The Lincoln Lawyer

The Lincoln Lawyer

Download Farsi Persian Subtitle

Season 4

Release info

The Lincoln Lawyer S04E02 1080p WEB h264
A Commentary by Ehsan_Cn
🔷 ترجمه‌ از احسان ‌| SandsMovie.Ir 🟥

Tags

webdl
Published on: 2026-02-06
Downloads: 71
Hearing Impaired: No

Farsi Persian subtitle preview

The first 200 lines.

SANDS Movie

‫میدونی یه پرونده مثل این شبیه چیه؟

‫شبیه یه درخته.

‫- خب من چی‌ ام؟ ‫- تو اون مردِ تبر به دستی.

‫درسته. من اون مرد تبر به دستم، ‫و میخوام اون درخت رو از ریشه قطع کنم.

‫ما درخواستی برای اعتراض ‫به توقف خودرو ثبت کردیم...

‫و بازرسی صندوق‌ عقبم، ‫توسط افسر کالینز.

‫برای این درخواست، ‫برگزاری جلسه دادرسی الزامیه...

‫ولی هنوز خبری از افسر کالینز نیست.

‫بماند که ویدئوهای ضبط‌ شده هم مفقود شده.

‫افسر کالینز اون شب دوربین روی لباس داشت، ‫و توی ماشین گشتش هم دوربین داشبورد وجود داره.

‫ماشین رو گذاشت روی دنده حرکت.

‫قبل از اینکه اصلاً متوجه بشه ‫پلاک عقب ماشین میکی سر جاش نیست.

‫چند نفرمون میخوایم بریم ‫کافه «تیبل‌ تاپ» توی «اکو پارک».

‫آره، سعیم رو میکنم.

‫باشه، خب، پس شاید بعداً ببینمت، ایزی.

‫بچه‌ ها میخوان باهام حرف بزنن.

‫میخوان یه جا من رو از رده خارج کنن.

‫- فکر میکردم اینجا هوام رو داری. ‫- نگران نباش، حواسم بهت هست.

‫دینا برگ، به نمایندگی از دادستان، جناب قاضی.

‫- اون دیگه کدوم خریه؟ ‫- دینا «جوخه اعدام».

‫نمیخوام دیگه «هیلی» رو بیاری اینجا.

‫اگه میخواد بیاد دادگاه، مشکلی نیست.

‫نمیخوام من رو توی این وضعیت ببینه.

‫من همون مرد تبر به‌ دستم.

‫من همون مرد تبر به‌ دستم.

‫چهار صبح خیلی زود میرسه، مگه نه؟

‫باید هر طور شده ‫از این خراب‌ شده بزنم بیرون.

‫به کی داری میگی؟

‫اصلاً از اولش هم نباید اینجا می‌بودم.

‫فکر کردم به خاطر ‫نقض آزادی مشروط اینجایی.

‫وکیل تسخیری میگه همش چرنده.

‫ولی دل خوش نکردم ‫که اونا درستش کنن.

‫دارم فکر میکنم بعدش باید چیکار کنم.

‫میدونی چیه؟

‫من رو صحیح و سالم از اینجا بیار بیرون، ‫شاید بتونم توی اون مورد کمکت کنم.

‫آره؟

‫اگه من رو صحیح و سالم، ‫از اینجا بیاری بیرون.

‫فکر نکنم از وقتی پاک شدم ‫این کار رو کرده باشم.

‫چی رو؟

‫تمام شب بیرون موندن با یه دختر جذاب ‫که تازه باهاش آشنا شدی؟

‫حتی فقط همون بخشِ ‫تمام شب بیرون موندنش.

‫خب، اگه بخوام از طرف خودم بگم...

‫واقعاً بهم خیلی خوش گذشت.

‫ازت خوشم میاد، ایزی.

‫منم ازت خوشم میاد.

‫- آره؟ ‫- اوهوم.

‫- ببین، گریس... ‫- اوه، اوه.

‫نه، موضوع اون نیست. ‫فقط، خب...

‫الان همه چی توی زندگیم ‫یه جورایی به هم ریخته‌ست.

‫یه جورایی عجیب و غریب، ‫مثل «منطقه گرگ و میش».

‫به خاطرِ، امم، دادگاهِ رئیست؟

‫میدونم اون برای بقیه فقط ‫مثل یه تیترِ خبره، ولی...

‫اون مثل خانواده‌مه...

‫و الان بهم نیاز داره، و... ‫نمیتونم پشتش رو خالی کنم.

‫اگه این یعنی هر وقت زنگ زد ‫باید هر کار دیگه‌ ای رو ول کنم...

‫خب این کاریه که باید انجام بدم.

‫فقط... الان توی این موقعیتم.

‫منظورم اینه که، من، خب...

‫فکر میکنم تقریباً مهم‌ ترین ‫ویژگی توی یه انسان، وفاداریه.

‫حالا میدونم که تو این ویژگی رو داری.

‫ببین، بیا فقط...

‫بیا فقط ببینیم چی پیش میاد، باشه؟

‫اگه وقت آزاد داشتی، ‫و خواستی با هم باشیم، هستیم.

