DAHMER - Monster: The Jeffrey Dahmer Story

DAHMER - Monster: The Jeffrey Dahmer Story

Download Farsi Persian Subtitle

Season 3

Release info

Monster 2022 S03E08 The Godfather 720p NF WEB-DL DDP5 1 Atmos H 264-FLUX
A Commentary by warez
Translated subtitle from English to Persian فصل 3 قسمت 8 Monster 2022 زیرنویس فارسی سریال

Tags

webdl
Published on: 2025-11-22
Downloads: 19
Hearing Impaired: No

Farsi Persian subtitle preview

The first 200 lines.

ببخشید

سلام

اسم من تد است

بابت لحن تندم عذر می‌خواهم. دستم آسیب دیده است

قصد دارم یک قایق بادبانی کوچک را به ماشینم وصل کنم. کمکم می‌کنید؟

حتماً

اهل کجا هستید؟ لحن شما بریتانیایی به نظر می‌رسد

بله، انگلستان

ماشین درست همین‌جاست

صبر کنید، قایق بادبانی کجاست؟

بله، باید کمکم کنید برویم آن را بیاوریم

بیدار شو!

بیدار شو!

خواهش می‌کنم! خواهش می‌کنم!

خواهش می‌کنم به ما آسیب نزنید! هر کاری بگویید انجام می‌دهم

خواهش می‌کنم

اینی، مینی... نه!

خواهش می‌کنم! کمک! ...مینی، مو

کمک! یه ببر رو بگیر

از... نه!

پنجه. نه، خواهش می‌کنم!

کمکم کنید! خواهش می‌کنم! اگه فریاد کشید، بذار بره

اینی... کمک!

مینی

ماینی

نه! ...مو

بسیار خب.

اول تو رو خواهم کشت و بهت تجاوز خواهم کرد.

او تماشا خواهد کرد. نه!

نه! هیس.

نگران نباش، عزیزم.

تو رو هم خواهم کشت و بهت تجاوز خواهم کرد.

کجا پنهان شده‌اید، دخترها؟

اینجایید پس.

سلام، دخترها.

واقعاً فوق‌العاده تحریک‌آمیز.

مأمور ویژه جان داگلاس. مأمور ویژه رابرت رسلر.

ما اینجا هستیم تا با جری برودوس صحبت کنیم.

ثبت نام کنید.

از این مسیر تشریف بیاورید.

لعنت به شما، خوک‌ها!

آیا ایرادی دارد که گفتگوی ما را ضبط کنیم؟

اصلاً ایرادی ندارد.

هرچند، احتمالاً من در این مورد هیچ حق انتخابی ندارم.

جری برودوس. سوم مارس.

قدردان خواهیم بود اگر تا حد ممکن صریح و صادق باشید.

ما بخشی از بخش جدید علوم رفتاری در اف‌بی‌آی هستیم.

ما از مصاحبه با افرادی مثل شما استفاده می‌کنیم تا قاتلان زنجیره‌ای دیگر را دستگیر کنیم.

Serial killers? That’s what they call us now?

Agent Ressler here coined that term

Good for you!

What do you want, a goddamn award for thinking up a word?

پس، آقایان

چه کمکی می‌توانم به شما بکنم؟

یک قاتل سریالی در شمال غربی اقیانوس آرام وجود دارد

که قتل‌هایش ماهیت جنسی دارند

All his victims are women, aged 17 to 25 mostly college students

some hitchhikers

He tortures and rapes his victims before he murders them

and discards them in the woods often returning to the bodies

تا به نقض حقوق آن‌ها ادامه دهد.

او همچنین از قربانیانش غنائمی نگهداری می‌کند.

آیا کفش‌هایشان را نگه می‌دارد؟

تا جایی که ما اطلاع داریم، خیر. چون این کاری بود که من انجام می‌دادم.

منظورم این است، من هر کدام از آن زن‌های فاسد را کشتم و مثله کردم.

اما وقتی به اصل ماجرا می‌رسی، در واقع این چیزی نبود که من واقعاً می‌خواستم.

