Release info

It's My Life E18(@Mehdi Rain)
A Commentary by Mehdi_Rain
➤➤➤Translator : Mehdi_Rain ➨ ➨ ➨ Telegram : @Mehdi_Rain

Tags

HD
Published on: 2018-12-17
Downloads: 14
Hearing Impaired: No

Farsi Persian subtitle preview

The first 200 lines.

‫ این زندگی منه

‫گوش کن، شی وو ‫بهم کمک کن

‫هیون گانگ بزرگترین مشتریِ ماست

‫اگه دیگه باهامون کار نکنین ‫باید چیکار کنیم؟

‫شما و سونگ جو، هیون گانگ رو ‫تبدیل به دشمنتون کردین

‫من چیکار میتونم کنم؟

‫بهم بگو

‫با یه تامین کننده جدید جلسه دارم، ‫پس دیگه باید برم

‫چی؟ کو سون گیو؟

‫کو سون گیو این کارو کرده؟

‫باشه، پس تا وقتی مدرک محکمی پیدا نکردیم، ‫بین خودمون بمونه

‫ما نمیتونیم بردار زن رئیس هان رو ‫بدون مدرک متهم کنیم

‫سعی کن کو سون گیو رو پیدا کنی

‫کو سون گیو؟

‫یه مشکل بزرگ؟ باز چه مشکلی پیش اومده؟

‫شنیدم یکی از کارکنا پارچه هامون رو

‫با قیمت ارزون به یه کارخونه چینی فروخته

‫داری راجب چی حرف میزنی؟

کی همچین کاری کرده؟

‫دارم سعی میکنم بفهمم دقیقا چه اتفاقی افتاده

‫و به نظر میرسه ‫خیلی ضرر مالی کردیم

‫بله؟

‫اوه، بیا تو. بشین ‫ممنون

‫با اینکه مادرتون فرق میکنه، ‫اما تو و شی وو با هم برادرین

‫پس میتونم باهات راحت باشم؟ ‫بله، البته

‫شنیدم که...

‫بیخیال شرکت شدی و میخوای برگردی شهرتون

‫بله

‫ما خیلی وقت نیس همدیگه رو دیدیم، ‫واسه همین ناراحت کننده ـس که داری میری

‫فکر کردم واست چیکار میتونم کنم،

‫و میخوام که...

‫خونه ویلایی گاپیونگ ‫که بهم ارث رسیده رو بدم به تو

‫آیگو، نیازی نیس

‫من خونه ویلایی لازم ندارم

‫پس اندازی که پدربزرگ برام گذاشته ‫از سرمم زیاده

‫واقعا؟

‫پس وقتی برگشتی شهرتون،

‫با خونه ای که بهت ارث رسیده ‫میخوای چیکار کنی؟

‫می فروشیش؟

‫راستش بخاطر همین موضوع اومده بودم ‫وکیل هو رو ببینم

‫پدربزرگ تموم عمرش تو اون خونه زندگی کرده،

‫واسه همین نمیتونم بفروشمش ‫میخوام وقفش کنم

‫میخوای وقفش کنی؟

‫نکنه بخاطر مالیات بر ارث میخوای این کارو کنی؟

‫بله، اینم یه دلیلشه

‫میدونستم

‫من برات پرداختش میکنم ‫چی؟

‫شما پرداختش میکنین؟

‫در عوض، اسم شی وو رو

‫تو سند خونه به عنوان مالک مشترک ثبت کن

‫به عنوان مالک مشترک؟

‫باشه، برام فرقی نمیکنه

‫شی وو تو اون خونه...