‫و اگه رئیست باید اولویت اولت باشه...

‫کاملاً درک میکنم.

‫ببین، امم...

‫- یه کافه آلفرد نزدیک آپارتمانمه. ‫- اوهوم.

‫چطوره من رو تا خونه برسونی، ‫و منم برای توی راه برات یه لاته بخرم؟

‫قبوله.

‫قبوله؟

‫قبوله. قبوله.

‫حتی کروسان شکلاتیم رو هم ‫باهات نصف میکنم. چطوره؟

‫اوه!

‫هی، اصراری نیست. ‫ریسکی نداره. سخت نگیر.

‫- من با هر کسی چیزی رو شریک نمیشم. ‫- چه ادعای بزرگی.

‫تحت مجازات...

‫بفرما.

‫- سلام. ‫- اوه، چه خوب. بازم قهوه.

‫و نون بیگل. باید برای میکی ‫یه غذای درست و حسابی بگیریم.

‫ممنون.

‫انگار یه نفر دیشب درست نخوابیده؟

‫خب...

‫ایزی، میدونم همه‌مون داریم ‫سخت کار میکنیم تا چرخ اینجا بچرخه...

‫ولی تو هم باید زندگی شخصی ‫خودت رو داشته باشی.

‫حق با توئه. ‫میدونم.

‫تا یادم نرفته، موعد اجاره‌ تبلیغات ‫روی نیمکت‌ های اتوبوس رسیده.

‫دارن قیمت رو ۱۰ درصد افزایش میدن.

‫مطمئن نیستم این بهترین ‫استفاده از منابع‌مون باشه.

‫یه لحظه دست نگه دار. ‫فکر کنم یه نقشه‌ ای دارم.

‫باشه.

‫سیسکو، گفتی برای گره کوری که توی ‫آزمایشگاه سم‌ شناسی افتاده، نقشه‌ ای داری؟

‫همین الان دارم روش کار میکنم.

‫اینا هم فرم‌ های بیمه مستأجری هستن.

‫فکر میکردم میخوای برای ‫خرید یه خونه پیشنهاد بدی.

‫همینطور بود.

‫ولی با توجه به اتفاقاتی که داره میفته، ‫فعلاً عقب انداختیمش.

‫باید اینا رو امضا کنی.

‫بعداً هم میتونیم این کار رو بکنیم. ‫باید کاری کنیم این پرونده رد بشه.

‫برامون آرزوی موفقیت کن. ‫چون بهش نیاز داریم.

‫موفق باشید.

‫- خبر جدید شد بهم پیام بده. ‫- باشه.

‫- صدای پیامک بود؟ ‫- آره، همینطور به نظر میرسه.

‫حالا تماشا کن.

‫این مرتیکه همینطوری الکی ‫و تصادفی من رو متوقف نکرد.

‫یکی بهش گفته بود این کار رو بکنه.

‫خب، منم همین فکر رو میکردم، ‫ولی چطوری ثابتش کنیم؟

‫هنوز نمیدونم، ولی با گرفتن حکم قضایی ‫برای ریز مکالماتش شروع میکنیم...

‫مربوط به اون شب. ‫هم کاری و هم شخصی.

‫میک، پلیس‌ ها وقتی توی زندگی شخصی‌شون ‫سرک بکشی، از کوره در میرن.

‫ممکنه عواقب بدی داشته باشه.

‫من که همین الانش هم به جرم قتل توی زندانم. ‫دیگه از این بدتر چی میخواد بشه؟

‫میکی، یه چیزی که از کار کردن برای تو یاد گرفتم، ‫اینه که اوضاع همیشه میتونه بدتر بشه.

‫ریسکش رو قبول میکنم.

‫میدونم قرار بود تو انجامش بدی، ‫ولی میخوام خودم از این پلیسه بازجویی کنم.

‫تو به درخواست وثیقه برس.

‫- چیه؟ ‫- منشی قاضی زنگ زد.

‫اون الان درگیر جلسه دادرسیه، ‫پس فقط برای یه درخواست وقت هست.

‫پس فکر کنم باید وثیقه رو ردیف کنیم، ‫و کالینز رو عقب بندازیم.

‫نه، نه. اگه کالینز اینجاست، ‫همین الان می‌بریمش جایگاه شهود.

‫تازه، اگه درخواست رد دعوا رو ببریم، ‫اصلاً نیازی به وثیقه نداریم.

‫ولی اگه نبریم، مجبوری حداقل ‫یه شب دیگه بازداشت بمونی.

‫همینه که هست. ‫یالا، بریم.

‫اوه، یه چیز دیگه. ‫برای «باها» آماده‌ ایم؟

‫مطمئنی میخوای این کار رو بکنی؟

‫معلومه که هستم. احتیاط شرط عقله. ‫پای زندگیم در میونه.

‫آره. همه چی ردیفه.

‫فقط لب تر کن.

‫خیلی خب. بریم.

‫جناب افسر، تو شهادت دادی که شب دستگیری من، ‫توی مرکز شهر در حال گشت‌ زنی بودی. درسته؟

‫درسته. من توی مأموریت گشت سیار بودم.

