The first 200 lines.
"آرتورو"
چه خبر پسر ؟
. ميدوني، داشتم فکر ميکردم
! هي، هي، هي
! يالا جداش کن ! جداش کن
"سرکارت برگرد، "روني
ميخواستم با سرپرست "سويکل" صحبت کنم، لطفاً
دوباره همونجوري شد، "آرتورو" بهم حمله کرد
چندتا شکايت پرونده کردم
نميدونم چرا ايالت زنداني هاي زيادي رو
به زندان هايي که سطح امنيتيشون پايينه ميفرسته
فقط واسه اينکه سال آخر زندانشون رو سالم بسر ببرن
مثل اين ميمونه مار رو توي قفس موش بندازي
آرامشتونو حفظ کنين تا شکايت هاي ديگه هم نوشته بشه
باشه - نامه اومده ، قربان -
خيلي خب ، ممنون
! نگهبان
تمامي بخش هاي مديريتي قرنطينه شدن
نه کسي وارد بشه، نه کسي خارج بشه
! نگهبان
تمامي بخش ها بسته شدن، اونا جايي نميتونن برن
کمک کن هواکش دفترم رو ببندم
فکر ميکني اونجا چه خبره ؟
بيشتر نگرانِ ترک کردن اينجا هستم
واسه چي اينجا وايسادين ؟
داخل اين هواهکش ـه
! کليه بخش شرقي رو ببندين
! برين
! اينجا امن نيست، برين ديگه
: مترجم AliRezA P.
خيلي خب، پرونده هاتون رو بگيرين امروز عجيب کار داريم
امروز روز بزرگيه، چه احساسي داري ؟
يکم عصبيم
باشه ، خب ، يادت باشه نميتوني روي
تصميمي که هيات منصه براي عفو ميگيره کنترل داشته باشي، ميدوني که ؟
، اظهارنامه خودت رو فرستادي . داري وظيفه ـت رو انجام ميدي و نظرت رو براشون ابراز کردي
مهم هم همونه
، مهم نيست چه اتفاقي بيافته "براي آزادي مشروطِ "مارگوليس
فرد قوي اي هستي باشه
چطوره امروز کارمونو انجام بديم ؟
مظنون ، "روني مارکوم" ـه
، و به تنهايي تونسته فرار بکنه
. که اين خلاف بندهاي قانون فدرالِ
اين يه راه توهميه که ميگه
سه دلار غير قانوني در ساعت
براي بسته بندي کتاب ها و سي دي ها پرداخت ميکنه . تا اونارو به کشتي ببره
پنج ماه از ده ماه محکوميتي که داشت رو
. در شهره "هانلسيل" به سر ميبرده
بعد از شورش کوچيکي که باعث شده بوده بدحساب ميشه
هانستيل" ؟ براي زنداني هاي "ميبل" مثِ بهشت ميمونه"
چرا بايد از کمپ سلامتي کودکان فرار بکنه ؟
. خب، اين سوال شماره يکمون هست
چطور وقتي 5 ماه تا اتمام محکوميتش مونده بوده، گزراش رد ميکرده ؟
. خب اينم سوال شماره دومون هست . بهتون که گفتم اين يه مورد عجيب غريبِ
با ارسال يه نامه چرند
که درونش جوش شيرينش استفاده کرده بود تا باعث حمله به سياه زخم ها بشه ؟
تا الان شش تا از قوانين تروريسم نقض شده
اين مرديه که ميخواد فرار بکنه
براي همينم ما اينجا اومديم وقتي پرونده به اينجور موارد ربط پيدا بکنه
فدرال نميتونه خودشو دخيل بکنه
اينجا ميگه چندين بار توي زندان مورد ضرب و شتم قرار گرفته
يکيشم امروز صبح بوده
، قبلاً خودشم نشون نميداده
خودشو مخفي ميکرد تا . نتونن بهش تجاوز بکنن
يه بار از توي اتاق ديگ بخار توي فريزر آشپزخونه پيداش کردن
به نظر ولگرد مياد
راستش به شکل غلط و سختي تربيت شده
اوهو، همش از اين پرونده ها . همه اش بچه هاي خيابوني
، بر اساس وبسايتش
به تمامي موانع پيش روش غلبه کرد و استقامتش رو از دست داد
، بدبينيش به اشکال هندسي
. باعث شد موفقيتش هم بلاخره شکل بگيره
اوه، قبلاً بهم ربطش نداده بودم
"اين آدميه که "الگوي موفقيتش خودشه
اينو خوندي ؟
... آم، آره، يه يه نگاه مختصري بهش انداختم
خب، براي من مثِ کير خر ميمونه
، ولي کاسبي خوبي راه انداخته
که در هر سال حداقل شش تا تنديس ميگيره
اوهووو ، شش تا تنديس ؟
بيخيال ديگه، من فارغ التحصيل "هاروارد" ـم
هوشِ من بالاترين نمره امتحان رو ميگيره
پس چرا من انقدر پول در نميارم ؟ ... چون
همش رو توي قماربازي از دست ميدي
اگر تلاش نکني "
" عزت نفست در مستطيل گير ميکنه
درستش اينه : عزت نفست رو از دست ميدي
" و شرمِ ـت سرازير ميشه "
باشه ؟ چه چيز بي معني و مسخره اي
چرند ، مزخرف و بي معني
اين يارو مغز نداشتش رو با
قرار ملاقات هايي که مثِ دفترچه تلفن ميمونه پُر کرده
ميدوني کي به من قوت قلب ميده ؟
! مادرم
برادره هم پول به جيب ميزنه
اين دفترچه تلفن هم سايز قرار ملاقاتايي هست که انجام شده
نميتونم کسي که هم فاميلش بوده رو پيدا کنم
فاميل زنده اي نداره
