Smiling Friends

Smiling Friends

Download Farsi Persian Subtitle

Season 2

Release info

Smiling Friends S02E01 10bit x265 1080p WEBRip
A Commentary by Ehsan_Cn
🔷 ترجمه‌ از احسان ‌| SandsMovie.Ir 🟥

Tags

webdl
Published on: 2025-12-15
Downloads: 216
Hearing Impaired: No

Farsi Persian subtitle preview

The first 134 lines.

SANDS Movie

‫هی، چارلی. ‫رئیس رو این اواخر دیدی؟

‫اوه، نه. ‫نه، ندیدمش.

‫چرا؟ چی شده؟

‫ام، من... من اخیراً ‫یه برخورد عجیب باهاش داشتم.

‫جایی که من... من داشتم ‫توی دفتر راه میرفتم و...

‫و اون من رو گیر انداخت ‫و شروع کرد به...

‫زیر لب یه چیزهایی گفتن مثل...

‫وای خدای من.

‫یه سری جمله های عجیب و غریب.

‫به انگلیسی نبودن.

‫و بعد... و بعد من نمیدونستم چی جواب بدم.

‫و بعد شروع کرد به جیغ زدن، ‫اینطوری جیغ زدن.

‫سر تو جیغ زد؟

‫جیغ زدن این صداها، ‫این صداها روی سر من و این...

‫انگار توی یه حلقه گیر کرده بود...

‫این ترسناکه داداش.

‫آره. این...

‫خیلی ترسناکه.

‫این... ترسناک ترین چیزی بود که...

‫تا حالا تجربه کردم.

‫آره، کاملاً.

‫خب، من اون رو حدود ‫یه هفته ای میشه ندیدم.

‫ولی اگه ببینمش، من... ‫تو... بهت فوراً خبر میدم.

‫لطفاً این کار رو بکن، چون آره ‫من... من... من واقعاً نگرانشم.

‫منم الان نگران شدم، کاملاً، ‫نه اگه ببینمش بهت خبر میدم.

‫هی آلن، رفیق داری چی رو آب می‌پاشی؟

‫این بی‌ خانمان نمیخواد بره، برای همین ‫دارم با آب قهوه‌ ای کثیف بهش آب می‌پاشم.

‫بسه دیگه مرد، بسه، برو پی کارت. ‫چرا نمیری؟

‫وایسا، آلن! وایسا!

‫اوه خدای من! ‫تو گویمبلی هستی!

‫من بازی‌ هات رو وقتی ‫بچه قورباغه بودم بازی میکردم،

‫حتماً یه میلیون قوطی ذرت خامه‌ ای توی ‫گوییمبلی ۳ : انتقام گویمبلی جمع کردم.

‫اوه خوبه، دمت گرم داداش!

‫کاش این چیز قرمز هم ‫مثل تو قدرم رو میدونست!

‫من از این چیز قرمز متنفرم! ‫تف به روت.

‫آلن!

‫آقای گویمبلی، متاسفم که می‌بینم ‫توی همچین وضعیت بدی هستی.

‫ما دوستان خندان هستیم، ‫میتونیم بهت کمک کنیم!

‫من به کمک‌تون نیازی ندارم.

‫من... من دارم کار خودم رو میکنم، ‫و دارم پیشرفت میکنم!

‫ولی من میتونم رقص پیروزی معروف ‫گویمبلی رو فقط با ۵ دلار انجام بدم؟

‫من ونمو قبول میکنم!

‫نه!

‫خب، من رقص پیروزی معروفم رو ‫مجانی انجام نمیدم که...

‫باشه، فکر کنم فقط این یه بار ‫میتونم مجانی انجامش بدم.

‫اوه. اوه. اوه.

‫باشه، فکر کنم میتونم یه بار ‫دیگه هم مجانی انجام بدم...

‫اوه. اوه. ‫اوه. آخ!

‫هی، وایسا بشین، ‫بشین، بشین...

‫وایسا، وایسا! هی! هی! ‫گویمبلی، حالت خوبه؟

‫آره، نه، من... من خوبم.

‫فکر کنم فقط رقص دوم بود ‫که کار رو خراب کرد.

‫آه! ذرت خامه‌ ای داری؟

‫چی؟

‫متاسفم. یه لحظه، ‫یه درخواست دارم.

‫سلام، جیمز از آیداهو.

‫آه. یه پرنده کوچولو بهم گفت امروز تولدته.

‫و اوه... توئم از طرفدارهای ‫بزرگ گویمبلی هستی...

‫اوه آره، اوه. اوه. اوه.

‫اوم، و منم...

‫باید کمک کنیم لبخند بزنه، چارلی!

‫پیم، تو قوانین رو میدونی.

‫نمیتونیم کسی رو مجبور کنیم ‫کمک ما رو قبول کنه.

