Motherland: Fort Salem

Motherland: Fort Salem

Download Farsi Persian Subtitle

Season 2

Release info

Motherland Fort Salem S02E03 XviD-AFG
Motherland Fort Salem S02E03 480p x264-mSD
Motherland Fort Salem S02E03 720p WEB x265-MiNX
Motherland Fort Salem S02E03 720p WEB H264-CAKES
Motherland Fort Salem S02E03 WEB x264-PHOENiX
Motherland Fort Salem S02E03 720p HEVC x265-MeGusta
A Commentary by ebi_gh
مترجم: ابراهیم قلی پور

Tags

XviD
x264
480p
480
web
720p
720
x265
HEVC
Published on: 2021-07-07
Downloads: 30
Hearing Impaired: No

Farsi Persian subtitle preview

The first 200 lines.

‫آنچه گذشت...

امروز روزی هست که خانواده معاون رئیس جمهور سیلور

‫به این زودی فراموش نخواهد کرد.

‫این خانم جوان خون رو در وجودش داره.

‫خدا میدونه چند نفر دیگه هستن که ما از وجودشون بی‌خبریم.

‫باید قبل از اینکه دست کاماریا بهشون برسه پیداشون کنیم.

نمیدونیم چطوری

‫اما این نیرو موقعی که در معرض خطر قرار گرفتیم از ما محافظت کرد.

‫پس آزمایش رو روی رایل ادامه میدی.

‫تو می‌میری!

‫میخوام یه چیز خیلی نادر بهت پیشنهاد بدم.

‫یه فرصت برای اینکه زندگیت رو از همونجا که بود ادامه بدی.

تو یه آدم توی تصویر میبینی؟

‫خودشه.

‫اون واقعیه!

‫من فکر میکردم باهم هم‌نظر هستیم.

‫این فرمان آماده شماست تا امضاش کنید.

‫باید مراکز آزمایش رو همین حالا راه بندازیم.

اینکه بخواید تمام دخترانی که به سن خدمت سربازی

رسیدن برای آزمایش خودشون رو معرفی کنن

‫زیاد مورد قبول عام مردم نخواهد بود.

‫میدونی جادوگرهای بیشتر اون بیرون هست...

‫مثل دختر شما.

‫که باید ازشون مراقبت بشه.

‫جای اون در ارتش امن‌تر از این بیرون نیست!

آقای معاون رئیس جمهور، ثابت شده دخترتون

‫یه جادوگره.

این وظیفه تمام جادوگرهاست که برای

‫انجام خدمت سربازی آمادگی خودشون رو اعلام کنن.

‫اون هم از این قاعده مستثنی نیست.

‫این کار اشتباهه.

و رئیس جمهور بهم اطمینان داده

‫چنین فرمانی رو امضا نمیکنه.

حقیقت داره؟

‫اگه امضاش کنم باعث اعتراض مردم میشه.

‫اونها باید شناسایی بشن و ازشون مراقبت بشه.

فکر نکنم بدون مدرک مستدل بتونم

‫کشور رو زیر و رو کنم تا...

‫کشته هایی که دادیم نشان دهنده این موضوعه خانم رئیس جمهور.

‫مطمئن نیستم بلانتون.

بیشتر که فکر میکنم

‫این دخترهای جوون اصلاً نمیدونن چه اتفاقی داره میفته...

‫نمیدونن چی دنبالشون هست.

‫خانم رئیس جمهور با نهایت احترام...

‫لازمه از جادوگرهای جدید محافظت بشه.

‫دفعه دیگه که یه جادوی جدید یاد گرفتی،

‫اگه قبل از یاد گرفتن کنترلش یه خبر بدی بد نیست.

‫یه حرکت غیر ارادی بود.

‫هفته پیش یادش گرفتم.

‫توی کلاس جادوی آب و هوا.

‫از اینکه دیگه مجبوریم جدا آموزش ببینیم متنفرم.

