The first 200 lines.
عشق
همون دلیلی هستش که تو الان برای من نیستی
روزی روزگاری من به عشق باور داشتم
البته که من قبلا هم عاشق شدم اما ازش یه چیزایی هم یاد گرفتم
و میخواستم برای یه شروع جدید بجنگم
اینبار برای یه چیز جدید
خب...پسر دختر رو میبینه
پسر میفهمه این یه چیز خاصیه و با خودش فکر میکنه
بذار هرکاری که میتونم رو بکنم تا همه چیز درست پیش بره
خب منم همین کار رو کردم
شجاعت به خرج دادم
حساس بودم
ار طریق راه های قدیمی دلش رو به دست اوردم
سعی کردم هرکاری میکنم درست انجامش بدم
برای اون
میدونم تو برای عشق هرکاری میکنی
خب منم همین کار رو کردم
هرکاری از دستم بر میومد انجام دادم
هرچی که لازم بود گرفتم
عاشقتم جو
منم عاشقتم
درباره تو و کنداس شنیدم
میدونی ....فکر میکردم ما خیلی خوشحالیم
اما اون گفت با یکی دیگه خوشحال تره
...یه یارویی که توی رم هست..برای همین
اینکه اینقدر یهویی تورو ول کرد و رفت
اما اون به من اعتماد نداشت
برای همین شروع کرد درباره گذشتم تحقیق کردن
کنداس ؟
فکر میکنم اونا باهم قرار میذاشتن
اوه..معلومه که اینکار رو میکردن
اما نمیتونم بگم از اینکه چیزی خوب پیش نرفته شوکه شدم
الایژا کیه ؟
گوشیم رو بده جو
اون برادرت نیست اینو میدونم - دوست ندارم -
هیچوقت هم نداشتم
اون چیزهایی که من باید از شرشون خلاص میشدم رو پیدا کرد
من مسیر اشتباهی رو انتخاب کردم
کلی اشتباه کردم
عشق کورم کرده بود
جو
.....و الان
جو
عشق تبدیل به سم شد
بهم بگو که من دیوونه ام
بهم بگو که
تو پچ رو نکشتی
بگو که پچ رو نکشتی
و وقتی عشق تموم میشه ...واقعا زجراوره
در نهایت
اون نمیتونست منو دوست داشته باشه
و عشق بینمون از بین رفت
فکر میکردم این پایان رابطمونه
یه داستان غمگین
یه قلب شکسته داشتم که باید درمانش میکردم تا دوباره عشق بورزم
اما نه...توی مغازم چیزهای بیشتری بود که بهم اسیب بزنه
کنداس
فکر میکنم یک سری حرف های نا تموم داریم که باید دربارش حرف بزنیم
اره
و من فهمیدم این چیزیه که به دست میارم
اگر خیلی سخت تلاش کنم
نمیتونم دیگه عاشق باشم
نمیتونم دیگه ریسک کنم.این خیلی خطرناکه
فقط یه شروع تازه میتونه اتفاق بیوفته
بدون هیچ عشقی
کات
دوباره صحنه رو از اول شروع میکنیم خیلی سریع
خوبه
یه خروجی از فیلم بگیر دوباره میخوایم از اول فیلم رو بگیریم
این
چیزیه که قراره برات اتفاق بیوفته
عشق من رو به جاهای تاریک کشونده
...اما لوس انجلس
باید به همون اندازه که هست تاریک و بد باشه
وقتی داری از کسی فرار میکنی اونم کسی که میدونی میشناستت
بهترین مکان برای قایم شدن همون شهریه که فکر میکنن ازش متنفری
چون..خب من که اینکار رو کردم
سلام رفقای زیبام
فقط خواستم تشکر کرده باشم ازتون...واو
یه میلیون دنبال کننده ؟
صادقانه از اینکه چقدر دوستون دارم ..دارم خفه میشم
من در قلبم رو میبندم مثل یه کتاب فروشی که دیگه کار نمیکنه
و من برای لحظه ای اینجام همونجایی که همه بیش از اندازه درگیر خودشونن
تا اینکه بخوان با کسی دیگه ارتباط داشته باشن
این بدترین شهر توی دنیاست و اخرین جاییه که دلم میخواد باشم
و این عالیه
این موقتیه
دوباره یه اکیپ بساز..با هم دیگه یکم پول در بیارید ببینید حرکت بعدیتون چیه.و برید تو کارش
هیچوقت به عقب نگاه نکنید
این یه شانسیه که دوباره به کسی که واقعا بودم تبدیل بشم
یه ادم ساکت
کسی که یه زندگیه اروم و بی صدا میخواد
من قبلا تو جاهای زشت تر از اینجا هم کار کردم
خوش امدید..من دلیله هستم
ویل بتلهایم هستم از اشنایی باهات خوشبختم
تو اعتبار حساب موفق و درخشانی داری ویل
اوه...خوبه..خوبه
اما من اسمت رو جستو جو کردم تو توی شبکه های مجازی نیستی اصلا
مثل بقیه
و این تورو یکم عجیب غریب جلوه میده
خیلی با این چیزا نمیتونم خوب کنار بیام
با مسواک زدن دندونات چی...میتونی کنار بیای ؟
شوخی کردم شوخی کردم.خیلی خب
