیا بشینیم منوی هفته بعد رو ببندیم ‫- باشه، لیا میز ۱۴

‫- بلدرچین‌ها محشر بودن. شگفت انگیز بودن. جادویی بودن. ‫- خیلی هم عالی

‫همسرم شما رو می‌پرسته. حسودیم میشه!

‫من هر کی رو که یه چی درست کنه ‫شکممو قلقلک بده می‌پرستم

‫فقط خدا می‌دونه چرا اومده منو گرفته

‫یه لیوان چایی هم نمیذاره درست کنم.

‫فقط یه چیز تنهاتر از تنها خوابیدنه:

‫تنها غذا خوردن. به علاوه این که من عاشقتم هستم.

‫می‌بخشید.

‫- میز ۹ می‌پرسه که این چیه. ‫- آویشنه.

‫- بشقاب رو ببرم؟ ‫- لطفا.

‫- موضوع چیه؟ ‫- چیزی نیست خودم حلش می‌کنم ‫- خب این شد راه‌حل؟

‫- می‌خوام با سرآشپز حرف بزنم! ‫- سرآشپز منم.

‫شمایید پس؟

‫- برند، خواهش می‌کنم ‫- تو دخالت نکن!

‫جگر چرب شما نپخته است!

‫- ببخشید؟ ‫- از صورتحساب شما کم می‌کنم.

‫بذار زمین ببینم. ‫جگر چربی که پختم نپخته نیست.

‫باور کن عزیز من، من از پشت کوه که نیومدم

‫من عزیز شما نیستم. این غذا هم توی دمای ‫140 درجه توی فر

‫و توی آبی با دمای ۸۰ درجه، به مدت ‫۲۵ دقیقه کامل آب پز شده.

‫و همون رنگ قرمز کم‌رنگی رو گرفته که باید بگیره

‫فرانسویا وقتی انقدر خوب پخته باشه ‫می‌گن «کام ایل فو» ‫

‫برام مهم نیست. این غذا نپخته.

‫چیز دیگه ای میل دارید؟

‫- منو ببین دارم برای کی توضیح میدم. ‫- چی؟

‫فکر کردی اومدی از کنار خیابون غذا بخری سریع بخوری؟

‫اگه سوسیس بنجول می‌خوای برو یه جا دیگه!

‫می‌بخشید، مارتا! لطفاً.

‫شرابو همین طوری سر بکش دیگه. پشتشم هی سیگار بکش.

‫البته معلومه مزه‌شو هم نمی‌فهمی

‫بار آخری بود که یه چی درست کردم گذاشتم جلوت بخوری

‫بهت گفته بودم که خودت رو جمع و جور کنی!

‫نه، همیشه باید قشقرق به پا کنی!

‫- معلوم نیست از کجا پاشده اومده. ‫- هر چیه مشتریه!

‫پول داره میده، اگه میگه غذا نپخته است، یعنی نپخته است.

‫- جگر چرب ظلم در حق اون غازه ‫- تو خودتو قاطی نکن

‫حرف نداره، مسئله مزه‌اش نیست خودت هم می‌دونی

‫می‌دونم، ولی مشتری مثل شاه می‌مونه، هر چی میگه، همونه.

‫من کیم پس؟ دلقکشم؟

‫اگه تو دومین آشپز برتر شهر نبودی ...

‫درجا پرتت میکردم بیرون!

‫دومین؟ یعنی چی؟

‫منظورش از این حرف چی بود؟

‫اینو گفت که فقط اذیتم کنه.

‫معلومه که فقط گفت که اذیتم کنه.

‫سرآشپز خوب رو با غذاهای سادش تشخیص میدن.

‫مثلا ماهی سالمون با سس ریحان سبک.

‫اکثراً فکر می‌کنن کاری نداره ‫و میذارنش توی منوشون.

‫ولی سرخ کردن و بخارپز کردنش تو دمای درست

‫و اضافه‌کردن مقدار درست نمک و ادویه ‫به سس، اونقدرا هم ساده نیست.

