Suits

Suits

Download Farsi Persian Subtitle

Season 9

Release info

Suits S09E05 If The Shoe Fits HDTV XviD-RMX
Suits S09E05 720p HDTV x264-KILLERS
Suits S09E05 WEB x264-TBS
Suits S09E05 If The Shoe Fits 480p AMZN WEBRip X265-NTb
Suits S09E05 If The Shoe Fits WEBRip X265-ION10
Suits S09E05 If The Shoe Fits 1080p WEBRip 6CH x265 HEVC-PSA
A Commentary by GodBless
- مترجم مرتضی -T:@Subvill

Tags

webrip
web
BRip
x265
TS
480p
480
1080
HEVC
x264
Published on: 2019-09-03
Downloads: 62
Hearing Impaired: No

Farsi Persian subtitle preview

The first 200 lines.

‫آنچه گذشت...

‫من و ریچل فرصت اداره یه ‫شرکت در سیاتل رو داریم. ‫اونجا میتونیم علیه ‫500 شرکت ثروتمند وکالت کنیم.

‫- اگه میخوای کارهای خیر بیشتری بکنی...

‫قضیه این نیست هاروی، من همچین آدمی هستم.

‫هاروی موکلشُ به اریک داد؟

‫درسته، ولی هنوز یه موکل دیگه هست که بده،

‫باشگاه ورزشی بریک استریت. ‫- چرا؟

‫- میخواست یه لطفی بکنه. ‫- رئیس مدرسه حقوق.

‫غیرممکنه بتونی از پس هردوش بربیای.

‫من این شغلُ میخوام و یه بچه میخوام، ‫و نمیدونم چرا نمیتونم هردوشُ داشته باشم.

‫تو به من خیانت کردی، به این شرکت خیانت کردی.

‫- سعی کردم مخفیش کنم، قسم میخورم. ‫- گورتو از شرکتم گم کن.

‫تو اخراجی. ‫- نه نیست.

‫این نشون دهنده عدم توانایی در قضاوته. ‫و اجازه نمیدم باقی بمونه.

‫دیگه نمیتونم اینجا کار کنم.

‫- برایان لطفاً اینکارو نکن. ‫- طوری نمیشه.

‫چرا میشه.

‫اگه میخواین برم قانعم کنید ‫برای مدیریت درست قابل اعتماد هستید.

‫و اگه اینکارو نکنیم؟

‫اگه بازم از خط قرمز عبور کنید، ‫اونوقت اخراج میشید.

‫ینی چی نمیتونی امشب بیای اینجا؟

‫پیتزا گرفتم.

‫حتی اون گوجه سبزهای احمقانه ای که دوست داری.

‫هاروی آخرین لحظه یه چیزی شد. ‫یه دوست قدیمی بی خبر بهم زنگ زد.

‫خب پس چطوره بعداً بیای اینجا؟ ‫میتونم دوباره پیتزا رو داغ کنم.

‫40 درصد بدتر میشه ولی طوری نیست.

‫چرا حس میکنم قضیه بخاطر پیتزا نیست؟

‫خیلی خب ببین، خیلی بهش افتخار نمیکنم ‫ولی برنامه "بقا" رو میبینم.

‫- تو بقا میبینی؟ ‫- درسته.

‫نباید اعتراف میکردی.

‫یه برنامه کم بینندست ولی دوستش دارم. ‫و امیدوار بودم تو هم خوشت بیاد.

‫خب نظرت چیه بعداً یه فکری بکنم؟

‫خیلی خب ولی درست نیست.

‫این دوست قدیمی کی هست حالا؟ ‫- بقا؟

‫نکنه هزار سالته؟ ‫- فهمیدم.

‫برنامه برای تو نبود برای من بود.

‫بهت خوش بگذره هاروی.

‫میدونی، فقط چون بهت کلید داد ‫دلیل نمیشه اینجا میمونی.

‫چرا باید اینجا بمونم؟ ‫یه آپارتمان قدیمی دارم که ‫وانمود کردی برام اجاره کردی.

