The first 200 lines.
cycles “ با افتخــار تقديــم ميکنــد ”
"برنده جايزه "شير نقرهاي از جشنواره بينالمللي فيلم "ونيز" در سال 1953
تقديم ميکند Daiei محصولي از
• قصههاي اُگِتسو •
NAGATA Masaichi - تهيه کننده
برگرفته از دو داستان در سال 1776 نوشتهي Ueda Akinari
فيلمنامه YODA Yoshikata و KAWAGUCHI Matsutaro
MIYAGAWA Kazuo - فيلمبرداري
ITO Kisaku - مدير هنري HAYASAKA Fumio - موسيقي
بازيگران
"در نقش بانو "واکازا - KYO Machiko "در نقش "اوهاما - MITO Mitsuko
"در نقش "مياگي - TANAKA Kinuyo
"در نقش "گِنجورو - MORO Masayuki "در نقش "توبي - OZAWA Sakae
در نقش کاهن - AOYAMA Sugisaku
در نقش کدخداي روستا - KAGAWA Ryosuke "در نقش پرستار بانو "واکازا - MORI Kikue
در نقش قايقران - AMANO Ichiro "در نقش "گِنيچي - SAWAMURA Ikio
کارگردان MIZOGUCHI Kenji
"Ugetsu monogatari" Ueda Akinari نوشتهي
تصور انسان عصر حاضر، در مواجهه با .افسونِ نويسندهي قرن هجدهمي و تخيلات اسرارآميزش
.اين فيلم بازسازي جديديست از آن تخيلات
« قرن 16، دوران جنگهاي داخلي، اوايل بهار »
« "ساحل شماليِ درياچهي "بيوا" در استان "اومي »
يعني چي ميتونه باشه؟
.حتماً جاسوسهاي "شيباتا" رو اعدام کردن
بايد قبل از شروع جنگ .کل اينا رو بفروشم
ميتوني توي "ناگاهاما" بفروشيش؟
شنيدم از وقتي ارباب "هاشيبا" اونجا مستقر شده .تجارت هم رونق پيدا کرده
منو با خودت نميبري؟ - .نخير، زنها رو نميشه برد -
خوب نيست بگم که سربازهاي ياغي .چه کارهايي که نميکنن
تازه، خودت بايد بموني .و مراقب "گِنيچي" کوچولو باشي
!اگه خودت دلت ميخواد، برو !يه مشت سامورايي گيرت ميارن، دستت ميندازن
،آدم که آرزوهاش بزرگ نباشه .به جاي بزرگ هم نميرسه
اشتياق و آرزوي آدم .بايد به وسعت دريا باشه
.داري تو رؤيا سر ميکني .تو حتي يه شمشير هم نميتوني دست بگيري
،بايد بچسبي به همين کاري که بلدي .وگرنه بعدش پشيمون ميشي
.فقط وايسا ببين کِي پولدار ميشم
به خداي جنگ قسم .که ديگه از اين بدبختيها خسته شدم
.گِنجورو"، خواهشاً منو هم با خودت ببر"
هنوز گير دادي؟ .اون رؤياهاي احمقانهت رو بريز دور
.بذار اين گاري رو بِکِشم برات - !ديگه تمومش کن، آدم ابله -
وَهم بَرش داشته. فکر ميکنه يه آيندهي طلايي .توي "ناگاهاما" انتظارش رو ميکِشه
!عجب بيشعوريه
."زود برميگردم، "مياگي
.طمع زياد، به ضررشون تموم ميشه .نه تنها "توبي". "گنجورو" هم همينطور
،بهت گفته باشم، وقتي اوضاع هرج و مرجه .سودي که راحت بياد، راحت هم از کف ميره
.يه پول کم هم، حرص و طمع آدم رو بيدار ميکنه
.بهتره خودشون رو واسه شروع جنگ آماده کنن
.وقتي "گِنجورو" برگشت، اين حرف رو بهش بزن - .باشه -
.ممنون براي نصيحتتون
!پدرت برگشت
.رسيدن به خير
...بيا
!نيگا کن
اين چيه؟ - خودت چي فکر ميکني؟ -
همه رو از فروش جنسهات درآوردي؟
.بگير فقط وزنش رو نيگا کن
تا حالا اينقدر يه جا نديده بودم، تو چي؟ .تا اينجا کوبيدم اومدم که نشونت بدم
!به اين ميگن کاسبي حالا خودت متوجه شدي؟
