The first 200 lines.
تيــــم ترجـــمه .:: قـقـنوس ::. .تــقــديم ميـــکـــند
WW1 در حال نابود کردن اروپاست ميليونها نفر جان خود را از دست دادند
امپراطوري آلمان از آخرين نيروها درخواست خدمت کرد
حتي از اقليت دانمارکي ژوتلاندي هاي جنوبي
ارنا در جنگ
آپريل 1918
موتي
بله کال
داري فکر ميکني؟
آره، دارم فکر ميکنم
فردا ميخوام تمام روزو داخل بموني
چرا؟
چون چندتا مرد غريبه بخاطر تو به پرامسترامپ ميان
من چيکار کردم؟- تو هيج کاري نکردي-
اما اونها ميخوان که به جنگ بري
من ميخوام به جنگ برم
ميتوني سر يک مرغو ببري؟
توي کار مجبوري اين کارو بکني؟
نه، ايندفعه بايد آدمها رو بکشي
اين جنگ ما نيست جنگ آلمانه
ما آلماني هستيم- نه، ما ژوتلنديهاي جنوبي هستيم-
دانمارکي حرف ميزنيم و اين ما رو دانمارکي ميکنه
اما آلمانها ژتلند جنوبيو از دانمارک گرفتن
خودت اينو ميدوني
چخه مگس کوچولو
فراموشش کن، تو نميري
ميدونم چرا؟- آهان؟-
اگر برم کي مرد خونه است؟
درسته
خيلي باهوشي
...بيشعوري که ميدونه
.... بيشعوري که ميدونه
...که ميدونه احمقه... اون
که ميدونه احمقه باهوشه
آره
....::::ترجمه : پريسا يادکوري::::.... telegram : @subforu
....::::هادي عليزاده و مهدي عليزاده::::.... telegram : @subforu
برو توي اتاق
برو توي اتاق و همونجا بمون
همين الان
روز بخير ارن جنسن
روز بخير افسر مير- من ديگه افسر نيستم-
الان يکي از گروهبانان ارتش آلمانم
کال جنسن قرار بود ديروز براي انجام وظيفه در پادگان فلنزبورگ خودشو معرفي کنه
اشتباه مي کنيد پاسبان ماير
همينجا منتظر باشيد
نظرت دربارش چيه؟ اون کالاي ازدواج هست؟
ميگن هيچ وقت با يک مرد نبوده
خدا ميدونه چطوري اون پسره رو به دست آورده
من از سوسيسهات تعريف کردم فهميدم
اين گواهي اي از طرف دکتر مدسنه که کالو براي خدمت، نامناسب ميدونه
خيلي نامناسب
تو با رئيس اون پسر آشنايي- گواهي هاي قديمي، فاقد اعتبارن-
الان به همه مردم نيازه، پير و جوان حتي به کال جنسن
ارنا، يک کوله ببند و با اين مرد جوان خداحافظي کن
اگه نکنم ؟ در غير اين صورت بازداشت ميشه-
متهم به فرار از خدمت ميشه
من ميخوام به جنگ برم- سلام کال-
سوسيسش خوبه؟- اين مدالم براي کشتن يک مگسه-
ميبيني؟ براي آلمان، سرباز خوبي ميشه
با ما به فلنزبورگ بيا و با کارل مستقر در پادگان، خداحافظي کن
با افتخار به ژنرال شکايت ميکنم
چشمتو بهش ننداز
اگر ميتوني کالو به جنگ بفرستي ميتوني دسترسي من به اهداف بزرگو فراهم کني
واقعا اون سوسيس خوب به نظر مياد
تو هم به جنگ ميري ارنا؟
اگر امپراطور ميتونه از کارل استفاده کنه از من هم ميتونه
کال، وقتي به خونه برگشتي به پودينگ کلم دعوتت ميکنم
مراقب خودت باش کال
موجن، کال
تو هم ميري؟
ببخشيد که ميپرسم، مير
از کي افسر دانمارکيمون اين قدر به آلمان علاقه مند شده که
جونشو براش فدا ميکنه؟
همسر مرحوم من، هيبدرگارد، آلماني بود اين بخاطر احترام به اونه
بابت همسرتون متاسفم
هيلدرگارد زن خوبي بود
عليرغم دلسوزيهايي که براي آلمان ميکرد
تا حالا به تشکيل خانواده فکر کردي ارنا؟
من کالو دارم- آره اما-
کال نميتونه تخت خواب زن و شوهريو پر کنه
اگر قرار باشه اين حرفو به عنوان خواستگاري قبول کنم پاسبان ماير
بايد کار بيشتري از فرستادن تنها پسرم به جنگ انجام مي داديد تا لياقت اين کارو داشته باشيد
اين از دستان ما خارجه دستورها از بالا ميان
من ميخوام با ژنرال صحبت کنم
بعد ميام دنبالت و قبل از شب به خونه ميريم
اگر دنبالت نيومدم، فرار کن
توي طويله منتظرت هستم
!ايست
تو همينجا منتظر باش
