The first 200 lines.
مامان؟
مامان؟ خاله او؟
!بِکش عقب این خونهی منه
دانه
از اونها نخور
ده سال
تا اون موقع فقط من و تو اینجاییم
!برو بیرون
باید مامان رو نجات بدم
و خاله او
آموزشم بده
من آمادهم
نه کاملا
دوباره مرور کنیم
من اول حمله میکنم وقتی صدام رو شنیدی, کارت رو انجام بده
ترس یک عامل خواهد بود
ولی باید باهاش مبارزه کنی
وقتی زدیمشون, فقط 5 دقیقه وقت داریم
تا قبل از اینکه پل ببنده لباس بپوشیم
از اونجا, میریم باردو
تو مامانت و خاله او رو نجات بده و به من خبر بده
یه اتفاقی افتاده اون اینجا نیست
کابین رو چک کن
دِو, روز بخشایش بیا بریم
!هوپ, بجنب
نه
دِو
!فرار کن
مشکلی نیست, ما خوبیم, چیزی نیست
نجاتشون بده
میفهمی چیکار کردی؟
نمیتونستم بزارم برید
!بخاطر بشریت
درک نمیکنی
!بسه
بزار بره
اگه بمیره نمیتونه کمکمون کنه از این سیاره بریم
کمکمون کنه؟ همین الان
تنها راه خروجمون رو نابود کرد
بنظرت میتونه کمکمون کنه؟
اگه نتونه پس ما مردیم
پنج سال وقت داریم که برای پریدن
به وسطِ یه دِژ
که با صدها سرباز آموزش دیده محافظت میشه تمرین کنیم
که بتونیم آدمهایی که دوستشون داریم رو نجات بدیم
تا اون موقع اون ما رو دوست خواهد داشت
و در اون صورت کمکمون خواهد کرد
باور کن من قبلا انجامش دادم
جایِ گلوله بلامی
باید باشه اون تنها تفنگ داشت
شایدم نه مهاجمانی که پیداش کردن
گفتن که هیچ نشونهای از مردمِ ما ندیدن
خب, بزار ببینیم کی توشه
هی, نه دست نخورده نیازش داریم
ریون ازش سر در میاره کجاست؟
تو گفتی که اینجاست
صحنهی جرم راکتور
خیلی داره بهش سخت میگذره
من میارمش
یکی دیگه؟
اوه, صورت طلایی دوستهای دیگهای هم داره
چندتاشون اونجا بودن؟
مشکلی نیست اون به میخانه اومد, دنبالِ تو میگشت
بهش بگو چندتاشون رو دیدی
فقط یکی خارج از لباس
زنده؟
ظاهرا, دنبالِ کلارک میگشته
مردمِ ما رو گرفتن
به پشتیبانی نیاز داریم - یه دقیقه صبر کن -
همینجوری داری میری؟
معلومه که میره
پشتیبانیای وجود نداره با تشکر از گایا
دیگه کسی به وظیفهش عمل نمیکنه
ما پشتیبانی هستیم
سلام
سلام
سرم شلوغه کاری داری؟
بلامی, اکو و اکتیویا تو دردرسر افتادهن
اره, باید اون یارو رو ببینی
بهم بگو چیشده؟
ریون - کلارک, من خوبم -
بهم بگو چیشده؟
تو خوب نیستی
خب راست میگی, نیستم
تو اون آدمها رو نکشتی
یه راکتورِ هستهای تقریبا ذوب شده بود
اگه کاری که انجام دادی رو انجام نمیدادی
اونها باز هم میمردن
و همچنین همهی آدمهای توی پناهگاه
نمیتونم صورتهاشون رو فراموش کنم
و نمیکنی
فقط کسایی که نجاتشون دادی یادت نره
بجنب, آسونتره اگه بهت نشون بدم
با چی درگیریم
...کلارک گریفین, ممنونم بخاطر
دوستام کجان؟
دوستهای تو سه تا از دوستهای من رو کشتن
باور دارم که یکی از جسدهاشون رو داری
میخوامش
شاید فکر میکنی نمیتونیم تو این لباس بهت شلیک کنیم
میتونیم - خوبه -
