The first 200 lines.
مگه همیشه نمیخواستی چیزهای غیرقابل توضیح رو درک کنم؟
فرید، نمیدونم
همه چیز داره به نظر یکم دیوانهکننده میاد
تو درونبین هستی
چیزی دربارهی من درک میکنی؟
باید چیزی که جلوتون هست رو نابود کنید
واسه چیزی که قراره بشه آمادگی داری؟
هی، چه غلطی دارید میکنید؟
!لعنت - !وایسید -
اگه چیزی بگی این عکس رو همه جا پخش میکنم
باید مدیسون و اون افریتههای
دورش رو نابود کنیم
اون شبی که من و تو رفتیم آبجو بخوریم رو یادته؟
،میتونستم اون شب باهات برم خونه نه؟
خوبی؟
خوبم
خب نظرت چیه؟ یه سر بیام دفتر؟
رامون
!بسه
!بسه
تو خواب مادرم رو دیدی
و فکر میکنم من خواب مادر واقعیت رو دیدم
میشه دیگه بری؟
...این خیلی مهمه برای- !خدای من، فقط برو بیرون -
،ببین، جدی میگم
دیگه نمیخوام این آدم رو ببینم، باشه؟
متـرجم: مریم ، امیرعلی illusion, careless whisper
ببینید، برام مهم نیست نظرتون چیه، باشه؟ من میرم خونه
عزیزم، اینجا بمون
باهمدیگه حلش میکنیم
داری دوباره جریان دایی آیک رو با من تکرار میکنی، باشه؟
.این فرق داره من فرق دارم، باشه؟
شواهد مشخص وجود داره که من ذهن متخلل دارم
.و پیغامهایی رو دریافت میکنم ...کاری که باید بکنم اینه که
!بفهمم معنیشون چی هستن - دکتر شکرانی از کلمهی جنون استفاده کرد -
بعضی از چیزهایی که دیدم
معلوم شده واقعیت داشتن، باشه؟
.من پسرتم، مامان چرا به حرف اون گوش میکنی نه من؟
دکتر خیلی نگرانه که شاید ...حس کنی
دکتر زندگیش رو توی بازی من میبینه
البته که میخواد به مداوای من ادامه بده
اون کسی که فکر میکنی نیست، باشه؟
پس گور بابای اون و قرصهای کوفتیش، مامان
.نمیتونی همینجوری داروها رو بذاری کنار باید کمکم بذاریشون کنار
،خب، پس همینکار رو میکنم !ولی دیگه تمومه
مفهومه؟
.نباید تنها باشی حداقل به اَشلی یا دوک زنگ بزن
نه! و کسی بهم زنگ نزنه، یا ایمیل و پیام، باشه؟
!فقط مزاحمم نشید
آره، اوضاعت داره بدتر میشه
میدونم. درستش کن
صبرکن، شما غولهای داروی مدرن هنوز دارویی براش ندارید
میتونید کاری کنید کور ببینه ،و کر بشنوه
ولی نمیتونید کمکم کنید ریدنم رو تموم کنم؟
فقط آماس قولونه
،بله، یه وضعیت شدید داری ،ولی هی، قابل درمانه
.غیردائمیه، پایانی نیست خوش شانسی
اضطرابت رو کنترل میکنی؟
تا وقتی ریدنم شروع شد مضطرب نبودم
صبرکن. دوک
:ساده است
،وقتی علائمش رو میبینی یه مدت ناخوش میشی
نه. نمیذارم این بیماری مسخره
نذاره به چیزی که میخوام برسم
:باشه. داروها پردنیزون، آزاکول
...روزانه 9 قرص بزرگ
برای باقی عمرم...
