Master's Sun (주군의 태양 / Joogoonui Taeyang)

Master's Sun (주군의 태양 / Joogoonui Taeyang)

Download Farsi Persian Subtitle

Release info

Master's Sun E14 2013 Kor
A Commentary by 8701293
ترجمه و زیرنویس: پیلار

Tags

other
Published on: 2013-12-01
Downloads: 29
Hearing Impaired: Yes

Farsi Persian subtitle preview

The first 200 lines.

خورشيدِ ارباب

~ قسمت چهاردهم ~

تو خورشیدی؟

با اینکه منُ یادت نمیاد، چطوری اومدی اینجا؟

نمیدونم تو کی هستی

ولی فکر میکنم یجورایی باید آدمِ مهمی باشی

تو برای من کی هستی؟

انگار انتظارِ یه چیز استثنایی رو داری

فقط...همونطوری بهش فکر کن که به نظر میاد

من یه دخترِ فقیر و بی پولم

تو یه مدیرعامل خیلی ثروتمندی و

پس من کیمَ؟

یه شایعه هست که میگه من برای تو آدمِ خاصی هستم

من چطوری برای تو خاصم؟

من تو جاده ای که تو توش داشتی میرفتی مجانی سوار ماشینت شدم

تو گفتی مدیرعامل کینگدامی

یجورایی بعد از اینکه سوار ماشینت شدم، بهم یه کارِ نیمه وقت دادی و من هم برات کار میکردم

چون خیلی ناراحت و تنها بودم، تو بهم توجه میکردی

وقتی شرایط سختی داشتم، کمکم کردی، بهم کار دادی و حتی تو هتل برام جشن گرفتی و

برای من تبدیل به یه آدمِ خیلی خاص شدی

من گذاشتم آدمی مثلِ تو بچسبه بهم؟

امکان نداره

احتمالاً این ساختمون مالِ توئه؟

یه بار بهم گفتی نباید تو یه همچین خونه ای زندگی کنم برای همین میخواستی برام یه خونه ی بهتر بخری، وحتی یه ماشین

من گفتم!؟

اصلاً شوخی بامزه ای نیست

تو یه آبنباتی که تو یه متل زندگی میکنه و من یه آدمِ ثروتمندِ گول خورده ام

با اینکه حتی قیافه ات هم شبیه زنهای جذاب نیست من با تو میچرخیدم؟ من؟

من یه حس ششم فوق العاده قوی دارم

حتی اگه خیلی هم به خودت ببالی هیچ حس ششمی وجود نداره که کار کنه

کار میکنه

من انقدر محکم چسبیده بودم بهت که اصلاً فکر اینم نمیکردم که بخوام به این راحتی ولت کنم بری

ولی وقتی پیشِ من بودی زخمی شدی و من احساس بدی داشتم برای همین داشتم فکر میکردم خودمُ ازت دور کنم