‫اونا باید درخواست کنن.

‫ولی... ولی اون گویمبلیه!

‫اون یه بخش اساسی از بچگی من رو ‫تشکیل میداد، از دیدن حالش متنفرم.

‫قوانین همینه، مرد. متاسفم.

‫همونجا روی پلاک نوشته شده.

‫وایسا، پیم. من بهت کمک میکنم این رو ‫درست کنی، تا بتونه برای همیشه بره.

‫بازوم از این همه اسپری کردن خسته شده.

!واقعاً؟! ایول !!!یه ماجراجویی پیم و آلن

.خیلی خب .خب، موفق باشید

‫و اینجا می‌بینم که باید... ‫باید به تایلر هم بگم که بره به جهنم.

‫نمیدونم تایلر کیه ‫یا این یعنی چی، ولی خب...

‫ببین گویمبلی، میدونم این روزها ‫فقط دنبال ماموریت های انفرادی هستی،

‫ولی اگه بهمون فرصت بدی که کمکت کنیم،

‫می‌بینی که کار تیمی... ‫رویا رو به واقعیت تبدیل میکنه!

‫وای خدای من.

‫ن... نگاه نکن... نگاه نکن، ‫بهش... به اون نگاه نکن.

‫آه!

‫هیچی مثل استراحت کردن توی اتاق استراحت ‫با بهترین دوست من، گلپ نیست.

‫مگه نه، گلپ؟

‫آره.

‫اوه. می... میتونم کمک‌تون کنم؟

‫اینجا کجاست؟

‫اینجا دوستان خندانه.

‫ما مثل یه خیریه هستیم که ‫به مردم کمک میکنیم لبخند بزنن.

‫وایسا. پس میتونید من رو بخندونید؟

‫ام... بستگی داره. ناراحتی؟

‫اوه، آره. ‫در واقع ناراحتم.

‫شاید اگه یه لیوان شیر ‫برام بیاری، خوشحال بشم.

‫باشه.

‫بفرما.

‫این تلویزیون خیلی قدیمیه.

‫شما احمق‌ ها یه صفحه‌ تخت ندارید؟

‫اوه، خب، ما همیشه...

‫اون چیز سبز چیکار میکنه؟

‫خب، اون...

‫راستش، نمیدونم. ‫سوال خوبیه.

‫من از شیر متنفرم.

‫این کثافت کاری روی زمین ‫کمکی به لبخند زدنم نمیکنه.

‫چی؟ نه، تو باید تمیزش کنی.

‫تو... تو همونی هستی که پرتش کردی.

‫تو باید هر کاری که من میخوام ‫انجام بدی تا من لبخند بزنم.

‫قوانین اینه، مگه نه؟

‫لعنت بهش!

‫و میدونی چیه؟ ‫خیلی چیزها لازمه تا من رو بخندونه.

‫ها؟

‫اوه، ببخشید، ‫فقط یه جرعه بود.

‫اوه، باشه.

‫آره.

‫خیلی خب، گویمبلی، ‫تو میتونی اینجا بخوابی.

‫اوه، نه آلن، ما هنوز باید کارهایی ‫انجام بدیم تا بهش کمک کنیم.

‫این کاریه که من و چارلی معمولاً ‫توی این ماموریت‌ ها انجام میدیم.

‫آه!

‫خب گویمبلی، چه حسی داره که ‫به شرکت بازی‌ سازی قدیمیت برگشتی؟!

‫شرط می‌بندم که داره ‫از خاطرات قدیمی پُرت میکنه!

‫آره، خاطرات مزخرف!

‫این حرومزاده‌ ها سال‌ ها قدر من رو ندونستن!

‫احمق نباش گویمبلی، نگاه کن!

‫وای، خیلی وقته اون رو ندیده بودم.

‫اون موقع‌ ها خیلی باحال به نظر میرسیدم.

‫من... منظورم اینه که هنوزم، ‫من... من الان دقیقاً همون شکلی ام،

‫ولی میدونی... میدونی منظورم چیه.

‫فراموش نکن، از اول تو ‫دلیل موفقیت این شرکت بودی!

‫حالا بیا بریم تو و تقاضا کنیم ‫که یه بازی گویمبلی دیگه بسازن!

‫آره! ‫آره!

‫مدیرعامل الان شما رو می‌بینه.

‫چیه؟ من رو ترسوند.

‫آه، گویمبلی!

‫از دیدنت بعد از این همه سال خوشحالم.

‫می‌بینم که حرفه انفرادیت ‫داره با موفقیت پیش میره.

‫اوه، قسم میخورم اگه الان ‫تفنگ گویمبلیم رو داشتم...

More Farsi Persian subtitles for Smiling Friends

Comments

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left