The first 188 lines.
.پایتخت اوستانیا، برلینت
.این پیرزن یه رابط بین آژانس اطلاعاتی وستالیس و وایسه
،اسم این مرد لوید فورجرـه
البته با اسم مستعار توایلایت .هم شناخته میشه
.حرفه: جاسوس
ظاهراً علاوه بر ماموریت مهم قبلی ،که در حال انجام شدنه
.ماموریت جدیدی بهش محول شده
،من چندین دههست که مشغول به این کارم
.یه زندگی ثابت با صلح و صفای زودگذر
موندم روزی فرا میرسه که
!دیگه به ما نیاز نداشته باشن؟
.ماموریت تکمیل شد
روز بخیر، یا شاید بهتره بگم !عصر بخیر، توایلایت
ما از شما بخاطر تکمیل سریع این .ماموریت خیلی ممنونیم
!عملیات استریکس در چه حاله؟
این یه ماموریت مخفی بسیار مهم هست .که هدفش حفظ صلح بین شرق و غربه
... و متشکل از
.بدون مشکل پیش میره
.برای خودم زن و بچه جور کردم
تشکیل خانواده ،و نفوذ در یک مدرسه خاص
برای افشای نقشههای جنگی .کشور دشمن میباشد
خیلی هم عالی. اصول اصلی .جاسوسها نامرئی بودنه
مثل یه خانواده معمولی به .زندگیتون ادامه بدید
.خودم میدونم
!بیخیال سیگار کشیدن شدی؟
.خب، هر چی نباشه الان یه بچه دارم
و به این ترتیب، خانواده فورجر ... بدون مشکل متولد شد، ولی
،لوید سان گفت امروز دیر میاد
!پس دلت میخواد بریم بیرون شام بخوریم؟
.آره
ولی از اینا گذشته، دکترها سرشون .حسابی شلوغه. چه زندگی سختی
.راستش بابا اصلاً دکتر نیست
آنیا دختر خوانده لوید ـه .که اونو از یتیم خونه به فرزندی پذیرفته
!شغل واقعی بابا جاسوسی ـه
.امروز رفته تا کلک یه دلال اسلحه رو بکنه
.اون قدرت خونده ذهن دیگرون رو داره
!بفرما، اینم از بشقاب من
.خیلی ممنون، آنیا سان
... هووم ... این به راحتی پاک نمیشه
همسرش، یور، هم به دلیل داشتن منافع .مشترک تن به این ازدواج داد
هنوز میتونم بوی خون قربانی .دیروز رو حس کنم
.هر چی نباشه اون یه قاتل اجیز شدهست
.جاسون، تلهپات، و یه قاتل
اونا بنا به دلایل خاص خودشون
تصمیم گرفتن هویت واقعیشون رو مخفی و زیر یک سقف
.به زندگی نه چندان معمولی ادامه بدن
پارک پنگوئن
،من علاوه بر عملیات استریکس .چندین ماموریت دیگه رو در روز مدیریت میکنم
به نظر میرسه ستاد فرماندهی در حال حاضر .به طرز فاجعه باری با کمبود کارگر روبروئه
حالا که به خونه برگشتم باید نقش .یه پدر رو بازی کنم
من جاسوس بعد یه روز سخت .حتی فرصت نفس کشیدن ساده رو ندارم
هی، به نظرتون شوهر اون یکی !واحد مشکوک به نظر نمیرسه؟
اون حتی توی روزای تعطیل .تا نیمه شب بیرون کار میکنه
!اینا همسایههامونن؟
،اون حتی یه دختر بچه داره .بیچاره حتی وقت نمیکنه پدرشو ببینه
.من به ندرت سه تاشون رو کنار هم میبینم
!اون احتمالاً داره به همسرش خیانت میکنه
!چه وحشتناك
احتمالاً خیلی وقته اخراج شده .و روش نمیشه اعتراف کنه
