Release info

Rab Ne Bana Di Jodi BRRIP 720p
A Commentary by frdsbi
. من فقط برای نسخه 720 هماهنگ کردم

Tags

brrip
720p
720
Published on: 2012-02-28
Downloads: 86
Hearing Impaired: Yes

Farsi Persian subtitle preview

The first 200 lines.

فقط يه دقيقه ، الان بر ميگردم

ديروز اولين بار اونو ديدم ...و

و فورا عاشقش شدم ...

! هي تاني

لباس عروسيت اينجاست

هيچکسي قبل از من لباس عروسيم رو نميبينه

! وايستا

اوه تاني فرزندم اول مهنديت رو تموم کن

اوه بابا امروز روز عروسيمه ... پس خواهش ميکنم امروز وقت ميز نيست

و اگه همچين عجله داري پس چرا براي ... مهندي نميشيني

اون سورندر رو ديدم. همه زندگيم به ...خيلي از بچه ها درس دادم

اما اين پرفسور گوپتا نتونست دختر خودش ... رو درست بزرگ کنه

پرنسس حتي شاهزاده روياهاي خودش رو انتخاب کرد

يه ازدواج عاشقانه ست

هي تاني ، بيا اينجا

حدس بزن اين کيه؟

اين سورندر مورد علاقه ترين دانش آموز منه

يادته درباره اش بهت ميگفتم ؟

اوه خداي من! تو سورندري

... تو هيچ نشونه اي نداري آقا

که به خاطر تو چقدر مشکل سرم خراب شد ...

به خاطر من ؟

اوه آره ، تو مدرسه و دانشگاه من فقط يه چيز شنيدم

! چرا مثل سورندر نمره نميگيري

! مثل سورندر اداي احترام کن

... سورندر اين کار و کرد ، سورندر اون کار و کرد

و بيشتر از هر چيزي اون ميخواست ... که ما ازدواج کنيم

... نه ، نه

چي نه ، نه؟ دارم بهت ميگم

... اون خيلي جدي بهم گفت

که فقط يه دختر خيلي خوشبخت ميتونه ... يه مرد مثل سورندر گيرش بياد

در واقع تو نميدوني ، اما اون تو رو بيشتر از من دوست داره

تو فقط تميتوني حرف زدن رو تموم کني الان ياکت باش

تاني بيا اينجا دارم ميام -

باشه ! از ديدنتون خوشحال شدم ، خداحافظ

اوه ! البته ، خوبه

آره درسته لحظه اي که ديدمش ... عاشقش شدم

ضورت زيباش ، رقص قشنگش ... خنده مليحش

فکر کردم اولين باريه که دختر ميبينم

احساس عجيبي بود ، من خوشحال بودم و در يک زمان درد داشتم

چي شد؟

اتوبوسي که داماد و خانواده اش رو مياورد تصادف کرد

به نظر کسي زنده نمونده

خواهش ميکنم همگي بياين

يه ماشين بگير ... سريع

يه سکته قلبي بد بود

ما بهترين تلاشمون رو کرديم بقيه دست خداست

سورندر کيه؟

من تاني رو با عشق زيادي بزرگ کردم

اون هنوز خيلي جوون و شکننده ست

اون تو همچين شرايطي خورد ميشه

اگه فکر ميکني که درسته پس خواهش ميکنم با تاني ازدواج کن

با دونستن اينکه تاني تو دستهاي امنيه ميتونم در آرامش بميرم

من وقت ندارم پسر

اگه موافقي با تاني صحبت کن

ميدونم که الان زمان درستي نيست که ... درباره اين باهات صحبت کنم

... اما چيکار ...

به نظر خدا منو صدا کرده ...

من هيچوقت تو رو به چيزي مجبور نکردم ... امروزم نميکنم

... اما قبل از اينکه برم بهت يه نصيحت ميکنم ...

تو زندگي ما بعضي رابطه ها رو ميسازيم ... و بعضي رو هم خدا درست ميکنه

تو فقط فکر کن که خدا سورندر رو براي تو انتخاب کرده

... در تصميمت جدي باش

... اما فرزندم من قادر نيستم در آرامش زندگي کنم ...

اگه تو رو اينحا رها کنم ...

قادر نيستم در آرامش بميرم

خواست شما رو انجام ميدم بابا

خدا خيرت بده فرزندم ، خدا خيرت بده

زندگي طولاني و شادي داشته باشين ، فرزندانم

من هميشه تو اتاق بالا ميخوابم

پس اتاق و قفسه ها مال تو

و اگه چيزي لازم داشتي فقط بهم بگو من خوابم سبکه

يه تاخير تو رسوندن بود

الان اشکال نداره. من خودم ليست رو چک کردم

آره در 48 ساعت

.ممنون

قدرت پنجاب زندگي شما رو روشن ميکنه

سورندر ! چه خبر؟

هيچي

سوري ، دو روزه که نيومدي دفتر

همه چيز مرتبه دوست من؟

آره همه چيز خوبه

پس چرا به دفتر نيومدي؟

در واقع ... مجبور بودم بزم عروسي يه کسي

عروسي کسي يا خودت؟

نه اونجوري نيست

کسي ميتونه چيزي رو تو اين شهر از ما مخفي نگه داره؟

رفيق ! تو خيلي پنهان کار شدي

تو روز بزرگت رو از ما مخفي کردي

نه ... نه

همگي گوش کنين ساهلي ازدواج کرده

خوب ، ما کي همسرت رو ميبينيم؟

بيا ، اوه اينجوري نه

سورندر رفيق عزيز ماست برامون يه جشن ميگيره

... هي امروز تو خونه ساهلي يه پارتي هست

و ما به همسرش معرفي ميشيم ...

