The first 200 lines.
ترجمه شده توسط کاوه
داري چيکار ميکني؟
بِو ، داري چيکار ميکني؟
بس کن. نه.
لطفا! نه
من ميرم خونه. تو ميموني.
تو معلومه که اينجا ترقي کردي.
اين بخاطره اينه که من امروز رفتم موج سواري؟
باشه، واضحه که اين نيست چون من رفتم موج سواري.
بِو ، بيخيال، باهام حرف بزن
بِو ، بِو
ببين ، من در مورد لس آنجلس تحقيق کردم دقيقاً مطلوب تو نبود
اين در مورد لس آنجلس نيست
در جلو نيمه باز است.
وايسا. اين در مورد نمايش هست؟
اين يه روز رو بيشتر بگيريم يه هفته تو مأموريتيم
برو کنار
در جلو نيمه باز است.
يه هفته، بعدش کار ديگه تموم ميشه
و ما ميتونيم با همديگه اينجا رو با سربلندي ترک کنيم
سربلندي؟
تو سرهامون رو نميبيني؟
اين همش اينه که ما ميتونيم وقتي که داريم راه ميريم بهشون ضربه نزنيم
باشه، ببين، ما به چندتا توافق رسيده بوديم
اين در مورد نمايش لعنتي نيست
در جلو نيمه باز است.
خب، پس در مورد چيه؟
در جلو نيمه باز است.
اين زنيکه هيچ وقت خفه ميشه؟
تو ميدوني اين در مورد چيه.
چيه؟
مورنينگ؟ آه خداي من! ببين، دارم بهت ميگم،
من هيچ علاقه اي به اون نداشتم
من اون شبي که داشتي باهاش ور ميرفتي ديدمت
چي؟ من ... نه، من چطوري...
چطوري؟ کي؟ من ... من ...
در جلو نيمه باز است...
باشه
ممکنه يه خورده باهاش ور رفتم
اما چيزي بين ما نيست
من فقط تورو باهاش ديدم. چي؟
من همين الان تورو باهاش ديدم
من جلوي خونه ديدمت که بغلش کرده بودي!
اون اينجا نيست! اون...
بود ... اون نبود...
اِرنستو!
اِرنستو! چيه؟
لطفا اونو خاموش کن!
ببخشيد. با من کاري داري؟
من فقط ازت ميخوام که اون برگ روب رو خاموش کني
خاموش کردم آره
الان ، اما قبلش ...
هي، بِو
نه! نه! وايسا
بِو، وايسا
تو جهت اشتباهي هستي
نه شان تو، تو جهت اشتباه هستي
اين معني چيزي که من بهت گفتم نبود
شماره گيري خودکار
به باب زنگ بزن فرمان بدهيد
به باب زنگ بزن
شماره مامان گرفته شد
نه، مامان نه، باب
لغوش کن
لغوش کن
وايسا سلام
سلام مامي ، منم مت
هيچي، فقط زنگ زدم که سلام بگم
و جايزه "بَفتا" ميرسه به
شان و بِورلي لينکولن براي "ليمنز بويز"
اينجايين شما
اوه، شما حرومزاده دوباره موفق شدين
و دوباره
تمومش کنين
ما خيلي متأسفيم
ما قول داديم که ديگه برنده نشيم
آره، شما لعنتي ها. اين همون چيزي بود که سال گذشته گفته بودين
نه، نه صادقانه، من ...
من، ميدونين خيلي براتون خوشحالم
مرسي
اوه، اون اصلا خوشحال نيست
نه، اون نيست
خب، من برا دوماتون خوشحالم
منم خوشحالم
کي ميتونيم بريم؟ نميدونم
آيا ما به اندازه کافي به مردم احساس بد در مورد خودشون داديم؟
آه خداي من
چيه؟ اون کيه؟
اون مِرک لاپيدوس هست کي؟
مِرک لاپيدوس
تکرارش به من کمکي نميکنه
از آمريکا اون رييس جمهور ...
برنده ها! ها ها
منو ببخشيد. نميخواستم بپرم وسط حرفتون
مِرک لاپيدوس. من رييس جمهور....
خواهش ميکنم، ما ميدونيم که شما کي هستين
سلام، شان و بِورلي...
و شما، با گفتار طنز
اوه، اين کارا لازم نيست
اوه، بسيار خب
ميدوني که خيال من چيه؟
من حدس ميزنم کفش ها يا راهبه ها
خيال من اينه که من فردا صبح از خواب بيدار ميشم،
و نمايش شما رو در شبکه خودم ميزارم
خوب ، اين خيلي تملق آميزه.
نه نه، من اينجا فقط سيگار دود نميکنم
من عاشق نمايش شما هستم
من عاشقشم جداً...