من یه جای خالی توی طبقه اول دارم
میخوای ببینیش ؟ اون بزرگتره - من از طبقه دوم خوشم میاد -
ساکت تره
خیلی خب
اجاره رو باید هر سوم پرداخت کنی
بعد از ساعت 10 صدای موزیک رو نباید زیاد کنی
دوتا حیوون خونگی میتونی نگه داری
و تو اشپزخونت هم مواد مخدر درست نکن
گرفتم چی شد
اگر میخوای میتونی مبلمان رو نگه داری یا اینکه بهم خبر بده اگر نمیخوایش
و ما کسی رو میفرستیم تا اینا رو از اینجا برداره
اخرین مستاجر خیلی با عجله از اینجا اسباب کشی کرد ...برای همین
امیدوارم اینا بیشتر به درد تو بخوره
اگر چیزی احتیاج داری..من اولین کسی هستم که باید بهش بگی
عالی به نظر میاد
خیلی خب .بعدا میبینمت
یه خونه ی خوب که مثل زندانه
با هیچکدوم از اینا راحت نیستم
اما مشکلی نیست...من دارم سم زدایی میکنم خودم رو
سم زداییه که راحت نیست
من قبلا از خیلی چیزا گذشتم
و میدونم قسمتی از من هست
که میذارم یهو از کنترل خارج بشه
و الان کنترل کردن از همه چیز مهم تره
اما همونجور که میگن
اعتیاد به چیزی که دارید میتونه دوباره برگرده
و باعث میشه ضربان قلب بره بالا
اگر نذاری اون صحنه های جرم دوباره اتفاق نیوفته
چون چیز هایی که بعد از مرگ طرف هست مهمتره
مدیریت کردن اعتیادت مهمه
ده دقیقه در روز
روی هیچ ادمی تو ذهنت تمرکز نکن
درگیرشون نشو و حتی امارشون رو هم نگیر
چون الان میدونم که توانایی دارم تا گندکاری هام رو پاک کنم
اما این اتفاق نمیوفته
این یه شروع تازه است
lililili به کانالِ تلگرامِ ما بپیوندید lililili lilili @ThunderSub lilili
توی خواب و رویاهام
بک هنوز زنده است
اون منو به خاطر هرکاری که کردم میبخشه
اون هم بابت هرکاری که کرده ازم معذرت خواهی میکنه
و بهم میگه نگران نباش
کنداس دیگه رفته
برای همیشه
اما بعدش من بیدار میشم
و همه چیز یادم میاد
فکر میکنم هنوز حرفای ناتمومی داریم که بزنیم
خیلی خب
باشه بیا بریم یه جایی
و بشینیم و حرف بزنیم
به شرط اینکه هم یه جای خوب باشه
و بین مردم باشیم
میخوای بهم بگی که چی میخوای ؟
من سیب زمینی سرخ کرده میخوام
کنداس
سلام چی میل دارید براتون بیارم ؟ - سیب زمینی سرخ کرده لطفا...تو ظرف های بزرگ -
همراه میلک شیک وانیلی
تو چیزی نمیخوای خرگوشم ؟
نه - خیلی خب -
الان بر میگردم
میخوام بدونی که دلم میخواد همینجور مرده به نظر بیام
منظورم اینه تو که مطمئنا فکر میکردی من مرده ام
چون محال بود منو اونجا ول کنی مگه نه ؟
البته به جای شکایت کردن باید بگم خیلی خوش شانسم که تو برنگشتی
اتفاقا اونجور که فکر میکنی نیوفتاده
خب به هر حال ..من الان اینجام
توی یه شهر جدید
تبدیل به یه دختر جدیدی شدم
میام تو این مغازه
و همه ی اینها توی یه کتاب نوشته شده
که توسط یه خانمی به اسم گوئینور نوشته شده
بک
تو دوباره اینکار رو کردی مگه نه ؟
چی میخوای کنداس ؟
که تورو با دستای خودم بکشم
شوخی کردم
هرگز اینکار رو نمیکنم
میخوام برم پیش پلیس و همه چیز رو بهشون بگم
نه ..ببخشید...اینکار رو نمیکنم
اینجوری خیلی بهت ساده گرفتم همه چیزو
ادم ها
ادم ها قابل پیشبینی هستن
من توانایی تحمل اینکه قابل پیشبینی باشم رو ندارم
زندگی من هم به همین بستگی داره
اما عشق..عشق چیزیه که من رو سرپا نگه میداره
زنده...متفاوت...واقعی
همینطور دیگه نمیتونم عاشق بشم برای همین میتونین موقعیتم رو بفهمید
خانم چنتا عکس میخوای از اون بگیری اخه ؟ بیخیال دیگه
یه جوری به نظر میای انگار میخوای بگی خانم بیخیال دیگه
چنتا عکس میخوای از اون بگیری اخه ؟
نکته دیوونه کنندش اینجاست که اون هیچکدوم از این ها رو پست نمیکنه
این مثل یه بیماری میمونه مگه نه ؟
یه بچه ی استثناییه بی سرپرست که خودش فکر میکنه دیگه بچه نیست
خانم استروس یواشکی شش تا سگ شیواوا نگه میداره
برای همین هم نوبتی اونها رو میاره پیاده روی
و تو چی ؟
تو باید ویل بتلهایم باشی
No comments yet. Be the first to leave one.