The first 200 lines.
تيــم ترجــمــه .:: قــقــنـوس ::. .تـقـديـم مـي کـنــد
دقیقاً رهبری کردن يعني چي؟
برنامه ریزی جسورانه و صحبت از پیروزی افراد خودش یک مساله است
و جدای از این باید دل های اونا پر از آتیش بشه
بعد اونا با کمال میل برات می میرند؟
همونطور که یکبار یک مرد خردمند گفت
من از ارتش شیرها که توسط یک گوسفند رهبری میشه نمی ترسم
من از ارتش گوسفندها میترسم
که یک شیر اونا رو رهبری کنه
بهم کمک کن تا اون رو بفهمم پادشاه من
تعداد ما شکست ناپذیره
اگه بخوایم حمله کنیم باسوس بس کن
فقط نگاه کن
اون رو نفس بکش
اون پسر پادشاه بی پروا باید در همچین مکانی توقف کنه
گفتی شکست ناپذیر باسوس؟
مردی با تجربه تو باید با احتیاط از این کلمه استفاده کنه
من فکر می کنم ما برتری عددی داریم
این رو در گرانیکوس هم داشتیم
و تو، مازائوس
فکر می کنی چکش ما میتونه این مهره رو بشکنه؟
فکر کنم در این شرایط
میتونی دیپلماسی رو کنار بزاری مازائوس
دشمن ما نشون داده که ما نمی تونیم به نیروی وحشیانه تکیه کنیم
دشمن ما روی دور شانسه
برای همینه که ما باید با شرایط خودمون باهاش مبارزه کنیم
ما این حرومزاده رو منزوی می کنیم تا از شر اون خلاص بشیم
یک بار برای همیشه
اما آدم عاقل اینو میدونه که اگه بیش از حد دنبال پیروزی باشی
به ارتشی از شیرها نیاز داری
به رهبری بزرگترین شیر
جديدترين زيرنويس ها را از اينجا دانلود کنيد @subforu
ترجمه هر روز يک فيلم در کانال تلگرام ما @subforu
....:::: ترجمه : مـحـمـد حـیـدری ::::.... telegram : @subforu
....::::هادي عليزاده و مهدي عليزاده::::.... تـيـم تـرجـمـه قـقـنـوس
خبر بد داری؟
ما با بزرگترین ارتش روی زمین روبرو هستیم
به رهبری داریوش
برای داریوش شکست تو گرانیکوس نشون میده با یک هشدار جدی روبرو شده
حتی بیشتر از این که اسکندر به سمت پایین میاد
به نوعی سفری به سمت مصر
و اون میاد تا آسیب جدی به امپراطوری وارد کنه
پس اون یک ارتش امپراطوری رو جمع می کنه
برای مقابله با اسکندر در ساحل شامات در منطقه ایسوس
داریوش مصممه که اون رو همونجا متوقف کنه
قربان
پارس ها در حال پس گرفتن ایسوس هستند
البته که همینطوره
خطوط تامین تقویت کننده ها و ارتباطات ما رو قطع می کنند
ناگفته نمونه که مجروحین ما در حال معالجه هستند
الکس
ما ارتباطمون کاملا قطع میشه
تو برای مبارزه ایستادی
خب اونجا اتفاق میفته
اما مطمئن نیستم که تو اين رو بخوای
اسکندر باید خودت این رو بشنوی
باید تصور کنید که اسکندر و داریوش در حال حرکت بین کوه ها هستند
اونا پهپادی ندارند که بفرستند و موقعیت دشمن رو بفهمند
پس اونا بر گزارش ها و استراتژی های جنگی تمرکز می کنند
و پیش بینی کاری که ممکنه مخالفانشون انجام بدن
پتول ؛ دیگه کافیه
یک گشت اون رو در گذرگاه بیلان پیدا کرده که در حال جاسوسی کردن از ما بوده
معلوم شد اون در مورد تعداد نیروهای ایرانی اطلاعات داره
و با درخواست درست
درسته؟
داریوش نیروهای کمکی رو فراخونده
پادگان شهر بابل
همراه با چند هزار سرباز وظیفه محلی
این باعث میشه ارتش اونا تعداد ثابت ۱۰۰هزار نفری داشته باشه
در مقابل ما که ۴۰هزار نفریم
ببین الکس
ما حداقل باید به فکر یک عقب نشینی باشیم
یا این میتونه همون قتل عامی باشه که اندروکتازی ها رویای اون رو دیده بودند
چی؟
داستان های اسطوره ای رو بلد نیستی؟
منظور اون ارواح قربانیه پتول
اما من مخالفم
داریوش بر اساس کتاب پیش میره
یعنی چی؟
من اون رو خوندم
این یک تاکتیک قدیمی فارسیه
ما رو در اینجا به دام میندازه
بین کوه های آمانوس و دریا
و اونا از برتری تعداد استفاده می کنند
برای نابودی ما
همین کوه ها و دریا ها مانع از این میشه که از ما دور بشه
به این معنیه که اون نمیتونه تمام نیروهاش رو به یک باره به سمت ما بیاره
پارمنیون میتونی اسب های اونا رو متوقف کنی؟
تا کی؟
زمان کافی برای تاختن به اونا بده تا جمع بشن من زمانش رو میدونم
کوچک ترین خطری تو این استراتژی نیست
اما باز هم شایستگی کمی نداره
من وظیفه خودم رو در میدان انجام میدم
پس بیان نبرد رو به سمت اونا ببریم
از همون اول مشخص بود که داریوش همچین انتظاری نداره
