Growing Up Fisher

Growing Up Fisher

Download Farsi Persian Subtitle

Season 1

Release info

GrowingUpFisher-01x01-Pilot LOL
A Commentary by micheal corleone

Tags

other
Published on: 2022-03-11
Downloads: 40
Hearing Impaired: No

Farsi Persian subtitle preview

The first 200 lines.

آنچه مشاهده ميکنيد الهام گرفته از داستاني واقعي است

من در عجبم که اصلا اين قراره براي من اتفاق بيفته يا نه

ميدوني که، دحتراي باحال

باور کن هنري، تو يه وقتي با دخترها قرار ميذاري که اصلا انتظارشم نداري

باور کن هنري، تو يه وقتي با دخترها قرار ميذاري که اصلا انتظارشم نداري

فقط بيا اميدوار باشيم که تا اونموقع هنوز موهات نريخته باشند

وقتي 11 سالم بود، پدر و مادرم از هم طلاق گرفتند

که اين باعث ميشد منم به اون 50% از بچه هاي آمريکاييي که اين وضع رو دارند اضافه بشم

خب، بگو کدوم درخت رو ببُرم

...يه مسئله بزرگي که فرق داشت

همين يکي که اينجاست

باباي من نابينا بود

به طوري که نميتونست درختي رو که ميخواد قطع کنه ببينه

مامانم اين مدلي موهامو کوتاه کرده

و برخلاف چيزي که به نظر ميرسه، مادرم به خوبي ميبينه

دو تا چيز رو فوري بگو...بلندي درختِ چقدره

و خونمون کدوم طرفشه؟ - عجب -

خيلي بلنده و خونمون هم سمت شونه چپتِ

سمت چپم - ميدوني چيه؟ -

فقط بيا بريم يه کم بستني بگيريم

من ميخرم - چرت نگو -

بچه هاي من استخر ميخوان پس استخر براشون مهيا ميشه

خب، اينجا ديگه منطقه خطره

تا زماني که داد نزدم "منطقه امن" برو اونور

...ولي ما هنوز

منطقه خطرناک

اون چرا عينک ايمني زده؟

عينک ايمني؟

به نظرت تنها ايراد اين منظره، اونه؟

مِل، چيکار داري ميکني؟

اونها بهترين دستکش هاي باغبانيم بودند

دستهاش به اندازه پاي آدم عرق ميکنند

و چشمهاش هم که کار نميکنند

!الوار

منطقه امنِ

يکي افتاد، سه تا ديگه مونده

ترجمه و تنظيم اکــبــر و حــســن

Translated By Marshal (Tvcenter) ft Hassan Cool

Translated By Marshal (Tvcenter) ft Hassan Cool

اينکه پدر و مادرم طلاق گرفتند، ديوونه کننده نبود

چيزي که ديوانه کننده بود، نوعِ روشن شدنش براي من بود

اول، يه کم پيش زمينه چيدن

فيشر اون آخر زمين داره ميترکونه

حتي با وجود قد کوچيکش مطمئنا براي اين کار ساخته شده

بابام وقتي 12 سالش بود نابينا شد

اون تو 30 متريه، 20 متري

اون هيچ وقت درخت بزرگه رو يادش نميره

...اون سريعه، چابک ـه

اون قبل از اينکه بره کلارينت بزنه، فقط يه دست ديگه بازي ميکنه

...ولي با وجود اين که اون نميتونست ببينه، هرگز نذاشت

اين مسئله مانع از انجام هيچ کاري بشه

حتي وقتهايي که يحتمل مجبور ميشد

فرمونت رو بيشتر بشکون - ميدونم، ميدونم -

بيا، رفتيم تو، بي نقصه

مطمئني؟

دوباره بگو، کدومشون کور بودن؟

وقتي مسئله طلاق پيش اومد، مامان در تلاش براي پيدا کردن خودش بود