‫ریک سورکین؟ دل نازک شدی.

‫واسه مالیات اخلاقی ازش استفاده میکردم.

‫و اسم اون مالیات اخلاقی چیه؟ ‫من دل نازک هستم؟

‫شاید همیشه دل نازک بودم.

‫پس این مراقبت کردن ضعیفت میکنه چی شد؟

‫فکر کنم مراقبت کردنُ با ‫رفتن به سیاتل اشتباه گرفتی.

‫حرف سیاتل شد، چندتا پیرزن نداری که ‫بخوان از شرکت آپارتمانی شکایت کنند،

‫یا هر پرونده بزرگی که این روزها داری؟

‫چرا دارم ولی اون خانم ها باید صبر کنند، ‫چون همیشه برای یه دوست قدیمی وقت دارم.

‫از دیدنت خوشحالم هاروی.

‫از دیدن تو هم خوشحالم مایک.

‫- اون پیتزای جیانوئه؟ ‫- آره.

‫گوجه زرد دوست داری؟

‫این باید اندازت باشد، به من ‫میگویند ندیمه جوانی که خوب بلد است کفش تو پا جا کند.

‫ولی شاهزاده من، من لیاقت تو را ندارم. ‫نه در این لباس های کثیف.

‫اشتباه میکنی. ‫همین کثیف بودنت مرا به تو جذب کرده.

‫- مشکلی پیش آمده سرورم؟ ‫- نه بانوی من.

‫فقط...

‫فقط شاید اگر...

گه توش، اندازه نیست مگه نه؟

‫معلومه اندازست. تو شاهزاده منی.

‫نه، من خواهر خونده چاق هستم.

‫چیه، شیلا نگو اینو ‫فقط بدنت یکم آب اضافه درست کرده.

‫آب؟

‫لوئیس پاهام اندازه ویسکانسین شده.

‫ما هم قبول داریم، ‫ولی بچه که بدنیا بیاد خودش آب میره.

‫- نه نمیره. ‫- درمورد چی حرف میزنی؟

‫لوئیس اگه موقع حاملگی پاهات چاق بشه ‫دوباره کوچیک نمیشه.

‫ولی اینا 9 هزار دلار شد.

‫نگرانیت از اینه؟

‫خب باید نگران چی باشم؟

‫میدونی چیه، شاید من باید ناراحت باشم ‫چون من چاقم، احمقم ‫و کلی پول حیف کردیم و هیچکاریُ درست انجام نمیدم!

‫واو شیلا. تو همه کارهارو درست انجام میدی.

‫- نه نمیدم ‫- چه خبر شده؟

‫خب سعی کردم بهش فکر نکنم، ‫ولی امروز صبح تو یه جلسه کامل ‫مهمترین اهداکنندمون رو ‫با اسم اشتباه صدا میزدم.

‫اون حمایتشُ حذف کرد. ‫50 هزار دلار

‫هی هی

‫طوری نیست

‫فقط یه حامی بود. ‫- نه فقط یه حامی نبود.

‫بخاطر همه ایناست ‫و خیلی خسته ام و خیلی تیره و تار.

‫آره چون بارداری.

‫و اگه تو بارداری نتونم کارمو انجام بدم ‫چرا کسی باید فکر کنه وقتی بچه دار شدم

‫بتونم از پسش بربیام؟

‫شیلا، داری زیادی به خودت سخت میگیری.

‫نه، تو فقط نمیفهمی.

‫فقط منو تنها بذار!

‫بذار ببینم درست فهمیدم، به دانا گفتم بوست کنه ‫اینکارو میکنه بعد در نتیجه،

‫از یه زن دیگه میخوای بیاد با من زندگی کنه.

‫یه وضعیت پیچیده بود.

‫حتماً همینطوره، چون بعدش دانا با یه موکل قرار میذاره ‫حق ویژه رو براش میشکنه

‫و بعد شما دوتا با هم هستین.

‫یه ماه پیش مگه پای تلفن همین ‫بحثُ نکردیم؟

‫آره خب اگه تماس تصویری بود بیخیالش میشدم ‫ولی یه دوست واقعی باید خجالتُ تو ‫صورت طرف ببینه.

