The first 200 lines.
آره، بعداً میبینمت رفیق
و صداهایی که با شور و حال دارن آواز میخونن
میدونید، میتونید خیلی هم خوشصدا باشید
یا توی همنوازی به بهترین شکل ممکن عمل کنید
اما اگه اون روح و ایمان درونی رو نداشته باشید
هیچ ارزشی نداره
نه، اصلاً فایدهای نداره
چون این روحه که
خداوند دوستش داره
نه هماهنگی و ریتم
نه اینکه روی نت میخونید یا نه
خداوند بیشتر از تمام آدمای محله هارلم
گروه کُر فرشتهها رو گوش به فرمان خودش داره
و اگه امروز اینجا یه چیزی باشه که کمبودش رو نداریم
جمعیت زیاد آدمهاست
آمین
اما، آه، اون روح و ایمان
این همون چیزیه که توی دنیای امروز همیشه کمه
و این همون چیزیه که همهی شما دارید
و امروز با این سرودتون
با همهی ما تقسیمش کردید
ایمان و روح! آره
آمین. آمین
و حالا که حرف از
روح شد
الان نه
بیاید یه لحظه به احترامِ
برادر عزیزمون همپتون سکوت کنیم
که روحش هفتهی پیش از پیش ما رفت
الان وقتش نیست
اون منو هل داد سمت تو
این کلکا فایده نداره
این یه مسئله بین ما جنگجوهاست
طوری نیست برادر
نه، پای غیرنظامیها رو وسط نکش
اون از پشت منو گرفت
هیچکس تو رو نگرفت
هیچکس
وقتی حواسم نبود از پشت منو چسبید
مثل حملهی غافلگیرانهی پرل هاربر بود
هیچکس تو رو نگرفت
ده ساله که این بساط رو داریم
ده ساله داری با یه دیو کشتی میگیری
اگه یه دیو از پشت بچسبدت
چیکار میکنی؟ هیچ کار
اصلاً چیزی به اسم دیو وجود نداره
گیرم که وجود داشته باشه
نمیاد با یه مهاجر جامائیکایی کشتی بگیره
میره با یه شهروند آمریکایی کشتی میگیره
میدونی میخوایم باهات چیکار کنیم، فیش؟
شوکدرمانی
بهتر از اون
گروهدرمانی. حتی بهتر
دارو، مسکن، قرص، فرنی
تو هیچوقت نمیفهمی
منو با اتوبوس به هیچ مسابقهی بیسبالِ مختلطی نمیبرید
میخوایم از آسایشگاه مرخصت کنیم
رئیسجمهور و کنگرهی ایالات متحده
کاری رو کردن که روانپزشکی نتونست انجام بده
اونا شفات دادن
میشه اینو برام نگه داری؟
خیلی ممنون
سپاسگزارم
خداحافظ
نـ-نمیبینی این صندلی پره؟
ببخشید
هیس
دروغگو، تو اینو برای من ننوشتی
ولی کاش نوشته بودی
هیس
مطمئنی میخوای این کار رو بکنی، ها؟
فکر کن اگه ازمون آزمایش خون بخوان چی؟
یا مثلاً فکر کن خیال کنن فقط برای گرفتن کارت سبز
داری با من ازدواج میکنی
داره بلند میشه
داره میاد این سمتی
نمیاد تو. کلید رو بردار
اومد. در رو قفل کن
اوه، بیخیال، اول تو برو
کلید رو بردار. داره میاد. زود باش
من در رو باز میکنم
پس زود باش
بیا دیگه
ما میخوایم ازدواج کنیم
از گناه زندگی کردن خسته شدیم
بله، متوجهم. امم، امم
ببخشید خانمِ، اِ
همه بهم میگن پوینستیا
ولی اسم واقعیم "فلاور" هستش
فلاور کامینگز
بسیار خب، میشه لطفاً، اِ
آخ، ببخشید
تفنگم رو بیار
خب، برای ازدواج جای درستی اومدید
کارِ اصلیِ ما همینه
مراسم تدفین هم انجام میدیم
ولی خب
این روزا اون بخش از کاسبیمون خوابیده
