Release info

[AnimWorld] Re:Zero kara Hajimeru Isekai Seikatsu - 15 (40) [720p][SubsPlease][MOMAN M111]
A Commentary by MOMAN_M111
MOMAN_M111 :ارائه‌ای از انجمن دنیای انیمه و مانگا || مترجم || Telegram channel: @AWSub || HardSub: @AnimWorlDDL

Tags

720p
720
TS
Published on: 2021-01-14
Downloads: 35
Hearing Impaired: No

Farsi Persian subtitle preview

The first 200 lines.

من به جای اون؟

.بله

اون پیرزن کجاست؟

...چون نمی‌دونستم ممکنه چه اتفاقی بیوفته

.ازش خواستم اینجا رو ترک کنه

بعد تو چرا اینجا باقی موندی؟

گفتی میخواید صحبت کنید !ولی اصل کاری خودش اینجا نیست

.حق با توئه

پس میتونی فعلاً اینو به عنوان خریدن زمان .برای تنها بودن یه دختر و پسر با هم در نظر بگیری

آها، واقعاً؟

!بی‌خیال شو، تو فقط یه آدم بدبخت و ضعیفی

...سنگم

!لعنتی

داری دنبال این می‌گردی؟

یه تاجر همیشه یه قدم جلوتر حرکت می‌کنه .تا بتونه شانس موفقیتش رو بیشتر کنه

.منم همینطورم

...عوضی

از همون قدیما ...دوستای کمی داشتم که انسان باشن

ولی در عوض .دوستای زیادی داشتم که انسان نبودن

!الان کل جنگل دشمن تو هستن

!فعلاً از استقبال حشرات زودا لذت ببر

!لعنتی! لعنتی

!لعنتـــی

...برای من از همون دوران کودکی

.دنیا مثل گهواره‌ای جهنمی بود

...اصلاً مهم نبود کجا برم

،صداهایی که نمی‌فهمیدم چی میگن .دائماً به حرف زدنشون ادامه می‌دادن

و این یه موهبتی بود .که با اون متولد شده بودم

منم با اون سن کمم اصلاً نمی‌دونستم که این .یه حفاظت الهی به اسم "روح زبان" ـه

!وایسا ببینم

اوتو، داری چیکار می‌کنی؟

نمی‌خوای با اونا بازی کنی؟

پدر و مادرم، تمام تلاششون رو می‌کردن ...تا من رو با این ناهنجاری درک کنن

ولی افرادی که حفاظت الهی رو ندارن .هرگز نمی‌تونن اون رو درک کنن

.اوتو، اینو بنویس

،کسی که متوجه شد اگه گفتار نمی‌تونه جوابگو باشه ...میشه از نوشتار استفاده کرد

برادرم بود که هفت سال .از من بزرگتر بود

...اوتو

شاید از بعد تولدم این اولین باری بود .که صدام اینجوری بلند شده بود

...و وقتی که 10 ساله شدم

...بزرگ... نور... رفت... اون طرف

اون صداهای بی‌معنی .شروع کردن به معنی پیدا کردن

حرفای حیوانات رو می‌فهمی؟

.آره

...می‌باره... خیلی زود... بارون

.میگن به زودی قراره بارون بیاد

ها؟

!اوتو، این قدرتی که داری فوق‌العاده است

...و چون خیلی فوق‌العاده است

وقتی مردم اطرافت هستن .نباید با حشرات زودا صحبت کنی

چرا؟

درسته که حفاظت‌های الهی ...موهبتی هستن که دنیا به مردم میده

ولی افرادی هستن که سعی می‌کنن .از اونا سوء استفاده کنن

.پس باید قدرتت رو مخفی نگه داری

فولفو، برای همین دیگه نمی‌تونم .جلوی مردم باهات حرف بزنم

.متوجه شدم، ارباب جوان

!دروغگو

