The first 200 lines.
"شواليه ي سياه"
"فلورانس - نرماندي"
!!!بپا
ببخشيد
هي، اون ديگه چيه؟
.تامي" استعفاء داد" !اينم روش رفتنش بود
.تامي" رو که مي شناسي" .بهتر امروز از "باستيک" فاصله بگيري
.بيخيال مرد! من کارم درسته .کارم به اونجاها نمي کشه
.هي، "باستيک" مي خواد همه رو ببينه همين حالا
.اينو ببينيد !دو مايل اونورتر داره باز ميشه
!"سلام، "قصر جهان - .در موردش شنيدم -
،ما از يه بحران اقتصادي، دو تا زلزله .و يه بازرس بهداشت جون سالم بدر برديم
همون بازرس همجنس گرايي که کلي از .پيشرفتهاي منو به باد داد
ما جايي نمي ريم. ما اينجا مي مونيم و .با "قصر جهان" رقابت مي کنيم
من 27 ساله که دارم به جامعه .کار با کيفيت ارائه ميدم
.من يه نظري دارم
چرا اينجا رو نمي فروشي؟ ... "آره، برو "ميامي
واسه خودت يه کاديلاک بخر و با يکي .از اون پسراي کله تيغ زده ي مشتي بگرد
.همه برن سر کارشون
.جمال"، تو هم خندق رو تميز کن"
... اوه، بيخيال
.ولي اول مي خوام باهات حرف بزنم
لعنت به تو "جمال"! نمي توني يه لحظه ... خودت رو تو آينه نگاه کني
و به کارت بچسبي و به من کمک کني؟ - تو چرا به خودت کمک نمي کني؟ -
بيخيال جامعه يا "ارائه ي کار با !کيفيت" بشو
.سرمايه َت رو نقد کن و برو
حالشو ببر. مي گيري چي ميگم؟
برو باي باي
نمي فهمي چي ميگم، نه؟
!اميدوارم خدا يه عقلي بهت بده
!شايد خودت لازم داشته باشي
... "جمال"
حالا که داري ميري، کلاه خود رو هم .تميز کن
!اَه! عجب گندي
مرد، اينجا مثل "اکسون والدز" جزيره ي .تري مايل" مي مونه"
ما چه انتخاب ديگه اي داريم، رفيق؟
توي دو هفته "قصر جهان" آب اينجا .رو قطع مي کنه
... ما الان بايد
.از شلوغي اجتناب کنيم
مي گيري چي ميگم؟
آره - .چون نمي تونم اين کار رو اينجا انجام بدم -
باشه، باشه
"براي "قصر جهان - "براي "قصر جهان -
... و بعد من ميرم داخل
.تو مُردي
.به نظر بايد کلي ارزش داشته باشه - چي؟ -
اوه، وايستا برم يه چيزي بيارم .بکشيمش بيرون
چي شد؟ !"هي، "استيو
"خانم "باستيک
!اوه، لعنتي، لعنتي
!عجب آب ِ سردي
.تو آرامش ِ مرا بر هم زدي
اينجا چه کار مي کني؟
!چي چي؟
.اوه، باشه. فهميدم
زيادي مشروب خوردي، آهان؟ مراسم افتتاحيه ي "قصر جهان"؟
.او، تو عصباني هستي .من گوشت ندارم که بهت بدم، سگ
.مرا با احترامي درخور و شايسته خطاب کن
.من "نولتي" اهل "مولبرو" هستم
.و من يک سگ نيستم
،ممکنه سگ نباشي .ولي شايد دلت بخواد غلت بزني
.وايستا اين لباس خيس رو بکنم
.وايستا ببينم .تو نفس نمي کشي، مَرد
!اين نفس نمي کشه .زنگ بزنيد اورژانس
!اورژانس !يه سفيد پوست مُرده
!يه سفيد پوست مُرده
... مي خوام يه کم به دهانت نزديک بشم
...پس اگه بيدار شدي و ديدي يه برادر روته .من از اينکار بدم مياد
.واسه اينه که نفست رو برگردونم
.پس صبور باش
.بزن بريم .بفرما
اوه، لعنتي
تو چي خوردي؟ "ناچو"ي فاسد؟
وايستا، وايستا، وايستا
... اوه، کجاست
.اوه ... اسپري رنگ