تو حسابِ بانکیِ منُ با یه مشت پول پر کردی و حالا فکر میکنم ارزشم کم شده

خوب ازش استفاده میکنم

بابتش ممنونم

باید بری

واقعاً همش همینه؟

باشه، اگه ما یه همچین رابطه ی شل و وِلی داشتیم سعی میکنم دوباره نگهت دارم

اینطوری جواب اینکه تو دقیقاً برای من چی بودی رو پیدا میکنم

به من دست نزن. گفتم همه چی تموم شده

تو اینجور رابطه ها، یا من باید تمومش کنم یا تو

چی؟ چسب زدی بهم تا بچسبم بهت؟

وقتی به حسابت نگاه میکنی، فکر میکنی چقدر باید بهت میدادم؟

برای من، این همه چیز نیست

تو اون مدتی که یادم نمیاد، خیلی چیزها عوض شده

اذیتم میکنه ولی برام مهم نیست

به خاطرِ تو بوده؟

فکر کنم یه چیز خیلی بزرگُ فراموش کردم

اون...در مورد توئه؟

یه چیزی هست که اینجا جا گذاشتی

یه لحظه صبر کن. بهت برمیگردونمش

تا آبجوی خودمُ بسپرم به تو

ببین، خیلی خوب اینجا جا میشه

بگیرش و برو

این تنها چیزیه که اینجا جا گذاشتی

تو ازم خواستی دختری باشم که خیلی راحت میتونه بذاره بره

منم درست همینطور فکر میکنم، پس لطفاً برو

واقعاً من اومدم اینجا پیش تو اینُ خوردم؟

باشه، اگه فقط یه همچین چیزیه، عیبی نداره

ممنون

که تونستی خودتُ ازم دور کنی

و برگردوندنِ این

دوباره نیا اینجا

ته گونگ شیل

اسمش ته گونگ شیله

میدونی، نه؟

داری میپرسی چی یادم میاد؟

هیچی یادم نمیاد و چون منشی کیم وسطِ تعطیلاتشه

چون تو تمام مدت داری تماشام میکنی، لطفاً حافظه اتُ چک کن

من با اون دختره رابطه ای داشتم؟

من شایعه ای که همه جا پیچیده بود و ماجرایی که میدیدم مردم درباره اش حرف میزنن رو برات میگم

من همه جا بودم

بگو، بگو

اولش، فکر کنم خیلی عادی بهش نگاه میکردی

تصمیم گرفتیم فقط در حد یه رابطه ی کوچیک نگهش داریم

اون یه حسِ ششم فوق العاده داره

همون بود که باعث شد اینُ بگم

تو از اون آدمایی نیستی که به اینکه دیگران چی فکر میکنن اهمیت بدی

برای همین فکر کنم مثلِ خودت رفتار کردی و خیلی راحت اونو کنار خودت نگه داشتی

داری شوخی میکنی، نه؟

!نه، راست میگم

خب؟

یه صحبتهایی درباره ی ازدواجِ تو با دخترِ گروهِ سه جین شده بود

ولی تو گفتی نمیتونی اینکارو بکنی

من نمیذارم بره

چون نمیتونم نبینمش، فعلاً دارم یه فاصله ی ایمنی تا ازدواجُ حفظ میکنم و

میخوام همچنان ببینمش

به نظر من، بانگ شیل یه دختر معمولی نیست

تو گلدونی که به عنوان کادوی نامزدی بهت داده بودن رو برداشتی

و گفتی باید جلوی چشمِ خاله ات بشکنیش

این کادوی عروسی جونگ وونه

من معمولاً گستاخ نیستم

فکر کردم گفتم باید بشکنیش

داری میگی میخوای عروسی جونگ وونُ هر طور که شده به هم بزنی؟

چون خطرناکه

حتماً میشکنمش

مراقب باش

بعد از اینکه اینُ گفت، تو آخرش گلدونُ شکستی

و عروسی رو به هم زدی

من کارهای خیلی خطرناکی کردم

تو انقدر عمیق عاشقش شده بودی

حالا میخوای از اول شروع کنی؟

...اون شکم، اون شکم

دیگه مشکلی نیست، لطفاً برو

باشه

چون من همه ی چیزهایی که الان همه میدونن رو مو به مو بهت گفتم

دیگه میتونی بفهمی اوضاع از چه قراره

اگه این یه خاطره از خودمه که بدون فکر کردن این دور و بر ول میچرخیدم

خیلی خوبه که پاک شده

تو یه همچین وقتاییه که دلم الکل میخواد

میدونی بدترین قسمت روح دیدن چیه؟

حتی نمیتونم چیزی بنوشم چون میترسم تسخیر بشم

مدیرعامل پناهگاه تو بود

اگه پیشش میموندی، میتونستی هر کاری دوست داری بکنی

مطمئنی بدون اون مشکلی نداری؟

فکر کنم خیلی بده

...اگه میتونستیم دست همدیگه رو بگیریم و آبجو بخوریم خیلی خوب میشد

نگرانم

قبل از اینکه مدیرعاملُ ببینی، چون از روحها میترسیدی یه گوشه قایم شده بودی

نگرانم که دوباره به اون زندگی برگردی

اون روز تو بیمارستان من ترسناکترین چیز این دنیا رو دیدم

هیچوقت تو عمرم انقدر نترسیده بودم

هچوقت نمیخوام وانمود کنم از دیدنش خوشحالم و ازش بپرسم حالش چطوره تا دوباره نکشمش تو دنیای خودم

