The first 200 lines.
.رسيديم
.از دفعه قبلي که ديدمش، قشنگ تر شده
دفعه قبلي که اومدم اينجا .من از تو کوچکتر بودم، سايمون
.خوبه، خيلي بزرگه
آره، بنابراين من مي تونم حيوون هاي بزرگتري رو خونه بيارم. درسته، مامان؟
.آره! يه گاو بيار. يه گله بيار
.گله
خوبه. نظر تو چيه، جارد؟
جارد؟
.باشه. بريم
.خوبه، آقاي تيبز. چيزي نيست
.بوي اون آدماي قديمي رو ميده
.من قضاوت نکردم، فقط نظرمو گفتم
.مي دونم که به خاطر اسباب کشي ناراحت شدي
اما مي خواي با اين سکوت معترضانه ات به کجا برسي؟
به نظر من اين اصلاً راه خوبي براي .ابراز ناراحتي نيست
.همين سکوت کردنت رو ميگم
.حداقل با سرت، بگو بله
.چشمک بزن
.هيچي
.مال، تو و سايمون وسايلتون رو بردارين
توي حال منتظر بمونين .تا من برم يه گشتي بزنم
.باشه، مامان
.همين حالا از ماشين بيا بيرون - .تو مادر من نيستي، مالوري -
،نه، من بدتر از اونم .چون مامان نمي فهمه که من تو رو زدم
...بيا جلو، کوچولو - !و اون بيرون از ماشينه! متشکرم -
بس کن! من اجازه نميدم مثل احمقا .به من ضربه بزني
.من هرکار دلم بخواد، مي کنم - .نه، نمي توني -
،مامان براي کارش به اين نياز داره .پس بزارش کنار
.سايمون بگيرش - .من طرفدار صلح هستم -
.خيلي منو اذيت مي کني !فکر مي کني همه چيز رو مي دوني
.خوب، من چيزايي مي دونم که تو نمي دوني - مثلاً؟ -
.هيچي
.خيلي ممنون که از من حمايت کردي - .من نمي خوام با کسي مبارزه کنم -
داري چي کار مي کني؟ - .چمدون ها رو باز مي کنم -
.چرا؟ بهت گفته بودم که اينجا موقتيه
،بابا فردا مياد .و ما رو با خودش مي بره
مي دونم. اما مامان چي ميشه؟ - .مي تونه مالوري رو نگه داره -
.بس کن، سايمون. ما مي تونيم اينجا بمونيم
.به اينجا نگاه کن .اين يه خونه متروکه ست
...و بوي - .آدماي قديمي گرفته، مي دونم -
اينا چطور؟
.نمک. نمک کنار پنجره ست
.ميدونم. کنار همه پنجره ها هست
.آره، خيلي عجيب نيست
.فکر مي کنم اون اينا رو اينجا گذاشته
اين همون ديوونه با همسرش نيست؟ - .نه -
،اين آرتور اسپايدرويکه .مي دوني، اون عموي جد جدمون بوده
.اون دختر کوچيکه ديوونه ست .منظورم عمه لوسينداست، دخترش
.اون آخرين کسيه که اينجا زندگي کرده ...قبل از اين که ببرنش به
...به
.به ديوونه خونه
.درسته
و چرا بردنش اونجا؟
.چون مي گفت پدرش دزديده شده
.چون مي گفت پدرش دزديده شده
توسط کي؟
.توسط جن و پري ها
.دقيقاً
عمه ديوونه ما اينجا موند و !هيچ وقت از اينجا تکون نخورد، هيچ وقت
.اين اتفاق براي من نمي افته، يا حتي تو
.پايان مذاکره
کسي کليدهاي منو نديده؟ .مطمئنم همينجا گذاشته بودمشون
.نه
فکر کنم عمه لوسيندا، عسل و آرد جو .رو خيلي دوست داشته
.و سس گوجه فرنگي
مدال شمشيربازي من کجاست، جارد؟
مگه روي تختت نبود؟ - .ديگه اونجا نيست -
خوب، اگه تختت رو پيدا کني .يعني مدالت رو هم پيدا کردي
...من درباره تخت صحبت نمي کنم
مي دوني چيه؟
،تا وقتي که مدالم رو برنگردوني .من تو رو آدم حساب نمي کنم
قول ميدي؟
خوب، مي دوني چيه تو بايد اونو ...آدم به حساب بياري
.تا بتوني مدالت رو ازش بگيري...