درسته - .منصفانه نیست -
،شلوارت رو بپوش از اینجا برو بیرون
!حالت خوبه. بعدی
سلام - فکرمیکردم شاید رامون باشی -
چیشده؟ - نمیخواد پیشمون بمونه -
اصلاً... مسئولیتپذیر نیست
.انتظار نداشتیم بیای اوضاع خوبه؟
عالیه
پیشنهاد مصالحه - اَشلی -
زحمت کشیدی
.چه زحمتی ،تو تنها مامانی هستی که دارم
حتی اگه یه نژادپرست سفیدپوست باشی
این چیه؟
بازش کن
...شاید واسه خودت نخوایشون، ولی
شوخیت گرفته؟
!اینها حرف ندارن
...بیا، بذار من
.وایسا من انجامش میدم
میدونم میخواستی یه ،کارمند اجتماعی باشم
،و خیلی ناامید شدی ...ولی، میدونی
یه کارمند اجتماعی نمیتونست اینها رو برات بخره
هنوز فکر میکنی واسه کارت سرزنشت میکنم؟
واقعیت نداره
،اون دیگه مال خیلی وقت پیشه
و من خیلی بهت افتخار میکنم
ممنون، مامان
اینها سفتترین کفشهایی هستن که تا حالا داشتم
عاشقشونم
عالی شدی
جایی دارم که واسه رفتن به اونجا بپوشمشون؟
.گور باباش تو راه فروشگاههای غذای کامل بپوششون
الو - دکتر شکرانی -
آدری بایر هستم
چیشده؟ حال رامون خوبه؟
.نمیدونم رفتش
میشه امروز ملاقات کنیم؟ ساعت 1 وقتتون خالیه؟
آره، البته
چیزی نشد؟
حواسم پرت یه چیزی شد
...کارت پستالها و
بلیتهای کنسرتم رو نگه داشتی
احتمالاً بهتره پرتشون کنیم
.کنسرت پرینس در وارفیلد یادته؟
همه چیز رو یادمه
اونها سکسی هستن
گرگ
نکن - جدی؟ نمیتونم ازت تعریف کنم؟ -
قلباً تمام چیزهایی که توی اسناد فرزندخواندگی هست رو میدونیم
.بذار ببینم ...باید یه جمله باشه
،یه چیزی ،یه جزئیاتی از یتیمخونه
یتیم خونهی سنت لارا
نمیتونم چیزی پیداکنم
عجیبه، میدونی؟
حتی نتونستیم تلفنی باهاشون صحبت کنیم
وقتی واسه حرف زدن نداشتیم
باید از اونجا خارجشون میکردیم
...سوءتغذیه، اسهال خونی
،عفونت پوست چشمهاش پر از کثیفی بودن
آره، ولی... عجیبه
این بیفایده است
...احتمالاً، ولی - ،اگه رامون اینجا نیست -
دلیلی نیست که بمونی
به گشتن ادامه میدم
هرکاری میخوای بکن
تو یه مرد آزاد هستی
بیشتر از این هم میشه حق رو به خودت بدی؟
سلام
سلام، شنیدم دوباره اتفاق افتاده
نمیشه یه نفر توی این خانواده دست از سر من برداره، مرد؟
،هیچ چیزی خصوصی نیست. یعنی یه لحظه میگذره و همه از همه چیز خبردار میشن
آره، وقتی مردم بهت اهمیت میدن خیلی برات سخت میشه
عوضی نباش
،صحبت از عوضی شد سوراخ کونت چطوره؟
.آره. ای وای شنیدم دربارهاش
دیوث کوچولو
بهشون گفتم تو رو به فرزندخواندگی نگیرن
مامان هنوز فکر میکنه من مثل آیکام
فقط قبول نمیکنن که چیزی که من میبینم گاهی واقیعه
مرد، باید گورم رو از اونجا گم میکردم
خب، میخوای چیکار کنی؟ نقشهای داری؟
.یه جورایی میخوام برم دیدن کارمن
کارمن من؟ - به به -
کارمن تو؟
،دوکی جون ازش خوشت میاد؟
واسه چی بری پیش اون؟ من میتونم کمکت کنم
.اینکه درونیابیم کنه خودت چی فکر میکنی؟
همیشه با تو قضیه رقابته
رفیق، خبر مرگم همجنسگرام
رامون، سفارشت آماده است
.هی، هاتداگم آماده است بعداً بهت زنگ میزنم. باید برم
هی، باشه. آره. کاری نکن که من رو بد جلوه بده
رقتانگیز
خب، باید بگم چرا بهت زنگ زدم؟
نه، اول بیا ببینم چی درک میکنم
باشه - میشه دستهات رو نگه دارم؟ -
چیشد؟
.شوخی میکنم شوخطبعی درونیابی بود
جالب بود
...دستهات رو بده زودباش
گرفتی؟ - اون لرزش کوچیک رو؟ آره -
جالبه
آره، آتیش رو حس میکنم
انرژی اطرافت جوش میزنه
.آتیش و... رؤیاها منطقیه؟
آره، دقیقاً میخواستم همین رو بهت بگم
،آتیش میتونه واقعی باشه
...ولی همینطور انگار آتیش سازنده است
و با تغییرات بزرگ متصله
میدونی منظورم از آتیس سازنده چیه؟
شاید بازیم باشه؟
شاید، ولی سازندگی همچنین یعنی نابودی
وقتی چیزها باید نابود بشن
تا راهی برای چیزهای جدید ،باز کنن
مثل یه... پیله
باهاش نجنگ
این اتفاق باید بیوفته
مطمئناً نمیتونم جلوش رو بگیرم
...دربارهی تجربهی
نزدیک به مرگت بگو
چی؟
تا حالا نداشتم - مطمئنی؟ -
...به گذشته نگاه کن، چون خیلی قوی حس میکنم
از مرز زندگی رد شدی و برگشتی
...اگه رد شدم، چیزی
چیزی ازش نمیدونم
تو به یه سری نیروهای انرژیدهندهی بزرگ متصل هستی
...توی خانوادهات جریان داره
،خانواهی واقعیت ...و این قضیه برمیگرده به گذشته
خیلی گذشته - به کلمبیا -
،وقتی این خوابها رو میبینی بیدار هستی؟
آره
آره
No comments yet. Be the first to leave one.