The first 200 lines.
.خب، اون پشت منه
باید بدون اون چه کار کنم، میدونی؟
.به خودت بیا مرد
جهان داره بهت میگه .قرار نیست وابسته کسی بشی
ببین، یه بار با یه دختر زندگی میکردم باشه؟
.و ازم میخواست براش یه حلقه بخرم
...و من فکر کردم مجبورم این کار رو بکنم
چونکه تو خونهش زندگی میکردم .که خیلی رمانتیک بود
بعدش یه روز اومد خونه، مچمو ...گرفت که داشتم دخترعموشو میکردم
باهام بهم زد اما مهمتر اینکه .فکر میکرد اونجا نفرین شده و اسبابکشی کرد
کی دو تا شست داره و با من خوشتیپ زندگی میکنه؟
خونهش یه باشگاه تو ساختمون داره .و اون بلافاصله ولش کرد رفت
.باید تصویر بزرگتر رو ببینی
...اما اون
.صبحبخیر
تیستی"؟" میشه لطفا بهم کمک کنی؟
.لعنتی
صدامو شنیدی که کمک میخواستم؟
چی؟
پیامی دارم؟
...تیستی" تو" - .دفتر "لیندا" زنگ زد -
.عالیه. بهش زنگ بزن
.گفتش میخواد باهاتون جلسه بذاره
.شخصا؟ شخصی خیلی جدی ـه گفتش جریان چیه؟
.نه
.هر کاری بهم گفتن انجام میدم
اسمم اینقدر امضا کردم .که خودمو اشتباه هجی میکنم
"شرط میبندم "هاپر .در مورد برنامههام بهش گفته
.به خاطر همین بهم نگاه نمیکرد
این جلسه کی هست؟ .وقت میخوام تا آماده بشم
خوبی؟
.آره متاسفم، خیلی ذهنم درگیره
.آره
.پنجشنبه بود، پنجشنبه
.ممنون
چرا جای امضا رو غلطگیر گرفته؟
یادش رفته اسم خودشو چطوری بنویسه؟
چند تا پیرهن دارم .که از این رییس جدید قدیمیتره
...به هر حال مدارک که مرتبن
اما بازم باید آدرس .جایی که بعد از آزادیـت میری رو بدونم
آدرسی داری؟
.نه
خب حداقل با خانوادهـت تماس گرفتی؟
.نه، هنوز وقت نکردم تماس بگیرم
.خانم "هیز" بهم نگاه کن
.باید یه جایی برای رفتن پیدا کنی .خونههای نیمهکاره ظرفیتشون پر شده
.ببخشید
.از من عذرخواهی نکن .یه آدرس بهم بده
.باشه
.میدونم، میدونم، میدونم
میدونی؟
میدونی چقدر خوششانسی که تو رو فرستادن ان.ای؟
.ممکن بود برت گردونه اینجا
اگه این چیزی باشه که ناخودآگاهم بخواد چی؟
.نه
.فکر کنم میخواستم یه چیزی حس کنم .خیلی احمقانه بود و متاسفم
خب چرا یکی دیگه رو پیدا نمیکنی تا برادرت باهاش بچرخه؟
نری" چی؟"
.الان طرف خوبش نیستم
کال" در اصل مجبور شد" ...قول بده ما بردهـش میشیم
.تا ما رو نندازه بیرون
دخترای سر کار چی؟
فکر کنم میدونن من .کسیم که کیکشونو خراب کردم
.وای، من بگو که فکر میکردم بیاحتیاطم
.فکر کنم ما دو تا نخود تو غلافیم که کارمون ساخته شده
.میخوام تو غلافت باشم - .میدونم، منم میخوام -
.چقدر بد که حتی تو یه باغم نیستیم
پایپز"، میخوای دنبال" نخودای دیگه تو غلاف بگردی؟
چی؟
.نه
.تو نخود منی، غلاف منی چرا همچین سوالی ازم میپرسی؟
.فقط به حرفم گوش کن
.معلومه که توی زندگی به چیز بیشتری نیاز داری
.میدونی یکی بیرون از این شیشه
یکی که بتونه لمست کنه .و قانونی ـه و حس خوبی داره
...نمیگم که میخوام جزییات رو بدونم اما
.خطرناکه
.خیلی، خیلی خطرناکه - و کاری که تو میکنی نیست؟ -
ببین هیچ راهی نداری که بتونی .جایگزینی برای این واژن طلایی پیدا کنی. خودم میدونم
...اما میدونم که این همه قوانین دستوپاتو گرفتن
و نمیخوام برای اینکه احساس محدودیت .میکنی از رابطهـمون متنفر بشی
.از خودمون متنفر نیستم
.پایپر" این تنها کاری ـه که میتونم از اینجا برات بکنم"
.بذار برات انجامش بدم
.مسخرهس
.به علاوه اصلا حسوحالشو ندارم
.خب سه سال باید صبر کنیم .پس در موردش فکر کن
هر چقدرم که بخوام باهات باشم .نمیخوام برگردی اینجا
خدای من به این زودی داره از پلهها میره بالا؟
.خیلی سریع داره پیش میره
.بله
.بهت گفتم پیشرفت کرده
.بله
.کلمهی جدیدش "بله"س - .اوه -
