The first 200 lines.
کـاری از ترجـمه استـار درامـا ، مـون ریـور و رویـای کـره !!!!!!هرگونه کپی برداری و حذف تگ های زیرنویس ممنوع می باشد!!!!!!
میشه این مسئله رو مثل یه راز نگه داری؟
ازونجایی که دیره ماشینمو با خودت ببر
خانم کانگ
خانوم کانگ
خانوم کانگ
مادر
لطفا زیاد از خانوم کانگ متنفر نباشید
...چرا باید اسمشو
تو خونه ام بشنوم؟
خانوم کانگ
آدم خوبیه اگه بشناسیدش
در حضور من از اون دفاع می کنی؟
نه اینطور نیست
در اولین فرصت اخراجش میکنم
قبل از رفتنت صبحونتو بخور
نه دیرم شده بعدا بهت زنگ می زنم
خانوم کانگ
لازم نبود بیای دنبالم
من نگران بودم
من که بچه نیستم چرا نگرانی؟
ولی مثل بچه ها گریه می کردی
صبح بخیر
می ری بدون خوردن صبحونه رفت
فرار کرد که چیزی ازش نپرسم
حتما یه خبری بین اون دوتا هست
اینطور فکر نمی کنی؟
امیدوارم چیزی باشه
من می خوام می ری
و می هی امسال ازدواج کنن
ولی به نظر می رسه می هی
چشمش دنبال این رستورانه
راجب چی حرف می زنی؟
اون قبل از هر تصمیمش ، کلی فرصت نیاز داره
اون نمی تونه اخر چیزیو ببینه
مینهو کی میاد؟
دیگه باید برسه
اون خوب نیست؟
اره اون خیلی سخت کوشه
شنیدم دانشجوئه
اون تمام روز رو اینجا کار میکنه
خب پس کی به درسش می رسه؟
مرخصی تحصیلی گرفته
واقعا؟
...این روزا برای دانشجو ها پرداخت شهریه
بدون کار نیمه وقت ، تقریبا غیرممکنه
مگر اینکه از یه خانواده پولدار باشن
خدای من.شهریه کالج جوک نیست
خیلی بده که هزینه درس خوندن جوونا
اینقدر بالائه
دنیا باید یه سمتی بره که درس خوندنشون آسون بشه
ای خدا
بعضی مردم از تمام قدرتشون استفاده می کنن
....وقتی که یکی از دخترام
کجا داری میری؟
یه جایی
کجا؟
منظورت چیه می خوام برم به شرکت انتشاراتی
نگقتی تو تعطیلاتن؟
خب تموم شد
...وقتت رو بدون انجام یه کار مفید
هدر میدی
درست نیست
هست
...مطمئنم بازم در حال اذیت کردن خودت
و تلاش برای نوشتن بودی
اول صبح اینقدر سرزنشش نکن
باید از این شاخه اون شاخه پریدن دست برداری
منظورم اینه ف هیچ موفقیتی بدون شکست نیست
اون که گل نیست. حتی یه گل کدو هم نیستش
اگه می خوای انجامش بدی درست تمومش کن
یا بیخیالش شو
و از من اداره مغازه رو یاد بگیر
آه ، من دارم میرم
هر جور میخوای برو ، نرو
خدایا
داری چیکار می کنی؟
انجامش بده
چی؟
دیگه اینجا همش واسه خودته، موفق باشی
نمی خوای بری طبقه بالا؟
امروز چیزی برای خوندن نداری؟
دارم روزنامه می خونم
همش داری همین صفحه رو میخونی که
چرا همش سر بسرم میزاری؟
خودت چی؟چرا از سر صبح اینجا بست نشستی؟
منتظر کسی هستی؟
دارم میرم بالا
به نظرت می هی میاد؟
اهمیتی نمی دم
بعد اون همه حرف که برای متقاعد کردنش زدم
اگه ادم باشه میاد
اگه هم نیاد، چیزی از دست ندادم
تقریبا ساعت مصاحبه برای کارمند پاره وقتمونه
یه کارمند پاره وقت دیگه استخدام کردی؟
اگه می هی نخواست بیاد
...تو
کارمند پاره وقت اومدی؟
سلام
سر راهم ماشین ارسال قهوه رو دیدم
مجبور نبودی تا اینجا بکشی بیاریش
بدش به من ، خودم میبرمش
خوشحالم که برگشتی
