The first 200 lines.
بـــــازي عــــشـــق
به چي نگاه ميکنيد؟
پول اينها رو دادي؟- آره، دادم-
...خيلي خب، با من بيا
همهي موارد داخل ليست رو آوردين؟
بله آورديم
خوب بررسي کن و بهم بگو
داره دير ميشه، بايد ستون مقدس رو کار بذاريم
آقا هنوز نيومده
مياد، به موقع هم مياد چيدامبارام هميشه به موقع مياد
سلام آقا
سلام آقا
سلام آقا
سلام آقا
داداش، آقا اومدن
ترقهها رو روشن کنيد طبل بزنيد
...سلام آقا- خوش اومدين-
سلام آقا- سلام-
دير که نکردم؟- نه، هنوز وقت داريم آقا-
سلام آقا- سلام-
عابد، دسته گل رو بندازين
پس ميتونيم تيرک مقدس رو کار بذاريم؟- بله آقا-
هي، بياريدش
...سريع بياريدش
...آروم- مراقب باشيد-
آروم- يواش-
بيا اينجا
...اين طرف
آروم...آروم
درست بذاريدش
ماسهي بيشتري بريز- عابد، شما شروع کنيد لطفا-
:ترجمه تخصصي از رسانه فرهنگي هنري ما مترجم: مهدي.ز - ويرايش: فاطمه
همه چي درسته ديگه؟
بله آقا
جمع آوريها چطور پيش ميره؟- تقريبا تمومه-
سريع تمومش کنيد و کمکهاي مالي رو جمع کنيد- بله آقا-
بعدش خودم درستش ميکنم- بله آقا-
خداحافظ- خداحافظ آقا-
آقا، 5 ساله که از من ماليات نگرفتين
حداقل امسال ازم ماليات بگيريد بذاريد من هم تو جشن سهيم باشم
هر مجازاتي که شما بگيد رو قبول ميکنم
ببخشيدش خودش اشتباهش رو قبول ميکنه
...آدم مسني مثل شما بايد ببخشه
...نميتونم
من هيچوقت نميتونم با اونها کنار بيام
يادت رفته اون روز چي گفت؟
اگه پول نداشت بده
ميتونست با بيرون گذاشتن برگ درخت خرما بهمون اطلاع بده
...اون ميتونه جمعيت رو کنترل کنه کارهاي زيادي براي انجام دادن وجود داره
چرا خودش نميتونه داوطلبانه کمک کنه؟
اون به من تهمت زد که من اين کار رو انجام ميدم تا پول مردم رو بالا بکشم
اون امروز ما رو مقصر ميدونه و فردا يک نفر ديگه رو
پس کميته و قانون به چه دردي ميخوره؟
هر کاري ميخوايد بکنيد اما خواهشا من رو تنها بذاريد
من کنار وايميستم اگه بخواييد خودم هم ماليات ميدم
چي ميگيد قربان؟
چه فرقي ميکنه که کي مراسم رو اجرا ميکنه؟
مهم اينه که مراسم خوب انجام بشه
همه چي رو درست انجام بدين چون اين يه جشن مذهبيـه
هي- قربان-
شيوا، ماشين رو روشن کن- ميبينمتون
هي، ماشين رو روشن کن
بيا، بيا، بيا
...آقا، اگه حرف اشتباهي زدم، خواهش ميکنم
چي شد؟ چرا با عصبانيت رفت؟- تو جشن نشونشون ميدم، بريد کنار-
هي نميتوني فقط دعا کني غذا بخوري و ساکت شي؟
چرا براي ما مشکل ايجاد ميکني؟
من چيکار کردم؟
هي، چرا تو اين کار دخالت کردي؟
خودت ازش حمايت کردي حالا چي ميگي؟
تو اين جشنواره رو برگزار ميکني؟- من؟-
ميدوني، وقتي ماها تو زندگي خودمون مونديم
چطور ميتونيم اين جشنواره رو برگزار کنيم؟
تا الان، تمام اين سالها اون خيلي عالي اين جشنواره رو برگزار کرده
حالا تو همه چي رو خراب کردي
کاري که شده ول کنيد
وقتي اون يه تصميمي ميگيره ديگه تمومه
حتي اگه بميره هم تغييرش نميده
تصميمش از زندگيش براش مهمتره
حالا من چيکار کنم؟
تا جايي که من ميدونم فقط يک نفر ميتونه اين مشکل رو حل کنه
اون کيه؟
هي، ميخواد بارون بباره سريع فلفلها رو داخل ببريد
آبجي کاساليا امروز زير بارون خيس ميشه
دختر من زير بارون خيس بشه؟
بارون که بباره، خيلي سريع خودش رو ميرسونه اينجا
:اينستاگرام و تلگرام رسمي رسانه ما @BollyCineOfficial
اين رو جا گذاشته
هي، اونجا رو ببينيد
حتي يه ذره هم خيس نشدم
...آروم
...بابا- چيه آرجون؟-
بابا...نديدي
تمام مسير بارون دنبالم ميومد
اما اصلا زير بارون خيس نشدم
خيلي استرس داشتم، سريع دويدم بارون هم پشت سرم ميومد
مثل باد ميدويدم
و رسيدم خونه حتي يک قطره بارون هم روي من نريخت
تو ختر کي هستي؟ دختر چيدامبارام هستي
هي، ديدي دخترم چقدر معرکهست؟
اگه زير بارون خيس شد اونوقت دختر توئه
اگه خيس نشه، اونوقت دختر منه، نه؟
هي، برو يه ليوان قهوه بيار
...هي، برو- هي، برو-
سلام خانم- سلام-