پاسبان ماير بخاطر سرهنگ اينجا هستند
سرهنگ پنج دقيقه بهت وقت ميده در آلمان
مرسي- از اين طرف-
سوسيسها رو يادت نره
من دارم پول پس انداز ميکنم تا تا توي پادبورگ يک دکان اغذيه فروشي باز کنم
جمع و جور کردنش، کار سختيه
و هرچند کال خيلي باهوش نيست
اما کمکم ميکنه که روي نون، روغن بريزم
... و سيب زمينيها رو بلند کنم
مطمئنم که درک ميکنيد بدون اون نميتونم اين کارو بکنم
خوبه، خيلي خوبه
شياد عزيز من
ميتونم درجا زندانيت کنم
اما چون زن ساده اي هستي که .. قلب مادرانه بزرگي داري
ميبخشمت
پسرت کال جنسن
سرباز خوبي ميشه
و يک سرباز مرده
!فراري
!فراري
ايست! همونجايي که هستي بايست
من نميخوام به جنگ برم
نميخوام براي آلمان بميرم
ميخوام به دانمارک برم
هيچ وقت توي اون ايالت، از مرز خارج نميشي
لباسهاتو دربيار
لباسهامونو باهم عوض ميکنيم
پسرم توي انبار کاهه (سربازخونه) است اون براي جنگ، بيش از حد احمقه
ميرم بيارمش
طبقه چهارم، خوابگاه هجده پياده نظام ذخيره-
هنگ هشتاد و ششم گروه هشتم
پياده نظام ذخيره
هنگ هشتاد و ششم گروه هشتم
اسم من چيه؟- جوليوس رامسن، ليجت کرکباي-
جوليوس درسته
عموم، آنتون سيرسنو پيدا کن اون بهم کمک کرد
آنتون سيرسن آهنگر اهل جلس
يک چاقو داري؟
برو
برو
موجن
سه تا هشت- سه تا دو-
موجن
اسم من جوليان راسموسنه ميخوام با آنتون سيسرن صحبت کنم
دانمارکي حرف بزن همه ما اينجا دانمارکي هستيم
به جز اون بچه اي که اون گوشه است
خيلي خوب. کدومتون آنتون هستيد؟
تو کي هستي؟- من جوليوس هستم-
جوليوس رامسن از طرف ليجت کرک باي خواهرزادت
که اينطور؟
که اينطور
چه خبر شده؟
من به خواهر زادت کمک کردم لباسهامونو باهم عوض کرديم
الان جوليوس ارنا جنسنه و توي راهه و داره به مرز دانمارک ميره
و تو ارنا جنسن واقعي هستي؟
اين پسرم کله
اون براي جنگ نامناسبه بايد اونو از اينجا بيرون ببرم
خواهرزادت گفت تو ميتوني بهم کمک کني
همه ما ميخوايم از اينجا بيرون بريم
اما الان ديگه خيلي دير شده
الان به فراريها شليک ميکنن
جوليوس خوش شانس بود- دقيقا-
جوليوس شانس آورد
کمک به يک فراري، مجازاتي ده ساله داره
.... داري منو تهديد ميکني... ارنا جنسن؟
من به خواهرزادت کمک کردم به دانمارک بره
بخاطر هممون جوليوس صدام کن
فقط تا وقتي کالو به خونه برگردونم
من جوليوس راسموسنم
خواهرزاده من
کسي باهاش مشکلي داره؟
خوب؟
اگر بفهمن، هممون تنبيه ميشيم
و بخاطر همينه که همه دهانهامونو بسته نگه ميداريم
تا وقتي که جوليوس فرزندشو از اينجا بيرون ببره
چه خبر شده؟
اشميت، کارل هينز- بله قربان-
ولمر، هانس لودويگ- بله قربان-
استگمن، ديتر- بله قربان-
کافمن، ارنست- بله قربان-
لهمن، ويلهلم- بله قربان-
پولسن، کريستين- بله قربان-
ميلر، فريتز- بله قربان-
سيرسن، آنتون دام- بله قربان-
هنسن، متياس- بله قربان-
سهل انگاري در رابطه با دکمه ها يادداشتش کن
راسموسن، جوليوس دام- بله قربان-
پترسن، مکس- بله قربان-
کارلسن، جيکوب- بله قربان-
نيکولاسن، نيلز-
جوليوس
جوليوس
خانم
ساعت پنجه، همه بلند شيد
ساعت پنجه، همه بلند شيد
کلاه خود، کمربندها بسته
کلاه خود- کمربند-
ماسک گاز از اين به بعد، همراه مورد اعتمادته
حرکت کن
ماسک گاز از اين به بعد، همراه مورد اعتمادته
ماير- ... از اين به بعد-
و تو کي هستي؟
جوليوس رامسن، پياده نظام ذخيره هنگ هشتاد و ششم
جوليوس رامسن، متوجهم
بعدي- ... اگر من و کالو از اينجا بيرون ببري-
بعد درم باز ميشه
از اين به بعد، همراه مورد اعتمادته
توجه کنيد
همه بريد بيرون
جوليوس رامسن ميمونه
No comments yet. Be the first to leave one.