.من که نمي خوام رنگت بزنم !نه
اوه ... وايستا
.اينم از اين
.تو جان ِ مرا نجات دادي
.قابلي نداشت - .من به تو مديون هستم. سپاسگزارم -
.اصلاً حرفشم نزن کجا زندگي مي کني، رفيق؟
بيا، بريم، بيا
اينجا زندگي مي کني؟ - آري -
چي ... ؟
اوه، اوه ... واسه داشتن حيوون مجوز داري رفيق؟
.اين يه خر کون گنده َست واسش مجوز داري؟
رفيق، مي تونم يه پيشنهاد بدم؟
آکيا". برو واسه خودت ميز بخر با" .چند تا از اون لامپاي پنج دلاري، رفيق
.مي دوني، يه تخت تاشو .بعد واسه خودت آدمي ميشي
و سعي کن يه کفشي پات کني که .توش فلز کمتري کار شده باشه
.مي دوني، يه کتوني راحت واسه خودت بگير
آيا گرسنه هستي؟
اين چيه، رفيق؟
.غذاست - .اين شکار غير مجاز ـه، رفيق -
مي دوني چيه؟ .برو غذاي مراکز فقرا رو بگير
.بهشون بگو وضعت خرابه منظورم رو مي فهمي؟
اگه حرفت رو باور نکردن به يه کارمند ... خدمات اجتماعي بگو بياد اينجا
.جايي رو که زندگي مي کنه ببينه ... چون اين
.واقعاً وضعت خرابه .جدي ميگم
.و تو بايد واسه خودت يه سر پناه پيدا کني جدي ميگم؟
... به فکرش باش. خب
.ممنون که منو به خونه َت دعوت کردي
... بخاطر
.گفتگو کردن با من از تو سپاسگزارم ...
!بخاطر حرف زدن از من تشکر مي کني؟ - من مردي هستم که براي شکست هايم - ... مورد تمسخر واقع مي شوم
.چون من به طور شايسته به ملکه خدمت نکرده ام
.عقلم رو از دست دادم، رفيق
بيا اينم دو دلار. خب؟
برو واسه خودت چند تا صابون و .چند تا آدامس بخر
.منم از اينجا برم
بزرگراه بايد اين طرفي باشه؟
.خودم پيداش مي کنم
!برادر در جنگل گم شده. اصلاً جالب نيست
!اوه، لعنتي، نه !مي دوني که کارت اشتباه بود
!اوه، لعنتي قصر جهان"؟"
.خانم "باستيک"، فاتحه َت خونده َست
آهاي مردم ديديد؟ ... داشت با اسب از روم رد ميشد
وايستا ... وايستا
وايستا
هي، منو ببريد پيش مديرتون، خب؟
من نزديک بود برم زير اسب چند تا ... از اون بازيگراي عوضي ـتون
!که اين شغلشون رو خيلي جدي گرفتن ...
شما کي هستيد؟ - من کي هستم؟ -
من همونيم که اگه يه بار ديگه دستت رو !روم بذاري، دهنت رو سرويس ميکنه
خب؟ .من کارمند "قصر جنوبي" هستم
"فلورانس" و "نرماندي"
نرماندي"؟" .خيلي عذر مي خواهيم
.منتظر خبري از "نرماندي" بوديم .بفرماييد داخل لطفاً
.ما رسيدنتان را به شاه اطلاع مي دهيم
اينجوري بهتر ـه. اين روشي ـه که برادرا بايد اعمال کنن. مي دوني؟
،و با افرادتون صحبت کنيد !چون بَر و بَچ ميزنن، حالشون رو مي گيرن
!من بيخيال شدم
!واي! "ببين "قصر جهان" چه کرده
... اسب ها، لباس ها، بو ها
سلام. کلاه ِت کو رفيق؟
.ممنون که روستاي کوچيک ما را نجات داديد
.و افسانه ي "شواليه ي سياه" اينگونه بود
.پرنسس خيلي زيبا به نظر مي آيند
.اين ازدواج ِ قرن مي شود موافق نيستي؟
.آري، ولي پرنسس، داماد را دوست ندارد
.خب؟ پرنسس يه زن است
چه مي شود اگر يک زن مِلکِ مَرد به حساب ... نيايد و بتواند
شوهرش را خودش انتخاب کند؟ ...