‫حالا که داری تماشا میکنی بگو.

‫- چیو؟ ‫- اینکه چرا اینجایی.

‫چون تو کتم نمیره ‫بی خبر بدون دلیل اومده باشی.

‫اگه میخوای بدونی برای کار اومدم اینجا.

‫کار التماس برای کار قبلیت؟ ‫چون دیر شده، جاتو پر کردیم.

‫اره ولی مدرک حقوق دارن؟

‫لعنتی، میدونستم یه چیزی یادم رفت چک کنم.

‫دیدی، اگه حافظه منو داشتی ‫همچین چیزایی یادت نمیرفت.

‫نه، فقط یادم رفت چمدون پر از موادمُ قفل کنم.

‫- قفل شکسته بود. ‫- مغز تو شکسته ست.

‫بیخیال بگو.

‫اون عوضی که میخوای باهاش بجنگی؟

‫راستش فکر کنم خوب میشناسیش ‫اسمش هاروی اسفینچتره.

‫اون کارشو خوب بلده. ‫- حتماً شوخیت گرفته.

‫پنج ساعت پرواز کردی و رسیدی به اسفینچتر؟

‫اسفینچترو قبول دارم. ولی یه چیز بهتر میخوای؟

‫این چطوره. ‫من وکیل جرمی وال هستم

‫و میخواد از قرارداد بریک استریت بیاد بیرون.

‫- وایسا، بیاد بیرون؟ ‫- اهمم

قرارداد جرمی مشروط بر اینه که اونها هیچ آسیبی به وجهه اش وارد نکنن، و استثمار کارگران برون مرزی مصداق بارز آسیبه

‫استثمار کارگرها؟ از کجا این به فکرش رسید؟

‫یه سفر خوب رفت خودش کارخونه رو دید.

‫اگه میخوای قانعشون کنم ‫باید پولشونُ بهشون بده.

‫یه پاپاسی هم به کسی نمیده.

‫خب مجانی که نمیتونه بره.

‫میدونستم ممکنه اینو بگی ‫منم یه مشوق برات آوردم.

‫نقض قرارداد.

‫میدونم این چیه.

‫نمیخوای بریک استریتُ قانع کنم. ‫میخوای با من در بیافتی.

‫در بیافتم، نا کارت کنم، چه فرقی میکنه؟

‫خب حالا که اینطور شد چطوره ‫تو و جرمی فردا یه سری بزنین؟

‫و منظورم از سر زدن یعنی استشهاد.

‫مطمئنی؟

‫نمیترسی به یه وکیل زبده ببازی؟

‫نمیخوام ناامیدت کنم ولی قبل از بدنیا اومدنت ‫من زبده بودم و مدتها

‫بعد از اینکه مردی زبده خواهم بود.

‫میدونی این منطقی نیست درسته؟

‫منطقی میشه، وقتی زبده هستی.

‫پس فکر کنم فردا میبینمت.

‫اه و هاروی جوری میگم که ‫بتونی درک کنی،

‫اگه کار به دادگاه کشیده شد ‫مثل مستند بقا، من آخرین بازمانده خواهم بود.

‫میدونستم راز بقا رو نگاه میکنی.

اگه قراره رایگان بزنم برای خودم میزنم - مترجم مرتضی -T:@filmvill

‫الکس، همونی که میخواستم ببینم.

‫ام...

‫تو دو تا بارداریُ با روزالی گذروندی مگه نه؟

‫بله درسته، چطور؟

‫چطور انجامش دادی؟ ‫الان نمیتونم کاریُ درست انجام بدم.

‫مهم نیست چی بگم، مهم نیست چیکار کنم بازم ناراحت میشه.

‫هر کتابی که دستم اومد خوندم ‫ولی هیچکدومش درمورد...

‫دیوانه بودنش نیست.

‫لوئیس، چرا زمزمه کردی اینو؟

‫نمیدونم.

‫چی خنده داره؟

‫دارم به این فکر میکنم چقدر بگا رفتی.

