The first 200 lines.
چه خبره اونجا؟ کی به این زودی اومده؟
چیکار کنم؟ دارم دیوونه میشم
چیه؟ چی شده؟
فک کنم یکی اونجا دراز کشیده
-چی؟ یکی؟ دزده؟ -بله
بیا...بیا بیرون
اینجایین؟ شما اینجایین؟
چرا صبح به این زودی اومدین اینجا؟
ما بخاطر جلسه زود اومدیم
خب، تو زیر تخت چیکار می کردی؟
خیلی ترسوندمتون؟
هر روز، شعری قسمت پنجم: مشکلی نیس اگه دوسم نداری
چی؟ چرا از خوابگاه بیرونت کردن؟
بله؛ دنبال جای دیگه ای می گشتم اما جای مناسبی پیدا نکردم
با این وضع مالی نتونستم جایی پیدا کنم برا همین چند روز اینجا می مونم
متاسفم
اما بخاطر این که جریمه نمیشم؟ میشم؟
نباید اینو بهت می گفتم اما این نکته رو تو نظر داشته باشین
قول میدم دیگه تکرار نشه
چطور اینجا مونده؟ اتاق درمان شبها سرد میشه
این مشکل بزرگیه! بزرگ!
خیلی احساس بدی در موردش دارم
می فهمم، جداٌ مشکل بزرگیه! بزرگ!
اگه پول دستش نرسه، امشبو کجا میخواد بمونه؟
ببخشید؛ فعلا نمی تونه تو خوابگاه بیمارستان بمونه؟
-خوابگاه بیمارستان؟ -بله
فک کنم اجاره اش برای نام وو مناسب باشه
آپارتمان بغلی خالیه، دو تا هم تخت داره
میدونم تو وضعیت بدیه
اما خوابگاه بیمارستان برای کارمنداس نه کارآموزا
من خودم باهاشون حرف میزنم
فک نکنم مشکلی داشته باشه، اگه اتاق خالی داشته باشن
خودم با رئیس حرف می زنم
جداً؟ خیلی ممنون
-ببخشید دیر کردم، ببخشید -میخوای اینجوری باشی؟
میخوای همیشه دیر کنی؟
چیزه...خونه عموم که زندگی میکنم، خیلی از اینجا دوره
دکتر یه، وقتی رفتین اونجا یه تخت اضافه درخواست بدید
میخوام این عوضی با نام وو تو خوابگاه بمونه
آی رئیس، شما وقتی میتونی درخواست بدی که خودمین هو بخواد
چرا؟ خوبه که
و دکتر وو که اتاق بغلی زندگی می کنه
اینجوری مطمئن میشیم که مین هو سر وقت میاد
فک نمی کنی دکتر یه جه ووک عجیب، غریب شده؟
منظورت چیه؟
منظورم اینه که، چرا این کارو میخواد برای نام وو بکنه؟
شاید بخاطر اینکه دکتر یه بخاطر نام وو احساس بدی داره
حس کردی؟ مثل روباتی می مونه که هیچ احساسی به دیگران نداره
من فک میکنم این کارو می کنه چون تو خواستی
همینه
- آخه دوسِت داره -بله؟
منظورت چیه...
تو گفتی شخصیت خوبی داشت وقتی برای کارهای داوطلبانه رفته بودیم
فک میکنی یعنی چی؟
"دوسِت دارم" معنیش اینه
- هی! این معنیو نمیده - چرا نه؟
- چی میشه اگه تو بشی خانم یه؟ - بله؟
خانم یه؟
بله! همسر دکتر یه
خانم یه
بس کن
دکتر یه!
- بسه! چرا دارین این کارو می کنین؟ - خانم یه اینجاست
خانم یه! خانم یه!
وای! دائه بانگ! دائه بانگ! کیم دائه بانگمو!
- سلام دوست من -دوست؟
شما گفتین که نمیخواین دوست هم باشیم
آه !بعد این که رفتم
ناگهان همه خاطراتی که داشتیم از ذهنم گذشت
- دوست من - درسته؟
دوست من! تشریفاتو ول کن
از اونجایی که دوستیم، فردا شب بیا اولین جشن تولد دوقلوهام
چی؟ اولین جشن تولدشون؟
هان! فردا شب اولین جشن تولد دوقلوهامه
اگه زودتر دوست شده بودیم
منم به اولین جشن تولد بچه هات میومدم
ببخشید، دوست من
من مجردم
من که بهت گفتم همون وقت که با هم نوشیدیم و دوست هم شدیم
- حدس میزنم یادت نمیاد -گفتی؟
لطفا منظم تمرین بکنید
دوشنبه بعد می بینمتون
-خوش اومدین -متشکرم
واقعا؟
هیچ شانسی ندارم که بفهمم، باشه، یکی دیگه رو پیدا می کنم
دکتر یه
متشکرم
دوستم به لطف شما رفت به خوابگاه
نه! دکتر وو شما بودین که ایده شو دادین
اما این فقط به لطف شما انجام شد
اگه احیانا به کمک من نیاز داشتین، بهم بگین
خوشحال میشم کمکت کنم
پس...
