The first 200 lines.
ما رو زيرنظر دارن
...دولت يه تکنولوژي مخفي داره
يه دستگاه که در هر ساعتي از شبانه روز، جاسوسيِ شما رو ميکنه
من اون دستگاه رو طراحي کردم تا ،عملياتهاي تروريستي رو شناسايي کنه
...ولي اون همهچيز رو ميبينه
جرائم وحشتناکي که مردم عادي درگير اون ميشن
دولت اين افراد را نامربوط ميدونه
ولي ما نه
،توسط مقامات تحت تعقيبيم پنهاني کار ميکنيم
شما هيچوقت ما رو پيدا نميکنين
،ولي چه قرباني باشيد چه شريک جُرم
،اگه دستگاه شمارهتون رو بده ما پيداتون ميکنيم
خبري از روت نشد؟
هيچ سرنخ جديدي هم از شاو نداريم
خبر جديدي از شمارههايي که ،وقتي درگير حملهي سامري بوديم
از دستشون داديم هم نداري؟
،اونايي که من بررسيشون کردم يا مُردن
يا بخاطر جرائمي که ما نتونستيم جلوشونو بگيريم دستگير شدن
منم همينطور، ولي من سه مورد پيدا کردم
که هنوز از پروندههاي بازِ افراد گُمشده هستن
هر سه تاشون تو مدت همون 48 ساعت
غيبشون زده
دارم سعي ميکنم بفهمم که به همديگه ارتباطي دارن يا نه
يا هنوز زندهن يا مُرده
،من هرکاي بتونم براي کمک انجام ميدم
،ولي متأسفانه بدشانسيِ حقايقِ زندگي واقعي
بيخ خِرمو گرفته ول نميکنه
پرفسور ويسلر بايد بره ،جزو هيئت منصفه
و اينکه نميتونم ردش کنم چون ممکنه
توجه يه سريا به هويت پوششي من جلب بشه
ديگه بايد تلاش کني کم کم ،از اين پوشش بياي بيرون
درست مثل بقيه
و اگه شمارهي بعدي که اومد
من تو هيئت منصفه گير کرده بودم چي؟
من و فاسکو ميتونيم بهش رسيدگي کنيم
،نه، در اين مورد بايد بگم
...بعد از تمام اتفاقايي که افتاده
شايد براي خودش خيلي بهتر باشه
که از عملياتهامون دور نگهش داريم
،وقتي که باهم شروع کرديم بهم گفتي
که هر دومون آخرش ميميريم
اين خيلي بدتره
درست ميگي
،وقتي که دست تنها باشيم کاريش نميشه کرد
کسي رو قرار نيست وارد اين ماجرا کنيم
دوباره فقط خودمم و خودت، آقاي ريس
واسم هم نيست که مهموني بدي "داشته باشيم، "ترنس
بايد با رئيس حرف بزنم
"حالا منو وصل کن به "انتون
بهتره تا جمعه شب از اينجا بريم بيرون
من بليط بازي بستکبال تيم "نيکز" رو دارم
داري امتحانا رو نمره ميدي
کجا درس ميدي؟
اوه، تو يه کالج محلي
،من 41 سال معلم زبان انگليسي دبيرستان بودم
...ولي وقتي که بودجه قطع شد
منم مجبور به بازنشستگي شدم
دلم واسه شاگردا تنگ شده
،خب، البته بعضياشون ،ولي، خب ميدوني
الان خيلي زمانِ بيشتري دارم
راستش بالاخره دارم ياد ميگيرم بافتني ببافم
البته
،خيلي ازتون معذرت ميخوام
ولي من واقعاً بايد روي يه کاري تمرکز کنم
اوه، تو هم با کامپيوتر کار ميکني
عاليه
تو مدرسهي دولتي، ما به زور
پول کافي واسه خريدن کتاب يا ،استخدام معلمها رو داشتيم
لپتاپهاي آنچناني که ديگه به کنار
!اين ديگه... اوه
خيليخب، گروه بعدي
اوه، خدايا، خدايا
"مِل پالادينو"
،"ريوا اِوِرتز" "داگ مکدورمت"
هارولد ويسلر
...اوه
"تيمومتي رالينز"
"اِما بلِيک"
اوه، منم هستم
،راستي... من من اِما هستم
هارولد
خب، لااقل هردومون اون تو
يه دوست داريم، مگه نه؟
من بايد معاف بشم، بعلت اينکه در مضيقهي مالي هستم
من دارم يه معاملهي مولتي ميليون دلاري رو جوش ميدم
براي اين مدت، ضررش بهتون پرداخت ميشه
روزي 40 دلار
من از پليسا بدم مياد
همهي پليسا
هيچوقت يک کلمه هم از حرفاي پليسا رو باور نميکنم
درست عين الان که هيچکدوم از حرفاي شما رو باور نميکنم
جالب بود، آقاي رالينز
،من واقعاً اخبار رو دنبال نميکنم
بنابراين فکر ميکنم که دربارهي
هيچکدومشون هيچ نظري ندارم
مخالفتي ندارم، عاليجناب
مخالفتي ندارم
نه، بنظرم توي اين پرونده چيزي نيست
که بخوام بخاطرش نظر مخالف يا منفي بدم
منظورم اينه که، غير از مسائل بزرگتري که با دولت خودمون داريم
مسائل؟
خب، بنظرتون کسي هست بتونه ادعا کنه
دولتي که از مردمه، هنوز هم
در کنار مردمه؟ ميتونه بگه؟
،بخاطر اينکه هممون رو زيرنظر دارن
توسط يه ابَر کامپيوتر هوشمندي
که به آرومي و کم کم تمام دنياي ما رو در بر ميگيره
