The first 24 lines.
اون شبُ يادت مياد؟
روزي که همُ ديديم؟
با اونکه خيس بودمُ درحال فرار
اما دوسش داشتم چون با تو بودم
اون بالا تو آسمون سياه و روشن
همه ستاره ها سمت تو سرازير بودن
اما من چشمم فقط تو رو ميديد
وقتي من از عشق تو خيس بودم
هــي سلام
يادت مياد؟
خاطراتي که باهم تو تابستون ساختيمُ؟
هــي سلام
من چشمام فقط تو رو ميبينه
من براي تو چجور خاطره اي هستم؟
هــي سلام
زير آسمون گرم،تو مثل يک نسيم خنکي
حتي اگر کنارم نباشي،بازم حست ميکنم
تو کل وجودم ميپيچي،قلبمُ ميلرزوني،لبمُ ميخندوني
توي بارون نفس کشيدن
من گيج و مات کرده
هنوزم بوي بارونُ يادم مياد
هروقت بارون مياد ، تو رو بخاطر ميارم
هــي سلام
يادت مياد؟
No comments yet. Be the first to leave one.