Angel Eyes

Angel Eyes (엔젤 아이즈)

Download Farsi Persian Subtitle

Specials

Release info

Angel Eyes E08 p Forum Korean-Dream ir
A Commentary by sunflowermag
ترجمه و زیرنویس: فاطیما

Tags

other
Published on: 2014-05-16
Downloads: 26
Hearing Impaired: Yes

Farsi Persian subtitle preview

The first 200 lines.

.تو بد دردسر افتادي

خيال دارم مثل يه تيکه آدامس بهت بچسبم که به هيچ وجه کنده نمي شه

.نمي خوام ديگه تو از دست بدم

.سو وان

.اُ، جي وون

.کجايي؟ مي خوام يه لحظه باهات حرف بزنم

چشمان آسماني قسمت 8

.منتظرت مي مونم

نه. منظورم اين نيست که انتظارتُ مي کشم، اما

.مي خوام همين طور بمونم، خودم، اين طوري

.جي وون/-مي دونم. گفتم بي وجود نيستم

.چون دانشجوي پزشکي بودم، ادبياتم خوب ـه

.همه ي چيزهايي که گفتي رو فهميدم

.اونقدر هم خوب فهميدم که ديگه دارم مريض مي شم

جايگاه اول قلبت، که گفتي

.برا من، تويي

همون طور که خودت گفتي، اون چيزي نيست که

.بشه پُرِش کرد يا خالي گذاشت ـِش

...نمي دونم تا کي، اما

منم فکر مي کنم نمي تونم کاري بکنم، اما اون جا رو برا يه مدت خالي نگه مي مي دارم

.هر کاري مي خواي بکني، بکن. امتحان کن

اگه چيزي هست که هنوز کامل نشده و مي خواي کاملش کني، سعي ـتُ بکن

اگه چيزي بوده که مي خواستي پُرِش کني و نتونستي، سعي ـِتُ بکن

.نه سرزنشِـت مي کنم نه مقصر مي دونم ـِت

.برو و بر گرد

...جي وون/-چيزي که هست

اين طور فکر مي کنم که خودم دارم زَنَمُ، نه، دخترمُ، مي فرستم مسافرت

.خيلي هم بد نيست. ارزش امتحان کردنُ داره

.اين طوري نکنم

منُ ببخش. اما اين چيزي نيست که من مجبور باشم براش از تو اجازه بگيرم

.من دارم اينُ به تو اعلام مي کنم

.جي وون

.پايان اعلاميه. ديگه بايد برم

.دانگ جو

حالا بايد چي کار کنم؟

چي؟

فصل بارندگي سو وان ـه؟

چرا تو هميشه گرفته اي؟

.من هيچ وقت از دست سو وان گرفته نمي شم

اون هميشه برا من يه آسمون آبي و صاف با هواي تازهَ س

.نمي دون چرا هر وقت يه همچين چيزايي مي گي حالم بد مي شه

ممکن ـه برا اين باشه که دکتر اُ يونگ جي هم يه مادر شوهر ـه

.انکار نمي کنم

کار تو بخش اورژانس چه طور ـه؟

سخته. نمي دونم ديلان چه طور مي تونست به اون خوبي جراحي انجام بده

برا همين فرستادمِت اينجا. مي خواستم همه بدونن که توار هيچ کس هيچي کم نداري

.پس، نا اميدم نکن

چرا اين کارُ کردين وقتي من و ديلان حتي با هم رقيب هم نيستيم

.نه فقط ديلان، هر کس ديگه اي هم که باشه

.اين حقيقتُ که تو از همه بهتري رو عوض نمي کن ـه

.تو دنيا يه عالمه آدم هستن که از من خيلي بهترَن

.اما کانگ جي وون، تنها پسر دکتر اُ يونگ جي ـه

.اين بهترين عنوان برا من ـه

.تو تا حالا هميشه بهترين بودي

.بون کوچکترين عيب و نقصي

پس فقط کافيه همون کاري رو بکني که تا حالا مي کردي

برا من، بهترين عنوان اينه که من مادر کانگ جي وون هستم

.تگزاس نبودي؟/- نه، نبودم

.تگزاس نبودي؟/- گفتم که نبودم

.خبر دار!/-آزاد

...فکر کنم واقعاً تگزاسُ دوس داري