پس "توبي" کو؟
."افتاد دنبالِ يه ساموراييِ تر تميز توي "ناگاهاما
سعي کردم جلوشو بگيرم، اما خودش .اصرار داشت که بره دنبال اون سامورايي
!التماستون ميکنم، آقا! تمنا ميکنم
!خواهش ميکنم، آقا، التماستون ميکنم
!بذارين نوکريتون رو بکنم !تا پاي جونم بهتون خدمت ميکنم، آقا
جاي نوکر براي خودم يه گدا بگيرم؟ - !اول برو يه زره واسه خودت تهيه کن -
!زره و يه نيزه - !گم شو، گداي بدبخت -
بعدش ميشه يه سامورايي بشم؟
!گم شو
بازم پيدات شد؟
!برو يه زره و نيزه تهيه کن
!چه خوشگل شدي خوشحالي؟
.چه باهوشه
"انگار که مناسبتهاي "سال نو" و "جشنوارهي نيکي .با هم يه جا توي اين کيمونو جمع شده باشن
،سالها بود که ميخواستم يه کيمونو برات بخرم .اما هيچوقت وُسعم نميرسيد
!ولي بالاخره تونستم بخرم
.قيافهش رو نيگا کن !چقدر خوشحاله
.خوشحاليم به خاطر کيمونو نيست .اين مهربونيــته که اينقدر خوشحالم کرده
،تا وقتي تو کنارم هستي .از زندگي هيچي نميخوام
...بيا همشون رو نگاه کن
،ماهي دودي، روغن، آرد .نشاسته و کوفته برنجي
پول، همه چيز رو با خودش مياره، ميفهمي؟
،بدون پول زندگي سختـه
.و همهي اميدها رنگ ميبازن
.خب، پدرت کار داره
.پاشيم بريم
.بازم پول مياد دستم، اين دفعه حتي بيشتر
.سعي ميکنم تا جايي که بتونم سفالگري کنم
،همون محمولهي کمـه دفعه قبل .سه سکه نقره برام داشت
.ديگه صحبت سر پول کافيـه .فعلاً که کلي داريم
کدخداي روستا ميگه که .سربازهاي ارباب "شيباتا" تا فردا ميرسن اينجا
...بايد مراقب باشيم
!مزخرفـه
.هميشه تو دورهي جنگ، کاسبي رديفه !فقط نگاه کن چقدر پول درآوردم
.يه دفعه شانس باهات يار بود .شايد دفعه بعد اينطوري نباشه
...اگه بلايي سرت بياد - .بس کن اين فکر و خيالهاي منفي رو -
..."اوه، "اوهاما
...برادر - .لازم نيست نگران باشي -
هيچ سامورايياي، يه رعيت ژندهپوش مثل اونو .استخدام نميکنه
.نگران نباش، برميگرده
.بيا يه چيزي بنوش، بگير
!اي ابله
بالاخره آدم شدي؟
.عين گداها شدي
!شدي احمقِ روستامون
.بچرخونش، شروع کن - .باشه -
!بچه رو ببر بيرون .حواسم رو پرت ميکنه
.اگه با سرعت کار نکنيم که فايده نداره
.از سر راه برو کنار. زود باش .برو يه جا بشين
.مادر، من گرسنمه
!عجب بلاييـه اين بچه
،برو ديگه، يالا !بذار چند دور ديگه بزنم
،تو عوض شدي
.همش بدخلقي ميکني
من فقط يه چيز ميخوام ،که زن و شوهري باشيم که تو آرامش کار ميکنيم
.و هر سه تامون خوشبخت باشيم
.تمام خواستهام همينه
.اين دفعه داري يه بند برام کار ميکني
.چونکه يه نقشهاي دارم
.بيا همين سفالهاي جديد رو تو "ناگاهاما" بفروشيم .کلي پول نصيبمون ميشه
چيزي گير من مياد؟ - .البته که مياد. يک سوم از کل فروش -
صبرم تموم شده... ديگه نميتونم صبر کنم .که کِي پول ميرسه دستم
تا حالا نديده بودم .که جفتشون اينجور سخت کار کنن
اونا هر چي دارن و ندارن رو ،گذاشتن سر اين کوره
،انرژي و توانشون رو، روحشون رو .خلاصه همه چيزشون
فقط نميدونم که اگه آخر سر جواب نگيرن .چي به سرشون مياد
همين که خونواده .شاد و راضي کنار هم زندگي کنن براي من کافيه