با وجود این بیمهها و پیوند اعضا و این حرفها
خب
اسم داماد چیه؟
ایشون جاکومو پوچینی هستن
پوچینی با دو تا "چ"
کدوم تفنگ؟
ماوزر یا یوزی؟
ماوزر برای شکاره، یوزی برای آدمها
مگه شبیه آهویِ واموندهست؟
امم، من یه چیزی رو بیرون جا گذاشتم
الان برمیگردیم
بیا بریم
چی شد که اومدی لسآنجلس؟
اوه، خب، شهر فرشتهها قراره بهم کمک کنه
تا بر دیوم غلبه کنم
حالا، اگه اجازه بدید یادآوری کنم
اسم من خانم مالدرونه
و اون "مالدرون" یه "ه" آخرش داره
و من روی اون "ه" آخر اصرار دارم
از یه چیزی که بدم میاد، اینه که اسمم رو غلط بنویسن
میتونی جیبم رو خالی کنی
میتونی پشت سرم حرفهای سمی
توی کل شهر پخش کنی
و من آخرش میبخشمت
اما اگه اسمم رو غلط بنویسی
اون رو نمیتونم ببخشم
گفتی اسمت چی بود؟
اسم شناسنامهایم "اوبادیا جانسون"ـه
اما
اسم واقعیم "فیش" هستش
فیش؟ (ماهی)
هوم
چطوری نوشته میشه؟
ف-ی-ش
"ه" آخر نداره؟ نه خانم
آهان
خب، من سرم به کار خودمه
تو هم سرت به کار خودت باشه
من کاری به کارت ندارم، تو هم کاری به کارم نداشته باش
من اجاره رو میگیرم
تو هم اجاره رو میدی
و تا وقتی که از اینجا بری یا یکیمون بمیره، به خوبی و خوشی زندگی میکنیم
خب... رسیدیم
سادهست، ولی راحته
با یه موکت کاملاً نو
آقای فیش
عادت بد یا رفتار عجیبغریبی داری
که باید دربارهش بدونم؟
نه خانم
سرگرمی خاصی داری؟
بله خانم
کشتی میگیرم
واقعاً؟
توی این سن و سال؟
واسه همینه که باید سخت تمرین کنم
هر روز صبح درازونشست، هر شب دعا و نیایش
نه سیگار، نه مشروب
دنبال زنبازی هم نیستم
نه اهل ریسک مالیام، نه بورس و این جور چیزا
فقط یه زندگی ساده و بیآلایش
خب، واقعاً زندگی پرجنبوجوشی به نظر میاد
آپارتمان رو اجاره میکنم خانم
و بهتون قول میدم، خدا شاهده
تا وقتی که نفس میکشم
هرگز اون "ه" رو از آخر اسمتون جا نندازم
اوه، ممنونم آقای فیش
وای خدای من. وای خدای من
یه روز، تو منو میکشی
و من با خوشحالی میمیرم
آخ پوچینی، کاش میشد با هم ازدواج کنیم
اونوقت زندگی بینقصی داشتیم
کاش میشد با هم ازدواج کنیم
عالیه. خیلی باحاله. ردیفه
داماد اینجاست
میدونم اونجاست
و... و کتی هم میدونه اونجاست
دقیقاً، میدونم
"پل ورلن"، شاعر فرانسوی
توی کالج معشوقهی من بود
قانون میگه برای اینکه یه ازدواج
به صورت قانونی انجام بشه
داماد باید جسم مادی داشته باشه
و با چشم غیرمسلح دیده بشه
از وقتی ریچارد نیکسون رئیسجمهور شد
اوضاع روی کرهی زمین اصلاً خوب پیش نرفته
بیا دیگه
بیا
آخ پوچینی
هیچکس ما رو درک نمیکنه
هیچوقت هم درک نمیکنن
نه، دیگه تمومش کن
نه
تو برو اونجا
من دیگه نمیتونم تو گناه زندگی کنم
آخرش میرم جهنم
و توی این سن و سال، طاقتش رو ندارم
باید از هم جدا بشیم
بحث کردن فایده نداره، پوچینی
هیچکس ما رو به عقد هم درنمیاره
دیگه تمومه
دوباره قراره تنها بشم
سلام؟
No comments yet. Be the first to leave one.