از وقتي 13 سالش بوده روي پاي خودش ايستاده
شبيه کارآفرينان اقتصادي زندگي ميکنه و نفس ميکشه
بنظر من از اينجا شروع کنيم
. "از موسسه ي "مارکوم
چند نفر ميدونن من دارم درمورد چي صحبت ميکنم ؟
درمورد فرارش ؟
چندماه تا آزاديش مونده بوده و زندگي خوبي در انتظارش بوده
چرا بايد خودشو بخطر بندازه ؟
اميدوار بوديم که شايد شما بتونين اطلاعات بيشتري
درمورد اين مرد بدست بيارين
نظرتون درمورد حقيقي که اون توي زندان داشت مردم هايتي رو استخدام ميکرد
که از همين رو ميتونستن پول هارو
براي هم وطنان زلزله زدشون بفرستن چيه ؟
دوست داشته اين کارو از راه غيرقانوني انجام بده
ولي دولت ما به اين مردم اجازه
. بومي شدن رو نميده
... و الان
، وقتي قراره به زودي آزاد بشه
همون دولت جعلي يه سري داستان سرهم ميکنه تا اونو داخل کشور نگه داره
! عجب حقه بازي
! حقه باز ! فروشنده کلاهبردار
، بايد به اينجا کثافت خونه ميگفتن
! چون اين يکي خيلي مادر جندست
، خيلي خب، متاسفم که حامل خبر درستي شدم رفقا
ولي ديدم رنگ زرده تخم مرغم خيلي زياده، باشه ؟
شکلشو ميخواي ؟
اينم يه شکل واسه تو
هرم ... همونطوري که توي نقشه هست
فکر ميکنم وقتشِ تو و رفيق هات برين
هنوزم چندتا سوال ديگه دارم
و منم هنوز يه سري حقوق قانوني دارم
ما با
با آبرو و اعتبار و وکلاي خوب سروکار داريم
پس همين الان از اينجا برين
ميخوام يه دهن بند برات بخرم
بخاطر اين چيزا متاسفم
خانم ها و آقايون
کمکم کنين تا براي دوستم کِن ريموند" ، يک"
روکش گرم واسه قسمت عقب سمت چپ راننده بخرم
... چرخ هاي جلوي سمت راننده بدجور داغون شده
حتماً شوخيت گرفته ها
سلام
"خوشحالم ميبينمت، "کن
"خيلي خوشحالم که تورو ميبينم، "روني
اينجا چيکار ميکني ؟
، هروزي که ميگذشت رو توي تقويمم علامت ميزدم
حدود 146 روز ديگه از حبست مونده
درمورد تقويم بهت چي ميگفتم ؟
، خودتو به دست تقويم سپردي . کن" ، خودتو اسيرشون کردي"
اما يه دايره
يه دايره ميتونه تا ابد به چرخش در بياد
. البته
فرصت هميشگي ـست
درسته، "روني" ، درسته
، به عنوان به زنداني نمونه
"شانس بهم رو کرد، "کن
آزادي زودتر از موعد بهم دادن آره
ولي بدبختانه ، ماشينم هموني که قديم توش بودم توقيف شده
خب ، تا فردا هم از توقيف در نمياد
از همين رو، با اتوبوس به اينجا اومدم
اول اومدي منو ببيني ؟
هميشه ميتونستم بهت تکيه کنم ، رفيق
اين يعني، "روني" ، تازه متولد شده
درسته
اين به هموناندازه که به زندگي زناشويي نياز دارم درسته
همشونم به کتاب جديدم مربوط ميشن
" حضورتون را با زندگي در زمان حال شکل دهيد
پسر ، ازش خوشم مياد خونه ، درسته ؟ آره
وقتي توي زندان بودم مينوشتم اوهو
صفحات رو به چندنفر
بيرون از زندان فرستادم
آره، البته پس، ميتوني کمکم کني ؟
آره، منظورم اينه که ، قرار ملاقاتي دارم که نميتونم از دستش بدم
اوه، نه ، فقط چند ساعت زمان ميبره
باشه، حتماً
اول بايد اين گزارش خسارت رو تموم کنم
و بعدش ميام
"آخه ميدوني، الان يه مديرم ، "روني
حرفم اينه که ، ميدونم کارِ بيمه زياد جالب نيست
ولي پول در ميارم ، بعضي وقتا هم به خونه واسه بچه هام ميفرستم
دليلشم اينه که تو بهم ياد دادي
دقيقاً براي همينه که بايد کاري رو که ميخوام انجام بدم
جولز" ، درمورد "مالکوم" کودن چي دستگيرت شد ؟
هيچکدوم از کارمنداي "روني" سوء پيشينه ندارن
فارغ التحصيل دانشگاه هستن ، زندانم نرفتن
دکترا داره ؟
مدرک پزشکي تخصصي
اوه، بچه ها، طرف مدرک پزشکي تخصصي گرفته
بذارين توي کما باشم و اينم واقعي نيست
و بعدش به هوش بيام
نه، نه، هنوز همينجاست
واقعاً چرا دوست داري مثل اون آدما باشي ؟ چي ؟
واست خيلي سختِ که ببيني سياه پوست ها به جاي اينکه
درحال دزدي و سرقت باشن توي لباس هاي آدم هاي متشخص ميبيني ؟
خيلي خب ، اولاً دوست من
همشون دزدي و سرقت ميکنن
و دوماً
فکر نميکنم برنامه استخدامي داشته باشن
از همين رو شک دارم که فرصتت رو ازت گرفته باشم
"بدجور دلم ميخواد فکت رو پايين بيارم، "لاري
اون آدما دارن محصولات خودشونو ميفروسن
مشکلِ تو با "روني" اينه
No comments yet. Be the first to leave one.