پس به این معنیه که ماهم میتونیم
دوستهای تو جاشون امنه, فعلا
منظورت چیه؟ تو کی هستی؟
ما ملتزمینِ یک حقیقتِ بزرگتر هستیم
و به کمکت نیاز داریم کلارک
رهبرمون فکر میکنه که تو
کلیدِ پیروزیِ اخرین جنگِ بشریت هستی
فقط همین ها؟
باهامون بیا کلارک
بهت قول میدم آسیبی نمیبینی
...عقلت رو از دست دادی اگه فکر میکنی اون
باشه
اول, میخوام دوستام برگردن
قبوله ما برمیگردونیمشون
میتونی روی پل ببینیشون
پل؟ - فکر کنم شما بهش میگید -
ناهنجاری
ما قدرتش رو مهار کردیم
کمپ گابریل سانتیاگو میشه بریم؟
اونجا میبینیمتون
باید بدونی که زمان جایی که دوستات هستن
خیلی زود میگذره
هر ثانیه مهمه
باید یجور مکانیزم چفتی وجود داشته باشه
چیه؟
...خیلی اتفاقات افتاده
از دفعهی اولی که باهم کار کردیم
فقط ما توی سفینه
ما فهمیدیم که پناهگاه یه ماهه
قبل از اینکه همه چیز رو خراب کنیم
اره, منم اونجا بودم
من چاقو خوردم میدونستی؟
ببخشید که زودتر برای کمک نیومدیم, باشه؟
لعنتی, نیکی خوبکاری باهات کرده
چه تتوهای باحالی معنیشون چیه؟
من از کجا بدونم؟
یکم باید هوا بخورم
اونقدر وقت نداریم
چی پیدا کردید؟
تو چی پیدا کردی؟
نامرئی بودن
امکان نداره
دوستامون پیش اونها هستن
الان میرم که برگردونمشون
ولی باید بدونم که با چه چیزهای دیگهای درگیریم
داریم روش کار میکنیم
با دوتا از موتورها میخوایم بریم به کمپ گابریل
میلر ادعا کرده که میتونه برونه
اگه چیز دیگهای راجب این لباسها فهمیدید
میام اونجا و بهت میگم
رایکار یادم داد
باشه, زود باشید
کلارک, وایسا
بلامی, اکتیویا و اکو
کجا هستن؟
5 سال
فکر کردن راجبش فقط قضیه رو بدتر میکنه
درست میگه کمکمون کن
بازی کردن با خاک باعث سریعتر گذشتن زمان نمیشه
شاید نشه ولی
به دوستمون چیزی رو میده که بیشتر دوام بیاره
دیدنِ اینکه سهتامون باهم مثل یه تیم کار میکنیم
باور کن همین رو میخواد
باید بگیریمش
ملتِ یخی اینجوری دوست پیدا میکنن؟
فقط ملت یخی
کاملا مشخصه که باغداری هم اونجا وجود نداره
اون هنوز سالمه تمشک؟
توتها رو بچین
بخور, و باعث میشن حالت بد بشه
قبلا با اینها کار میکردی؟
ه برای هوپ؟
نه, هسپریدیز
هس-پ-رایدز
هسپریدیز سه دوشیزه
مثل ما - اره, درست میگی -
دقیقا مثل ما
سه دوشیزه از باغچه محافظت میکنن
تو گفتی از یه سیبِ طلایی محافظت میکنن
همونی که هرک-ا-لیس دزدیده بود
ولی ما سیبی نداریم
بخاطر همین کاشتمشون
ولی اونها دونهی سیب نیستن خاله او
میدونم باهوش جان
ولی خوشگلن درست مثل تو
اسمشون رو چی بزاریم؟
رزهای هرکول دارم شکوفه میزنن
هر-کو-لیز هست
نچینشون
هه
بفرما
چندتا سدومِ رسیده
باور کن بهتر از جلبکهای مانتیه
ببخشید
اره گابریل دارم با گیاهها حرف میزنم
...کاری میکنم مزهی به
اینها رو پیدا کردم
ام, دونهی کدو تنبل
هوپ از کدو تنبل خوشش میاد
No comments yet. Be the first to leave one.