من ميخوام که با نمايش شما سکس داشته باشم
چي ميگي
دارم بهتون ميگم... ورژن آمريکايي
بزرگ تر خواهد شد
اين ميتونه شبيه اين باشه که ...سريال آفيس مواجه بشه با
نمايش ما؟ بله
اما... اما ما بايد اينو درست انجام بديم
نه با يکي از اين نويسنده هاي مزخرف آمريکايي
من چيزهاي شگفت انگيزي که از اين سرهاي بريتانيايي که بيرون مياد رو ميخوام
چي، ما، بيايم لس آنجلس؟
اين جالبه. واقعاً؟
اوه اوه، اون داره يه نگاه زنانه بهت ميکنه
ووه، الان اون داره يه نگاه زنانه به من ميکنه
اوه ، سلام
شما اينو امتحان کردين؟
اووه ، عجب چيزي هستن اين توت هايه کوچيک؟
اونا محشراً! اونا مثل.... توت هاي جادويي ميمونن
اونا در اصل توت خرسي هستن
توت خرسي
حالا من ميخوام که سکس داشته باشم
با نمايش شما و اين توت ها
وقتي من يه دختر کوچولو بودم، مادر بزرگم تو "يورک شاير" زندگي ميکرد
و توت خرسي تو باغش داشت
هر تابستون ما توت ها رو جمع مي کرديم
و اون مربا درست ميکرد لعنتي
مادر بزرگ من تو "موريس تأون" زندگي ميکرد
و از سياه پوست ها متنفر بود
خب، جوابتون چيه؟
بيان با ما بازي کنين، هوم؟
من "لايمَنز بويز" رو احتياج دارم
ما 4 تا جا توي برنامه ما ميگيريم
من همين الان ميتونم اينکار رو بکنم
اين خيلي تملق آميزه
و ما همه يه چيز براي نوشيدن داريم
نه ، من نه، نه تو هفت سال اخير
من يه الکلي هستم
اما از قرار معلوم بي نام نيستين
بيخيال
ما به شما يه خونه ، يه ماشين ميديم
براش اسم بزار. چقدر ميتونه سخت باشه؟
شما قبل از اين طرحش رو نوشتين
اين همينطوري هم عاليه
شما روزي 20 دقيقه کار ميکنين
بقيه زمان ها
ميتونين در استخر بچرخين
اوه، شنيدي چي گفت؟ ما يه استخر گرفتيم
ببين، اگه نميخواين انجامش بدين، مشکلي نيست
هي، شايد پول دوست ندارين
اما بايد بپرسم
وقتي که من سرطان داشتم...
درسته
من به دو چيز پي بردم
اگه شما چيزي ميخواين، برين دنبالش
خدا منتظرتون نميمونه
و همچنين
شما نميخواين سرطان بگيرين
تو همين الانشم اونجايي، نه؟ نه
بله، هستي. تو يه قرار با آنجلينا جولي داري
خداي من، تو همين الان شروع کردي به برنزه کردن خودت
نکردي؟ نه
مرسي
شب بخير
اووه
يا عيسي مسيح
بياين توت هاي مارو مزه کنين
بزرگترين طرفدارتون "مِرک لاپيدوس"
چطوري اين کار رو کرد؟ ما کمتر از يه ساعته که ازش جدا شديم
من نميتونم باور کنم که اون حتي
اون داستان احمقانه توت خرسي رو يادش باشه
من نميتونم باور کنم اون ميدونه که ما کجا زندگي ميکنيم
تو واقعاً ميخواي که به لس آنجلس بري؟
تو هميشه ازش بدت ميومده
فقط بخاطر اينه که اون هيچوقت منو نميخواست
من از اون لحاظ خيلي کوچيکم
ولي چرا انجامش ميدي؟ زندگي ما اينجاست
دوستامون ايجان
دلت برا کي تنگ ميشه؟
ما دوستاي بهتري احتياج داريم
چيزي که دارم ميگم اينه که اگه ما اينو انجام بديم
و ما يه نمايش موفق تو آمريکا ميشيم
يه نمايش خيلي خوب موفق
اين شبيه بردن تو قرعه کشي هست
ما ديگه نبايد بازم کار کنيم
بجاش چيکار ميخوايم بکنيم؟
خيلي خوب، ما به دوست و سرگرمي احتياج داريم
من نميدونم
لس آنجلس... اون فقط خيلي...
لس آنجلس
اوه، بيخيال، اين يه ماجراجوييه
من بايد رانندگي کنم
اين همون روح پيشگاميه
تو واقعا اينو ميخواي؟
No comments yet. Be the first to leave one.