‫میگن اینطور به سربازهای بهتری تبدیل میشیم.

‫بگو سربازهای خیس‌تر.

‫جادوی دیدن من هم امروز داغون بود.

نمیتونم به اون سربازی که از عکس حذف شده بود

‫فکر نکنم.

‫شاید خرابکاری کرده.

اینکه یه چیز رو آدم بخواد بدونه

‫دلیل نمیشه راز باشه.

آزمایش بمب‌جادوگری در چه حاله؟

ایزادورا ازم میخواد بدون اینکه خودم رو به کشتن بدم

‫سعی کنم جادو رو انجام بدم پس...

‫به روند کار ایراد نگیر.

‫این فرصت رو داری که یه چیز کاملاً جدید انجام بدی.

‫برای خودت اسم و رسمی درست کنی.

‫اتفاق کوچیکی نیست.

من حتی نمیتونم یه جمله کامل به زبان-مادری

بگم، میفهمی؟

‫و این زبان اساس کالج جنگه.

‫پس هر اتفاقی برام افتاده، خیلی...

‫اگه بگی جدیده...

‫یه فواره آب پرت میکنم سمتت.

‫از پسش بر میای.

یعنی اون کارت از قصد بود؟

این پیرزن کیه؟

‫این پیرزن که میگی ملکه هست.

‫ملکه‌ی Imperative

نه تنها مسئول رشد و ادامه

‫اصالت جادوگرها هستم،

بلکه میتونم شما رو با قبل از اینکه متوجه بشید

‫ چه بلایی سرتون اومده با انواع جادو داغون کنم.

‫حتماً تو دو-رگه این جمع هستی.

‫درمانگر با تمایل به انحطاط.

دو-رگه یعنی چی؟

‫یعنی مادرت با ازدواج با یه شهروند عادی خط قرمز رو زیر پا گذاشته.

تو اون دختر اهل جامعه مادرسالار هستی؟

‫بله خانم.

‫- ملکه... ‫- ملکه.

‫بله ملکه. عذر میخوام.

‫متمایل به جلب رضایت و ساده‌لوح.

‫پرورشت که عالی بوده.

‫و بل‌ودر جمع‌مون.

‫ستاره این جمع.

‫مایه حسادت کالج جنگ.

‫من که خیلی شک دارم.

‫تواضع اصلاً بهت نمیاد.

‫کاملاً ازش دوری کن.

خب، حالا چرا اینجام و به اینجا با حضورم برکت دادم؟

‫چون از امروز فصل زناشویی آغاز میشه.

‫فردا شب در ضیافت Paragon

‫در تالار بل‌ودر حضور پیدا میکنید.

اونجا شروع می‌کنید به محدود کردن گزینه هاتون

‫از بین مردهایی که قراره در بخشی از آینده تبارتون باشن.

با یونیفرم نظامی حضور پیدا کنید خانم‌ها

‫و رژ لب هم استفاده نکنید لطفاً.

‫آزار دهنده‌ست.

‫ببخشید که خیلی عامیانه میگم،

‫اما شما بل‌ودر ها به آخر خط تبارتون رسیدید پترا.

‫ابیگیل بهتره این مساله رو جدی بگیره.

جادوگرهای کمتری دارن متولد میشن

‫و با تهدید جدیدی روبرو هستیم.

‫ابیگیل سر عقل میاد.

‫ذاتش اینطوری هست.

‫ما یه دودمان جدید پیدا کردیم.

‫با آزمایش، تعداد بیشتری هم پیدا میکنیم...

‫دودمان های دو-رگه بیشتر،

‫که من باید جایگاهشون رو پیدا کنم.

‫اما هیچی نمیتونه جای اصالت رو بگیره.

‫شاید بهتره Imperative اول به این حقیقت

‫که آمار دودمان ها از دستشون در رفته، بیشتر فکر کنه.

‫جادوگرها به دلیل وجود Imperative

اینقدر قدرتمند هستند

‫- وظیفه تو... ‫- من وظیفه‌ام رو میدونم.