.بی احتیاطی کردم
اینقدر درگیر ماموریتهای دیگه شدم
.که از ایفای نقش یه پدر خوب غافل شدم
حتی کوچیکترین سوء ظن یا بی اعتمادی .اطرافیان به قیمت نابودی ماموریت تموم میشه
.باید سریع این وضعیت رو سر و سامون بدم
با به خطر افتادن خانواده ام .صلح جهانی به خطر میفته
.آخر هفته دیگه بیایید بریم بیرون
،قراره سه تایی حسابی خوش بگذرونیم !دوست دارید کجا بریم؟
!اوه؟! انیا پنگوئن میکشی؟
.بسیار خب .بیایید به آکواریوم بریم
.لوید ... تو حسابی خسته به نظر میرسی !چرا یکم استراحت نمیکنی؟
یور سان، بخاطر اینکه هیچ کس ،به صحت ازدواجمون شک نکنه
باید هر کاری از دستمون برمیاد انجام .بدیم تا خانواده عادی و شاد به نظر برسیم
!پس، آخر این هفته قرار حسابی خوش بگذرونیم
.بی صبرانه منتظرشم
تا اون موقع، باید به تمام ماموریتهای .باقی مونده ام رسیدگی کنم
.خب ... بزنید بریم
لوید سان، به نظرم باید یکم .دیگه استراحت کنی
.مشکلی نیست
.آه، فورجر سان
.به ندرت پیش میاد که شما رو کنار هم ببینم
ما یه مدت قرار باهم بریم .از دیدن آکواریوم لذت ببریم
!آنیا حسابی هیجان زدهست، مگه نه؟
.که اینطور
برای جلوگیری از سوء ظن نسبت به خانوادمون
باید به همسایهها نشون بدیم .که چه خانواده خوشبختی هستیم
بابا هر روز منو بیرون ،میبره تا بازی کنم
و رفتار مامان با بابا خیلی عالیه .هردوتاشون آدمهای فوق العاده ای هستن
.به نظرم خانواده ما کاملاً عادیه
انگار داره از روی یه تیکه .کاغذ میخونه، ولی در کل خوبه
،خب
.ما دیگه رفع زحمت میکنیم
.صبر کن، ای بابای خوب و معمولیم
!قطار زیر زمینی
!بازم یه ماموریت دیگه؟ .حس بدی نسبت به این موضوع دارم
.من میرم یکم نوشیدنی بگیرم
.بسیار خب
مامور توایلایت، ما یه .ماموریت دیگه برات داریم
.نمیتونم
... این ماموریت مستقیماً از طرف فرماندهی وایز
نمیتونم. امروز روز بسیار مهمی .برای عملیت استریکس ـه
!بابا
اگه عجله نکنی آکواریوم .ورشکست میشه
.ورشکست نمیشه، تازه بازسازیش کردن
.پس فعلاً یکم صبر کن
.جریان از این قراره
!به هر حال، یه قهوه، یدونه آب میوه میخوام
!صبر کن! گفتی آکواریوم؟
.توایلایت، تحت تاثیر قرار گرفتم
مکان این ماموریت !اتفاقاً آکواریوم برلینته
!سطح آمادگی تو فو العادهست
نه، اشتباه میکنی .کاملاً تصادفی ـه
!پس زود باش یه قهوه و آبمیوه بهم بده
امروز قرار کلی اطلاعات توی .آکواریوم رد و بدل بشه
.لطفاً، قهوه و آبمیوه رو رد کن بیاد
.با دقت گوش کن، توایلایت
این اطلاعات حاوی دستورالعملهایی از یه .کشور دیگه برای ساخت سلاح شیمیایی جدیده
،اگه این اطلاعات به دست تروریستها بیفته
.کلی از آدمهای کشورمون نابود میشه
!ببین چقدر ماهی اینجاست
!هشت پا
.ستاره دریایی
!یه کوسه کوچیک
.انگار حسابی بهش خوش میگذره