- میتونین امروز کمکم کنین؟ -بله؟
کسی که قرار بود کمکم کنه، امروز نیومده
به دلیل درد گردن
بیشترین مشکل ضعف عمقی در کششه
و تنگی در ناحیه سرویکال که مانع میشه
وای! چقد صداش جذابه
چه شیرینه، شیرین
گوشام، شیرین می شنون، مگه نه؟ امروز روز شانسته
این تمرینات مربوط به تراز عضلات گردنیه
قدشم بلنده
رگش چه قشنگ زده بیرون
چشای من خوشحالین مگه نه؟
من شما رو به تسمه ها وصل می کنم
امروز روز شانسته
نمیدونم چه کسی خواهد بود، اما خانم یه ی آینده قطعا خوش شانسه
صب کن، چی دارم میگم؟ باید جلوی خودمو بگیرم
تختتونو پایین میارم
بله، وقتی تو پوزیشن راحتی قرار گرفتی
شما میتونین کنترل کنین و بکشینش
این طوری
حالا من شونه هاتو فشار میدم
لگنتو بلند کن، کف دستتو بزار زمین
پاهاتو بلند کن...یک
قلب من، چرا داره اینجوری میشه؟
آروم باش قلب من،خواهش میکنم آروم باش
مجبور نیستین برام شام بخرین
نه بخاطر کمک امروزت برات جبران میکنم
نمیدونم چی دوس داری
صادقانه بگم، قبلا هیچ وقت این کارو نکردم
به نظر عالیه، دو نوع سوپ داره
بله، این به نظر تند میاد اون یکی ام آبگوشت خوبیه
یکیشو انتخاب کن و بخور
کدومو ترجیح میدین دکتر؟
من آبگوشتو ترجیح میدم
اوه، منم این تنده رو دوست دارم
دو مدل گوشت دارن، گوشت گاو و گوشت گوسفند
کدومو دوس دارین دکتر؟
گوشت گوسفند دوست دارم
آه! منم گوشت گاو دوس دارم
از اونجایی که سلیقه هامون تو غذا متفاوته، فک نکنم سر غذا بحثمون بشه
میتونیم دوستای خوبی برای غذا خوردن با هم باشیم
درسته
اما غذا تنها چیزی نیست که سرش اختلاف داریم
ما آدمای متفاوتی هم هستیم
بله؟ منظورتون چیه؟
تو منو دوست داری دکتر وو
و منم تو رو دوست دارم دکتر وو، درسته؟
بله؟
من خیلی دوسِت دارم دکتر وو
میتونی دوس دخ...
منظورم اینه که
میشه همسرم بشی؟
هم...همسر؟
پس...من میشم خانم یه؟
بله، تو میشی خانم یه
دکتر وو
لطفا خانم یه بشو
بله
دکتر وو؟
- دکتر وو؟ - یله؟
میتونم بهت نصیحت دوستانه ای بکنم؟
لطفا دستتو بردار
از کلم متنفری؟ بریزمش بیرون؟
نه، نه
خل شدم، انگاری خل شدم
این چی؟
چرا دکتر کیم در مورد خانم یه ، خانم یه حرف زد؟
و منو درگیر حرفش کرد
منظورش از خانم یه چی بود؟
ما که تو دوره چوسون زندگی نمی کنیم
میتونم خودم تنهایی برم، شما هم با من میاین بریم؟
مشکلی نیس، دوس دارم قدم بزنم
بیاین با هم بریم
اگه دستات یخ زده بزارشون تو جیبت
آه، بله
اونجا نه، اینجا
چرا میخندی؟
این فقط تصورات منه
منظورت چیه؟
من واقعا دستاتو گرفتم دکتر وو و گذاشتم توی جیب خودم
من واقعا دوسِت دارم، دکتر وو بویونگ
دکتر یه
دکتر وو، سوالی برام پیش اومده
خانم یه میشی؟
خانم یه؟
ایش! بازم دارم خیالبافی میکنم
دکتر وو
دکتر وو؟
- بله؟ -میتونم بهت نصیحت دوستانه ای بکنم؟
دستاتو بیار بیرون، این جیبِ منه!
- حالت خوبه؟ - بله؟
- بله - پس بریم
چیه؟ واقعیته؟ اینو دیگه خیالپردازی نکردم؟
"عشق و خوشبختی" جونگ یون بوک
خوشحالم زیرا تو را دوست می دارم
و از آنجایی که خوشحالم، بیشتر دوست می دارمت
خوشحالیم با عشق به تو بیشتر می شود
عشق من، اشکالی ندارد این چنین حوشحال باشم؟
و به آرامی دوست داشتنت، قلب مرا به وجد می آورد
من خوشحالم، چون دوستت دارم
وو!
هی! یوهو!
ووهو!
جدا! چش شده!
انگار از خوشحالی پر در آورده
ووهو!
هی!
No comments yet. Be the first to leave one.