Project Blue Book

Project Blue Book

Download Farsi Persian Subtitle

Season 1

Release info

Project Blue Book S01E08 720p HDTV x264-LucidTV
Project Blue Book S01E08 1080p HDTV x264-LucidTV
Project Blue Book S01E08 720p HDTV x265-MiNX
Project Blue Book S01E08 720p HDTV HEVC x265-RMTeam
Project Blue Book S01E08 1080p HDTV HEVC x265-RMTeam
Project Blue Book S01E08 480p HDTV x264-RMTeam
A Commentary by GgwKr
█► GgwKr ft. Masoud_ryt | Film2Movie ارائه‌ای از وبسایتِ ◄█

Tags

HDTV
hdtv
x264
720p
720
HD
1080
x265
HEVC
480p
480
Published on: 2019-02-28
Downloads: 41
Hearing Impaired: No

Farsi Persian subtitle preview

The first 200 lines.

آنچه گذشت

چطور ممکنه اینجا باشی؟

وقتی بهم نیاز داشته باشی هستم

8, 3, 1, 2.

وقتی هم به تو نیاز داشته باشم میام اینجا

شهر یه کلیسایی داره

وقتی حواست اومد سرجاش، بیا پیدام کن

من و برای چی میخوای؟

اون "ماده ی حساس" رو تو از برنامه سِری سفید جنگل دزدیدی؟

این بود می گفتی اضطراریه؟

تحقیقاتِ راجع به همین بود؟

همینطور که گفتم دکتر

هنوز در جریانه

مــتـرجـم:‏ GgwKr ft. Masoud_ryt|^|

صبح بخیر

با تو هم تماس گرفتن؟

بیشتر شبیه دستور بود

‫"برو به آزمایشگاه و پروژکتور رو راه بنداز.."

تو چی شنیدی؟

چیزی بود که نگرانم کنه

منم همینطور

فایه، قهوه داریم؟

آزاد کاپیتان

بهش گفتم تنهامون بزاره

قهوه می تونه منتظر بمونه

این تلفن ها هم از کار بندازید

مزاحمت نمی خوایم

بله قربان - بیا اینو وصل کن -

پرده ها رو می بندم

سلام جک - سلام -

متاسفم که مزاحم می شم

دانا را ندیدی؟

اون شب برام شیرینی آورد

میخواستم بشقاب رو برگردونم اما

چیزی شده؟

چند روز نبودم، یه سفر کاری بود

میدونم که می دونی چچوریه دیگه

آلن هم مثل من سفر میره

اما تلفن رو جواب نمی داد

اومدم خونه هم نبودش

به مادر و خواهرش هم زنگ زدم

کسی ندیدش

جک، یه لحظه بیا تو

اوکی، مرسی

آقایان چیزی که قراره مشاهده کنید از تمرین دیشبِ پایگاه سدالیا ضبط شده

ما وقت هم نداشتیم که همه ی جزئیات رو بررسی کنیم

چون بسیار زیادن

اما بعد از تماشای این، متوجه خواهید شد

آمادست

چراغ ها

سر جوخه، رفتیم ضبط

سلام

من سرجوخه جمیز وان، از تیپِ سوم پیاده نظام هستم

تمرینات امروز روی تپه ها بیرون از بخش پتِیس انجام خواهد شد

تمرکز تمرینات امروز بر روی

جا به جایی تجهیزات پیاده نظام در جنگ زمینی شبیه سازی شده می باشد.

هدف از ساخت این فیلم

اون چیه دیگه؟

چی کار میکنی؟ من رو بگیر

یه چیزی پشت سرته ببین.