نه خانا امروز نه ، امروز نه ممنون

! ممنون

قدرت پنجاب ، زندگيت پر نور باد

هي سورندر ساهني در لعنتي رو باز کن چرا اون تو قايم شدي؟

خيلي خجالت ميکشي که بابي گويسا رو ببيني

گفتم ، در رو باز کن

... حتي نميخوام صورتت رو ببينم

فقط اومدم که بهت بگم ما ... ديگه دوست نستيم

من دوستي مثل تو رو نميخوام

...اوني که هر کاري کرد

با هم با تو ... درباره ازدواجت از همسايه ها ميشنوه

اين ارزش بابي کوسلا تو زندگي توئه؟

ميدونم که داخلي، يه ساعت قبل دفتر رو ترک کردي

همه چيزو ميدونم سوري

...بابي

...هي بابي

! بابي مرده

بابي تميتونه تا وقتي که سوري زنده ست بميره

بيا تو ، من همه چيزو توضيح ميدم

پس اون کجاست؟

پايين تو اتاقم

و تو اينجا ميخوابي؟

آره

و حالا چي؟

هر چي که خدا تصميم بگيره

سرايدار پونجاب مياد

هميشه ديره واسه کار اما هميشه سر وقت براي الکل مجاني يا غذاي مجاني

تو اونارو ببين من تاني رو چک ميکنم

نگران نباش من چيزيم نميشه

دارم ميام ، دارم ميام عجله چيه مرد؟

تاني ، منم سورندر

چنتا از دوستام از اداره اومدن خونه

اونا درباره عروسي فهميدن و خودشون رو دعوت کردن

همه تلاشم رو کردم که اونارو منصرف کنم اما ميدوني که اين آدما چجوري هستن

... من فقط يه درخواست کوچيک دارم

اگه بتوني بياي و همه رو دو دقيقه ببيني

اشکال نداره تاني ، تو تحت فشار نباش بهشون ميگم که خوب نيستي

من بهشون ميرسم ، تو استراحت کن

هي ساهلي ! همسرت کجاست؟

ما همه مشتاقيم که اونو ببينيم

اون بهمون اجازه نميده اينقدر زود ببينيمش

اون بايد يه جايي قايمش کرده باشه

اونجوري نيست

... اون بعد يه سفر طولاني خوب نيست

... اوه ، من ميرم ميارمش

هي چادها ! تو هنوز يه نوشيدني با من نخوردي

باشه پس ! اول ما مينوشيم و بعدش همسر سوري رو صدا ميزنيم

باشه سورندر ما ميريم

خيلي ديره

ما احتمالا همسرت رو دفعه بعد ميبينيم

چيز بزرگي نيست

نه ، در واقع اون خيلي براي ديدن ما مشتاق نيست

! سورندر

خواستم باهات صحبت کنم ميتوني بياي بيرون

آره

ببخشيد ، امروز خيلي بد رفتار کردم

... من با رضايت با تو ازدواج کردم

پس حق ندارم از دستت عصباني باشم ...

بهت قول ميدم که از حالا همسر خوبي برات باشم

فقط يکم باهام صبور باش

... مجبورم تاني قديمي که بودم رو بشکنم

و يه تاني جديد بشم ... و ممکنه يکم زمان ببره

... يه چيز ديگه هست که بايد بهت بگم

نميتونم دوست داشته باشم ...

فکر نميکنم که ديگه عشقي داشته باشم ... که به کسي بدم

نميدونم اگه بتوني بدون عشق زندگي کني

و اگه نميتوني ، پس نميخوام يه بار اضافه روت باشم

نميدونم عشق چيه تاني

من هيچوقت خوش شانس نبودم که عاشق يه خانم بشم

در واقع من هيچ خانمي نميشناسم

امروز جوري که بزرگيم رو جلوي دوستام نگه داشتي ، واسه من عشقه

من عادت دارم نه ، عشق بيشتر از اين لازم ندارم

تو خيلي خوش شانسي که هيچوقت عاشق نبودي

هيچ چيز دردناکتر از عشق تو دنيا نيست

باشه. پس شب بخير

حالا ميدونم تاني، من دو روز گذشته درد داشتم

من اولين بار که ديدمت عاشقت شدم

شب بخير

! صبح بخير

صبح بخير

برش ميدارم

اين چيه

... اين آدما دارن اينجا رقص ياد ميدن

... يه شرکت بزرگ از بومباي

در واقع من هميشه ... خيلي به رقص علاقه داشتم

به هر حال کل روز تو خونه ... ... حوصله م سر ميره

اما اگه تو باهاش موافق نباشي ... من اينکارو نميکنم

ممنون

اشاره نکن

بابي دوستم

سوري دوستم

اگه يه چيزي بگم قول ميدي به کسي نگي

هيچوقت تا وقتي که بميرم دوست من... هيچوقت

من عاشق شدم

... تبريک ، جشن ، آتيش بازي

اما با کي؟ ...

با همسرم تاني

... تبريک ، جشن ، آتيش بازي

به سلامتي اين بيشتر شبيه شه

اما اون منو دوست نداره

چطور جرات ميکنه دوست نداشته باشه مگه اون همسرت نيست

دو شب خواب و اون هميشه دو ستت خواهد داشت

هي ! تو با همسر من بخوابي؟

نه ، من نه ، تو

More Farsi Persian subtitles for Rab Ne Bana Di Jodi

Comments

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left