.اما اون هي اصرار داره که ريسک کنه حرف تو گوش اين مردها نميره ديگه، مگه نه؟
گِنجورو" هميشه قبلاً" .خيلي عاقلانه رفتار ميکرد
جنگ، آدمها رو عوض ميکنه، مگه نه؟
.لااقل سعيشون واسه بيشتر پول درآوردنـه .واسه چيز ديگه نيست
چي بود اين؟
.پاشو، عزيزم. پاشو
.شايعات حقيقت داشت .حتماً سربازهاي "شيباتا" هستن
چيزي معلومه، "توبي"؟
!روستاييها دارن مثل عنکبوت پراکنده ميشن
حالا چيکار کنيم؟ - .بايد کوره رو روشن کنيم -
.امکان نداره بذارم آتيشش خاموش بشه
دارن خونهها رو غارت ميکنن .و مردها رو هم جمع ميکنن ميبرن
!"گِنيچي"
!لشکر "شيباتا" اومدن! زود باشين، فرار کنين
!عجله کنين، زود باشين
!عجله کنين
ايست! داريم مردها رو واسه !کار اجباري ميبريم! مقاومت بيفايدهست
!اوضاع وحشتناکه! جون خودتون رو نجات بدين !افراد ارباب "شيباتا" رسيدن
!دارن همه چي رو ميدزدن !چيزاي قيمتيتون رو مخفي کنين
!نذارين زنهاتون رو ببرن - !عجله کنين -
!دارن همهي مردها رو ميبرن بيگاري
!روي همه چي دست گذاشتن - .مثل گله گرگها ميمونن -
!چي ميشد اگه فقط يه شب ديرتر مياومدن
.زود باش، بيا فرار کنيم !اينجا ديگه خيلي خطرناکه. عجله کن
،اگه اين سفالها از کفمون بره !ديگه سهمي از سودش نصيبــم نميشه
!تو زندگيت رو سر اون کوره ميبازي !بيا
!بيا ديگه، زود باش
.يه خورده برنج بپز .توي کوه لازممون ميشه
!اوهاما"! "اوهاما"، سريع بيا"
!مادر
داشتين قايم ميشدين، هان؟ !بياين بيرون ببينم، تخم جنها
!کمک! خواهش ميکنم! کمک
!تو رو خدا رحم کن! اونا رو نبر !ما اينجا به گشنگي ميافتيم
!التماستون ميکنم
!نه، خواهش ميکنم! نه
!از سر راهم برو کنار
!از سر راهم برو کنار، ابله
!کمک
...آمادهست. بگير
.دست شما درد نکنه
.زود باش سريع بخور
کجا موندش؟ - !بدبختِ فلکزده -
شوهر منو نديدي؟ - .نه، نديدم -
کي اونجاست؟
.اين پايين واقعاً ساکت شده
.ديگه صداي تفنگها قطع شده
کجا داري ميري؟
.اونجا خيلي خطرناکه .صبر کن تا سربازها برن
.صبر کن. الان بهترين کار صبره
!نميتونم صبر کنم! بايد برم
!خواهش ميکنم نرو - !نبايد بذارم آتيش خاموش شه -
!کوره رو فراموشش کن اگه گير بيفتي چي؟
!نبايد بذارم آتيش خاموش شه - .هميشه ميشه سفال درست کرد -
!ساکت شو .نميتونم بذارم اين سفالها خراب شن
!"اوهاما"! "اوهاما"
.لعنت به اين شانس! آتيش خاموش شد
...عزيزم - .دير شد رفت. آتيش خاموش شد -
!لعنتي، اينکه خاليـه
چي بود؟ کسي قايم شده؟ - .شايد کسي اونجا قايم شده باشه -
.يه نگاه بنداز
.فقط سفالـه
.بريم
!آماده شدن
!نگاه کن! همشون پختن
!خدايا شکرت که آماده شدن
!آماده شدن
.خدا جون شکرت
جداً آماده شدن؟
!آره، همشون پختن .خيلي خوب هم پختن
.زود باش بارشون بزن - پس ميريم سمت "ناگاهاما" ديگه؟ -
.الان نميتونيم .بايد عرض درياچه رو پارو بزنيم
.اوهاما" دختر يه ملاحـه" پارو زدن با خودته، باشه؟
يعني ميتونيم بيخطر برسيم درياچه؟ - .يه ميانبر ميزنيم از سمتِ "اونو" ميريم -
قايق گيرمون مياد؟
No comments yet. Be the first to leave one.