من اين بخش غذا رو خيلي دوس دارم. مي تونم بخورم، مگه نه؟

آمريکايي ها برنج نمي خورَن، مگه نه؟

.من به جات مي خورم

.بچه که نيستي

اين چه گستاخي ايه نسبت به مافوق ـَت. اين چه رفتاري ـه؟

.يه کاسه برنج که ديگه اين حرفا رو نداره

دکتر پارک دانگ جو، اين گستاخي نيست. رسم کره اي هاست، مي دونين که؟

.آره. رسم کره اي ها رو مي دونم

پس مي تونم اين سوپُ بخورم. رسم کره اي هاست، آره؟

.اين کارُ نکنين و مال منُ بخورين

شما دو تا تو بخش اورژانس هم سر به سر هم مي ذاشتين، بس نبود

حالا نوبت اينجاست؟

شما دو تا احتمالاً تو زندگي قبلي ـتون، زن و شوهر بودين. همون طور که مادر بزرگم مي گفت

اين جَفَنگيات چيه تو داري مي گي؟ نگاشون کن. انگار مي خوان هم ديگرُ قورت بدن

زن و شوهر کدومه؟ با يه نگاه هم مي شه فهميد که اونا با هم دشمن ـَن

من هم دارم همينُ مي گم. اونايي که تو زندگي قبلي ـشون با هم دشمن بودن، زن و شوهر مي شن

معني ـش اينه که اکه اگه اگه تو زندگي قبلي با هم زن و شوهر بودن، تو زندگي حالايي ـشون با هم دشمن مي شن؟

حالا که فکرشُ مي کنم، مي بينم درسته. فکر کنم حرفهاي مادربزرگ تدي اين بار درسته

.دشمن تر از زنت وجود نداره

همين امروز صبح، زنم بهم گفت آشغالا رو بذارم بيرون

.تهِ ـش، نشتي داشت. هي... گوش کن

...تمام لباسامُ کثيف کرد و

.بهم گفت همه جا رو تميز کن بعد برو

من هم مجبور شدم برگردم دوش بگيرم و لباسامُ عوض کنم مأموريت! مأموريت

...من ديرم شد چون مجبور بودم اونُ ببرم بيرون. پس يه زن

.باشه. برو به کارت بِرس

.زود باشين. همين جا

...وقتي داشت فوتبال بازي مي کرد، افتاد. مي گفت قفسه ي سينهَ ش خيلي درد مي کنه و بعد هم

.بعدش ديگه نفس نمي کشه

آقا، صداي منُ مي شنوين؟

!هي!هي

.فشار خون 80/50. نبضش هم تند تر از 150 تا مي زنه

.غلظت اکسيژن 80%. فکر کنم پنومادوراکس ـه

پنومادوراکس =هواي آزاد بين قفسه ي سينه و ريه ها که ممکن است موجب فشار به ريه ها شود

زودتر ببرينش بيمارستان! دارين چي کار مي کنين؟

اگه اين پسره بميره، شما مسئوليتشُ بر عهده مي گيرين؟

ما وظيفهَ مون ـه شرايط بيمارس مديريت کنيم نه اين که فقط منتقلش کنيم

يه مأمور نجات چه طوري مي تونه يه بيمارُ مديريت کنه؟

!مزخرف نگين و ببرينش بيمارستان! همين الان

بيمار تحت فشار پنومادوراکس ـه The patient has tension pneumothorax.

اگه هواي اطراف ريه هاشُ خارج نکنيم ممکن ـه تو راه خظرناک بشه

همينُ مي خواي؟

چي رو بيرون بياري؟ مگه مأمور 119 دکترـه؟ ببرينش بيمارستان! همين الان

.من پزشک هستم

چي؟

.دکتر، مريض داره هوشياري ـشُ از دست مي ده

!هي! هي

چيزي داري که بشه ازش به عنوان سرنگ ضد فشار استفاده کرد؟

.دستگاه سيستم ضد فشار نداريم

.اما يه سرنگ خونگيري داريم/- بده به من

!داري چي کار مي کني؟ شماها ديوونه شدين

.فشار خون، نرمال. ضربان نبضش هم به حال عادي برگشته

.زودتر ببريمش

مريضي با پنومادوراکس، غلظت اکسيژنش به 70% رسيده بود اما

بعد از انجام سرنگ تنفسي از طريق قفسه ي سينه در محل، علائم حياتي اش به حال عادي برگشت

