The first 199 lines.
من یک زن قوی و مستقل هستم
با عقاید و آرمانهای خودم زندگی میکنم صداقت خودم را پرورش میدهم
...من تو اینجا چیکار میکنی؟
سلام
اومدم یکم شیر ازت بگیرم
شیر واقعی هم داری؟ میدونی که؟ شیر حیوون منظورمه
این واقعیه - اوکی -
پس آسیاگوهات چی شدن؟
خب حالا که وضعیت مالی ـم آشوب شده
ریچارد بم گفته که این بی مسئولیتی منو میرسونه
اگه پیک هر روز صبح برام از نیویورک نون حلقوی بیاره
پس کاری که الان دارم میکنم اینه که دارم آشپزی میکنم
تموم روز که مشغول آشپزی نیستی. مگه نه؟
منظورم اینه که در کل در دسترسی
نه واسه انجام کارای تو . نه
واسه خودم نمیگم. منظورم مارکوسه
ببین. دارم فرم مدرسه اش رو پر میکنم
و یه شماره تماس ضروری میخوام براش بنویسم
معمولا شماره پدرشو مینویسم
که توی قطب جنوب زندگی میکنه - که بخاطره همینه دارم از تو میخوام -
چون من معرکه ـم و یه قهرمانم
نه. چون همین بغل زندگی میکنی
فکر کنم هردومون میدونیم که دلیلش قهرمان بودن منه
متوجه هستی که باید مسئولیت پذیر باشی، ویل؟
تو نمیتونی همون همسایه احمق و خوش گذرونِ سابق باشی
ویل خوش گذرون و ویل مسئولیت پذیر یکی ان، فیونا
چه کار باید بکنم که اینو بفهمی؟
من یک پسر قوی و مستقل هستم
با عقاید و آرمانهای خودم زندگی میکنم - سلااام -
اوه سلام ویل فهمیدی امروز چه روزیه؟
روز "پوشیدن پلیور زنونه برای مدرسه" ـست؟
مدیر؟
نه همیار مدیر
پلیورو بپوش تنت. پلیورو بپوش مارکوس
به مارکوس افتخار بزرگی تعلق گرفته
من امروز میتونم همیار مدیر "گلدنراد" بشم
خیلی خب. بیا مامان. باید بریم
باید بریم به دانش آموزایی که تنبیه صبحگاهی داشتن، سر بزنیم
و بعدش باید قبل از زنگ اول
بریم تو راهروها گشت بزنیم
وای، من غرق قدرت ـم
بای ویل
فیونا، نباید بذاری همچین کاری کنه
چی میگی تو؟ این براش خیلی مهمه
.خب اون منفور میشه همیار مدیر آخه؟؟؟
یه بند هم میپوشه که روش نوشته "جاسوس داوطلب"
میبینی. اگه واقعا مسئولیت پذیر بودی درک میکردی که
این واقعا فرصت عالی ایه
و اینکه، جلوی اون شیوه مادری کردن منو زیر سوال نبر
خب صبر کردم تا بره توو ماشین خودت دیدی که
پس جریان پلیور چی ویل؟ پلیور
محض اطلاعت باید بگم که، اون پلیور هم مردونه ـست و هم زنونه
اون پلیور اصلا واسه دو جنس ضایع ـست
میشه فقط این فرم رو پر کنی لطفا؟
با سپاس
گند نزن مارکوس، توروخدا گند نزن رفیق
داستانی دربارۀ یک پسربچه :فصـل دوم - قسمت چهارم دربـارۀ یه دخـتــر بـــد Hassan Cool :مترجم
رسیدیم - اوه -
اوه، معذرت میخوام
وای وای وای وای
این با من، مدیر جی
خیلی خب، اینجا رو داشته باش مدیر گلدنراد مزخرفه !مدیر گلدنراد ترکونده
فکر نمیکنم که
فکر نمیکنم که درست باشه اینجا باشی
خودت واسه چی اینجایی؟
دارم دفتر مدیر جی رو تمیز میکنم
اون لکه های قهوه ای روی دماغت مادرزادیه
یا اینکه خودت گذاشتیشون؟
روی بینی ـم لکه قهوه ایه؟
حتما بخاطر شکلات داغیه که واسه مدیر درست کردم
حتی واسه سوپرایز یکم دارچین هم اضافش میکنم
فکر نکنم اجازه داشته باشی اینکارو بکنی رمز داره
!!اوه، واقعا جدی میگی؟
مارکوس بووا. درسته؟ همه نمره هات 20 ان
بجز یه 15 واسه درس ورزش که اصلا تعجبی هم نداره
وایسا. تو اسممو میدونی؟
به عنوان همیار مدیر
باید با احترام ازت بخوام که از پای کامپیوترش بری کنار
خیلی خب
خب، شِی گارسیا میلر چیزی که درموردت میگن، درسته؟
چی میگن؟ - هیچی. فقط اینکه -
که از سه مدرسه ی قبلیت انداختنت بیرون
که توی زندون یه دوست پسر داری
که میتونی فقط با حرف زدن، یه معلم رو به گریه بندازی
که یه سنجاب زنده رو خوردی
یه بارم یه کلاس هفتمی که پلیور زنونه پوشیده بود، رو خوردم
شوخی کردم، کلوچه، آروم باش
مدیر نمرود سلیقه خیلی بدی توی موزیک داره
بذار یکم آهنگ خوب اینجا بذاریم
دوست داری؟ Sex Pistols گروه موسیقی راک
اینا دو تا چیزایی ان که توی خونواده من اجازه انجام دادنشون نیست
به نظر من این مدرسه یکم به رقص تفریحی نیاز داره
وایسا. اون سیستمِ پی-اِی ـه
...اگه روشنش کنی کل مدرسه میشنون
