Shooting Livien

Shooting Livien

Download Farsi Persian Subtitle

Release info

Howards End - Episode 02
A Commentary by Mary_fall

Tags

other
Published on: 2019-05-01
Downloads: 28
Hearing Impaired: No

Farsi Persian subtitle preview

The first 200 lines.

...آنچه گذشت

همیشه فکر میکردم که مراقبت از خواهر و برادرت

برای زن جوونی اونم توی همچین سن حساسی که هستی بار بزرگیه

اوه، نمیگم که کارت با هلن و تیبی بد بوده، عزیزم

فقط برای خودت- !خاله جولی-

اما این ویلکاکس ها چجور آدمایی ان، مارگارت؟

درک نمیکنم- منم بیشتر از تو نمیدونم-

.با اونا تو آلمان آشنا شدیم بعد وقتی برگشتیم خونه دعوتمون کردن که بریم دیدنشون

بعد تیبی آلرژی گرفت و هلن تنهایی رفت

من و پل عاشق همیم

مادر، خبر داری که پل اون دختره رو بازی گرفته؟

دیگه عاشق همدیگه نیستن

فکر میکنی روابط شخصی در نهایت به غفلت ختم میشه؟

کار حال بهم زنی بوده

کنسرت رفتی؟- آره رفتم-

اون خانوم اشتباها چتر منو برده

وای خاک بر سرم! خیلی شرمندم

ما اونجا زندگی میکنیم

!خانوم شلیگل- دوباره ویلکاکس ها-

اون ور خیابون یه آپارتمان گرفتن

دوست دارم یه چیزی بهت بدم که ارزش دوستیمون رو داشته باشه

اما من هدیه کریسمس نمیخوام، خانوم ویلکاکس

بنظرم آقای ویلکاکس خودش آدم مستقلیه؟

اون شخصیت قوی ای داره. ویژگی خیلی خوبیه، واقعا

حالا با من بیا هاواردز اند. دلم میخواد ببینیش

میشه یه روز دیگه بیام؟

!ببخشید، من اومدم، خیلی متاسفم

!بَه، روث- یه غافلگیری دوست داشتنی-

خانوم شلیگل، بیرون رفتن کوچولومون باید بمونه یه روز دیگه

این زیرنویس به هیچ سایت یا کانال خاصی تعلق نداره مترجم: Mary_Fall

از آنجا که خداوند متعال روح خواهر عزیزمان

را قرین رحمت خویش قرار داده

،پیکرش را به خاک می سپاریم

..از زمین به زمین، از خاکستر به خاکستر، از خاک به خاک

،با یقین و امید بی تردید به رستاخیزبه زندگی ابدی

..بواسطه عیسی مسیح

که پیکر ما را تغییر می دهد..

که همانند پیکر باشکوهش باشیم

به قدرت خدا

که به وسیله آن قادر است همه چیز را مطیع خود سازد

آقای ویلکاکس، خیلی متاسفم

خانوم شلیگل. خیلی لطف کردین که اومدین

خیلی خوب

پست اومده پدر

ممنون. بذارش پایین

صبحونه خوب بود؟- بله، ممنون-

چارلز میگه روزنامه رو میخواین؟

نه، بعدا میخونمش

اگه چیزی خواستی زنگ بزن، پدر، باشه؟

هر چیزی که میخوام رو دارم

پدر چیزی نخورده

نمیفهمم

این فقط یه نامه توضیحی از مدیر آسایشگاهه

بله، میبینمش- ..اون یکی از طرف مادرتونه، از داخل مهر و موم شده-

بله، بله، متاسفم، پدر

نمیفهمم. خانوم شلیگل کیه؟

خانوم شلیگل؟- بله-

به مراسم خاکسپاری اومد به دیدن مادرتون توی آسایشگاه میرفت

من میدونم اون کیه- یه جورای دوست مادر بود- اوه- بله- اما چی گفته؟-

،به شوهر عزیزم"

".مایلم خانوم مارگارت شلیگل هاوردز اند را داشته باشد"