!دروغگو! دروغگو

!تو یه دروغگویی

همش دروغه، مگه نه؟

دروغ گفتی، نه؟

!من دروغ نمیگم

!اوتو نی چان، میتونه با حیوونا حرف بزنه

مگه نه، اوتو نی چان؟

!راست می‌گفت

!حشرۀ زودا

!نه! حشرات زودا حمله کردن

!ای عوضی زودایی

بعد از اون من حفاظت الهیـم رو ...مهر و موم کردم

.و قسم خوردم که دیگه از اون استفاده نکنم

...و وقتی که 15 ساله شدم

!عوضی! میدونم که تو با دوست دختر بودی

...یه لحظه وایسا

!خفه شو! ای عوضی زودایی

عوضی... زودایی؟

!خودم حقیقت رو می‌فهمم

.من دیدمش

!فهمیدم

!تو هشتمین پسری هستی که با اونی

!خیلی بدجنسی

!یکی اینو بکشه

دختر قویترین فرد شهر رو ...دشمن خودم کردم

.و مجبور شدم از شهر فرار کنم

بعد از اون به طور غیر منتظره‌ای ...به عنوان یه تاجر مستقل

.توی کارم موفق شدم

و تصمیم گرفتم که یه روزی .مغازۀ خودم رو باز کنم

!تلاشت رو بکن، اوتو

!تو میتونی، اوتو

...به... به... به

با این همه عجله کجا داری میری؟

ها؟

!نی چان، خیلی خوش شانسی، ها

اگه پیدات نمی‌کردم .تا الان مرده بودی

.باید از پسری که رئیسـمونه تشکر کنی

پسری که رئیسه؟

...آره، اون رئیسـمونه

و همینطور کسیه که .جون تو رو نجات داده

.مـ... متوجه شدم، خیلی ممنون

.پس... باید از اونم تشکر کنم

،اگه میخوای گریه کنی .اول برو خودت رو خالی کن

یه مرد جلوی بقیه .زار زار گریه نمی‌کنه

ها؟ گـ... گریه؟

...لعنتی

این دیگه چه وضعیه؟

...این... این

...وا... واقعاً خوشحالم که نمردم

توی زندگیم هر وقت گریه کردم .ندایی از تولدی دوباره برام بوده

اولین گریه ـم وقتی بود که ...تازه متولد شده بودم

وقتی از عشق خانواده ـم ...به خودم مطلع شدم

،و فهمیدم قلبم به کجا تعلق داره .زمانی بود که دومین گریه ـم اتفاق افتاد

وقتی با لحظۀ نا امیدی ...و مرگ رو به رو شدم

،و هدف زندگیم رو متوجه شدم .سومین گریه رو تجربه کردم

درواقع کسی از من نخواسته بود ...که اینجوری وقت بخرم

!ولی همش به خاطر دوستـمه

!داره میاد! داره میاد

!یه چیز بد داره میاد

!خودم میدونم

!درست پشت سرته! داره میرسه

!من که گفتم خودم میدونم

،اینم طبق نقشه است !همونطور که برنامه‌ریزی کرده بودم

...قراره بمیری، ای بیچاره

!تو رو خدا، میشه اینقدر نفوس بد نزنید

یعنی وقتی از قدرتم زیاد استفاده کنم همچین بلایی سرم میاد؟

!این حفاظت الهی منم دردسره، ها

یعنی ناتسوکی سان تونست با امیلیا ساما حرفاش رو بزنه؟

!پیدات کردم

!هوی عوضی

حالا که بعد از عمری ...یه نقشی بهم سپردن

!حاضر نیستم به این راحتی‌ها گیر بیوفتم

!جون من... اَمون بده

!عمراً بذارم

!دیگه بهت اجازه نمیدم هیچ غلطی کنی

...اینقدر مطمئن نباش

...هنوز مبارزه تموم نشده

،بهت که گفتم !نمی‌ذارم غلط دیگه‌ای کنی

!حقیقتش، حسابی سوپرایزم کردی

