The first 200 lines.
آنچه در ماموران شيلد گذشت
جداً هيچ احساسي براشون نداشتي ؟
.من چند وقتي با کولسن بودم مرد خوبيه
اين نشونتـه؟- به نظر مختصاته-
خوش اومديد مامور کولسن منتظر شما بوديم
اينجا کجاست؟- يکي از مخفيگاه هاي فيوري-
اريک کينگ مامور شيلد رده دسترسي 6
وارد چي؟
همراه مامور هند بايستي گرت رو تا الان رسونده بودن يخچال
امنترين پايگاه شيلد
.در حال حاضر ضعيفه ما هم ميريم تسخيرش کنيم
اين هارديه که همه اطلاعات سيمونز روشـه
... طوري برنامه ريزيش کرده که
اگه کسي ديگه سعي به باز کردنش بکنه همه اطلاعات پاک بشه
ميدوني اين يعني چي روميو؟ دروغت رو جور کردي؟
فقط بايد تنها گيرش بيارم که اطلاعات رو ازش کش برم
ارائهاي مشترک از تيمهاي ترجمه BaranMovie & TV Center
فصل اول، قسمت نوزدهم «تنها نور در تاريکي»
کسايي که ميذارن شيلد
بدون نظارت فعاليت کنه بايد جوابگو باشن
اگه حذب شما صاحب کاخ سفيد بود باز هم اين حرف رو ميزديد؟
اگه حذب من بود که از اول توي اين موقعيت نبوديم
ميخوام من رو برسوني يه جايي- ببخشيد چي؟-
ميخوام من رو برسوني پرتلند- شرمنده رفيق-
واسه رسوندن تو 200 مايل رانندگي نميکنم
باشه
تقصير کسي ديگهست؟
...چي
باشه تسليم چطوري تونستي اون کارو بکني؟
اينطوري
نميتونيم اجازه بديم هايدرا ... و متحدهاشون دوباره برخيزن
ميترسم زخم اين يکي بمونه
عوضش قيافهت خطرناک ميشه
ولي مشکلي که براش پيش نمياد نه؟
اگه بذاري کارم رو بکنم، آره
خُب بعدش چي شد؟
وقتي که رسيديم به يخچال خيلي دير شده بود
...همه جا رو گرفته بودن هايدرا همه جا بود
نميشد جلوشون رو بگيريم
دنبال چي بودن؟- همه چي-
...اسلحه و اشياي غيرزميني
هر چيزيک که ميتونستن بردارن
اين يعني زنداني ها هم ديگه تو زندان نيستن؟
...پس يعني ايان کويين- متاسفم-
اومده بيرون. همهشون فرار کردن
گرت چي؟ اونم فرار کرد؟
نتونستن جلوشون رو بگيرم
ولي نميتونستم بذارم گرت بره
نه بعد از کارايي که کرد
اون بودک که اين کارو باهات کرد؟
حروم زاده خيلي سرسخت بود
طوري بزن که باور کنن
بود؟ فعل گذشته؟
به محض اين که تونستم
دو تا گلوله پشت سرش خالي کردم
خوبه- يکي واسه من..يکي واسه تو-
من بودم کل خشاب رو روش خالي ميکردم- تمومه-
يعني با توجه به اين که
پاي دو دندهت شکسته و خراش زيگوفرگماتيک وسط
... براي کسايي که اطلاع ندارن، يعني
شکستگي مويي به استخوان زير گونه
بدنت براي درمان پيدا کردن وقت لازم داره
خواهش ميکنم استراحت کن- متوجه شدم ممنون-
يه پيروزي کوچيک که دست هايدرا نرسيد
يه هارد؟- کل تحقيقات تيممون-
از هواپيما ريختيم روش و رمزگذاري هم شده
حالا که اينجا هستيمم بهتره باشه ازش يه نسخه پشتيبان بگيريم
قبل از اون اسکاي ميخوام ارزيابي خطر بکني
