The first 198 lines.
چول میلیونری با دارایی ای بالغ بر 800 میلیون دلار شد
با برنامه تحقیق جرم قاتلُ پیدا میکنیم
...کانال پخش دبلیو رو پیدا کرد
.و ازش برای پیدا کردن قاتلِ خانواده اش که ده سال پیش به قتل رسیدن استفاده کرد
...اما بهش حمله
.و به سختی مجروح شد- ...پلیس بیان کرده که کانگ چول-
... چول به دیدن نویسنده وبتون، اوه سونگ مو رفت
کسی که زندگیشُ خلق و نابود کرده بود
چهره قاتل رو بکش- قاتلی وجود نداره-
...و فهمید که زندگیش
.یه زندگی ساختگی که اون هنرمندش کشیدتش
سعی کرد به زندگیش پایان بده
وقتی برای زندگی تلاش میکردم سخت تلاش کردین بکشینم
چرا زندگی که انتخاب کردم تمومش کنم رو تو باید ادامه بدی؟
کی میخواد همچین زندگی ای رو دوباره تجربه کنه؟
!واسه اینه که عاشقتم
یون جو دوباره نجاتش داد
.و اون احساسات واقعیش در قبال یون جو رو فهمید
فقط دوستم بمون
تو اخراجی
مرسی واسه همه چیز
دستاش ناپدید شدن؟- .مسخره است، اما اینطوری شد-
حلقه ازدواجِ؟
!اوه خدایا
!اوه وای
چول در آستانه شروع یه زندگی دوم شاد با یون جوئه
یه گلوله میزنم به سرت
حالا نوبتِ اونِ
قاتل ظاهر شد
:ترجمه و زیرنویس OPus-SUB Team
الو؟
کجایی؟
چطور برگشتی؟
کی بهت اجازه داد بمیری؟
خیلی منتظرت شدم
کی هستی؟- من کیم؟-
منُ نمیشناسی؟
من خانوادتُ کشتم
.ده سال پیش توی خونه ات
همچین آدمی وجود نداره هیچ قاتلی وجود نداره
همه اش یه برنامه بوده
یه برنامه بوده که نقشِ اول قوی بشه
...کی
کی هستی؟
من خواهر و والدینت رو کشتم
با چهارتا گلوله کارشونُ ساختم
...من یه تیراندازم
.درست مثل تو
پس باید پیدام کنی
.چرا بدون من مُردی؟ نمیتونی بمیری
...فقط وقتی تمومِ
.که کار من و تو تموم شه
میبینم که یه خانواده جدید داری
حالا نوبتِ اونِ
یه گلوله خرجش میکنم
.منتظر باش
الو؟
کی اومدی؟
چی شده؟
...چرا از
پایان" به "ادامه دارد" عوض شد؟"
چی؟- گفتی یهویی عوض شد-
...گفتی چون کلمات عوض شدن
.تونستی نجاتم بدی
نمیدونم خودشون عوض شدن
فقط عوض شدن؟
.فکر کردم حتما باید یه دلیلی باشه که نمیتونه هنوز تموم شه
.نمیدونم دلیلش چیه
چیه؟ چرا داری اینُ ازم میپرسی؟
آقای کانگ- بله؟-
لباس خانوم اوه رو اوردم
باشه
گفت لباس؟
از اینطرف، لطفا
سلام- سلام-
سلام
از دیدنتون خوشحالیم
چون هنوز استایل شخصیتون رو نمیدونیم
لباسهایی با استایلهای متفاوت براتون آماده کردیم
که اینطور
بفرما یه لباس فانتزی صورتی داریم و
اگه یه چیز ساده تر رو دوست دارید .این لباس راه راه بهتره
باشه
این چیه؟
گفتی دوست داری بری مهمونی
شماره یک داستان سیندرلا با مهمونیهای فریبنده
شنیدم از اینم خوشت اومده بوده
دنبال یه مهمونی گشتم که بتونی با یه لباس خوشگل بری بهش
خوشبختانه به یه مهمونی شام کشوری دعوت شدم
مهمونی شام کشوری؟
،توی خانه آبی یه خوشگلشُ انتخاب کن