اصلاً فکرشم نمی‌کردم !تا این حد به دردسر بندازیم

شرمنده که همچین رفتار بدی .با یه مرد از خودم نشون دادم

.فکر کنم هر چی در توانم بود انجام دادم

!یالا سنگم رو پس بده

!دیگه به اندازۀ کافی وقت خریدی

،پس بای بای ...وقتی بیدار شدی همه چیز

فقط بذار بگم که مبارزۀ من .همین جا تموم شد

!رام

!ال فولا

!ای آشغال

خودم اینو می‌دونستم ولی دیگه نتونستم .تو رو توی این وضع رقت‌انگیز ببینم

به نظرت واسه کسی که ...توی مبارزه از جون مایه گذاشته

این حرفا کمی بی‌انصافی نیست؟

از جون مایه گذاشتی؟ با این همه انرژی که هنوزم داری؟

اولین باره خدمتکاری می‌بینم که !نقطۀ مقابل تسکین رو اینقدر خوب نشون میده

...رام! پس به اون ملحق شدی، ها

این یعنی میخوای خلاف خواستۀ روزوال عوضی اقدام کنی؟

من برای تحقق خواستۀ اربابم !تمام تلاشش رو می‌کنم

...ولی

.به روش خودم

!مزخرفات رو تموم کن

با معطل کردنم اینجا مثلاً قراره چه اتفاقی بیوفته؟

واقعاً فکر می‌کنی اون عوضی !تا این حد ارزش اعتماد رو داره

ناتسوکی سان ارزش داره یا نه؟

خب اگه بخوایم درمورد ...ارزش اون حرف بزنیم

.پس فکرکنم نداره

ها!؟

ولی مشتاقم ببینم ...چه گلی از اون قراره شکوفه بزنه

پس حشرات رو دور می‌کنم .و اطرافش رو هرس می‌کنم

.الان که همچین حسی دارم

هه، صادقانه بگم، منم نمی‌دونم .چرا همچین انتظار بالایی از باروسو دارم

...باروسو ضعیفه، بی‌فایده است

یه آدم بی‌عرضه است .که حتی نمی‌تونه یه چای ساده درست کنه

...ولی دیگه زیادی .البته بی‌راهم نمیگی، ها

...ولی باروسو درست سر بزنگاه

.همیشه خودش رونشون میده

.مردیه که فقط زمان‌بندیش خوبه

.باروسو همچین آدمیه

...اگه فرصتی ببینه سریع وارد عمل میشه

.تو هم میدونی که این تنها راه پیروزیه

رام سان، اینجور که پیداست .تو هم به ناتسوکی سان اعتماد داری

!رام ساما" صدام کن"

روشت برای مخفی کردن خجالت !زیادی خشنه

!دیگه کافیه

!عقب وایسا

!وایسا... رام سان

تا حالا شده تو یکی از مبارزاتت با من شکستم بدی؟

شوخی میکنی، نه؟

.قوی شدی، گارف

!آل فـــــولا

،روت حساب می‌کنم، اوتو !فقط جون من بی‌کله بازی در نیاری، ها

...الان

.وقتشه برم وظیفه‌ام رو انجام بدم

.آخیش، خدا رو شکر .بالاخره پیدات کردم

تو سوئناو

ولی معلومه که .خیلی روش فکر کردی، امیلیا تان

می‌دونستی اگه اینجا بیای .هیچکی نمی‌تونه پیدات کنه

چرا... تو اینجایی، سوبارو؟

...تو

مثل روزوال بدنت داغون نمیشه؟

راستش همین الانم .حسابی دارم درد می‌کشم ولی تحملش می‌کنم

...که... اینطور

راستش نیمی از من باور داشت که تو اینجایی .و نیمی دیگه آرزو داشت که اینجا باشی

...نیمی... نیمی

More Farsi Persian subtitles for Re:ZERO -Starting Life in Another World-

Comments

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left