‫لعنت بر شیطون الکس، کسیُ ندارم بهش رو کنم.

‫برایان که رفت ‫اگرم هاروی بچه داشته باشه خودش خبر نداره ‫و اگه فکر کردی از خواهرم میپرسم

‫پس حتماً عقلتُ از دادی.

‫باشه گوش کن، جواب مشکلت سادست.

‫فقط کاری نکن.

‫درمورد چی حرف میزنی؟

‫اگه ناراحت شد، سعی نکن درستش کنی. ‫بهش نگو همه چیز درست میشه. ‫فقط گوش کن و کاری نکن.

‫هیچی

‫درسته، هیچی ‫- نه حتی...

‫- نچ. ‫- چطوره...

‫- عاعا ‫- ولی میتونم...

‫لوئیس دلیل اینکه خندیدم این بود که ‫میدونستم نمیتونی هیچ کاری نکنی.

‫اگه میخوای کاری بکنی و البته توصیه نمیکنم... ‫فقط بهش بگو دوستش داری.

‫سعی کردم یه تا کفش سمتم پرت کرد.

‫پس فهمیدی؟

‫آره فهمیدم.

‫ممنونم الکس.

‫الان میرم و هیچکاری نمیکنم.

‫اون بدجوری بگا رفت.

‫- صبح بخیر کاترینا. ‫- دانا، چه کاری میتونم برات بکنم؟

‫میخواستم بخاطر حفاظت از رأی من تو ‫اون آئین نامه رفتاری تشکر کنم.

‫چیزی نبود.

‫یه چیزی بود، و خواستم لطفتُ جبران کنم.

‫درمورد چی حرف میزنی؟

‫درمورد برایان حرف میزنم.

‫کاترینا تو همکاری انتخاب نکردی ‫و چند وقتیه تو حال خودت نیستی،

‫و باعث شد فکر کنم هنوز بیخیال نشدی.

‫خب بابت نگرانیت ممنونم ولی بیخیال شدم.

‫خب چطوره الان بهش زنگ بزنی؟

‫دیدی؟

‫حتی فکر کردن بهش ناراحتت میکنه.

‫باشه راست میگی. ‫هنوز یه همکار جدید انتخاب نکردم.

‫و با تمام اتفاقاتی که افتاده، ‫نباید چون تو حال خودم نبودم منو سرزنش کنی.

‫ولی تو قضیه برایان، من حالم خوبه.

‫میفهمم.

‫و اگه نظرت عوض شد ‫و خواستی درموردش حرف بزنی. من اینجام.

‫بنجامین، یه لحظه وقت داری؟

‫راستش لوئیس ندارم، الان یکم سرم شلوغه. ‫مگه اینکه بخوای بازم منو اخراج کنی.

‫باشه فهمیدم، هنوز ناراحتی.

‫ناراحت؟

‫ازم خواستی یه کار خلاف برات انجام بدم، ‫و وقتی گیر افتادم ‫بجای حمایت از من، منو اخراج کردی.

‫و مهمتر از همه اینا، تا وقتی چیزی لازم ‫نداشته باشی پیدات نمیشه، که از اون کیسه

‫گوشت کبابی خوشمزه که دستت گرفتی مشخصه.

‫خب گوشت کبابی قرار نیست ایندفعه مشکلتو حل کنه عوضی.

‫بنجامین، میدونم کنارت نبودم ‫و فقط میتونم بگم خجالت زده هستم.

‫میخوای بدونی چطور خجالت نکشی؟

‫چطوره بگی اشتباه میکردی و متأسفی؟

‫اشتباه میکردم ومتأسفم.

‫و اینو نمیگم چون به کمکت نیاز دارم.

‫ولی وقتی کمک لازم داری اینو میگی.

‫درسته.

‫و اگه نمیخوای کمک کنی مجبور نیستی ‫ولی برای من نیست برای شیلاست.

‫- شیلا؟ ‫- یه حامی بزرگُ از دست داد

More Farsi Persian subtitles for Suits

Comments

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left