The first 179 lines.
زیادی یخبستنی خورده بودم .گلاب به روت شکمم رو باد برداشته بود
هان؟ یخبستنی؟
.پیش پای شما از دستشویی خلاص شدم
.راحت باشین، با بازی حال کنین
این دیگه کی بود؟
.خیلی هیکله. کمِ کم به گُندگی ایواشیمیزو بود
.نه، از ایواشی گندهتره
قد آس آکادمی ریوئین، ۱۹۲ سانت
.و وزنش ۹۸ کیلوئه
...شماره هشتشون
.زانبا ریوجین
!کازاما
حواست هست این ماه چند بار دیر کردی؟
.ببخشید مربی
ترجمان و زیرنویس
HodaArian
&
Sarrow
دنیای انیمه و مانگا تقدیم میکند
اضطراب عجیبی پشت سر هم تلنگر میزنه
اضطراب عجیبی پشت سر هم تلنگر میزنه
!این شکوفة تقدیر سر سازگاری نداره
!این شکوفة تقدیر سر سازگاری نداره
ولی تو به موقع دستت رو رسوندی
ولی تو به موقع دستت رو رسوندی
!و نگذاشتی روزها و خاطراتمون محو بشه
!و نگذاشتی روزها و خاطراتمون محو بشه
روزهای اولی که تازه چشمم به نور گرم شده بود
روزهای اولی که تازه چشمم به نور گرم شده بود
فکر میکردم باید گردن کشید و جلو رفت
فکر میکردم باید گردن کشید و جلو رفت
ترسِ بزرگیِ دنیاش رو کنار گذاشتم و ادامه دادم امــــا
ترسِ بزرگیِ دنیاش رو کنار گذاشتم و ادامه دادم امــــا
!میخوام بدونم حالا که کنار هم هستیم تا کجا میتونیم بریم بالا
!میخوام بدونم حالا که کنار هم هستیم تا کجا میتونیم بریم بالا
به دل تمام سختیها میزنیم، پرندهای میشیم که بال گشوده
به دل تمام سختیها میزنیم، پرندهای میشیم که بال گشوده
!بر تمام بادها و خیزشها سوار میشیم
!بر تمام بادها و خیزشها سوار میشیم
!بالاخره روی گل خوشحالی رو نشونت میدم
!بالاخره روی گل خوشحالی رو نشونت میدم
آینده هم اگر چهرة ابرگین نشون داد
آینده هم اگر چهرة ابرگین نشون داد
...و مقصد بعدی رو بارانی و طوفانی کرد
...و مقصد بعدی رو بارانی و طوفانی کرد
من مرد کنار کشیدن نیستم! اینقدر میرم تا از قدمهام آتش درست بشه
من مرد کنار کشیدن نیستم! اینقدر میرم تا از قدمهام آتش درست بشه
!و تمام شبها و سیاهیهاش رو روشن میکنم
!و تمام شبها و سیاهیهاش رو روشن میکنم
قسمت یازدهم استعداد بازیکردن نداری
اینقدر یخبستنی توتفرنگیش خوشمزه بود .که حساب خوردنم از دستم رفت
!آخه من از دست تو چیکار کنــــم؟
.باید بعد از بازی جبران کنی
.مربی
.از خونه تا اینجا دویدم. گرمِ گرمم
.داور جان، تعویض داریم
.شماره نُهم، زانبا ریوجین، میاد تو
.اوهوک! این که شماره لباسش هشت نیست
شماره نُه پستش چیه؟
.اسکرامهاف. همپست منه
.هافبک اسکرام: یا همان اسکرامهاف، وظیفهی درآوردن توپ از اسکرام را دارد
چی؟
!اصلاً با عقل جور در نمیاد
...اسکرامهاف مثل پلی میمونه
که فورواردهای سنگین تیم رو .به بکهای جلوبرندهی توپ وصل میکنه
کسی که میره تو این پست .هم خودش و هم پاسهاش باید فرز باشن
.برای همینه که اکثر اسکرامهافها کمجثهن
تو کتم نمیره، آخه چرا غول ۱۹۲ سانتی رو گذاشتن اسکرامهاف؟
.دیر کردیا، ریوجین
.شما ببخش
.زانبا
.خود زانباست
!باید دید چیکار میکنه؟
!ریوجین
چه پاسی می خواد بندازه؟
!زانبا رو بگیرین
.کوتا
.دارمش
.چرا همچین بود؟ پاسهاش خیلی یواشه
...تازه توپ که میاد دستش
.یهکله میره جلو ...