.متشکرم، اسپاک .تو باعث افتخار اين کشوري
.جارد، پسش بده
!من اون مدال مسخره رو برنداشتم
!تو خيلي دروغگويي - .دعوا شروع شد -
.خفه شو، سايمون - .خفه شو، سايمون -
!هي
.ديگه نبايد اين کارو بکنين
.شهر جديد. خونه جديد. شغل جديد
.اين زندگي جديد ماست
اجازه ندين که به حالت قبل برگرده، باشه؟
،مي دونم که اين خونه خيلي خوب نيست ،اما مي تونيم روش کار کنيم
.ااگه مي خوايم واقعاً درست بشه
باشه؟ - .باشه، مامان -
!خفه شو
.سلام
.بابائه
.آره، درستش کرديم
صداي چيه؟
.مي دوني، بايد اونو خراش بدي .نمي خوام بدونم
.چون نمي خوام - .ميرم دنبال مدالم بگردم -
.من کمکت مي کنم
چي؟
.باباته
.سلام، بابا - .سلام پسر -
عمارت خانواده آدامس چطوره؟
،خونه رو ميگي؟ خيلي خوبه
اما اگه يه خونه وحشتناک رو توي .نا کجا آباد دوست داشته باشي
.بس کن - .جدي ميگم. اينجا هيچي نيست -
خودت مي بيني؟ - ...باشه، گوش کن -
تو فردا مياي اينجا، درسته؟ - .آره، ممکنه. سعيمو مي کنم -
چرا ممکنه؟ - .نگران نباش، من دارم ميام -
يه چيزي هست که .بايد درباره اش صحبت کنيم
اما شايد فردا نتونم، باشه؟
.باشه، فهميدم - .خوبه -
سعيتو مي کني، درسته؟ - .دقيقاً -
.اما مطمئن باش به زودي مي بينمت
.باشه
.مي بينمت - .خداحافظ، بابا -
چي بهش گفتي؟
نمي تونستي حداقل تظاهر کني که دوست داري اون بياد اينجا؟
!جارد، اون طي رو بزار زمين
!يه چيزي توي ديواره - !حالا -
قرار بود وقتي عصباني ميشي به چيزي .ضربه نزني
.مي دونم قرار بود ديگه داد نزنم .خواهش مي کنم، ديگه اين کارو نکن
.ما درستش مي کنيم، مامان .تو برو بخواب. بايد استراحت کني
.عالي بود، کله پوک - .خفه شو -
.يه چيزي اونجا داشت تکون مي خورد
.شايد يه سنجاب قرمز بوده .اين طرفا، سنجاي خيلي زياده
.يا شايد يه موش بوده
.ديگه به سوراخ توي ديوار نياز نداريم
.خوبه. به خاطر اين کارت، من سرزنش ميشم
.ببين چه خبره
اين يکي از چيزاييه که اونا براي .فرستادن غذا به طبقه بالا ازش استفاده مي کردن
بهش چي مي گفتن؟ - .آسانسور غذا بر -
.هي، اونا کليدهاي مامان هستن -
!و مدال من
.چيه؟ هنوز فکر مي کني من برش داشتم
.آره، مال تو مچ منو گرفتي
،من مدال تو رو برداشتم .اينجا قائمش کردم و بعد دوباره ديوارو چيدم
.نمي دونم چطوري اين کارو کردي
،فقط مي دونم که کار توئه .چون تو هميشه اين کارو مي کني
.و حالا بايد اينجا رو جمع کني - .تو به مامان گفتي ما جمعش مي کنيم -
.ما يعني تو
سايمون، نمي خواي بدوني اينا از کجا اومده؟
.راستش نه
!سايمون
!سايمون، بيدار شو
.من رفتم بالا. اونجا يه اتاقه .يه اتاق مخفي توي طبقه بالا
،يه ميز و يه چمدون اونجاست !و من اينو اونجا پيدا کردم
