The first 171 lines.
رسانهی آیوفیلم تقدیم میکند
قبول میکنم
که من بودم که اژدهای سیاه رو نابود کردم
،ولی تو هم باید قبولش کنی
!که من آکانه نیستم
!من سِیشو هستم
.بس کن
...من... من
برای پول زندگی کردم
کتابخانه آسایاما
با تمام وجود میدونم
با تمام وجود میدونم
چه کتابیه؟
...پول
در مورد پول درآوردنه
به قدر کافی درنیاوردم
باید هرچندوقت یه بار بری خونه
تو مثل من نیستی آخه
اینوپی
آکانه
!هاجیمه
!هاجیمه
هوم؟
تو همیشه با سیشویی
میخوای بری خونه؟
آره
آکانه اینوی
اون پنج سال از اینوپی بزرگتره
میخوای بری کتابخونه؟
یه کتابی هست که دوست دارم تو هم بخونی هاجیمه
من وسایلتو میارم آکانه
چیزی نیست. مرسی بازم
همیشه عاشقش بودم تو همیشه مهربونی، هاجیمه-
واقعاً نباید اینطوری باشی
،وقتی دوست دختر دار میشی نباید با دخترای دیگه هم مهربون باشی
وگرنه حسودیش میشه
چون خوشتیپی آخه
سیشو، یه کم ازش یاد بگیر
نه مرسی
میرم خونه
فردا می بینمت
بای
این کتاب بزرگسالان نیست؟
هومم
دعوتم کرده ولی الان گرفته خوابیده
،یه کتاب گذاشته زیر سرش الان دنیا رو آب ببره اینو خواب میبره
،صورتش مثل اینوپیه ولی خیلی خوشگله
..جرئت داری
فقط باید کسیو ببوسی که عاشقشی
..آره... شرمنده. ولی
...آکانه... من
...عاشقتم
من پنج سال ازت بزرگترم
مهم نیست
،وقتی بزرگ شدیم خیلی اختلاف سنیمون به چشم نمیاد
اینوی
مرسی که تا خونه رسوندیم
می بینمت
آکانه هوم؟-
همیشه عاشقت میمونم
!وقتی بزرگ شدم لطفاً باهام ازدواج کن
در موردش فکر میکنم
تا همیشه ازت مراقبت میکنم
قول میدی؟
آره قول میدم
خیلی خب. پس تا وقتی بزرگ شی صبر میکنم
.احساساتمو... بهش گفتم
اوه نه! باید برم خونه
ای وای اونو ببین
!عزیزم، خدایا هومم-
یعنی آتیشه؟
...اونجا.... ممکنه
آتش نشانی کجاست؟ کسایی که تو بودن بیرون اومدن؟
نمیدونم
چیزی ندیدم
تازه زنگ زدم آتش نشانی
فکر نکنم پدر و مادرش رسیده باشن خونه
...آکانه
!هی! خیلی خطرناکه
آکانه
آکانه
!آکانه
اومد بیرون
آکانه، حالا جات امنه
...نه
کوکو ها؟-
من آکانه نیستم
من سیشو هستم
هی، بچه ها؟-
!آکانه! آکانه !عقب وایسا! خیلی خطرناکه-
!آکانه
!آکانه
حرفای دکتر و پدر و مادرمو شنیدم
...آکانه
به زور تونستن نجاتش بدن
...ولی
...سوختگی هاش خیلی بدن
اونقدری که کلی پول برای درمانش لازمه
،تا بشه شبیه قبلش کرد
میشه حدوداً چهل میلیون ین
40 میلیون؟
فکر نکنم پدر و مادرم از پسش بربیان
هنوز کلی از قسطای وام خونه مونده
بابام فقط سرشو لای دستاش میگیره
.و مادرمم فقط گریه میکنه
نمیدونم باید چیکار کنم
...اگه نتونی پولو بدی ها؟-
،اگه نتونی 40 میلیون ینو بدی
چی به سر آکانه میاد؟
نمیدونم
من به آکانه قول دادم
گفتم که تا همیشه ازش مراقبت میکنم
،اگه آکانه بمیره
...من
...اون چهل میلیون
حتی اگه بمیرمم اونقدر رو درمیارم
بخش بازگردانی کتاب
مغزمو کلی اینور اونور کردم تا راه های پول درآوردن رو پیدا کنم
،کلی فکر کردم
،ولی برای بچه ای مثل من ...اینکه بخوام اونقدر پولو توی اون مدت زمان کم به دست بیارم
به این معنی بود که باید به خلاف رو بیارم
هزارتا راه غیر قانونی برای پول درآوردن پیدا کردم
اولش چندتا بچه تخس رو جمع کردم
فرستادمشون دزدی و اخاذی
گوش کنید تخم سگا
،اگه گیر بیافتید به خاطر اینه که برنامه درستی ندارید
،اگه کاری که من میگمو بکنید راه نداره گیر بیافتید
شما رو پولدارتر از همه همسن و سالاتون میکنم
نقشه ام بدجوری گرفت
بچه های تخس غرق لذت بودن
،شایعات ما ترویج پیدا کرد و بچه های بیشتری جمع شدن
،تو یه ماه یه باند مناسب با تعداد مناسبی از دزدا داشتم
ولی صرفاً یه گنگ متشکل از بچه ها بود
مهم نبود چه کارایی بکنن، به هر حال هنوز خیلی مونده تا چهل میلیون
پول... پول... پول
واقعاً؟ برام میخریش؟ معلومه که میخرم-
...عالیه! پس
از اون چندصدهزارتایی که در آورده بودیم
برای درست کردن یه کارت اعتباری تقلبی
و ورود به اتاق وی آی پی یه کلوپ استفاده کردم
برای وصل شدن به پولدارا
پس تو همون بچه ای هستی که درموردش شنیدم؟
آره. تا وقتی پول کارمو بهم بدی هرکاری برات میکنم
!خوبه
یه عوضی ای هست که میخوام برام تهدیدش کنی، ولی نکشش
یه ایده به ذهنم رسید
که یه مرکز خدماتی خلاف برای افراد پولدار راه بندازم
از اونجایی که اگه پامون گیر میشد هم راحت میتونستیم قسر در بریم
ایده آل ترین بیزینس ممکن بود
زده بودم وسط خال
پول پول پول
درمونده شده بودم
هوم؟
الو؟
...آکانه
.مرده...
!بیدار شو، کوکو
...آکانه همین الانم !خفه شو-
!اونجوری نگاهم نکن
!هرکاری کردم
!هرکاری که ازم خواستن
!هرکاری که توش پول بود
بعد همه جور آدمی اومدن پیشم
ایزانا کوروکاوا
پس همون نابغه پولسازی
شیون مادارامه
من نهمین رهبرم، مادارامه
برادرای هایتانی
بازم با هم کار می کنیم
تایجو شیبا
اوه. از چیزی که فکر میکردم کوچیک تری
No comments yet. Be the first to leave one.