يک لحظه صبر کنيد الان پدرم رو صدا ميکنم- ما اومديم شما رو ببينيم خانم-
خيلي خب، بفرماييد داخل- نه، همينجا خوبه-
توي معبد يه مشکل کوچيک بوجود اومد
آقا تمام بار جشنواره رو گذاشتن روي دوش ما و با عصبانيت رفتن
به خاطر همين اومديم پيش شما تا با پدرتون صحبت کنيد که جشنواره رو برگزار کنن
ببينيد، پدرم من رو خيلي دوست داره مطمئنم وقتي ازش بخوام قبول ميکنه
اما من نميخوام کاري رو انجام بده که دوست نداره
...خانم، اينطور- خواهش ميکنم اصرار نکنيد-
من حتي به چيزي که پدرم دوست نداشته باشه فکر هم نميکنم
عذر ميخوام
هي، چرا سورش هنوز نيومده؟- مياد مامان-
هر سال قول ميده براي جشنوارهي معبد بياد اما نمياد
فکر کنم امسال هم همينطور باشه
اين بار ديگه چه کار مهمي براش پيش اومده؟
آره، اون يتيمه، هيچ کسي رو هم نداره، نه؟
پس چرا نميتونه به موقع بياد؟
هي، چرا اين حرفها رو ميزني؟ها؟
اون خيلي ناراحته که کسي رو نداره خانوادهي ما تنها پشتوانهش هست
...اما
ببخشيد مامان- اشکال نداره-
هي، بليط کجاست؟
پيش منه
خب، اون همهي وسايل رو گذاشت اينجا و کجا رفت؟
نه، به راننده گفتم ماشين رو بياره به تاتامانگالام
اون مياد
فکر کردم اين وظيفهي توئه
...وقت تمومه
الان قطار حرکت ميکنه
سورش بهم قول داد که حتما اين دفعه مياد اون مياد
نه مامان اون نمياد چون به من قول نداده
...هي، شما بريد...اون مياد
نمياد- مياد-
نمياد- مياد-
اون اومد
"اون کيه؟"
"اون کيه؟"
"اون کيه؟"
"اون کيه؟"
"اسم من کروليناست"
"اي کرولينا ،اي کرولينا"
"اي کرولينا ،اي کرولينا"
"اي کرولينا"
"اسم اون دختره رو بهم بگيد؟"
"آره اسمش کروليناست، خيلي خوش اندامه"
"چطور ميتونم کنترلش کنم؟"
"آره اسمش کروليناست، خيلي خوش اندامه"
"توي اون کابين يه بمب ساعتي جذاب هست"
اي خدا، اون بمب منفجر نشده" "اما قلب همهي مردها از خجالت سرخ شده
"اسم اون دختره رو بهم بگيد؟"
"آره اسمش کروليناست، خيلي خوش اندامه"
"چطور ميتونم کنترلش کنم؟"
"آره اسمش کروليناست، خيلي خوش اندامه"
ميتونم صداي طبلي که تو ذهنم" " به خاطر تو ميکوبه رو بشنوم
دارجيلينگ به خاطر تو گرم خواهد بود" "و بيابان به خاطر تو سرد خواهد بود
"هيچ دختري مثل تو نيست"
اگه هست پس يعني من" " قدرت بيناييم رو از دست دادم
"کرولينا،اوه کرولينا"
"هيچ دختري مثل تو نيست"
اگه هست پس يعني من" " قدرت بيناييم رو از دست دادم
"از دلتنگي تو ديگه نميتونم بخوابم"
"من تمام احساساتم رو تو يه جعبه زندوني کردم"
هيچ کليدي وجود نداشت و تو با" "يه دسته گل درش رو باز کردي
حتي اگه نزديک تو هم باشم" "انقدر خوش شانس نيستم که بتونم لمست کنم
"ما مثل دو مسير موازي راه آهن بوديم"
"اي کرولينا،اي کرولينا"
"اي کرولينا"
"...ما پيمانمون رو شکستيم و حالا ديگه مجرد نيستيم"
"همهي اينها به خاطر يک دختر بود، يک دختر"
"وقتي تو هستي ديگه نميتونم خودم رو کنترل کنم"
"ما نبايد دست از تحسين زيبايي بکشيم"
"آدمها دوس ندارن که فقط رويا ببينن،کرولينا"
"اوه کرولينا"
"ما نبايد دست از تحسين زيبايي بکشيم"
"آدمها دوس ندارن که فقط رويا ببينن"
"...بدون تو چطو ميتونم زندگي کنم؟"
"خدا تو رو خيلي زيبا آفريده"
"چشمهات نظير نداره"
اگه خودت رو از چشم ما مخفي کني" " خيلي ناعادلانهست
"اسم اون دختر رو بهم بگيد"
"اسمش کروليناست و خيلي خوش اندامه"
"چطور ميتونم کنترلش کنم؟"
"اسمش کروليناست و خيلي خوش اندامه"
"توي اون کابين يه بمب ساعتي جذاب وجود داره"
خداي من، اون بمب منفجر نشد" "اما قلب همهي مردها از بين رفت
"کرولينا،اوه کرولينا"
"بدون تو چطور قراره زندگي کنم؟"
شنکر، گيتا همهشون اومدن
فکر کنم پاريمالان از پوتلنور اومده
خوش اومدين
سريع بياييد
هي، آروم
خوش اومدين
مادربزرگ- هي شنکر-
حالتون چطوره؟
هي مراقب باش، ممکنه شکم پدربزرگ ضربه بخوره بچه داره
No comments yet. Be the first to leave one.