!تو حالت خوب است؟ - !برويم دعا کنيم مريض نباشد -
شايد در دوران خون ريزي است؟ - خير -
.نه، کاملاً حالم خوب است .حرف احمقانه اي بود
اوه، لعنتي
.اين چيزي ـه که داشتم در موردش حرف ميزدم
.اجازه مي خوام که خودم رو معرفي کنم
"جمال"
"ويکتوريا"
.اوه، وايستا، ببين، عزيزم .اشتباه نکن
... آآ ... ببين
.من ... من اينجا کار نمي کنم
.من مأمور استعداديابي هستم
... من آدمايي مثل "ماريا" ... "دنزل" رو ... پيدا کردم
تو مي توني "زِل" صدا بزنيش. من بهش .ميگم که تو دوست داري "زِل" صداش کني
ولي يه چي بهت ميگم ... مي خوام صادقانه .بهت بگم ... تو بي نظيري
.تو مي دِرَخشي دختر
.شما به زبان غير معمولي سخن مي گوييد
اوه، نه، اين مدل حرف زدنيه .که تو محله ي ما حرف ميزنن
.ببين، اول بايد يه سري عکس بگيريم
تو لباس زير بند دار داري؟ - !چي؟ -
خب، مهم نيست. چرا تو نمي خواي اين شلوار گشاد رو بيرون بياري و کونت رو بندازي بيرون؟
.مي دوني؟ فقط شماره َت رو بهم بده
هفت
!ببخشيد؟ - .شما شماره ام را پرسيديد -
.من يکي از خدمتکارهاي شاه هستم .شماره ي هفت
.اوه، باشه، اين شماره ي کارمندي توئه
.نه، من منظورم شماره تلفن ِت بود .نگران نباش، منم شماره َم رو مي نويسم
کسي خودکار(قلم) داره؟
شما خواندن و نوشتن مي دانيد؟ - آره -
دوست پسرت کي بود؟ !تو مي توني ميکده رو به آتيش بکشي
روز خوش خانمها. امروز حالتان چطور است؟ .صبر کنيد، خودم به شما مي گويم
آري
خيلي خوب
،تو يک چيز ـه خاص هستي .ملکه ي حَبَشي ـه من
هي، تو چه مرگته مرد؟ نمي دوني به اين ميگن "آزار و اذيت جنسي"؟
آه! تو همون ابله ي هستي که داشتي با اسب از روم رد مي شدي، نه؟
.بذار رئيست رو ببينم .اون پدرت رو در مياره
.بهتر است مراقب حرف زدنت باشي، آفريقايي
.يا زبانت را مي بُرَم و مي اندازم جلوي سگها
بيا اينجا .خيلي با اين کارت حال کردم، رفيق
،من مأمور استعداديابي نيستم .پس بيخيال تأتر بازي کردن
.فقط دارم سعي ميکنم مُخ ِ اونو بزنم .خوشگل نيست؟ نگاه کن و ياد بگير
آفريقايي ... مرا به سُخره گرفته اي؟
.پادشاه منتظر شما هستند، پيام رسان
بهتره يه کم خونسرد باشي، خب؟
"مرا به سُخره گرفته اي، آفريقايي؟"
هي، ببين، رئيست مجبورت ميکنه پادشاه" صداش کني؟"
.مي تونيم با اتحاديه صحبت کنيم
.نه، رفيق، اين درست نيست
ما عذر مي خواهيم قربان. ما انتظار نداشتيم .شما زودتر از چند هفته ديگر بياييد
شما را چگونه معرفي کنم؟ - منظورت چيه؟ -
،معارفه ي رسمي ـتان .براي معرفي شدن در حضور پادشاه
معارفه ي رسمي؟
والاحضرت، اگر به بنده اجازه مي دهيد؟
، با يک هديه ي کوچک شروع مي کنيم
، "از "اينگلوود هاي
No comments yet. Be the first to leave one.