The first 200 lines.
ارباب بانو و گانگستر3
"..تو اين تجارت جعلي"
ودکا
"کي گوسفند قرباني ميشه؟"
"اسلحهها رو از فشنگ پرکن"
نوبتي هم باشه ديگه نوبت توئه" "هرچي داري رو کن
سکندر اين تجارته ايشونه" "تو مهره چه کسي هستي؟
..تو اين تجارت جعلي" "کي گوسفند قرباني ميشه؟
"اسلحهها رو از فشنگ پرکن"
نوبتي هم باشه ديگه نوبت توئه" "هرچي داري رو کن
سکندر اين تجارته ايشونه" "تو مهره چه کسي هستي؟
در اين کار شهرتي بهم زدم" "تا به اين مقام رسيدم
در اين بازي شجاعت بزرگان زيادي" "رو به گريه واداشتم
بببين ببين اومد" "اينه بابا، اينه بابا، بابات اومد
"اومده تا حساب و کتاب تو رو صاف کنه"
"ببين که بابات اومده"
ما برگشتيم و امروز روز برادران سلطنتي بونديگره
ما اومديم اينجا تا از بازي سري خانوادگي اين خانواده و اين مکان سردربياريم
که نه کريکته نه چوگان و نه حتي شکار بلکه رولت روسي هست
و براي فهميدن اين بازي خطرناک
ما در کنار شاهزاده ويجي سينگ هستيم
پس قربان بگيد تاريخچه خانواده شما با اين بازي چيه؟
حقيقتش جد من متخصص اين بازي بود
وقتي گلوله رو تو سيلندر ميانداخت و ميچرخوند
ميدونست در چندمين شليک گلوله در مياد
بعد از جد شما کسي اين بازي رو انجام نداده؟
نه متاسفانه چون دوران سلطنتي تموم شده و قانون ماهم حکمفرما نيست
!دولت هند مخالفه، ميدونيد که
شما تو ابن بازي جان يکي رو ميگيريد اين کار ممنوعه
خوش اومديد
ويجي چه چيزهايي بهتون گفته؟
خيلي چيزها، حيوانات اينجا و شکار و رولت روسي
ولي من يه چيزي رو نميفهمم چرا همچين بازياي ميکرديد؟
چه هيجاني تو اين بازي هست؟
اون رو ولش کنيد اينجا سبزيها داره خشک ميشه
آخه زود آماده ميکنن
پدربزرگ من کدخداي همه خانهاي اين منطقه بود
براي همين اين روشش بود
براي اثبات قدرتش اين بازي رو ميکرد
اون خيلي ماهر بود براي همين هرگز شکست نخورد
!ببينيد غرور خاندان سلطنتي رو
اگه اسلحه دستش بود بهتون شليک کرده بود
!منتظر گذاشتينشون ديگه
دارن تمرين ميکنن؟ خوبه
..خواهر سوهاني شاهزاده ويجي سينگ تشريف آوردن
شما دوتا به تمرين ادامه بدين
:ترجمه تخصصي از رسانه فرهنگي هنري ما مترجمين: بينگسا و هژير
شاهزاده چطور شد راه گم کردين؟
مجبور بودم خانواده سلطنتي و اجبار؟ -
عجيبه
تو هتل يه گروه ژاپني اومدن و ميخوان مجره هندي واقعي رو ببينن
سوناري و گيتو هستن، ميان
..من اصرار دارم که
با اينکه ميدونيد من همچين کاري نميکنم
عمو ماهاوت شما که ميدونيد به ايشون نگفتيد که اين همه راه اومدن؟
با دست گرفتن موبايل فواصل طبقاتي کمتر نميشن بانو سوهاني
خاندان تو رو اجداد من بزرگ کردن
!اجداد شما اجداد ما رو بزرگ کردن نه ما رو
و من براي برادر بزرگ شما زندهام
تو قصر شما معروفم به رکيلي ايشون
اگه اون بخواد هتل که هيچي تو بازار هم ميرقصم
!يه لحظه.. تو به چيت مينازي؟ هان
ميبيني خودم اومدم شما رو راضي کنم با اينکه ميدونستم رد ميکني
بازهم بهتون احترام ميذارم و نازتون رو ميکشم
ولي اگه باز رد کنيد
قفل همراه خودم آوردم
قفل به اين بزرگي ميزنم رو در دکانت رقصت تعطيل ميشه
هان چي ميگي؟ تعطيلش کنم؟
ماهاوت تعطيلش کن
شما همچين کاري نميکنيد عمو ماهاوت
البته که ميکنيم، ببندش
اگه بخواي از زورت استفاده کني
دو دقيقهاي در جهان مشهور ميشيد
سر بچرخونيد و ببينيد
وقتي چيزي جز نام باقي نمونده باشه بايد به دقت مراقب نام و شهرت بود
اگه برادرتون خبردار بشه که چنين درخواست بيشرمانهاي از من کرديد
شما رو ميکشه.. نگران نباشيد
من بهشون چيزي نميگم
عمو ماهاوت.. سلام و درود من رو به خان و بانو برسونيد
سلام سوجيت
سلام عزيزم
کي محتاج پوله عزيزم؟ تو بگو کي ميبينمت؟
برنامه داره شروع ميشه سوجيت
ميدونم
تو بايد رو صندليت باشي
تا زمانيکه تاريخ ملاقات رو مشخص نکني از جام تکون نميخورم
دوماه شده
شرکت کننده بعدي ما ظاهرش شيطونه ولي در آواز متخصص.. تانوي گويل