تمام چیزی که می‌خواستم، کفش‌ها بود.

تا بتوانم در داخل آن‌ها ارضا شوم.

این شیوهٔ عمل من بود.

خیر، این قاتل...

خب، یادگاری‌هایی که نگه می‌دارد، اعضای بدن هستند.

اوه، چقدر کسل‌کننده!

اَه! من که این کار را انجام دادم.

منظورم این است، من هم سهم خودم از اجساد را مثله کردم، زمانی که در مورد...

آن شخص در ویسکانسین که این عمل را انجام داد، شنیدم.

اد گین.

اِم! بله! اد گین.

این کار از جوانی من شروع شد.

مادرم.

مرا در حالی که یک جفت از کفش‌های پاشنه‌بلند او را به پا کرده بودم، مچ گرفت.

و مرا به وحشیانه‌ترین شکل کتک می‌زد

تا اینکه در شورت او انزال می‌کردم

او لکه‌ها را می‌دید و دوباره با شدیدترین حالت مرا کتک می‌زد

یواشکی می‌رفتم خانه دختر همسایه

شورتش را می‌دزدیدم

بو می‌کشیدمشان، می‌پوشیدمشان

تمیز یا کثیف

بوی آن‌ها را عمیقاً استشمام می‌کردم

اما این کفش‌ها بودند که واقعاً تأثیر می‌گذاشتند

کفش‌های پاشنه بلند، قرمز

دست نمی‌کشیدم تا وقتی که آن‌ها را پر می‌کردم

روزها طول می‌کشید تا آن کفش‌ها را کاملاً از منی پُر کنم

اما آیا تا حالا دیده‌اید که چه شکلی می‌شود؟

یک جفت کفش پاشنه بلند، قرمز آتشین

سایز نه و نیم باریک، با پاشنه‌های چهار اینچی،

و پر شده تا لبه از منی؟

البته، فقط قسمت جلویی

چون، خب، پاشنه بلندتر است، درست است؟

و همچنین زاویه‌دار است

اما کفش‌های بدون پاشنه را می‌شد تقریباً کاملاً پر کرد

می‌دونی، کل کفش

پنجه و پاشنه

با اون کثافتکاری

هرچند اون بیشتر طول کشید.

جری، اگه بهت بگم یه جفت کفش زنونه واست آوردم تا ازت تشکر کنم

فکر می‌کنی می‌تونیم راجع به چیزی غیر از کفش حرف بزنیم؟

واسم آوردی؟ اندازه‌ی منن؟

اوه، خدای من.

اوه، وای.

اوه، خدای من. باشه.

اِم... می‌تونم امتحانشون کنم؟ حتماً.

آه...

اوهوو!

وای، عالیه. وای، دارم...

دارم احساساتی می‌شم.

اوم... آره، فکر نکنم با اینا پام بتونم تمرکز کنم.

شاید مجبور بشم خودارضایی کنم.

شماها مشکلی ندارین اگه خودارضایی کنم؟ من مشکلی ندارم اگه تماشا کنین.

من هم سهم خودمو از تکه‌تکه کردن جسدها برداشتم، وقتی در مورد اون یارو شنیدم.

واقعاً با اون کفشا دور خودش می‌رقصید؟

اوم‌هوم. بله.

اگه به گذشته نگاه کنیم، دادن یک جفت کفش بهش اصلاً فکر خوبی نبود.

برودوس جهت درست است: انگیزه جنسی، نفرت عمیق از زنان،

مثل قاتل شمال غربی اقیانوس آرام.

اما اینجا... او نام را فراموش می‌کند، ولی از اِد گین نام می‌برد.

آره، همه‌شون این کار رو می‌کنن.

شهرت او را تحسین می‌کنند، حس می‌کنند

توسط او تأیید شده‌اند، حتی تبرئه شده‌اند.

انگار اِد گین باشگاه هوادارانی را راه‌اندازی کرده که از آن نامه‌ها دریافت می‌کنند،

کارتن‌های سیگار، جفت شورت‌های زنانه، دسته‌های مو.