و در اين راه، هزاران چيز جديد پيدا کرد

گُلکم، بايد کدوم يکي از اين پروتزها رو بذارم رو سينه ام؟

مامان، من پسرتم ها

به خاطر همين هم ميتونم به نظرت اعتماد داشته باشم

نگاه، مامان جديد، مامان قديمي

...مامان جديد، مامان قديــ باشه بذار -

خب

هيچوقت نميتونم گواهينامه ام رو بگيرم

تو بيشتر از من شانس گرفتن گواهينامه ـتو داري

کتي، تو يه فيشري

تو هر کاري که به ذهنت خطور کنه رو ميتوني انجام بدي

،آماده باشيد جماعت

من با کوريم، وارد مدرسه حقوق شدم

هنوز نفهميدي که اين دوتا باهم قابل مقايسه نيستند

آره عزيزم، مطمئنم ميتوني اين کار رو کاملا انجام بدي

فقط لازمه چجوريش رو بهت نشون بدم

...مامان، بابا داره

اين ديگه چيه؟

سيگار الکترونيکِ

شما بچه ها بايد پشتم باشيد تا بتونم سيگار رو ترک کنم

هان؟ با طعم انبه است

مل، تو نبايد رانندگي کني

و تو هم نبايد خوشبو کننده هوا دود کني

چرا مثل بقيه يه چسب نيکوتين نميزني به کف دستت؟

ميدوني با چسب چقدر مسخره به نظر ميام؟

خب، بزن بريم

وقتي سپر ماشين رو با خط تنظيم شد بهم بگو

!تو که نميخواي جدا....حالا...!حالا

چرخا ها رو ميگيري سمت چپ

...تا زماني که سپر عقبِ ماشين با خط

...تنظيم بشه رسيدي، اونجايي -

بعد اينوري ميچرخوني ميري عقب

و همينجا فرمون رو راست ميکني

بابا - مل -

حواسم هست، دارمش

بعد از بابام، نزديک ترين کسي که ميشناختم

بهترين دوستم، رانييِن

مل، عزيزم

ديگه اين مدل شلوار رو همه ميپوشند

چه جلب، هم "ساس بند" بستي هم کمربند؟

ميخوام يه چيزي بهت بدم

بخاطر تمام اين چيزهاي که چشمهات نميبينه

سلام رانييِن

...ميدوني، اگر فکرشو نميکردم که داشتن يه دوست به دردنخور

براي پسرم اهميت داره، با يه اردنگي بيرونت ميکردم

باشه، من تسليمم

قهوه؟

رانيين يکي از معدود نفراتي بود که خارج از خانواده ما بود

و ميدونست که پدرم نابيناست

،درسته، قبل از طلاق

بابام، نابينا بودنش رو مخفي ميکرد

...بيل دافي، ميخواستم شما رو آشنا کنم با

مل فيشر

اون هيچوقت به کسي دروغ نميگفت

ولي کلي کلک تو آستينش داشت

...بيا اينجا، تو انقدري بزرگ نشدي که

نتوني به باباي پيرت بقل بدي

چي داريم؟ - ميز ده قدم اونورتر روبروته -

يه صندلي خالي تو موقعيت ساعت 6، گلن سمتِ چپِ

و زيپش هم تا آخر بازه

سَم، مل فيشر

اميدوارم براتون مهم نباشه

من شريک کوچيکم رو هم با خودم آوردم

تائه کئون، کنسل کرد

گلن، درِ دروازه ات بازه

با وجود من در کنارِش

ميتونستم در هر چيزي بهش کمک کنم

رفيق، تو اين مرحله

اساسا من متعلق به توام

(اوووف - البته به جز اون ميز لعنتي (کمک نميتونسته يکنه -

!هر دفعه ها - مل، عزيزم، هتلِ من بودا -

تو که کُشتي منو

تا اونجايي که يادم مياد

من سگ راهنماي اون بودم

به خاطر همين خيلي شگفت زده شدم

وقتي ديدم اون يه دونه واقعيش رو گرفته

شيرينک، ما سگ گرفتيم؟