امیدوارم با هم خوب کار کنیم
ببخشید
من نمی تونم بهت اعتماد کنم
فکر کن اینجا اتاق نوشتنته
میخواین کنار شما ، بشینم بنویسم ؟
بهت گفته بودم
من هنوز نمی تونم بهت اعتماد کنم
نیاز نیست تو کافه کار کنید
به جاش متن نوشته ها رو که صبح بهتون میدم
...رو غلط گیری کن و
عصر برای نوشتن خودت وقت بزار
هر روز قبل از خونه رفتنت بررسیشون میکنم
بررسی؟
چی؟خوشت نمیاد؟
من بچه نیستم نیازی به چک کردن شما ندارم
بجه نیستی؟
...تو 9سال وقتتو هدر ندادی
اونم فقط واسه اینکه کسی بالا سرت نبود هر روز چکت کنه؟؟؟
مجبوری اینقدر بدجنس باشی؟
خب بهتر به روش حرف زدنم عادت کنی
...ممکنه بعد از خوندن نوشته هات
از اینم خشن تر بشه حرفام
به خودت بستگی داره اینکه بعد از نظرات من گریه کنی
ولی دیگه نمیتونی فرار کنی
...من یه سری شروطی گذاشتم
که اگه دوباره بخوای فرارکنی ، مجبور به پرداخت غرامت بشی
بفرما، این قراردادن نویسندگیه
چیزیکه نا امیدانه ، میخواستیش
درست بخونش و امضاش کن
...و این دست نوشته ها
من عصر بر می گردم
هنوزم برای فرار کردن یه شانس آخری برات مونده
پس اگه می خوای فرار کنی ، همین الان برو
خب؟باید برسونمت خونه؟
لازم نیست، من دیگه فرار نمیکنم
چرا اینجوری به من زل زدی
به نفعته چرت و پرت ننویسی
...اگه نوشته ها انتخاب بشن
30هزار دلار؟
اگه قرارداد فسخ بشه
یا اگه دوباره فرار کنه
100هزار دلار؟
من نمیتونم با این کارای کوچیک راضی بشم
بازم شروع کردی ، دوباره
بیاین با خودمون صادق باشیم ؛ همه کاراشو ما کردیم
و تمام اعتبارش به تیم برنامه ریزی رسید
من برای مسابقات هانسونگ خیلی اشتیاق داشتم
کافیه
هیچکس اینجا ازین بابت خوشحال نیست
تمومش کن و روی کارت تمرکز کن
برنامه مراسم سالگرد شرکت هم خیلی مهمه
... از بیرون توجه زیادی بهش میشه
اونم فقط واسه اینکه امسال یه مدیر عامل جدید داریم
اینطور بخواین بهش فکر کنین ، بنظرم برای ما یه فرصت طلاییه
موافق نیستین؟
...بازم
من موافقم خانوم کانگ
آقای پارک میشه اینو به دست
تیم برنامه ریزی و دفتر ریاست برسونی؟
تیم برنامه ریزی و دفتر ریاست ؟
دلم نمیخواد - من میرم -
باشه
هان ته جو تو اینکارو بکن
بله
آیششش
چرا تو رو فرستادن؟
برای اینکه یه کار ساده بود
آه
یکم بشین
باشه
یه لیوان چای می خوای؟
نه ممنون
ممکنه منشیا مشکوک بشن
واقعا ؟
خب مادر
چیه؟ اتفاقی افتاده ؟
چرا اینجوری با خانوم کانگ رفتار می کنی؟
....دیشب
من بیرون خونه شما بودم
با خانوم کانگ بودی؟
درسته من باهاش بودم
چرا؟
چرا تا اون موقع با اون بودی؟
الان این مهم نیست
...چرا مجبورش میکنی که
کارای شخصیت رو انجام بده ؟
این چیزیه که می خوام بدونم
خانوم کانگ رئیس منه
ما برای کار با هم بیرون بودیم
و تا شب هم با هم بودیم
برای همین با هم اومدین سر کار؟
احتمالا شما شب رو با هم گذروندید؟
مادر
...وقتی گفتی میخوای هویتت رو پنهان کنی
و امتحان ورودی شرکت رو بدی
من و رئیس از روی دلسوزی نبود اجازه دادیم بری
فکر میکردیم که اگه اینجوری وارد شرکت بشی
No comments yet. Be the first to leave one.