پس چرا با او صحبت نکردیم؟ در مورد قاتل شمال غربی اقیانوس آرام؟

منظورم این است که، از بین همه، شاید او بهترین بینش را داشته باشد.

مشخصات روانی او را درک کند.

گین؟

تلاش کردیم. او قبول نکرد.

نه، اون سه سال پیش بود.

و پروتکل دارویی‌اش را تغییر داده‌اند. او حالا ثبات دارد.

پس فکر می‌کنی با ما صحبت می‌کنه؟ هوم؟

ضرر که نداره.

الان چند سالشه؟ باید هفتاد و خورده‌ای باشه.

فکر نمی‌کردم یه خانم هم حضور داشته باشه.

دهه ۱۹۷۰ هست، آقای گین. دنیا داره تغییر می‌کنه.

لطفاً، منو اِد صدا کنین.

اِد.

حال شما چطوره؟

خب، چی می‌خواین ازم بپرسین؟

خب، مشهور بودن چه حسی داره؟

نمی‌دونم، خوبه که آدم بدونه بقیه بهش فکر می‌کنن

و وقت می‌ذارن تا اینو بگن.

من تمام نامه‌هایی رو که دریافت می‌کنم نگه می‌دارم.

به بعضیاشون جواب می‌دم.

واسه‌شون یه چیز کوچیک می‌تراشم یا یه تکه از کار چرمیمو می‌فرستم.

هرچند اون نامه‌ها هیچ معنایی ندارن.

شاید برای کسایی که می‌فرستنشون مهم باشن، ولی...

برای من نیستن.

و چرا اینطوره؟

خب، تمام دعاها و حرف‌های محبت‌آمیز...

از کسایی نیستن که آرزو داشتم باشن.

اون کیه؟

می‌تونم عکس‌های مردی که دنبالش هستین رو ببینم؟

کاری که انجام داده؟

اِد، آیا اینها برات تحریک‌کننده‌ هستن؟

نه.

شاید قبلاً بودن.

وقتی جوون‌تر بودم.

اما... اعضای بدنم دیگه مثل قبل کار نمی‌کنن.

هوم.

چیه؟

من یه وجه اشتراکی با اون دارم.

این مرد، یک گوشه‌گیره.

وقتی زیادی تنها باشی،

افکارت می‌تونن باعث بشن بخوای کارهایی انجام بدی.

بعد از مرگ مادرم، زمان زیادی رو تنها توی اون خونه گذروندم.

همسایه‌ها اذیتم می‌کردن، اما...

خانواده‌ای نداشتم که بشه در موردشون حرف زد.

تنها چیزی که برات می‌مونه، وقت برای فکر کردنه.

منظورم اینه که، من واقعاً جسد چند نفر رو از خاک بیرون آوردم.

در این مورد شکی نیست. یادمه که این کارو کردم.

و می‌پذیرم که این کار اشتباهه.

یا مثلاً، مردم اعتقاد دارن نباید این کارو بکنی.

باید اجازه بدی جسد در آرامش باشه.

قبول می‌کنم.

من فقط دنبال مادرم می‌گشتم.

اون حالا منو ترک کرده.

کاملاً تنهام گذاشته.

هی.

این مرد،

او از زنانی که می‌کشد، غنائم نگهداری می‌کند.

چه جور غنائمی؟ اعضای بدن؟

سرها. او سرهایشان را جدا می‌کند.

هوم.

این کار خیلی سختیه.

واقعاً کثیف‌کاری داره.

جدا کردن جمجمه از گردن سخته.

من انواع اره‌ها رو امتحان کردم.

اره برقی زیادی کثیف‌کاری داره.

اره نجاری، گیر می‌کنه.

بهترین راهی که برای بریدن سر پیدا کردم، و خدا شاهده که حقیقته،

استفاده از اره آهن‌بر با تیغه فولادی پرسرعته.

دندانه‌های ظریف. چیزی که بهش می‌گن دندانه‌ در هر اینچ، TPI.

DAHMER - Monster: The Jeffrey Dahmer Story subtitles in other languages

Comments

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left