‫زمان زیادی رو با پدربزرگش گذرونده

‫اگه فروخته بشه،

‫شی وو هم خیلی ناراحت میشه

‫ممنون

‫با اینکه راه حل خیلی خوبی نبود ‫اما تصمیم گرفته بودم خونه رو وقف کنم

‫با اینکه زمان کوتاهی بود اما لحظه هایی که ‫تو اون خونه با پدربزرگم گذروندم،

‫برام خیلی با ارزش بود

‫واسه همین واقعا دلم نمیخواست بفروشمش

‫وقتی برگردی شهرتون،

‫من و شی وو میریم تو اون خونه

‫هر وقت دوست داشتی میتونی بیای اونجا

‫اینطوری خیلی عالی میشه

‫آه، راستش ازتون یه خواهشی داشتم

‫خواهش؟ چیه؟

‫راجب خانم هو ئه

‫لطفا بذارین تو اون خونه به کارش ادامه بده

‫خانم هو؟

‫باشه

‫واقعا عالیه

‫ازتون خیلی ممنونم، خانم چویی

‫حدسم درست بوده

‫شما آدم فوق العاده ای هستین

‫مواظب خودت باش ‫ممنون، پس با اجازه ـتون دارم میرم

‫خدافظ

‫این همون نوه ایه که رئیس آن ‫بعد از 30 سال پیداش کرد؟

‫بیا تو

‫تو مراسم ترحیم اینو متوجه شدم

‫اون خیلی شبیه پدرِ شی وو ئه

‫شبیه رئیس آن و شی وو هم هست

‫حتی بین تو و اون هم یه شباهتی دیدم

‫چرا باید شبیه من باشه؟

‫احتمالا بخاطر اینکه شبیه شی وو ئه ‫اینطوری حس کردی

‫امروز خیلی خوشحال به نظر میرسی

‫چه خبره؟ اتفاق خوبی افتاده؟

‫یعنی میشه اوضاع انقدر راحت پیش بره، آقای جانگ؟

‫منظورت چیه؟

‫اون بیخیال مقام جانشینیش شده

‫و میخواد برگرده شهر خودش

‫همچنین با خوشحالی موافقت کرد که

‫اسم شی وو رو تو سند خونه ای که از رئیس ‫بهش ارث رسیده، به عنوان مالک مشترک ثبت کنه

‫این یعنی وقتی اون برگرده شهر خودش

‫اون خونه مالِ شی وو میشه

‫جدی میگی؟

‫آخه... چطور میتونه حس جاه طلبی نداشته باشه؟

‫اینجور آدما خیلی کم پیدا میشن

‫هر وقت باهاش حرف میزنم،

‫منو یاد رئیس آن میندازه

‫و این عصبیم میکنه

‫دوباره داری همه چی رو ‫واسه خودت پیچیده میکنی

‫اینطوری سرت درد نمیگیره؟

‫اون بهم گفت که...