يه ليست از همه فراري هاي يخچال جمع کن
ميخوام بدونم اوضاع چه قدر خرابه
اين خيلي خيلي بده
کويين از همهشون بيعُـرضهتره که دو بار به من شليک کرد
کويين بيشتر يه جامعه ستيزه
خيلي از اين افراد رواني و قاتل هستن
خشن و بيرحم- بعضي ها هم قدرت ماورايي دارن-
عاليه- مارکوس دنيلز توي اين ليست هست؟-
خودشه
ليست رو با منابع گزارش جنايي تطبيق بده
احساس ميکنم به زودي شاهد افزايش آمار باشيم
باشه ولي اين کار وقت ميبره و لپ تاپم هم قدرتش رو نداره
...مامور کينيگ احتمالاً يه جور
مطمئنم کمک ميکنه
...هواپيمايي که باهاش اومدي کار ميکنه؟
آره. ميخواي خلباني کنم؟
.شنيدي سيمونز چي گفت اينجا بمون و استراحت کن
من يه تيم کوچيک ميبرم
و ميرم سراغ افراد توي اين ليست
با اقاي دنيلز شروع مي کنيم فکر کنم بدونم داره کجا ميره
مطموني کار درستيه که تيم رو از هم جدا کني و پايگاه رو ترک کني؟
اگه همين نقشه هايدرا باشه چي؟ که حواسمون رو پرت کنن
به نکته خوبي اشاره کرد
آخه فيوري تو رو براي دليل خاصي اينجا آورده
اينجا امن هستيم- اره هستيم-
...ولي بقيه چي
اونايي که دسترسي به
پايگاه هاي سري زيرزميني ندارن؟ اونها چي؟
نميدونم عاقلانهست يا نه ولي کار درستيه
با خود يه تيم ميبرم تموم شد و رفت
نخير نميبري. امکان نداره
.نميتوني جايي بري براي اين کار ضوابطي هست
از اونجايي که سازمان تقريباً از بين رفته
شايد الان ضابطه آوردن خيلي عاقلانه نباشه
باشه قبول اصن اون رو بيخيال
کجاي کلمه «پايگاه مخفي» برات گنگه؟
فيوري گفت تو رو راه بدم و تو با يه لشکر مياي تو؟
همه مامور- هر چي-
نکته اينه که ميدونن اينجا وجود داره
و من هم نميشناسمشون
هايدرا همه زندانيهاي يخچال رو آزاد کرده
خشونت ميره بالا و خيلي ها ميميرن
منم هنوز وظيفهم رو اين ميدونم که سپر (شيلد)ي باشم که جلوشون رو ميگيره
حرفهاي قشنگي بود، جدي ميگم
ولي تا وقتي کسي از پروسه آشنايي رد نشده حق نداره پاش رو از اينجا بذاره بيرون
آشنايي؟
خيلي خُب
فقط ازتون ميخوام که به چند تا سوال جواب بديد
يه سري سوال روانشناسي و بدون پيامد
يه دروغ سنج- بهترين دروغ سنج-
اين لعنتي ميزان عرق پوستي
مصرف اکسيژن
واکنش هاي ريز موج و خطوط مغزي
...وضعيت مردمک چشم، صدا
کلاً 96 متغيير هست
فيوري خودش اين رو طراحي کرده
اون يه دروغ سنج ميخواست که خود رومونوف هم نتونه گول بزنه
تونست؟- فقط خودش ميدونه-
خيلي خُب بهتره زودتر تمومش کنيم که بريم سراغ کار
خُب کي ميخواد اول بره؟
با چند تا سوال آسون شروع ميکنيم
يه خط نرمال ميگيريم ميريم جلو ميشه اسم کاملت رو بگي؟
مليندا کولاين مي
رنگ چشم؟- قهوهاي-
تا حالا ازدواج کردي؟- يه بار-
تا حالا ازدواج کردي؟- نه-