،شما ميتونين برگردين توي تالار آقاي ويسلر
پروفسور ويسلر هستم
خيليخب، اين هم هيئت منصفهي ما
بقيهتون ميتونين برين
دربارهي تلفن همراه بهتون چي گفتم؟
شما عزل ميشين
بخاطرش هم مجازات ميشيد
چي؟ نه، من... من قسم ميخورم تلفنم خاموش بود
اين حتي زنگِ گوشيِ من نيست
بنظر مياد که يه صندلي داريم که بايد پُر بشه
،پرفسور ويسلر قرعه به نام شماست
وقتي که گفتم ميخوام جلسهي بعدي داشته باشيم
جان، انتظار اينو نداشتم
که اينهمه مدت منو منتظر نگه داري
يعني يه جورايي ميخواي بگي دلت برام تنگ شده بود، آيريس؟
دارم سعي ميکنم بگم که
تو نبايد جلسات اجباري رو کنسل کني
خب، اونا برام جلسات اجباري درنظر نگرفتن
بخاطر اينکه من خيلي خوب از قوانين پيروي ميکنم
فرمانده "مورنو" گفت که يه مدت مرخصي بدون حقوق بودي
يکي از فاميلامون فوت کرده بود
متأسفم
ميخواي دربارهش حرف بزني؟
خيليخب
پس ميريم سراغ خبر خوب
اين آخرين جلسته
دارم تو رو ترخيص ميکنم
تبريک ميگم
،تو آدم عاقل و سالمي هستي !يا خيلي به سالم بودن نزديکي
و ميتوني بري
خيليخب
...خب
ممنون براي همهچي
ببخشيد
افراد گُمشده؟
گُه گيجه گرفتي، لايونل؟
داستانِ اين سه تا چيه؟
داستانشون اينه که اونا رو ميز من هستن، نه تو
،خب، اونا جنايي نيستن بخاطر همين فکر کردم
شايد يه بخشي از اون پروژهي جانبيمون باشه
راستش، يه مدت داريم در اون مورد دست نگه ميداريم
،وقتي به کمکت نياز داشتم حتماً خبرت ميکنم
"...سيِرا... کلوز"
،يه روز که خيلي هم دير نيست روي صفحهي تلفن همراه شما
عبارت "5.کِي" حک ميشه، نسل پتج تلنولوژي بيسيم
که باعث ميشه تلفن شما ،سريعتر و بهتر کار کنه
"و همين نسل جديد بخاطر "کارولاين ميلز ،روي کار مياد
مدير سختکوش بزرگترين شرکت ارتباطاتي
که در خونهي خودش
،توسط همسرش به قتل رسيد "چَد برايسون"
همونطور که ميبينيد، کارولاين قرار بود ،براي شرکت ميلياردها دلار پول بدست بياره
،و بعدش از آدمهاي مختلف و شاهدين يکي بعد از ديگري ميشنوين
،که بهتون ميگن چَد ،يه سرمايهگذار شکست خورده
،نتونسته موفقيت همسرش رو ببينه
،زندگيِ مشترکشون به مو بند بوده
،و اينکه ،تمام اينها از روي حسادت و حرص زدن بوده
چد برايسون تصميم گرفت ،که همسرش، کارولاين رو بکشه
بجاي اينکه خطر اينکه هيچي نداشته باشه رو به جون بخره
فينچ، همين الان يه شمارهي ديگه به دستمون رسيد
من در حال حاضر به شدت سرم شلوغه
آره، ولي فکر ميکنم که دستگاه
ميخواد اين يکي رو خودت شخصاً حل کني
از کجا ميدوني؟
بخاطر اينکه من همين الان شمارهاي ،که بهمون داده رو رديابي کردم
!و الان کنارت نشسته
راستش، من تمام ديشب رو داشتم روي ردپاهاي ديجيتاليِ اِما کار ميکردم
چيز جالبي پيدا کردي؟
غير از چيزايي که ديروز بهم گفت، نه
اون 41 سال تو دبيرستان
انگليسي درس ميداده و بعدش مجبور به بازنشستگي شده
اگرچه، نسخههاي دارويي اون نشون ميداد داروي ضد افسردگي مصرف ميکرده
و همينطور جلسات متعدد با يه روانپزشک داشته
و تمام اينا نشون ميده که عادي بازنشسته نشده
يه ذره کمک گرفتن از يکي ديگه خيلي هم بد نيست، فينچ
قطعاً همينطوره
فقط نميتونم هيچ سرنخي از اين پيدا کنم
که اون چرا به کمک ما نياز داره
،و اين يعني هر داستاني که هست
شايد دربارهي همين دادگاه باشه
شايد اينم بتونه توضيح بده که چرا تيکههاي روزنامه دربارهي اين
پرونده رو جمع کرده، انقدره که ميشه باهاش يه خانه سالمندان رو کاغذديواري کرد
ديروز، اون انکار کرد که چيزي ميدونه
بهشون چيزي رو گفت که ميخوان بشنون
تا خودش رو وارد هيئت منصفه کنه
بنظر مياد ذهنش خيلي مشغول اين پروندهست
شايد داره سعي ميکنه
که اونقدر به چد نزديک بشه تا بتونه بکُشدش
يا شايد اونم يکي از همون آدماي احمقي باشه
،که عاشق يه قاتل ميشن
و الانم دنبال شاکيها ميگرده تا سعي کنه اونو بندازه زندان
در هر صورت، اون ممکنه شريک جُرم ما باشه
سعي کن بفهمي ميخواد چيکار کنه، آقاي ريس
من اينجا حواسم بهش هست
No comments yet. Be the first to leave one.