‫به نظرش من آدم فوق العاده ایَم

‫گفت حدسش درست بوده

‫من یه دختری رو دوست دارم

‫هر وقت می بینمت، منو یاد اون میندازی

‫آخه... اون دهاتی

‫خیلی بی عاطفه و بی ادبه

‫اون چیزی نداره که بخواد به خودش بباله

‫یه کم قدش بلنده و خوش اندامه

‫شخصیتش بد نیس،

‫و یه کم دوست داشتنیه ‫اما فقط همینه

آیگو

‫به خودت بیا، هان سونگ جو

‫الان وقتش نیس که اینطوری غرقِ احساساتت بشی

‫آیگو

‫بابا ئه

‫بله بابا؟ چی شده این وقت... ‫زود باش همین الان بیا دفترم

‫فرشته ی من میخواد بیاد تو این خونه؟

‫عالیه. محشره

‫خدای من

‫آیگو، اون روباهه. روباه مکار

‫میخواد مالیات بر ارث رو بده ‫که خونه رو مال خودش کنه

‫اون در عوضِ مالکیت مشترک میخواد ‫مالیات بر ارث رو بده

‫مگه میخواد ازتون دزدی کنه؟

‫و اگه بخوایم راجب این مسئله منصف باشیم ‫شی وو هم نوه ی رئیسه

‫مالکیت مشترک کاملا عادلانه ـس

‫انقدر احمق نباش

‫ما داریم برمیگردیم شهر خودمون ‫اگه اون روباه بیاد اینجا،

‫خونه رو مفت صاحب میشه

‫نام جین، بیا همینجا زندگی کنیم

‫قبلا تصمیم گرفته شده ‫و به خانم چویی هم اطلاع دادم

‫آه، راستی ‫خانم چویی گفت

‫مشکلی نداره که خانم هو به کارش ادامه بده

‫نه، نمیتونم برم ‫نمیخوام

‫این عشق برام مثل یه معجزه می مونه

‫چطور میتونم فرشته ـم رو ول کنم؟

‫نام جین، خواهش میکنم ‫خواهش میکنم نرو

‫نام جین، نرو، خواهش میکنم...

‫آقای لی! تو چت شده؟

‫ولش کن ‫خواهش میکنم

‫نام جین، من جین آه رو دیدم

‫چی؟ جین آه رو دیدی؟

‫کِی؟ کجا؟

‫آیگو، تو یه احمقی

‫نمیتونی جلوی دهنتو بگیری؟

‫تو هم اینو میدونستی، مامان؟

‫پس چرا بهم نگفتی؟

@Mehdi_Rain : کانال تلگرام

‫ نتیجه مسابقه، برنده : جونگ جین آه

‫جونگ...

‫خدای من ‫باورم نمیشه

‫خدای من. آخ

‫خدای من

‫مشتاقانه منتظرم که ‫اسمت رو تو لیست داوطلبای برگزیده نهایی ببینم

‫مدیر چویی، من تونستم موفق بشم

‫بهم تبریک میگی، نه؟

‫بله، یونجی؟

‫تبریک میگم، تبریک میگم

‫خیلی ممنون

‫انقدر خوشحالم که میخواد گریه ـم بگیره

‫باورم نمیشه میستر بونجور ‫که خیلی سختگیره،

‫بهت امتیاز کامل رو داده

‫کارکنا خیلی راجبت کنجکاون ‫و میخوان ببینن چجور آدمی هستی

‫واقعا؟

‫وای، حس میکنم قلبم میخواد بترکه

‫نظرت چیه امشب با هم جشن بگیریم؟

‫به دشیک بگم برامون مشروب بخره؟

‫نه

‫بیا بدون اون مشروب بخوریم ‫خودم حساب میکنم

‫دلت میخواد چی بخوری؟

‫امروز هوس گوشت کردم

‫اشکال که نداره؟ ‫نه

‫میخوام برم بیمارستان گچ پام رو باز کنم ‫بعدش بهت زنگ میزنم

‫یه روز قبل از فوتِ رئیس، ‫تو بیمارستان دیدمش

‫به نظر میومد پاش صدمه دیده

‫ازتون خواهش میکنم ‫واقعا لازمش دارم

‫گفتم که نمیشه

‫تحت هیچ شرایطی اجازه نداریم ‫اطلاعات شخصی بیمارا رو به کسی بگیم

‫پس بیاین این کارو کنیم

‫لطفا با جین آه تماس بگیرین ‫و بذارین باهاش حرف بزنم

‫بهش بگین من دوست همشهریش یانگ نام جینم ‫بعدش باهام حرف میزنه

‫الان سرم شلوغه

‫پس لطفا برید

‫صبر کنین

‫باید چند هفته دیگه صبر کنین

‫ترک خوردگی های استخون نسبت به شکستگی ‫بیشتر طول میکشه تا خوب بشن

‫اما تو اولین روز کاریم ‫نمیتونم با این وضع برم سر کار، دکتر

‫قول میدم مواظب باشم

‫باشه

‫ممنون

‫ جونگ جین آه

‫جونگ جین آه

‫بعد از تسویه حساب ‫برگرد نسخه ـت رو ببر

‫باشه. ممنون

‫آره، راستی ‫امروز بعد از ظهر،

‫یه مردی اومده بود دنبالت میگشت

‫دنبال من؟ ‫آره

It's My Life subtitles in other languages

More Farsi Persian subtitles for It's My Life

Comments

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left