.پس بگو
چی شد؟
خودت که میدونی، تو راگبی فقط میشه پاس رو به عقب داد، درست؟
.خو آره
در نتیجه کسی که داره توپ رو جلو میبره .انگار داره تیم رو هم جلو میبره
اگه از حامل توپ یه خط فرضی بکشیم .تیم فقط میتونه به عقب اون خط پاس بده
.نمیتونن توپ رو جلوی اون خط بندازن
هرچی بیشتر پاس بدن .فضای بازیشون محدودتر میشه
پاسهات هم که آروم باشن .حریفت مثل گرگ میاد جلو و زمین رو ازت میگیره
برای همینه که اکثر تیمها توپ رو سریع پاس میدن
و سریع میرن جلو .تا زمین دستشون بمونه
ولی این بابا فرق داره، میتونه یه تنه جلو بکشه ،و وقتی بیشتر زمین رو مال خود کرد
.یه پاس ناقابل بده
.یه همچین چیزی
!خطای ناکآن ریوئین
.ای بابا، شرمنده بچهها
!ریوجین، از مستراح بیا بیرونا
!ایول
!بالاخره توپ بهمون رسید
!آژیر باشین همه که از جلوشون در میایم
.کراچ
!بایند. ست
.فقط هم زانباشون نیست
کل فورواردهای ریوئین .قوی و کاربلدن
!اِی تو روحش! الان توپ رو میدن دست وینگ تیم
ندادن؟
یه راست از وسط؟
!پاس هم نمیدی؟
!ترای
.اسکرامهافهای عادی توپ رو میکشونن به گوشها
.ولی زانبا هم زور داره، هم عضله .یه راست از وسط توپ رو میبره جلو
...درسته همه میگن اسکرامهافه
.ولی اصلش رو بخوای، حکم فوروارد نهم رو داره
فوروارد نهم؟
.انگار که ما دوتا سکـی تو تیم داشته باشیم
«سکـي؟»
.سکیزن دیگه
!شوخیشم زشته
!بابا اینا فضایین دیگه .قهرمان کاناگاوا تو یه سطح دیگهن کلاً
.نباید واسه تماشای بازیشون میومدیم
.هان؟ یواش گفتی، نشنیدم
...هان... نه
.چیزی نگفتم
۰-۹۱ لهشون کرد ها! دهنم باز مونده بود.
!ولی عجب صفایی کردیم
.چی بگم؟ من که بیشتر خودم رو باختم
.اینجا خرتوپرت راگبی میفروشه
استوک نو میخوای؟
،آهان. یادم اومد .قدیمیهای من دستته
حالا میگی کدومش خوبه؟
،از اونجایی که گامبالو نیستی .استوک فوتبال هم میتونی بخری
ولی من میگم اگه شیتیل درست داری .از اون خوشگلاش هم بخری بد نیست
راحتی و پاپوش خوبش که بماند ...تازه موقع بازی
:یه حس خاصی بهت میده که .«آره، امروز قیافهم به شاخا میخوره»
.و همین یه انگیزهای بهت میده که بیا و ببین
.ولی پولی تو بساط ندارم
.خسته نباشی ها
...اوووف، چه برقـــــــی میزنه ها
!اوووخ، برق قیمتش داغونه
.میگما گیون
بازی تیمی به خفنی ریوئین رو که دیدی چه حالی شدی؟
،اگه بخوایم بریم کشوری و ورزشگاه هانازونو .صد در صد به زانبا اینا میخوریم
.هنوز که به اونجاهاش فکر نکردم
.خسته نباشی بازم
.ولی من که میگم حسابی کیف میده
اینقدر تمرین میکنم تا بالاخره .بتونم یارو زانبائه رو بزنم زمین
حالا که ایواشیمیزو همقدشه .از امروز همش رو اون تکل میزنم
به نظرت فلنکر کوچیکشون چطور اومد؟
.اونم خیلی خفن بود !خیلی دلم میخواست باهاش اختلاط کنم
ولی وقتی حرف آدمهای کوچیک و خفن میشه ها .تو رو یه جور دیگه دوست دارم
،نگاهت که میکنم .انگار قیافهت داد میزنه با کوچیکیت حال میکنی
.انرژی میگیرم
.اینطورا هم نیست که با کوچیکیم حال کنم
.ولی به قدّم، بهچشم فرصت نگاه میکنم
.قدیما منم مثل خودت بودم .تا یکی به قدّم گیر میداد، آتیشی میشدم
مرگ من؟
...همین رفیقم کاشی... منظورم کاشیماست
تیم راگبی
...سال اولی راهنمایی که بودیم، بچهها فقط
.از اون خواستن بیاد تیمشون
.منم اینقدر حرصم در اومد که قبل اون رفتم عضو شدم
.خیلی باحالی
،آره، گفتم حالا که بازیکن کوتوله نمیخوان .از عمد میرم عضو میشم تا جونشون درآد
.اخلاقم کلاً داغونه
...باید یه دوره بیام پیشت
.ولی چشمت روز بد نبینه، از همون اول پدرم در اومد
.کاشی زودتر از من تونست اولین بازیش رو بکنه
.میخواستم بیخیال بشم و برم
...خب خب، حالا سوال خفن ماجرا
کامو خوشتیپه چی شد که عوضش مثل شیر رفت جلو؟
...تیکتاک، تیکتاک، تیکتاک
...خـــب
.دینـــگ. وقت تموم شد
جواب درست میشه: «جملهی زیبای «.وینگر اعجوبهی خارجی
...آدمهای کوچکجثهتر»
«.فضای بیشتری به روشون باز میشه
منظورم اینه که، من میتونم از فضاهایی فرار کنم .که سکی توشون جا نمیشه
!واقعاً خدا خیرش بده، خوب حرفی زده، نه؟
No comments yet. Be the first to leave one.