!يه چيزي اونجا بود - يه سنجاب قرمز؟ -
.نه، سنجاب نبود .مگر اينکه سنجاب ها نوشتن بلد باشن
،با خاک روي ميز نوشته شده بود ."جارد گريس، از اينجا برو"
.اين واقعاً...باورنکردنيه
.الان ديروقته
.فقط برو بخواب
،جرأت به خرج نده تا اين کتابو بخوني"
،اگه فقط يه نگاه به اين بندازي"
به قيمت جونت تموم ميشه" ."و به يه نتيجه کشنده ميرسي
شما چطوري اومدين بيرون؟
،خواننده عزيز
چيزي که الان در دستانت گرفته اي .نتيجه کار يک عمر منه
و مثل من، شما بزودي مي فهميد که
چه موجودات خارق العاده اي ،در کنار ما زندگي مي کنند
.که با جادو و شعبده در کنار ما پنهان شده اند
اين کتاب، ابزار و تکنيک هاي لازم
،براي برداشتن نقاب و ديدن ناديده ها .در اختيار شما قرار ميده
،راز هايي که شما در آستانه فهميدن اونا هستين .براي چندين نسل راز بوده اند
راز هايي که مطمئناً خيلي از کشورها .ترجيح ميدن که ناگفته بمونن
موجوداتي که خواهيد ديد ،حقيقتاً مشاهده شده اند
و خيلي از اونا دوست ندارن .که ديده بشن
،اما، بعد از سالها ،من حقيقت اونا رو کشف کردم
بعضي ها به خاطر اين گزارشات من .خيلي خوشحال شدن
اما عده کمي با صراحت .عصبانيت خودشون رو اعلام مي کنن
نيروهاي تاريک اين قلمرو ،همه در خدمت يه موجود هستن
.مولگارات غول
،اين رازها خيلي قدرتمندند .حتي بيشتر از چيزي که من ميدونم
هيچکس قبلاً از وجود اين قلمرو شگفت انگيز، اطلاعي نداشته
حالا همه در يک کتاب جمع آوري شده
،و من از شما خواهش مي کنم، خواننده عزيز ،که از اين اطلاعات عاقلانه استفاده کنيد
مولگارات غول با کسي که دنبال اين اطلاعات باشه
.با بيرحمي تمام رفتار مي کنه
اگه اون مي خواست اطلاعات رو ،در اين صفحات بدست بياره
به شما اطمينان ميدم که قصد اون .شرم آور ترين چيز خواهد بود
،اون به شکل هاي مختلفي تبديل ميشه
و شما بايد وفادارانه از اين کتاب .محافظت کنيد
،من خيلي مي ترسم که بيشتر آموخته هايم
و بيشتر کساني که اطراف من هستند .در خطر هستند
.بنابراين، خواننده، مراقب باش
.التماس مي کنم، مراقب باش
!مامان
چه خبر شده؟ - !مامان! خواهش مي کنم، کمک -
چه اتفاقي برات افتاده؟
.تکون نخور - !مامان، فقط ببرش، ببرش -
.باشه، آروم باش - .مامان، خواهش مي کنم -
!فقط خلاصم کن! ببرش
.فقط با قيچي ببر، موهام برام اهميتي نداره
چي شده؟ - !اون موهاي منو اينجوري کرد! ببرش بيرون -
.جارد، ديگه خيلي غيرطبيعي شدي
!مامان، خواهش مي کنم - !چي؟ من اين کارو نکردم -
من الان دو ساعته که توي صندوقچه نشستم !و دارم کتاب مي خونم
.آره، حق با توئه
.از سايمون بپرس
.آره، اون توي صندوقچه بود
!فقط خلاصم کن - .راهنماي محوطه -
.مامان، ببرش
No comments yet. Be the first to leave one.