‫یعنی در جاهای مختلف پارک میکنیم، ‫و مراقب اوضاع هستیم.

‫به همین خاطر بود که وقتی من اومدم بیرون، ‫توی خیابون دوم پارک کرده بودی؟

‫آره.

‫پس میتونی دقیقاً به دادگاه بگی ‫کی و چرا تصمیم گرفتی من رو متوقف کنی؟

‫وقتی از کنار جدول حرکت کردی، ‫دیدم که خودروت پلاک نداره.

‫این یه حرکت رایج برای کارهای خلافه، ‫برای همین...

‫کارهای خلاف؟

‫گاهی اوقات، وقتی افراد درگیر ‫فعالیت‌ های مجرمانه هستن‌...

‫پلاک رو برمیدارن، ‫تا شناسایی‌شون سخت‌ تر بشه.

‫برای همین وقتی دیدم ‫ماشینت پلاک نداره...

‫تصمیم گرفتم تعقیبت کنم تا مطمئن بشم ‫کار غیرقانونی انجام نمیدی.

‫چند بلوک جلوتر، ‫دستور توقف دادم.

‫دیدی که من از رستوران خارج شدم، ‫و... و به سمت ماشینم رفتم؟

‫آره، دیدم.

‫کار مشکوکی انجام میدادم؟

‫فکر کردی مستم؟

‫نه.

‫پس روی من تمرکز نکرده بودی...

‫تا وقتی که متوجه شدی پلاک نیست. ‫این شهادت توئه؟

‫آره، حقیقت همینه.

‫آقای هالر؟

‫اوم...

‫افسر کالینز، آیا... کسی بهت ‫گفت که من رو متوقف کنی؟

‫نه. همونطور که گفتم، دیدم پلاک نیست، ‫مشکوک شدم و تصمیم گرفتم تعقیبت کنم.

‫هیچکس هیچ خبری بهت نداده بود؟

‫نه.

‫و تو اونجا منتظر نبودی ‫تا بتونی من رو متوقف کنی؟

‫اعتراض دارم.

‫سوال تکراریه، ‫و قبلاً پاسخ داده شده.

‫وارده.

‫ادامه بده، آقای هالر.

‫بله، جناب قاضی.

‫اِم...

‫اِم، جناب قاضی، میتونم یه...

‫میتونم یه لحظه یادداشت‌ هام رو بررسی کنم؟

‫فقط لطفاً کوتاهش کن.

‫ممنونم، جناب قاضی.

‫نمیدونستم هیلی و مگی قراره اینجا باشن.

‫از مگی خواستم بیاد که اگه برای وثیقه به شاهد ‫صلاحیت اخلاقی نیاز داشتیم، اینجا باشه.

‫منتظر چی هستی؟ ‫سیسکو ویدیو رو آماده کرده.

‫اِم...

‫جناب قاضی، من...

‫در حال حاضر سؤال دیگه‌ ای ‫از این شاهد ندارم.

‫مطمئنی، آقای هالر؟

‫بله.

‫شاهد دیگه‌ ای هست؟

‫نه، جناب قاضی.

‫خیلی خب.

‫در این صورت، ‫درخواست ابطال دعوا رد میشه.

‫دادگاه طبق برنامه ادامه پیدا میکنه.

‫انتخاب هیئت منصفه، ‫پنج هفته دیگه شروع میشه.

‫فردا ساعت ۹ صبح دوباره تشکیل جلسه میدیم، ‫تا اظهارات وکلا درباره وثیقه شنیده بشه.

‫ختم جلسه اعلام میشه.

‫نه اینجا، نه الان.

‫اون دیگه چه کوفتی بود؟

‫گفتی میخوای از کالینز بازجویی کنی، ‫ولی فقط چند تا سوال آبکی ازش پرسیدی...

‫اصلاً بهش فشار نیاوردی، ‫و حتی فیلم رو هم نشون ندادی.

‫اون یارو قبل از اینکه پلاکِ کنده شده رو ببینه، ‫میدونست که میخواد بکشدت کنار.

‫- شهادتش چرنده. ‫- میدونم.

‫میفهمم که احتمال اینکه قاضی ‫پرونده رو رد کنه خیلی کم بود...

‫ولی حداقل یه شانسی داشتیم.

‫اصلاً میدونی این چقدر نادره؟

‫آره لورنا، میدونم.

‫بهم اعتماد کن. ‫من بیشتر از هر کسی میخوام این غائله تموم بشه...

‫ولی نمیتونم بذارم این پرونده ‫به خاطر یه نقص فنی رد بشه.

‫آخه چرا لعنتی؟

‫چون وقتی مگی و هیلی رو دیدم، ‫فهمیدم اگه بخوام زندگیم رو پس بگیرم...

‫و زندگی خانواده‌م رو ‫به روال قبل برگردونم، اون وقت...

‫باید اعتبارم رو پس بگیرم، ‫اونم بدون هیچ لکه‌ ای.

More Farsi Persian subtitles for The Lincoln Lawyer

Comments

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left