اگه به اون روز فکر کنم، روحهای دیگه اصلاً ترسناک نیستن

همین برای تحمل کردنش کافیه

خیلی ناراحت کننده اس که مدیرعامل اینطوری حافظه اشُ از دست داده

ولی تو باید جلوی خودتُ بگیری و احساستُ پنهان کنی

و همه چی رو تنهایی تحمل کنی

قبلاً بهت گفتم که قلبمُ مُهر و موم کردم

بنابراین محاسباتِ من درسته

...اینجام

زخمی شده؟

یه چیزی خالیه

احساس میکنم اینُ دادم بهش، ولی اون میگه بعد از اینکه باهاش وقت گذروندم انداختمش دور

دیگه به من نچسب

نگران من نباش

من دیگه اینطوری بی ملاحظه زندگی نمیکنم

دارم فکر میکنم سال دیگه برگردم دانشگاه

واقعاً؟

بله

فکر میکنم تو شرایطی ام که دیگه میتونم از روحی که کنارم نشسته بپرسم جواب سؤال امتحانم چیه

فکر کنم اینجوری خیلی راحت میتونی نفر اول کلاستون بشی

من همیشه نفر اول کلاس بودم

داری از خودت تعریف میکنی؟

بله

من همه ی جایزه هایی که تو مدرسه بود رو گرفتم و قرار بود آدمِ مشهور و قابل احترامی بشم

پس، تسلیم نشو و یه آدم مشهور و قابل احترام شو

بعد من ازت محافظت میکنم

من هم تو محافظت کردن از دیگران خیلی خوبم

!آه، درسته

اونقدر ماهری که میتونی از کاخ آبی مراقبت کنی

اگه قرار باشه تو ازم محافظت کنی

باید به اندازه ی رئیس جمهور مهم باشم

حتی اگه رئیس جمهور هم نشی ازت محافظت میکنم

هورا

بیا آدمای موفق و عالی ای بشیم

...هی، این قهوه ی توئه

این سودا مال منه

یه روح هست که همیشه میاد سراغم تا براش قهوه بخرم

آه، کانگ وو، از روحی که اینجاست میترسی؟

نه

تا حدی به ترسم غلبه کردم

باید پیشرفت کنم تا بتونم محافظ تو باشم

به سلامتی تو

هورا

هورا

درس خوندن برای خورشید بزرگ ساده ترین کار بود

مطمئنم دوباره میتونم خیلی خوب از پسش بربیام

اگه به جونگ وون اهمیت میدی

بدنتُ بهم قرض بده

دوباره نیومد خواهش کنه

فکر کنم از خواب بیدار شده

و حالا حالش خوبه

بله

ممنونم که کمکش کردی

....حافظه اش

...تو اون گردنبند ذخیره شده و جاش امنه ولی

اونُ بهش پس ندادی؟

پس یعنی براش هیچی نیستی

برای همینه که اینُ بهش برنگردوندم

خب، هر کاری دوست داری بکن

قراردادمون رو که فراموش نکردی، نه؟

باید چیکار کنم؟

اول

فکر کنم ایده ی خوبیه که زندگی معمولیتُ یه گوشه ای ذخیره کنی

تو باید

زنهای مجردِ مُرده رو برای من بیاری اینجا

من

مراسم ازدواج آدمهای مُرده رو برگزار میکنم

جدیداً پیدا کردن یه زنِ مناسب برای ازدواج

خیلی سخت شده

...برو جاهایی که ارواح پرسه میزنن و

چند تا عروس مناسب جمع کن

سلام

اینجا کسی هست که تا حالا عروسی نکرده باشه؟

کسی هست که بتونه با من بیاد؟

اینجا روحِ زنی که ازدواج نکرده باشه هست؟

!خدای من

...احتمالاً شما

Comments

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left