چی؟

نه تاریخ، نه امضا

از طرف مدیر آسایشگاه ارسال شده

..حالا، سوال اینه- اما این نمیتونه قانونی باشه-

خونه ها حتما باید توسط وکیل ها انجام بشن، چارلز

بده بهش، چارلز

.خب، این فقط با مداده! منم همینو گفتم مداد هیچوقت به حساب نمیاد

میدونیم که این قانونا اجباری نیست، دالی. لطفا دخالت نکن

..سوال اینه- اما نمیتونه منظورش این باشه که هاواردز اند رو بدیم به خانوم شلیگل-

موافقم، این اصلا مدل کارای اون نیست

..فکر نمیکنی خانوم شلیگل

..که اون تحت

اوه، نه. اون این کارو نمیکنه

فکر نمیکنی چی، پدر؟- ..که اون-

که این مربوط به تحت نفوذ بودن باشه

..نه، نه، به نظر من جای سوال

شرایط مادرتون در زمانیه که اینو نوشته

این خونه خیلی براش ارزش داشت

اون از این کارا نمیکنه که بسپارتش به یه غریبه ای که قدرشو نمیدونه

کل این قضیه مثه کارای اون نیست- خانوم شلیگل چی؟-

احتمالا میدونه. مادر بهش میگفت

دو سه بار رفت آسایشگاه

احتمالا انتظار رویدادی رو داره

!چه زن نفرت انگیزی. وای، میتونست الان بیاد ما رو بندازه بیرون

ای کاش این کارو میکرد. اون وقت میتونستم باهاش روبرو بشم- منم همینطور-

اما اون نمیاد

همتون یه کم به خانوم شلیگل سخت میگیرین

مادرتون اونو تحسین میکرد، و خانوم شلیگل باهاش خیلی مهربون بود

لطف داشت که وقتی مادرتون مریض بود رفت ملاقاتش

اما اون کار پل خیلی رسوایی آور بود- دیگه از اون کار پل نمیخوام چیزی بشنوم، چارلز-