خب نکته هم همینجاست، کلوچه
واقعا فکر میکنم باید اونو خاموش کنی
اینجا چه خبره؟؟؟
کی مسئولیت اینو بعهده میگیره؟
...من - من. کار من بود -
من اینکارو کردم
تو همیار مدیر مورد علاقه من بودی
رسما تو توی دردسر افتادی
اما نمیتونم بت بگم که بهت افتخار نمیکنم
حرکت خفنی بود مارکوس
نمیدونستم توی وجودته
و اینکه سلیقه ـت رو توی موزیک تحسین میکنم
...دارم متوجه میشم که تاثیر خیلی زیادی روت گذاشـ
کار من نبود
آره درسته. اینجوری بیشتر با عقل جور درمیاد
کار اون دختره بود دختری که من اصلا نمیشناسمش
شِی گارسیا میلر
ما توی دفتر مدیر بودیم
بعدش موزیک گذاشت و شروع کرد به رقصیدن
انگار... انگار که... از خود بی خود شده بودم انگار هیپنوتیزم شده بودم
مارکوس، دقیقا میدونم جریان چیه
تصادفی مواد مصرف نکردم؟
چون یه بار دوز مولتی ویتامینم رو دوبرابر کردم
و... اون روز تو فضا محو شده بودم
تو، دوست قدکوتاه من، عاشق شدی
از نوع خفن. یه عشق واقعی از نوع نوجوونی
واقعا؟؟؟
خیلی خب خیلی خب این وضع هیجان آوریه
خیلی خب. اول باید ببینی که
هیچ نشونه ای ازش دیدی که نشون بده که اونم دوستت داره؟
فکر نمیکنم
اوه وایسا. اون بم گفت کلوچه
خیلی خب. چیز بدردبخوری نیست
چه خصوصیاتی در مقابل تو داره؟
اون یه سال بزرگتر از منه
و اینکه احتمال میدم مجرم باشه
و اینکه یه دوست پسر داره ولی فکر کنم توی زندانه
اوه اوه مارکوس. نه. اون دختر بدیه
رفیق. این رابطه برات خوب نیست
دخترای بد، توی... * ...کارشون درسته *
توی بعضی چیزا کارشون درسته
اما دیر یا زود پشیمون میشی
باید همین حالا بیخیالش بشی
یعنی چی؟؟؟
یعنی میگی باید به مدیر گلدنراد حقیقت رو بگم؟
متاسفانه آره
باشه. ولی میشه به مامانم قضیه "شِی" رو نگیم؟
آره. میتونیم اصلا هیچی به مامانت نگیم درمورد هیچی
خیلی خب. قول رفاقتی میبندیم و سکوت اختیار میکنیم؟ - آره ،سکوت اختیار میکنیم -
من یک پسر قوی و مستقل هستم
با عقاید و آرمانهای خودم زندگی میکنم
...من - داری با خودت میحرفی؟ -
اوه، هی، تو اینجا چیکار میکنی؟
میگن لاستیک ـای ماشین یه معلمی رو پنچر کردم
کردی؟
اگه مدیر فکر میکنه که کاری رو کردی، دیگه مهم نیست که واقعا کردی یا نکردی
توی دردسر افتادی؟
خب... مامانم خیلی عصبانی بود
بابات چطور؟
بابام توی قطب جنوبه
اونقدری که دوست دارم، توی فصل جفت گیری پنگوئن ها، پیش هم نیستیم
من از دوتا مدرسه قبلیم اخراج شدم
نه سه تا
دوست پسری توی زندان ندارم
میتونم یه معلم رو تنها با حرف زدن به گریه بندازم؟
معلومه که میتونم
و اینکه نه، من هیچوقت یه سنجاب زنده نخوردم
من عاشق حیوونام
منم همینطور
سلام عزیزم سلام من مادر مارکوسم
نــــــه
آره... هستم
بیا عزیزم. بیا بریم - خیلی خب -
نذار مدیر تورو بکشه پایین
نمیگم که ناامید شدم
اوه، خیلی خوشحالم که اینو میشنوم
من ویران شدن - اوه -
تا هسته ی وجودم داره میلرزه
...توی تموم اون 30 سال مربی گری ـم
نه، توی تموم این 50 سال زندگی
هیچوقت اینجوری حس خیانت بم دست نداده بود
الن... میتونم الن صدات کنم؟
ما واقعا شرمنده ایم ما واقعا شرمنده هستیم
چرا حقیقت رو به مدیر گلدنراد نمیگی؟
کار من بود - چی؟؟؟ -
چی؟ چی؟ چی؟ نه کار تو نبود
کار من بود و بازم انجامش میدم
و هزاران بار دیگه هم بدون هیچ پشیمونی ای انجامش میدم
نظرت چیه مدیر خان؟
رو اجرا کردم Sex رو اجرا کردم Pistols
دوتاشون رو اجرا کردم
هوووی
ساعت 4 بعدازظهره - هی، بس کن -
بلند شو بینم - بس کن -
دارم سعی میکنم پولامو خرج نکنم - با چرت زدن؟ -
آره، استراتژی خیلی خوبیه
وقتی هوشیار نیستی، نمیتونی پولی خرج کنی
...گرچه، یه بار توی - خیلی خب، گوش کن ، گوش کن ، گوش کن -
الان از یه ملاقات کاملا شرمنده کننده
با مدیر مارکوس، دارم میام
مارکوس آماده بود تا مسئولیت کارش رو بعهده بگیره
اما فهمیدم که
داره سعی میکنه از اون دختر عجیب غریبه محافظت کنه
شِی گارسیا میلر
تو درمورد شِی میدونستی؟ - آره، مارکوس عاشقش شده -
No comments yet. Be the first to leave one.