خانه آبی؟
داری میگی من میرم خانه آبی؟
برای اطلاعت از لباسای لختی خوشم میاد
فکر میکنم این از همه لختی تره
نه بهش گوش نده
داره شوخی میکنه
بله فهمیدی؟
نمیتونن مکانش رو ردیابی کن
مکانش رو نمیدونن و شماره هم وجود نداره
عجیبه
تماس از طرف کی بوده؟
من خواهر و والدینت رو کشتم
...با چهار تا
گلوله کارشونُ ساختم
منم درست مثل تو یه تیراندازم
پس باید پیدام کنی
.چرا باید بدونِ پیدا کردنِ من بمیری؟ نمیتونی الان بمیری
بیشتر بگرد
سیصد و پنجاه و سومین گزارش در پروژه دبلیو
آگوست 2016
نوشته شده توسط کانگ چول
همه گزارشاتی که تا به الان نوشته بودمُ دور انداختم
از الان به بعد روی فرضیات جدید کار میکنم
...قاتل
.وجود داره
قطعا قاتل وجود داره
...هرچند
...از نظر فیزیکی
وجود نداره، چون .جسمی بهش داده نشده
پس نه هویت داره و نه صورت
اینطوری نمیشه- شوت کن-
تنها خلق شده بوده که خانواده منُ بکشه
برای قتلهاش احساس گناهی نداره
...رضایت و یا ناراحتیُ
حس نمیکنه
.چون شخصیتی نداره
مامان
بابا
...تنها نقشش به وجود آوردن یه آسیب روحی واسه من بوده
و اینکه باعث شه درگیرِ حلِ جُرمهای خشن بشم
الو؟
...الو
کجایی؟
چطور زنده شدی؟
...فقط وقتی داستان نیاز داره ظاهر میشه
.و وقتی نیاز نیست ناپدید میشه
...هر جایی
...با هر روشی
اگه سازنده بخواد ...میتونه هر زمانی ناپدید بشه
...بدون زمینه ای
.و بکشه
خدایا شام کشوری چیه؟
آدمایی مثل پرنس انگلستان همچین جاهایی نمیرن؟
میرقصیم؟ رقص؟
نمیتونم برقص .وای
والتز میرقصیم؟
خدایا، نمیتونم دیوانه کننده است
میتونم بیام داخل؟
چطورم؟
گفتن این بهم میاد
حالا نوبتِ اونِ
یه گلوله خرجش میکنم
منتظر باش
فکر کنم خوب نشدم خیلی بدِ
هیچی نگو فهمیدم
برگرد
دارم میرم
اینقدر بدم؟
برو خونه اینجا خطرناکِ
چی؟
راهی هست بتونی برگردی؟
نمیتونم یهویی برگردم
.هر وقت بخوام نمیتونم برم
چی شده؟
چیه؟
وقتی پیاده شدی بخند ازت عکس میگیرن
فکر نکنم بتونم اینکارُ بکنم
توی همچین چیزایی خوب نیستم
،فقط دستمُ بگیر و دنبالم بیا باشه؟
بیا- !لطفا اینجا رو نگاه کنید-
لطفا اینجا رو نگاه کنید- !اینجا-
خیلی بهم میاید
اینکه به مهمونی شام کشوری دعوت شدید چه حسی داره؟
لطفا بهمون بگید
لطفا اینجا رو نگاه کنید- .بذارید ازتون عکس بگیریم-
اینجا- لطفا اینجا رو ببینید-
خانوم خوبید؟
خوبم- یه لحظه-
نه خوبم
چیزی نیست .خودم انجامش میدم
چه خبره؟
.وقتی خوابیده بودن بدجوری از تخت افتادن
خوبی؟
.اره خوبم
خیلی خب .میتونی بری
چرا از تخت افتادی؟
.داشتم خواب میدیدم
چه خوابی؟
رویای قشنگی بود
خیلی قشنگ بود؟
نخوابیدی؟
فکر کنم تقریبا ساعت سه صبحِ
همه مراقبتن
پس نگران نباش و بخواب
در هر حال
نیروی حفاظتی ضروریه؟
در بازه و حس میکنم بقیه دارن نگاهم میکنن
No comments yet. Be the first to leave one.