The first 117 lines.
itsuka kimi to miageta sora wa
kokoro no naka sotto toketeiku
shiroi nooto ni kaita tegami wa
yukusakiwo tsugenaimama tojikometa
kotoba ni sureba modorenai kara
itsumo kimi to miageta sora wa
kanashii kurai aoku sukitootteita
روزی، آسمانی که بهش نگاه میکردیم
.درون قلبم متلاشی میشود
،نامهای که نوشتم
.نتونست مقصد خودشُ پیدا کنه و فقط برای من شناخته موند
.اگه بهت بگم، برگشتنی وجود نداره
آسمانی که همیشه بهش خیره میشدیم
.اونقدر آبی شده که منو عذاب میده
.بلند شید
.تعظیم
!نون یاکیســــوبا
!هی! تو راهرو ندوین
...وقت نهاره .. وقت نهاره
.هنوز زوده، کیوری چان
.کازاما
!کازامـــا
سومی چان؟
ای بابا، ظهر شد؟
.بریم نهار بخوریم
چرا عشق بین دو تا دختر ممنوع ـه؟
کازاما سان، الان چی گفتی؟
...میدونستم
.دوباره بیماری ـش برگشته
!ای بابا، چه بی ادب
.من همیشه اینجوری بودم
همیشه؟ از دخترا خوشت میاد؟
!تا حالا عاشق پسری نشدم
.باشه، باشه. همینطوره
.بابا، بس کنید
.منم از جریان بحثتون با خبر کنید
.کازاما لزبین ـه
.آخه چیز خیلی عجیبی نیست که
آه .. جدی؟
.پس از اول میرفتی یه مدرسه تمام دختر
.قبلا رفتم
.عمرا اگه اونو قبول کنن
فکر کن وقتی ازش دلیل عضویت تو مدرسه .رو میخوان، چی بهشون میگه
!دخترای خوشگل رو دوست دارم
...ای بابا
...خُب
مثلا من چطورم؟
.شرمنده ولی فقط از دخترای خوشگل خوشم میاد
خُب، ایندفعه دیگه کیه؟
.یه رازه
.ببخشید
این کتابُ دارید؟
.آ .. آره
.میخوام قرضش بگیرم
...باشه
.پس وقتی پیداش کردم، صدات میزنم
.ممنون
.روز 20 ام باید برش گردونی
.خیلی ممنونم
چی شده، سنپای؟
،خُب، ما که کتابفروشی نیستیم، اینکه ازشون تشکر کنیم یه جورایی عجیب ـه، مگه نه؟
کازاما سان؟
!ا .. اصلا هم عجیب نیست
موراسامه
.برگشتم
.خوش اومدی
.خوشمزه بود
.خوشحالم
فردا چیز خاصی واسه خوردن مد نظر داری؟
.هشت پا
چی؟
!هی! بیخیالش
باد، شدید میوزد
...ای بابا
...آه .. واقعا هشت پا ـه
میگفت که "ما کتابفروشی نیستیم، پس "تشکر کردن ازشون کمی عجیب ـه، مگه نه؟
بامزه ست؟ مگه نه؟
!خیلی بامزه ست
مگه راز نبود؟
،اولش، مجذوب دستخط خوشگلش شده بودم
.بعد متوجه شدم که دستها و انگشتهاش چقدر خوشگلن
!صورتش، جوری که حرف میزنه، هاله ـش .. همه لطیف ـه
!اینکه اینقدر خوشگل و زیبا باشی، جُرم ـه
...من که نمیگیرم چی میگی
...چطور بگم .بودن کنار اون، بهم حس گرم و راحتی رو میده
از کتاب خوندن و شیرینی
.احتمالا دوست پسر داره
.اگه واقعا اینقدر خوشگل ـه
!نداره
.اگه هم دوست پسر نداره، احتمالا از کسی خوشش میاد
.دوباره به خودت صدمه میزنی
.از راهنمایی اینجوری هستی، کازاما
...یه ایده هیجانی به سراغ ـت میاد و بابتش جوگیر میشی
.در نهایت، ردت میکنن
چطوره دیگه بس کنی؟
.فقط داری وقتت رو تلف میکنی
.راست میگه، کازاما سان
...تو خیلی خوشگلی، راحت میتونی دوست پسر پیدا کنی یا
...میخواستم نهارم رو با لذت بخورم
.ببخشید
...سومی چانِ احمق
.تاریخ برگشتش 21 ام میشه
!خیلی ممنونم
...ای بابا
."دوباره گفتم "ممنون
سنپای، پسری هست که ازش خوشت بیاد؟
...نـ .. نه
...راستش سنپای، من تو رو دوست دارم
جدی؟
.منم
.تو رو دوست دارم
.بلند شید
.تعظیم
!بابا، میگم تو راهرو ندوید
.رئیس، معاون
.آبه سنسی، گفت که مطالب مربوط به تاریخ جهان رو ازتون بگیرم
.بـ .. باشه
No comments yet. Be the first to leave one.