The first 200 lines.
برگردان از safari
امیدوارم لاشه ات همیشه در جهنم بسوزد
امیدوارم جسد ناپاکت خوراک شغال شود
...و خونِ ناپاکت
فکرکردم او را متقاعد کردم
تا نوزاد در اینجا دراین کلیسا
توسط شما غسل تعمید بدیم
خوب شما زنها رو میشناسید
یه کلیسای کاتولیک
در روستای بعدی هست
کارلوتا پیداش کرده
یکشنبه ها ما جداگانه میریم
و بچه؟
،نه، نه، نه
او با منه
اونو حل کردم
همسرت به خیلی چیزا سازگار شده؟
آه، درسته
بخاطرآب و هوای ماست؟
نه آب و هوا نیست
پسرتون، جک، چه واکنشی نشون داد؟
خوب با گذشت زمان حل میشه
برات آسان نیست
نه اما من همسرم رودوست دارم
و همانطور که درموعظه گفتید
عشق همه چی رو حل میکنه
اوه استاکتون؟
امشب شام ساعته هشته
ساعت هشت
مرد جالبیه
و حق با شما بود یه مدتی در پرو بوده
دعوتش کردم
تا کارلوتا احساس کنه در خانه ست
!برو گم شو از اینجا
!قاتل
این سر و صدا رومتوقف کن
لطفا الان
آشفتهای بچه
نمی شنوی؟
اگراجازه بدهی ببوسمت بس میکنم
بوسه؟
تو منو ببوسی جک؟
از کجا؟
از کجا می خواهی؟
لب؟
گردن؟
چکمهام
چکمهام رو ببوس
زودباش،اگر خيلي دوست داري
ممنون مایکل
برای شام امشب مهمان داریم
بله، آقا
آقای استاکتون
به اوگفتم بس کنه و او به من توهین کرد خانم
جک الان تمومش کن
!بسه
بده به من اونو
بچه رو ترسوند
هیچ کاری نکردم پدر
ازحیاط صداتو میشنیدم پسر
چرا اینکارو می کنی؟
چرا؟
تو همیشه همونی که میخوام
باید از سرما بمیرم
نه، نمیمیری
امشب جشنه و خیلی زود گرم میشی
متاسفم ازآنچه اتفاق افتاده
اما پسرت به "دلورس" بی ادبی کرد
ولش کن بخاطر من
برای یک ویولن تازه
البته چرا که نه؟
جک؟
...پسرم نامادریت
مهمانمون رسید پدر
استاکتون دوست عزیزم
همسرم کارلوتا
پسرم، جک
ویولنیست؟
همدیگرو دیدید؟
تو روستا ، پدر
در مورد هایدن صحبت کردیم
بعد از شام برامون میزنی؟
اونقدرخوب نیستم
و غرور و شادی ما پسرم ریکاردو
هولمز؟
حالت خوبه؟
معذرت میخوام ترسوندمت واتسون
اما واکنشت آموزنده بود
پس تو به موجودیت اونا اعتقاد داری؟
چی؟
خون آشام ها
نه البته که نه
حالتت برعکس نشان می ده
لزومی نداره که انسان به چیزی
معتقد باشه تا ازش بترسه
دوبخش متفاوت در مغزه
درست
پس اونا رو رد میکنی
خون آشام ها رو
بخش منطقیت بر آن اصرار داره
خوب تو اونو باور میکنی؟
یه نگاهی با این بنداز
شماره 46 "اولدجوری" 12 آوریل
موضوع: خون آشامها
موکل ما "آگوستوس مریدیو" محترم
کشیش لمبرلی
از ما خواسته که
در باب برقراری ارتباط
در روزهای زوج با خون آشام ها تحقیق کنیم
چون شرکت ما متخصص
ماشین آلاته پس
در محدوده حوزه ما
این امر به سختی رخ میده
!آه
اوه دوشیزه روداک عزیز
زن بیچاره بدبخت منم
چی تو رو آشفته کرده؟
ما توصیه کردیم پدر مریدیو
با شما تماس بگیرد
ما عمل نیک شما را
در مورد ماتیلدا بریگز فراموش نکردیم
بااحترام
موریسون،موریسون و داد
این فنجان و نعلبکی سه روزه
اینجاست
ماتیلدا بریگز یک کشتیه که
با موش غول پیکر سوماترا تصرف شد
داستانی که جهان برای آن هنوز آماده نیست
به نظرت خون آشام ها
درحوزه کاری ما ست؟
نه
اما هر چی بهتر از این کسادیه
واقعا؟
بنظر میرسه وارد حیطه
قصه پریا شدیم
خب این مردیو یک مبلغ مذهبیه
مردی با باورهای مسیحی
که به حاشیه علاقه داره
پس بگرد، واتسون
ببین حرف 'وی' کجا مصرف شده
سفرگلوریا اسکات
که عاقبت خوبی نداشت
بخاطر دارم
که اونو ثبت کردی واتسون
بهر حال قادرنیستم به خاطرنتیجش بهت تبریک بگم
ویکتور لینچ و جاعل
مارمولک یا سوسمارسمی
مورد جالبی بود
ویکتوریا دختر خوشگل سیرک
واندربیلت و جانی ولگرد
بدم نمی آد کمی چای بنوشم هولمز
افعی ها
ویگور و هامر اشمیت عجیب
چیزی گفتی؟
بدم نمی آد کمی چای بنوشم؟
آرشیو خوب قدیمی
می دانی نمی توانی با اون پیش بری
گوش کن خون آشامی در مجارستان
و بازم خون آشام ها در ترانسیلوانیا
دوست عزیز چه اتفاقی افتاده ؟
فوری میای؟
بله البته
بی ارزشه واتسون، مزخرفه
با اجساد متحرکی که میخ کوبیده ای
وسط قلب شون دارند تا آنها را در
گورشان نگه داره، چکار کنیم ؟
باید این چیزا رو جدی بگیریم؟
دیوانگی محضه
خوب بدون شک حق با توئه
این ماموریت باید راکد بمونه
برروی زمینی که رویش اثر گذاشته
جهان به اندازه کافی برای ما بزرگ هست
هیچ شبحی نیاز به درخواست نداره
خوب امروزه ارواح
نیازمند درخواستند
حاضری به من بگی
چه کسی تو رو با اینا تجهیز کرده؟
و به چه منظور؟
خب آنها را برای خودم ساختم
توسط یه دندانپزشک در پکهام
لازم بود یکبار تغییر قیافه بدم
فراموش کردم
و از آنها استفاده هم کردی؟
بازم شوخیت گرفته واتسون
باید خودتو کنترل کنی
آلبرت؟
یه مرد اینو در خیابان بمن داد ،آقا
آقایی سالخورده
گفت باید شما را فوری ببینه
مرد مذهبیمون
بیارش بالا
با احترام
بله، آقا
اوه آلبرت؟
آقا؟
تو به خون آشام ها اعتقاد داری؟
اوه آره، خیلی مشخصه آقا
اونچه گفت صدای عقله
بی تجربه گی به من اعتماد کن
بله ممنون مرد جوان
No comments yet. Be the first to leave one.