یک رویارویی جزئی یا پله ای برای نبردی بزرگتر
اون میخواد این نبرد تعیین کننده باشه
اون میخواد با این موضوع برخورد کنه و اسکندر رو از سر راه برداره
پس اون به نوعی از همه چیز در این نبرد استفاده می کنه
مقدونی ها
در حال حاضر خطر شمارو تهدید کرده
و شما
شما پیروزمندانه به چهره اون نگاه کردید
آره
اما این بار ارتش پیروز نتیجه رو تعیین می کنه
به دشمنی که قبلاً یک بار شکست خورده
و فراموش نکنید
اونا ایرانی هستند
مردمانی که قرن ها زندگی راحت و مجللی داشتند
در حالی که در طی نسل های گذشته
ما در مقدونیه آموزش های جنگی دیدیم
سایه ای هست
روی تمام خونه های شما
هجومی که توسط یک پادشاه فاسد هدایت میشه به سمت پیروزی
آره آره
کثیف کردن همه چیز خوبه
و مخصوصا در مورد ایرانی ها
آره
سوال من از شما اینه که
آیا به اون اجازه میدید؟
نه
میخواید یک گوشه بایستید و ببینید که اون خونه و زندگی شما رو آتیش میزنه؟
نه
اجازه میدید دست های کثیف یونانی ها به زن های شما بخوره؟
نه
پس من میگم بجنگیم
نه برای من، نه برای فارس
برای خودتون
آره
وقتی داریوش به سفر میره تمام دربار رو با خودش میبره
فارس
ملکه استیتیرا، بارسین، دخترش
همه حضور داشتند
این یک عمل استاندارد در منطق سلطنتی ایرانی بود
برای نزدیک کردن زن ها به میدان جنگ
این بهمون نشون میده که داریوش شدیدا به نتیجه کار فکر می کنه
و از قبل میدونسته
که همسر و خانواده اون قراره این نبرد رو ببینند
پادشاهی که دشمنانش رو سلاخی می کنه
آره
امیدوارم تا اون جایی که به داریوش مربوط میشه
یک بار برای همیشه به این آشفتگی پایان بده
اما مهم تر از همه این رو یادتون باشه
ما مردان آزادی هستیم
و اونا مزدورانی هستند که برای داریوش می جنگند
مبارزه برای دستمزد
اما ما
برادران
ما برای مقدونیه می جنگیم
و قلب ما در اونجاست
آره
آره ؛ یالا
آره
در اینجا نکته جالب برای اسکندر اینه که
که اگه فقط یک نبرد رو ببازه ماجرا تمومه و اگه جنگ رو ببازه
این اطمینان رو داره که داریوش بخشنده نیست
چون اون رو به عنوان یک یاغی میبینه
البته خطرات برای داریوش هم بسیار زیاده
منظورم اینه که اونا رو دست کم نگیریم
اگه داریوش شکست بخوره اساسا بخش غربی امپراطوری رو از دست میده
زمین میدان نبرد در برابر ایرانی ها واقعا موثر بود
به ویژه به دلیل بزرگی ارتش اونا
و وابستگی اونا به نیروی سواره نظام
منظورم اینه فرض کنید تو یک گودی کوچیک هستید درسته؟
میدونید چیزی شبیه کوهپایه ای کوچیک
از سمت رشته کوهی که چندان اهمیت نداشت
و سواحل مدیترانه
و بنابراین با اینکه داریوش تعداد بیشتری سرباز داشت
اونا در هم تنیده شدند و فضای خاصی برای حرکت نداشتند
و اون میتونست در میدون نبرد صاف تر و بازتر موثرتر باشه
فارس ها از نیروی ۱۰۰هزار نفری استفاده می کردند
در مقابل نیروی ۴۰هزار نفری اسکندر
پس بنابراین احتمالات برنده شدن بیشتر به سمت اون بود
ایرانی ها یکم بیش از حد اعتماد به نفس پیدا می کنند
چون بنظر میرسه از نظر تعداد برتری دارند
اما چیزی که واقعا مهمه فرماندهیه نه تعداد
اگه قراره اسکندر تو این نبرد پیروز بشه
پس باید با شرایط خودش برنده بشه
و از تاکتیک های معمول خارج از مرکز استفاده کنه
که همیشه کار میکرده و براش مفید بوده و باعث موفقیتش می شده
آره
سپرها بالا
ایرانی ها در اطراف سپاه اسکندر ازدحام ایجاد کرده بودند
به ویژه اونایی که به رهبری پارمنیون اومده بودند
برای اونا خیلی نا امید کننده بنظر میرسید
چندتا از افراد مهم سپاه مقدونیه
در اون نقطه کشته میشن
اون لعنتی کجاست؟
مازائوس سریع باش
جناح چپ اونا رو هدف بگیر ؛ سواره نظام سقوط می کنه
ضربه محکمی به اونا میزنیم
نیروها حرکت کنید
شیوه ایرانی جنگیدن در نبرد
بنظر میرسه فرمانده در این مورد خود داریوش بود
اونا ترجیج میدن در مرکز ارتش بمونن تا محاصره بشن
باشه؟ این در مورد حفظ امنیت اوناست
و البته این که دستورات از خود مرکز میاد
و این کاملا با روشی که اسکندر انجام میده در تضاده
کسی که همیشه دوست داره از وسط حمله کنه و به راس سپاه برسه
به سمت رییس
No comments yet. Be the first to leave one.