لطفاً اسم خانواده نزديک رو بگو- فقط من و مامانم-
پس از پدربزرگت حرف نميزني؟
چيزي نيست که بخوام جار بزنم
نميخواستم بخاطرش باهاش باهام متفاوت رفتار کنن
اگه من نوه يه عضو گروه کامندويي هولينگ بودم
روي سينهم خالکوبيش ميکردم
اسم کوچيکت چيه؟- اسکاي-
فاميلت چي هست؟
فقط اسم کوچيک. نه خانواده و نه ارثيهاي دارم
پس يعني خودت اسم اسکاي رو روي خودت گذاشتي؟
خُب اسمي که توي يتيمخونه بهم دادن
...مري سو پاتس بود پس- وقتي که بچه بوديم-
من و برادرم روي همديگه اسم ميذاشتم
اون بهم ميگفت رَخشپا
فرق بين يه تخم مرغ و صخره چي هست؟
يکي خوردنيه اون يکي نيست
خُب اين بيمعنيـه ...فرقشون
وحشتناک زياده
...اگه بخواييد ميتونم توضيح بدم ولي
تمام روز رو بايد اينجا باشيم
تا حالا راجع به پروژه درون بين چيزي شنيديد؟- نه-
نه- نه-
با الکساندر پيرس تماسي داشتي؟
.ديدمش با هم دست هم داديم
گرت هر از چند گاهي باهاش تماس داشت
ميگفت که يه دوست مشترک دارن
توي يه جريزه متروک هستي و تنها و روي شنها يه جعبهست
توي اون جعبه چيه؟- يه کارد-
يه تلفن ماهوارهاي که تماس بگيرم و از جزيره فرار کنم
جعبه چه قدر بزرگه؟
فقط اولين جوابي که به ذهنت مياد بگو
توي جعبه چي هست؟- سيمونز-
.سخته بذار فکر کنم
تارديس
ميخوام بگم لپ تاپم اونم کاملاً شارژ شده
ولي نميخوام خائن به چشم بيام
با قضيه موج خيزان و اينا- داري زيادي بهش فکر ميکني-
اصلاً لپ تاپ بدرد نميخوره چون که اينترنتي نيست
شيلد ديگه وجود نداره
و روي سازمان برچسب تروريست زدن
پس تو چرا اينجايي؟- ...راستش-
خودم هم مطمئنم نيستم
بايد با هم بمونيم با افرادي که بهشون اعتماد داريم
کس ديگهاي نيست
پدر بزرگم زمان خودش با هايدرا جنگيد
آدم خوبها بردن، آخر داستان دوباره همينطور ميشه
کولسن
تنها خونهايه که داشتم
تبريک ميگم مامور اسکاي بريم براتون مجوز صادر کنيم
اجازه پشت صحنه گرفتي؟- آسون بود؟ -
اگه از راجع به خودت حرف زدن بدت نياد
که تو متنفري
خوش بگذرون
اسم کاملت چي هست؟- اسم من گرنت داگلس وارد هست-
لطفاً از اعضاي نزديک خانواده اسم ببر
دو تا والدين يه خواهر و دو تا برادر
با هيچکدوم تماسي ندارم
پس خطت چه قدر فراز و نشيب داره درد داري؟
فقط وقتي نفس ميکشم دو تا دنده شکسته دارم
خُب سعي کن زياد تکون نخوري
ممکنه روي نتيجه تاثير داشته باشه- سعي خودم رو ميکنم-
مايکل دنيلز، توي يه آزمايشگاه فيزيک دستيار بود
جايي که هدف آزمايشگاه بهره برادري از قدرت الکترونيکي
از چيزي به اسم نيروي تاريک بود و بايد هم انتظار اتفاقي بدي داشت
وقتي که با چيزي به اسم نيروي تاريک» سر و کار داري»
يه جور راديواکتيويته بيرونيـه نيروي منفي خالص
No comments yet. Be the first to leave one.