‫Imperative وظیفه مهمی داره ملکه

‫اما حد و حدود خودتون رو بدونید.

اجازه نمیدم برای آروم کردن غرور خودت

‫اختیارات منو زیر سوال ببری.

‫من به تو جواب نمیدم.

‫حالا از دفترم برو بیرون.

‫گستاخی اون زن...

این هم از معایب این هست که آدم

‫به کسی جواب پس نمیده.

جستجوی کاماریا به کجا رسید؟

چندین مامور اعزام کردم

که دارن سعی میکنن بفهمن چطور قبل از اینکه ما بدونیم

‫افراد دودمان‌مون رو پیدا کردن.

لاهه هنوز راجع به نمونه طاعونی که

براشون فرستادیم چیزی بهت نگفتن؟

‫هنوز نه،

‫اما همه روی این مساله همکاری میکنن.

توانایی شما در تشویق دیگران به دیدن مسائل

‫از دید خودتون خیلی خوبه.

‫روز خوش ژنرال.

‫اینا تقریباً تمام صداهایی بود که بلد بودم.

چرا هیچ عکس‌العملی نشون نمیده؟

‫اون(زنه) نه اون (وسیله).

‫یکم احترام نشون بده.

به قارچ؟

‫خصوصیات قارچ گونه داره، درسته.

حقیقتش اینه که

چندین ساله دارم روش کار میکنم

‫و هنوز چیزای خیلی کمی راجع بهش میدونم.

‫باستانی‌ه.

‫به محرک ها پاسخ میده، خصوصاً به تهدید ها.

‫دلت نمیخواد هدف دشمنی اون قرار بگیری.

یا اینکه حاملش؟

‫تو برای اون چیزی بیش از یه مجرا هستی.

‫اون همزیستی با تو رو انتخاب کرده.

‫داره دیر میشه.

‫فردا عصر اینجا میبینمت.

‫این چیزی که به من دادی،

‫نمیخوامش.

‫حتی نمیتونم ازش استفاده کنم.

‫ابیگیل عاشقش میشه.

‫اما تو به من دادیش.

چرا؟

چرا باید برای تو بمیرم تا کاری انجام بدی؟

ایزادورا؟

‫یه کلاهک مرگ هست. یه گونه قارچ به شدت سمی

این چیزی هست که میخوای؟

اون صدا؟

حالت خوبه؟

‫آره.

‫فکر کنم توجهش رو جلب کردم.

بی نقص بودن دودمان شما

‫یکی از بزرگترین دستاورد های من بوده.

تمام خصوصیت هایی که نمود بل‌ودرها هست

‫- در وجود تو هست. ‫- من چیزی بیش خصوصیت ها هستم.

‫سخت تلاش کردم.

توانایی ها کمک میکنه یه نبرد رو ببریم

‫اما دودمان کمک میکنه جنگ رو ببریم عزیزم.

‫ما قوی تریم، به تدریج، به موقع‌اش.

‫و میخواید من با کی نامزد بشم...

گرگوریو شل‌بارک؟

‫نه ممنون.

تو خیلی شبیه مادرت هستی

‫اونم دمدمی مزاج بود.

پترا بل‌ودر؟ دمدمی مزاج؟

‫آخر سر،

مجبورش کردم لیست مردهایی که میتونستیم

‫انتخاب کنیم پدرت باشن رو به سه نفر کاهش بده.

‫پس به من هم همین لطف رو بکنید.

‫اون پسره که زلزله میسازه.

‫شما از کجا...

‫من حواسم به همه چی و همه جا هست.

یه بل‌ودر با کسی که حتی عضو ارتش نیست

نامزد بشه؟

به نظرت چه اتفاقی میفته؟

برنامه زمانیت جلو انداخته میشه

و این یعنی چی دقیقاً

More Farsi Persian subtitles for Motherland: Fort Salem

Comments

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left