این چیه

هی، اون جا چه خبره؟

بَرِش دارین ببرینش از اینجا

عقب نشینی کنید

تکون بخورید، برگردید

این درگیری 10 دقیقه ادامه داشتت

درگیری با چی؟ من نفهمیدم چی بود

ما هم نمی دونیم

پروفسور؟

نمی دونم دقیقا درست معلوم نبود

یه چیزی تو آسمون بود

متعلق به ما هم نبود

اگر متعلق به ما بود، الان ما اینجا بودیم؟

روس ها؟

بعیده بتونن انقدر نزدیک به پایگاهای ما از این کارا کنن

چیزی که می دونم اینه که کل افراد صدمه دیدن

و ادعا کردن اونا، حالا هر چی که بودن

یه سمتشون یه جور اشعه ی مرگ پرتاب می کردن

تا الان چند تا شاهد و مجروح

و یه چیز عجیب داریم که فیلمش هم هست

اگر شرایط درگیری چیز دیگه ای بود

حرکتِ جنگ طلبانه محسوب می شد

و خوشبختانه کنترل ورود و خروج اطلاعت از پایگاه دست خودمونه

هیچ کس غیر از اون پایگاه و افراد این اتاق چیزی راجع به این قضیه نمی دونه

ما چه کار می تونیم کنیم؟

برید به کمپِ نول

بفهمید این چیه که ما باهاش سر رو کار داریم

یا نظامی بودن یا روس ها یا چیز دیگه

و بعد

بگید چطور بُکُشیمش

برگشتی

نمیتونستم این دور و بر جسد رو پنهان کنم می تونستم؟

مسخره می شد

همیشه این توجه‌ـت به جزئیات رو تحسین می کنم

از آخرین قرارتون، خبری از کاپیتان نشده؟

مطمئنم موقعش باشه تماس می گیره

عادت نداشتی انقدر محتاطانه عمل کنی

به این اتفاقات اخیر دیگه باید بیشتر مراقب باشم

امیدوارم همنیطور باشه

خیلی خوبه

به ما گوش کنید

میخوایم که داستان رو به ما بگید

ولی یکی یکی، اوکی؟

خیلی خب، تو بگو

خیلی خب، اولش همه چی خوب بود

یکدفعه پیداش شد - نور نارنجیه -

از پشت کوه اومد

‫آبی بود، گیج خان!

خیلی هم سرد بود - نارنجی بود -

سرد هم نبود

گرما داشت، انگار که گرمای اجاق بخوره بهت

من احساس کردم قندیل می خوره تو صورتم

ببین با صورتم چی کار کرد

آره، دست منم سوخت وقتی که بهش شلیک کردم و منفجر شد

تیر ازش رد می شد

خب، ببینید، عجیب نیست که چند تا منظر داشته باشیم از این موضوع

کسی هم نیاز نیست ناراحت بشه

حالا اگر داستان ها تون به هم فرق کنه

اون چند تیکه شد اما با هم پرواز می کردن

انگار که یه چیزی کنترلشون میکنه

به این احمق گوش ندین

فقط میخواد بگه منم هستم

فکر میکنی دارم چه کار می کنم؟

بشین - بهم میگی دروغگو؟ -

جلو روم بگو

هی، هی، هی، هی بشینید

بلانسبت رنجرید شما ها

خب؟ - همه چی خوبه کاپیتان؟ -

یذره تنفس لازم داریم

میشه کمک کنید، لطفا؟

بیرون، ببرشون بیرون - تکون بخور -

همینجا بمون

بیرون

ممنون

اونجا چی شد؟

چه طرز حرف زدن با یه سربازه؟

خب حالا چطوری نتیجه گیری کنیم

وقتی همه داستان خودشون رو تعریف می کنن

بریم جایی که این اتفاق افتاده رو یه نگاه بندازیم

اصا به دانا نمیخورد

که با یه مرد دیگه فرار کنه

که شوهرش رو ترک کنه

بدون اطلاعی چیزی

میدونی اون روزی دیدمش

جنس می برد به پناهگاه خونش

اصلا معنی نمیده - نمیدونم می می -

هیچوقت نمیشه فهمید پشت درهای بسته چه خبره

چه رازهایی مردم پنهان میکنن

مثل آلن

آلن چی؟

بهت نمیگه که کجا میره

یه چه کار میکنی اکثر اوقات، درسته؟

ما راجع بهش حرف زدیم

و؟

میگه

اما صادقانه بگم

الان بیشتر می ترسم

منظورت چیه؟

یه چیزی آورد خونه چند روز پیش

این شئ

چیز بود

مجبورش کردم از خونه ببرش بیرون

میدونی چی بود؟

آلن رو یه چیز های عجیبی کار میکنه

چیزهایی که هیچوقت تصورشون رو هم نمیکردم

چه برسه باورم بشه

بشقاب پرنده ها

بیشتر

چیزهای بیشتری هست

و من دیگه احساس امنیت نمی کنم

قابل درکه

از زمانیکه اون یارو اومد خونمون

ساختمون و پناهگاه و همه چی

بدتر شده

میخوایم که دوباره کنترل دستم باشه

میخوام کاری که تو کردی رو کنم

کاری که کردم؟

بعد از اینکه ازت دزدی کردن و میخواستی دوباره احساس امنیت کنی

میخوام که اسلحه بخرم

و به کمکت نیاز دارم

خب، بنا به نقشه

اینجا حدودا همون جای گروهه

وقتی که دیدن نور رو

شبیه

جنگل، این و درست گفتن

کاپیتان

حدود 1000 تا پوکه‌ـست

همه جا هم هست

شواهدی نیست که کسی بهشون شلیک کرده باشه

فکر میکنی که گروه دیگه ای باشه

که اشتباه گرفته باشن؟

چی، آتش خودی؟ با چی، آتش پرتاب کن؟

اونا سوخته بودن، تیر نخورده بودن

آره، اما بعد از گزارش هاشون و اون فیلم

شنیدن حرف های ژنرال ها

صبر کن ببینم

فکر می کنی ژنرال ها همه ی حقیقت رو نمی گن به ما؟

چیه؟

نمی دونم

دُکی

More Farsi Persian subtitles for Project Blue Book

Comments

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left