آقاي سوجيت، لطفا.. 4دقيقه مونده عجله کنيد
بزن به چاک، کي بهت گفته بياي اينجا؟
باشه، سه شنبه بعد؟
قبوله
کار انجام ميشه ديگه نه؟
عزيزم تلاشها کامياب ميشند و قولها عموما ميشکنن
خداحافظ سونيا
:اينستاگرام و تلگرام رسمي رسانه ما @BollyCineOfficial
:برنده فينال و انتخاب آخر استاد سوجيت هست تانوي گويل
عالي شد يه ترانه زندگيش رو ساخت
حالا تا آخر عمرش پول درمياره !ستاره شده ديگه
بله جناب سولانکي حالا که خوشحالي شيريني ما يادت نره
اوکي ممنون
يه سهم مال من
بله حتما، چطوري انجامش دادي مادوي؟
همه خريده ميشن
اين رو چند خريدي؟
ارزون و خوشمزه شب بخير
شب بخير
سلام خانم
يه کاري برام ميکني؟
دزدکي تو اين فلاسکه يه کم ويسکي بريز برام بيار
باشه
کسي پرسيد اسم من رو نبريها
!البته که نه
اين همه مدت چرا زل زده بودي به من؟
جان.. خيال کردم شما رو جايي ديدم
حالا کجاش رو ديدي؟ شغلت چيه؟
تجارت
تجارت بابات. خودت چکار ميکني؟
من بازيکن چوگانم
بازيکن چوگان؟ خوب بازي ميکني؟
بهترينم
پس يه کاري کن
بيرون يه مرسدس پارکه2244 برو سوار شو
2244؟
ببين جناب رو ببر مهمانخانه بالا
بله بفرماييد جناب
چطور جرأت کرديد؟
نه خانم کوچک
من رو منع کنيد؟
من رو ببخشيد
اين خونه مال منه
من رو ببخشيد
چي شده؟
کسي بهتون گفته به من شراب نديد؟
بگيرش پايين
چي شده، هان؟ چي شده؟
من قدر و منزلتي ندارم
همه قدر تو رو ميدونن همچين فکرايي نکن
!همش يکم شراب خواستم
باشه، براي دوتامون يه پيک ميريزم باشه؟
معلوم نيست دوباره در اين زندگي" " !همديگه رو ملاقات کنيم يا نه
"در آغوشم بيا"
يه زماني بود که دست به شراب نميزدم
اون زمان رو منم ديدم
و اين رو هم ديدم که ميخوردم و مست ميشدم
و حالا چي؟
حالا؟ حالا من شراب رو مست ميکنم
پرونده ارباب به کجا رسيد؟
تلاشمون رو داريم ميکنيم
وکيل اميدواره تو جلسه بعدي دادگاه يه چيزي بشه
و اگه محکوم شد چي؟
ميري دادگاه عالي
يعني ممکنه محکوم بشه؟
رانجنا؛ من نه قاضيام نه وکيل
منم مثل تو زن اربابم هرکاري ازدستم برمياد دارم ميکنم
افسوس.. جرمي مرتکب نشده و داره جزاش رو ميبينه
اين جزاي جرمي ديگهست
کسي که کشته شده عاشق سابق همسر اديتيا سينگ بوده
ايشون اقرار کرده تمام شب تو خونه بوده و همون شب، شب عروسيش بوده
من دادخواست قرار وثيقه رو رد ميکنم
بگو مادوي
عمو بني، حال رانجنا داره بدتر ميشه ديشب به يه نوکر شليک کرد
من مواظبشم ولي منم از خونه ميرم بيرون
..فکر کردم اگه تو يه بازپروري بستريش کنيم
راجو.. وايستا.. فقط يه دونه عکس ميخوام راجو؛ وايستا
ببين من از ارتباط تو و پسر باغبان خبر دارم
چي شده؟
تو اصلا خبرداري رانجنا اونجا داره ميميره؟
و تو اينجا دنبال دختران نوکرها افتادي؟
چکار داري ميکني؟ عمو ميخوره بهم ميميرم
خب بمير
بانو مادوي.. من شوبيت هستم ..ديشب تو مهموني همديگه رو
شماره موبايلت چنده؟
جان
حالا برگرد و مستقيم برو
!الان؟ باشه
سمت چپ پلهست برو پايبن بپيچ راست
باشه
جلوت دروازه رو ميبيني از اونجا فرار کن
بانو مادوي من ميگم ديشب هيچ کاري نکرديم
اشکالي نداره، شماره رو دارين هروقت خواستين دعوتم کنيد
شماره تو رو دارم
اگه خرابکاري کردي نشونت ميدم، بيرون
نيمساعت وقت دارين ساعت 12وقت دادگاهه
تعطيلاتت که تموم شده چرا برنگشتي دهلي؟
من کارم رو رها کردم ارباب
آخه براي بقيه دنيا من مُردهام
براي همين زياد بيرون آفتابي نميشم
حالا ديگه من سايه شمام
..حالا ديگه يه دختر ميخواد !از من محافظت کنه
اونم تو.. انقدر بودي، جلوي من متولد شدي
ارباب بدونيد من و بابا همراه شماييم
يکي تو تاريکي و ديگري در روشنايي
اين گواهي رانجنا همسر اديتيا سينگه
در شب قتل، ايشون همراه همسرش تو خونه بوده
اين گواهي رو در حالت مستي دادن
اسلحه مال ايشون بوده و رد کفشها هم همينطور
من دادخواست قرار وثيقه رو رد ميکنم
اديتيا
شما بريد
No comments yet. Be the first to leave one.