‫این دستور طوریه که هیچی نباید حواس آدمو پرت کنه ...

‫نه تزئین ...

‫نه مخلفات اضافه.

‫فقط ماهی و

‫سسه. همین، ماهی و سس.

‫الان میام.

‫- بله؟ ‫- شما همسایه جدید هستین؟

‫- صدای آهنگ زیادی بلنده؟ ‫- نه.

‫من طبقه بالایی‌تون هستم.

‫گفتم خب شما که تازه اثاث‌کشی کردید ...

‫هنوز مستقر نشدید کامل.

‫آره، همه چی یکم شلوغ پلوغه.

‫وقت نکردم هنوز جمع‌وجورش کنم.

‫گفتم یه چیزی براتون درست کنم. گشنه نیستید؟

‫- یعنی الان دعوت کردید که شام بیام خونه شما؟ ‫- نه

‫یعنی می‌گم بیارم براتون.

‫مگه منو می‌شناسید؟

‫ساموئل تالبرگ هستید دیگه. آرشیتکتید.

‫طلاق گرفتین، ۲ تا بچه دارین. ‫دوستاتون هم شما رو سم صدا می‌زنن.

‫فرا شوامن هر چی شده و نشده رو میگه.

‫آهان غیبتای زنونه.

‫به حرفاش گوش ندین، فکر میکنه من خل‌وچلم.

‫- راستی شما؟ ‫- آشپزم.

‫- مارتا کلاین. ‫- خوشبختم مارتا کلاین.

‫- اگه گرسنه هستید ... ‫- یه قرار کاری دارم.

‫ببخشید. مزاحم‌تون نمی‌شم پس.

‫- شاید بعداً فرصت شد. ‫- آره آره.

‫چی بپزم؟

‫هیچی، یا پیتزا سفارش می‌دیم یا میریم بیرون.

‫نه بابا پیتزا و بیرون چیه.

‫- لینا چی دوست داره؟ ‫- همه چی دوست داره.

‫صدف نمی‌خوره فقط. ‫غذایی که زنده باشه رو نمی‌خوره.

‫- پس صدف نباشه، باشه. ‫- یه لحظه گوشی.

‫لینا، هزار دفعه بهت گفتم ...

‫که اسکیت‌هات رو بیرون در بیار!

‫- ببخشید. هنوز پا تلفنی؟ ‫- آره.

‫- مامان! ‫- دارم حرف میزنم! یه لحظه وایسا. امشب چی کاره‌ای؟

‫- بیکارم. ‫- برو تئاتری سینمایی چیزی مارتا.

‫امروز تعطیل نیستی مگه؟

‫به یکی از دوستات زنگ بزن، یه غذای خوب بخور ...

‫- بعدش برید برقصید. ‫- آره شاید رفتم.

‫بِریا! الکی نگی میرم.

‫- کیه؟ ‫- مارتا.

‫- جمعه می‌بینمتون. ‫- باشه.

‫وسواسی نیستم، فقط خیلی دقت می‌کنم.

‫دقت مهم ترین چیز توی آشپزخونه‌ست.

‫دقت و مدیریت زمان.

‫اصلا می‌دونی که هماهنگ‌کردن ‫۴۷ تا مشتری چقدر پیچیده است؟

‫سروکردن غذا خودش داستانیه.

‫هر چقدرم که آشپز خوبی باشی اگر نتونی ‫غذا رو خوب سرو کنی باید جمع کنی بری.

‫حالا خدا کنه صدفو خوشت بیاد.

‫مگه قرار نبود دیگه چیزی برام درست نکنی بیاری؟

‫واسه تو درست نکردم.

‫یه دستور جدید رو امتحان کردم ببینم چطوری میشه.

‫یعنی میگی چون آدم مقرراتی هستی و به اصول ‫کاریت احترام می‌ذاری، باید همه شو می‌ریختم دور؟

‫اگر توام بیای بشینی سر میز ...