... لوید سان
!خیلی رنگ پریده به نظر میایی، حالت خوبه؟
.آخرسر مجبور شدم ماموریت رو قبول کنم
با این حال، به همسایهها نشون دادم .که چه خانواده خوشبختی هستیم
... تا وقتی بتونم ماموریت ثانوی رو پشت سر بزارم
،اوه، اینا که همسایههامون .خانواده فورجر سانه
.چه تصادفی
.آه، سلام
!حتماً ... شوخیت گرفته
.ما هم تازه رسیدیم
.حالا دیگه نمیتونم آروم بگیرم
در واقع، باید راهی پیدا کنم ... که حواسشون رو پرت کنم و
!دوست دارین بهمون ملحق بشید؟
!یـــــور ســـــــــان
!اوه، چه پیشنهاد فوق العاده ای
.چه بابای بامزه ای
،اگه بخواییم عادی جلوه کنیم
باید رابطه خوبی با همسایههامون .داشته باشیم
.انگار کاریش نمیشه کرد
من توی یه لحظه ماموریت رو انجام میدم .و نقش پدری رو از سر میگیرم
،طبق اطلاعات بدست اومده
اونا یه پنگوئن رو مجبور کردن .کپسول حاوی فیلم رو ببلعه و قاچاقی وارد کشور کردن
!حالا چرا پنگوئن؟
.کالای قاچاق صبح دیروز وارد کشور شده
!ظاهراً هنوز کسی برای بردنش نیومده
فیلم رو به هر قیمتی شده !قبل از دشمن بدست بیار
!نظرتون چیه به دیدن پنگوئن ها بریم؟
.باشه
!من عاشق پنگوئنهام !میخوام ببینمشون
!به بزرگترین پارک پنگوئنهای جهان خوش اومدید
!پـ..پـ..پـ..پنــگـــوئـــن
پیشنهادی ترین جاذبه آکواریوم ما
.دیدن شنای زیر آبی 200 پنگوئن ـه
!حالا کدوم پنگوئن هدف مورد نظرمونه؟
زمان کافی برای بررسی .تک تکشون رو ندارم
وقتی تروریستها برای بردن فیلم بیان .شانس بیشتری برا دزدیدنش دارم
نه از اونجایی که نمیدونم گیرنده ،کی اینجا میاد
.انجام دادنش خیلی سخته
تنهایی به هیچ وجه نمیتونم .تمام پنگوئنها رو بررسی کنم
!باید چیکار کنم؟
.فکر کن، حتماً یه راه حلی داره
حتماً پنگوئن رو جوری علامت گذاری کردن .که بشه از بقیه متمایزش کرد
.بابا حسابی آشفتهست
،لوید سان حسابی هیجان زده به نظر میرسه .اون هنوز جنبه کودکانه اش رو از دست نداده
.هی، اون ماهی به نظر خوشمزه میاد
!صبر کن، بچه ام کجا رفت؟
.امیدوارم دوست دخترم زیاد عصبانی نشه
... ماهی
.خوندن ذهن پنگوئنها خیلی سخته
.بیا بازی کنیم
.دلم میخواد ماهی بخورم
.حسابی گرسنه ام
.بیا اینجا
.بابا، اون پنگوئن انگار نمیتونه نفس بکشه
اوم مدام آب میخوره !و تف میکنه؟
!شاید یه چیزی توی گلوش گیر کرده
.احتمالا این ارزش بررسی کردن رو داره
متاسفم. من میرم یکم نوشیدنی بگیرم
لوید سان ... اینقدر خسته اس .که گلوش حسابی خشک شده
هی، کارگر جدید که قرار بود امروز !بیاد ، کدوم گوری مونده؟
تو روز اولش انقدر دیر کرده؟
!شرمنده دیر کردم
.از دست جوونای این دوره و زمونه
.بهت نشون میدم که چطور به پنگوئن ها غذا بدی .دنبالم بیا
!چشم
No comments yet. Be the first to leave one.