گفتي تو محل حادثه چي کار کردي؟

يه مأمور نجات چي کار کرده؟

راستشُ بگو. تو کردي،آره؟

چون شرايطش خيلي وخيم به نظر مي رسيد، بدون اجازه، اون کارُ کردي؟

.سو وان، اين مي تونست يه مشکل جدي بشه

.من کردم

!دکتر ديلان

!ديلان

...دکتر. چه طور

کي برگشتي؟

اون يونيفورم چيه پوشيدي؟ چي شده؟

.همهَ تون مثل همين

يادتون رفته مريض ـه زودتر اومده؟

...اُ، بله

.ما دوباره اين طوري همُ ديديم. من برگشتم

...اُ، چه طور

ارشد، مرکز مي گه اگه کارتون تموم شده، بايد بريم به پارک يه جونگ

.من دارم مي رم

.اگه برگشته بودي، بايد ميومدي به بيمارستان ما

مأمور امداد ديگه چيه؟

قبلاً بهت گفته بودم که آرزوي بچه گيام اين بود که آتشنشان بشم، مگه نه؟

.پدرم آتشنشان بود

بعد از اين که پدرم سر کار مرد، يه مرد ديگه بود که پدرم شد

.اونُ که ديدم، تصميم گرفتم دکتر بشم

.با اين که دير شده، اما تونستم به هر دو آرزوم برسم

...تو، ديلان

هر چي آدم بيشتر ازت مي دون ـه، بيشتر مجذوبت مي شه

.دانگ جو

.پارک دانگ جو. اين اسم واقعي من ـه. دکتر کانگ جي وون

.پارک دانگ جو

.بيشتر از ديلان دوسش دارم چون دوستانه تر ـه

...دکتر کانگ

مي خوام يه چيزي بهت بگم که دوست دارم تو بهش گوش بدي

چيه؟ راحت باش. اگه قصهي تو ـه، خوشحال مي شم بشنوم

...راست ـتِشُ بخوام بگم

.ببخشيد

بله؟

چي؟

!الام ميام

ببخشيدو اضطراري ـه. درک مي کنه. مگه نه؟

.دفعه ي ديگه به اون چيزي که مي خواستي بگي، گوش مي دم

اون برگشته؟

با تو هم کار مي کنه؟

.عوضي بي چشم ورو

...از قبل مي دونستم که اون يه عوضي عادي نيست، اما

جي وون چي؟ مي دونه؟

.جي وون فکر مي کنه اون ديلان ـه

.نمي دونم چه طوري بهش بگم

تو چي؟

چه طوري؟ حالا که ديدي ـش، مي توني زندگي کني؟

.مجبور نيستي جواب بدي. از صورتت مي شه حوند

.يون سو وان واقعي برگشته

...يون سو وان

.آره. تقدير همين ـه

.سرنوشت ـه ديگه

به شما دو تا که نگاه مي کنم، مي تونم سرنوشتُ باور کنم

.که فقط مال کتاب داستان ها نيست

گفتي نمي دوني چه طوري برا جي وون توضيح بدي، آره؟

!فقط زودتر بهش بگو... مهم نيست چي بشه، زودتر

.در اسرع وقت... هر چه زودتر، بهتر

.فکر کنم مجبورم

.:.:(fatima_ei)ترجمه و زيرنويس: فاطيما:.:.

دکتر، اين جا چي کار مي کني؟

.يه کم تاس کباب برات آوردم

.خدايا

سو جو هم داري؟

آتشنشاني؟

چي داري مي گي؟ تو که مي گفتي تو آمريکا يه دکتر سرشناس ـي

حالا اومدي تو سه يونگ يه آتشنشان بشي؟

...واو، آدم عجيبي هستي. واقعاض که

.آره. اگه پدرت الان اينجا بود، خيلي خوشحال مي شد

واقعاً خوشحال مي شد؟

.البته

از چشم يه پدر، اين که پسرش همون کاري رو بکنه که اون مي کرده

بهترين راه واسه نشون دادن احترام نيست؟

.به هر حال، رئيس بايد نااميد شده باشه

خودت گفتي اون باعث شد، تو آرزوي دکتر شدن داشته باشي

نه، حتماً درک مي کنه. مگه نه؟

اگه رئيس يون ـه، خيّر سه يونگ، درک مي کنه. مگه نه؟

.بگذريم. تو واقعاً فوق العاده اي

راستش

يه هديه برات آماده کرده بودم که مي خواستم بهت بدم

...مي خواستم با دادنش سورپرايزت کنم. اما چون تو سر زده اومدي

.نمي تونم بهت ندم

More Farsi Persian subtitles for Angel Eyes

Comments

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left