‫حداقل می‌تونم بگم داریم به یه جاهایی می‌رسیم.

‫- این یکی خوبه! ‫- آروم بابا!

‫یه طرف موهاش بازه، یه طرفش هم بسته.

‫فقط نگاش کردم و گفتم:

‫اگر دنبال بازیگری هستی که لخت بشه ...

‫و بذاره که یه کشیش بهش شلاق بزنه ...

‫- کور خوندی! ‫- فقط تو اوقات فراغتش.

‫مثل همون پسره که میز 17 نشسته و هر جمعه با ...

‫یه دختر جدید میاد؛ پولداره ولی اعصاب نداره.

‫اشتینبرگ سفارش مخصوص داده. سالاد نمی‌خواد.

‫می‌خواد بعد از ماهی سرو بشه.

‫اگه دوباره به سینه هام زل بزنه ...

‫چه انعام بده چه انعام نده، قاطی می‌کنم

‫الانم باید برم بهش بگم دندون روی جگرش بذاره.

‫باید یه چیزی بخوری.

‫یکی اون تلفن کوفتی رو جواب میده یا نه؟

‫اگه خواهرمه، بگو ساعت ۱ میام خونه.

‫بله، هستن. مارتا، با تو کار دارن.

‫سرم شلوغه!

‫حواست بهش باشه.

‫بله؟

‫همین الان میام.

‫سلام، عزیزم، باز منم.

‫خواستم بگم که دیر میایم.

‫مجبور شدم بعد از کار معلم لینا رو ببینم ‫و بعدش دیگه خیلی طول کشید ...

‫واسه همین خیلی دیر راه افتادیم.

‫نمی‌دونم ساعت چنده، ولی یه ۲۰۰ کیلومتری مونده.

‫اومدی خونه دیدی نیستیم نگران نشو.

‫می‌بینمت. خداحافظ.

‫خانم کلاین؟

‫لینا رو هنوز ندیدین؟

‫همین الان داشتم می‌رفتم ببینمش.

‫کسی هنوز باهاش در مورد مادرش صحبت نکرده.

‫می‌دونین چطوری با پدرش تماس بگیریم؟

‫کریستین باهاش قطع رابطه کرده بود.

‫- اصلاً اسمش رو هم نمی‌دونم. ‫- متوجهم.

‫می‌بخشید.

‫لینا لب به غذا نزده. میشه باهاش حرف بزنین؟

‫باید غذا بخوره.

‫- میگم غذاشو بخوره. ‫- موفق باشید.

‫خیلی درد می‌کنه؟

‫هیچی نمی‌خوری؟

‫بذار یه چیزی بهت بگم پس.

‫وقتی مرخص بشی ...

‫خوشمزه‌ترین غذایی که تا حالا خوردی رو برات درست می‌کنم.

‫مامان مرده؟

‫آره.

‫اگه مارتا همین روزا یکیو جام ‫نیاره بچه رو همینجا می‌زام.

‫دوستم همش ۸ ماهشه، الان یه ماه ‫و نیمه که فقط استراحت می‌کنه ...

‫وقتی لابستر رو میندازی توی مخزن آب ...

‫آروم‌آروم خودشو از داخل می‌خوره.

‫واسه همین وقتی میخریش، باید وزنش کنی.

‫وقتی اونقدری که ظاهرش نشون میده، سنگین نباشه ...

‫یعنی خیلی وقته که توی مخزن آب نگهش داشتن.

‫هنوزم بعضیا واسه این که لابستر رو ‫بکشن، میندازنش توی آب جوش.

‫مگه میشه آخه؟ الان دیگه همه می‌دونن ...

‫که این دردناک‌ترین مرگ برای حیوونه.

‫چون خیلی طول می‌کشه که بمیره.

‫یه ضربه دقیق چاقو به گردن لابستر ‫بهترین راه برای کشتنشه.

‫سریع‌ترین راهه.

Mostly Martha (Bella Martha) subtitles in other languages

Comments

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left