به جان خودم، اون صادقه- اما اون گلهای داوودی-

یا اصلا اومدن به مراسم ترحیم - چرا نباید میومد؟-

مطمئنا نباید همچین گلهایی میفرستاد

اما حتما بنظر اون کار درستی بود

و شاید این تو آلمان رسمه

اوه، فراموش کردم اون یه آلمانیه فکر کنم این خیلی چیزا رو توضیح میده

اما اون آلمانی نیست. فقط یه نیمه آلمانیه

اما این نامه چی؟

..مطمئنا اون هیچ ادعایی نسبت به هاواردز اند نداشت؟ حتی اگه مادر

،نامه با مداده

و حتما مادرتون وقتی اینو نوشته تو حال خودش نبوده

همین

چارلز، روزنامه رو برمیدارم، حالا، لطفا، اگه خوندنش تموم شد

خیلی دلم میخواست اون میومد اینجا- چارلز! اون روزنامه رو بهم میدی؟-

بفرمایید، پدر- ممنون، ایوی-

!اوه، برگشتی! برگشتی

تا یه لحظه دیگه سِروش میکنیم. نانسی؟

..بگذریم، بعد از اون رفتیم به

،هلن

درباره خانوم ویلکاکس بیچاره، اون موضوع غم انگیز رو گفتم؟

بله. از شنیدنش متاسف شدم

با پسرش، چارلز، مکاتبه داشتم داشته به دارایی ها رسیدگی میکرده و نوشته که بپرسه

مادرش میخواست من چیزی داشته باشم یا نه

واقعا؟- به نظرم خیلی لطف داره، با توجه به اینکه خیلی کم میشناختمش-

گفتم اون یه بار باهام درباره دادن هدیه کریسمس به من حرف زده بود

اما بعدش فراموشش کردیم

امیدوارم چارلز این اشاره رو گرفته باشه

بله. اینم بگم، شوهرش نامه نوشت

ازم تشکر کرد که باهاش مهربون بودم

امیدوار بود که این پایان آشنایی ما نباشه

و من و تو یه وقتی در آینده بریم به ایوی سر بزنیم

از آقای ویلکاکس خوشم میاد

به کارش علاقه منده. لاستیک. یه کسب و کار بزرگه

بله، کار کشتن سیاه پوستای افریقا توی کنگویه

اوه، تیبی- خفه شو، تیبی-

از اون دوست مذهبی خطبه خوانت بپرس درسته یا نه

زنها اقتصاد حالیشون نیست

مطمئنم آقای ویلکاکس یه قاتل نیست

فکر میکنی لاستیک(کائوچو) رو چجوری از توی درخت درمیارن، هوم؟

،گروه بزرگی از بومی ها رو از توی دهکده هاشون درمیارن میندازنشون تو اردوگاه ها

و مجبورشون میکنن لاستیک رو از توی درختها دربیارن

و توی خمره های بزرگ بجوشونن و اونوقت اگه سعی کنن فرار کنن بهشون شلیک میکنن

مگه نگفتی اون شرکت لاستیک سلطنتی رو

تو غرب افریقا یا یه همچین شرکتی اداره میکنه، هلن؟ اون که توی کنگو نیست

واقعا یادم نمیاد. قطعا اون کسی رو میکشه

خنده دار نیست، میدونی

،چیزی که میخواستم بهت بگم، هلن

اینه که راستش آقای ویلکاکس جعبه عطر نقره زنش رو به من داده

فکر نمیکنی بی نهایت سخاوتمندانه ست؟

باعث میشه خیلی ازش خوشم بیاد- دوست داشتنیه-

فکر کنم این نقره از یه معدن نقره افریقایی نیومده

مطمئنم یکی در حال استخراجش مرده

هلن، الان اون طرف خیابون بودم و چارلز ویلکاکس رو دیدم

!اصلا نمیتونی حدس بزنی. دارن اسباب کشی میکنن

نظرت راجع به این چیه؟

چی شده، لن؟ تازگیا خودت نبودی

منو دوست داری، مگه نه؟- جکی، میدونی که دارم-

..اما

خب، چیه؟

خب، فقط.. درستش میکنی، مگه نه، لن؟

بین خودمون، منظورمه- همینو گفتم، مگه نه؟-

عصبانی نباش- مگه ده بار نگفتم؟-

بله گفتی، لن

فقط امروز سیسیل وحشتناکترین داستان رو درباره یه دختری که میشناخت تعریف کرد

چه ربطی به من داره؟- هیچی عزیزم، عصبانی نباش-

...فقط

فقط درست نیست که به وانمود کردن ادامه بدیم

درستش میکنی، مگه نه، لن؟- !نمیتونم تحمل کنم دوباره اینو ازم بپرسی-

متاسفم- قول من قوله-

به محضی که 21ساله شدم باهات ازدواج میکنم

دیگه چیزی نمونده- میدونم، عزیزم- !نمیتونم همش نگران باشم-

وقتی یه مرد قول میده..اگه برادرم درباره ما میدونست

میدونم لن، متاسفم- به اندازه کافی نگران نیستم؟ نگاش کن-

یه سرآستین دیگه پاره شده- برات رفو میکنم-

پول یه جفت جدیدش اندازه 6مایل راه رفتن کل این هفته ست

اگه فردا کسی متوجه بشه توی دردسر میوفتم- متاسفم. واقعا-

نمیتونم اینجا نفس بکشم. زیادی بسته ست

این دیگه چیه داری میزنی؟- دوست داشتنی نیست؟-

نه، نیست. از دستت سردرد میگیرم

از دست هر دوتون سردرد میگیرم. انقدر دعوا نگیرین

یه آهنگ دارم به اسم کی شلوار کار رو انداخت تو آبگوشت خانوم مورفی"؟"

!مگ- !اوه، تو رو خدا دعوا نگیرین- متاسفم-

چی تو اون نامه ست، مگ؟ خبر بد؟

اوه، این فقط یه نامه ست که یادآوری میکنه اجاره نامه منقضی شده

و تا ماه مه وقت داریم که تخلیه کنیم

میدونم به عنوان یکی از تراژدی های بزرگ زندگی حساب نمیشه

میدونستیم اینجوری میشه، اما بازم یه کم شوکه کننده ست

خداجون. کجا بریم؟

بگمونم یه جا رو پیدا میکنیم، مگ. انقدر مایوس نباش

بله، خوشبختانه یه کم پول هم داریم

چی شده آنی؟- ..این خانوم، خانوم اون- عصربخیر-

افتخار صحبت با خانوم مارگارت شلیگل رو دارم؟

نه. من هلنم

نمیدونم چرا باید انقدر ناراحت باشم

خونه شادی بود. چرا باید خراب بشه؟

!مگ

هلن؟ چی شده؟ اشکالی نداره، آنی

از دیدنتون خوشوقتم. من خانوم شلیگلم- عصربخیر خانوم شلیگل-

..اگه افتخار صحبت با خانوم مارگارت شلیگل رو دارم

بله، من مارگارتم

اومدم دنبال شوهرم، آقای بست، که اگه بی ادبی نباشه

دلایلی دارم که فکر کنم اون ممکنه به این خونه سر بزنه

چیزی نیست آنی، ممنون- آنی، میشه بری؟-

بله، خانوم. خیلی متاسفم، خانوم

خانوم..خیلی ببخشید- بست، خانوم-

خانوم لئونارد بست، همونطور که فکر میکنم خانوم شلیگل دلیل خوبی داره که

بدون اینکه دو بار بهش بگم متوجه بشه- متاسفم کاملا متوجه نمیشم-

عجبا، این همه هیاهو برای چیه؟

یه جوون نمیتونه تو آرامش و سکوت پیانو بزنه؟- گمشو، تیبی-

More Farsi Persian subtitles for Shooting Livien

Comments

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left