گلکم، بشين

من و پدرتون يه چيزهايي هست که بايد بهتون بگيم

واقعا؟ الان ميخوايم اين کار رو بکنيم؟

اينکه فوق العاده است

خب وايسا، فکر کردم ما نميتونيم سگ داشته باشيم

...چون که مامان

حساسيت داره بهش

هنري، اين يه سگ ديده بانِ

البته کلمه درستش، سگِ راهنماست

اون به جاي من نميبينه، راهنماييم ميکنه

مثل "جي پي اس" ميمونه

يه "جي پي اس" که پروتزِ کُرستيِ منو غورت داد

به خاطر اينکه يکي گذاشته بودش رو يه ميزِ پايه کوتاه

هنري، ببين پسرم

وقتي دو طرف وارد يه قرارداد ميشن

و در نهايت به بن بست ميرسند

...هر دو طرف حقِ اينو دارند که - مل، بيخيال -

چرا داريم طفره ميريم

هنري، وقتي دو تا درخت کنار هم رشد ميکنند

و يکي از درختها نميتونه تو سايه اون يکي رشد کنه

شايد بخواد بال دربياره و پرواز کنه

شرمنده، درختها هم بال دارند؟ - بعله، دارند، مل -

و اونها هم دلشون ميخواد تو يه دوره هايي ثبت نام کنند

و برن دانشگاه هاي انجمن محلي

متوجه ميشي، عسلکم؟

اوهوم، ميتونيم اسمش هم بذاريم اپتيموس اوريم؟

البته - نه خوشگله، نه، اون اسم داره -

اسمش الويس ـه - [اوه، چيوباکا چطور؟ [شخصيت استار وارز -

هر چي که تو دوست داشته باشي جيگرم

نه، نه

خيلي خب، ميدوني چيه

...اصلا سگ و اسمش و فراموش کن و

!آآخ...خدايا، هر بار

باورنکردنيه

...جوجو، ميدوني سعي دارن چي بگن

ما هنوزم همديگرو دوست داريم - ما هميشه يه خانواده ميمونيم -

آره - درست همونجور که ميخواي -

بابا داره ميره

واسه همين سگ گرفته

و اين روش کاملا ملايمي بود که

پدر و مادرم خواستند به من بفهمونند دارند طلاق ميگيرند

اکثر بچه ها براي طلاق گرفتن پدر و مادرشون

خودشون رو سرزنش ميکنند

ممنونم

برو جلو

ولي در اين مورد، من کاملا مطمئن بودم که تقصيره سگِ بود

خب، ما جفتمون هم لازمه تو حموم پشتمون شسته بشه

يا اينکه مجبور ميشيم شما رو 295 دلار جريمه کنيم

بايد برم

ميتونم کمکتون کنم؟ - بله، يه اتاق ميخواستم -

خب، نه نه نه، سگ ها اجازه ورود ندارند

مشکلي نيست، اون سگِ راهنماست

درسته، اما نه، حيوانات خانگي ممنوعه

تابلو رو نديديد؟

نديدم

صحيح، خب، ما يه قانون و سياستِ محکمي در مورد عدم ورود حيوانات خانگي داريم

منم يه سياست محکمي در مورد رعايت نکردنِ قانون دارم

اوووه، درسته

کوين، اگر هنوزم ميتوني مرخصي استعلاجي بگيري

من برات درستش کردم

بنده يه وکيل نابينا هستم

نميتونه چيزي ببينه

...و قانون شماره 54.1 مدنيِ کاليفرنيا مقرر کرده، رد کردن هر شخصي که خواستارِ

سکونت با خدمات رسانيِ حيوان خانگيش هست، جرم محسوب ميشه

اين قانون شهرونديِ، کِو، دستِ ما بسته است

اگر همين الان يه اتاق به من نديد

Growing Up Fisher subtitles in other languages

More Farsi Persian subtitles for Growing Up Fisher

Comments

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left