."و همینطور "اردک
.اردکی که کواک کواک میکنه
.و صدای اردکم درمیاره
."اما بیشتر میگه "کک
.نابغهس
.گوش کن باید یه چیزی بهت بگم
.با یکی آشنا شدم
گفتیم که در مورد .این چیزا حرف نمیزنیم
.این یکی فرق داره
.یه ماهه. "سرجیو" ما رو بهم معرفی کرد
.نمیخوام در موردش بشنوم - .باید باهات صادق باشم -
.خب باید پای "پپا" رو وسط نکشی .یه ماه مدت کوتاهی ـه
...و نمیخوام به یه آدم الکی وابسته بشه
.که میخوای یه ماه دیگه ولش کنی
و "سرجیو" چه غلطی میکنه که دختر .بهت معرفی میکنه؟ پسرعموی منه
.پپا" و من داریم میریم پیشش زندگی کنیم"
!غلطی کردی
...پپا" رو اینجا نمیاری"
...چونکه نمیخوای مادرشو توی زندان ببینه
اما مشکلی نداری که ببینه هواوهوس برت داشته؟
.نه. امکان نداره - .هوس نیست -
.جدی ـه، و تو نمیتونی انتخاب کنی ما چه کار کنیم
.معلومه که میتونم. من مادر "پپا"ـم - .اما اینجایی -
.پای "پپا" رو وسط نکش
.خب شاید اینجا باشم اما تو رو میشناسم
و میدونم که هوست .دیر یا زود میخوابه
.عشقتو دیدم. با خودم
.و اینطوری نیست .فقط دنبال سکسی
.خب فکر کنم عاشق "گس" شدم
.فکر کنم عاشق پوشیدن "گس" شدم .باعث میشه حس کنم خیلی سکسی و پولدار شدم
.وایستا، وایستا
.پرنسس باید بهترین لباسها رو بپوشی
.خب داره در میاد. خدای من
اورلاندو" خودشو خراب میکرد" .اگه میفهمید با این لباس سکس داشتم
.لعنتی
.خب یه جایی تو اروپاست
.الان تو رییسی
.خدای من - .بیا حالا مال خودته -
.خیلی خوششانسی که دستگاه برچسبزن دارم
نمیتونم پولشو بدم. به علاوه .هیچ جای خوبی ندارم که بپوشمش
.خب شاید من بتونم درستش کنم
.یه میز کامل از برند "ترو رلیجن" داریم .یه فکر جدید بکن
.اینا یک سوم قیمت شدن
.نه، نگرانش نباش
.به مردم بگو طرحش جدیده
اسمش روی برچسبه. حس نمیکنن .یکی دیگه تنشون کردن
تنها تفاوتش پول ...اضافهای ـه که میره تو جیبت
.وقتی اینا رو با قیمت خردهفروشی بفروشی
...بعدش میتونیم بریم کلوب
.و رستورانهای مجلل
.با این بدن پز بدیم
نظرت چیه؟
.لعنتی
دوستپسرته؟
.20دقیقه دیگه برمیگردم - .منتظر میمونم -
.میتونم همیشه برات منتظر بمونم پرنسس
میخوای فردا ناهار بری بیرون؟
.میریم بیرون
نه، منظورم یه جایی ـه که .غذا رو بیارن سرمیزت
.اینجا رو دوست دارم
.اینقدر از چیپسها نخور میخوای تو رینگ چاق و چله به نظر بیای؟
.دارم استراحت میکنم
کی میخواستی اینو بهم بگی؟
.هنوزم سردرد دارم .و کارم اونجا هم خوبه
.30تا دسترسی ویژه گرفتم
.سی تا دیگه بگیرم میشم دستیار مدیر
.سرجیو" زنگ زد" .لوییس" دیشب در حال فروش مواد دستگیر شده"
واقعا، گفتش چی شده؟
.همه تازگی دارن دستگیر میشن ."لیوی" بزرگ، "جورج"، "چیکی جونیور"
.همه کلهپا شدن
.خوب موقعی ما اومدیم بیرون
دلت تنگ میشه؟
.با همیم .در امانیم، غذا داریم. قدرشو میدونم
...خیلی برای یه روز دیگه
در این مرکز آشغال با .گوشت و پنیر نمدارم قدردانم
.باید یکم بهش زمان بدیم
با حقوق دستیار مدیر ...و پولی که تو به عنوان مدیر درمیاری
.به زودی برای ناهار پاندا اکسپرس میخریم
.طاقت ندارم
.بیا
.راست میگی .اینجا باعث میشه بنگاه کرایه ماشین عالی بشه
چرا به چند تا کارگر ارزون ...نمیگی اون دیوار رو خراب کنن
.تا یکم فضای اتاق بیشتر بشه .تو رییس زندانی
.ای.سی.ایی تمام قدرت دستشه .من فقط یه آدمم که باید فرم پر کنه
.بیا این حالتو بهتر میکنه
...میتونی خوب باشی
و میتونی برای خوب بودن .به خودت جایزه بدی
چی میخوای؟
میتونیم بدون میز بینمون حرف بزنیم؟
.تا وقتی که این شکلات رو تموم کنم منو داری
بعدش باید برگردم به خاطر .ملاقات امام به اون مامورای دولتی التماس کنم
قسم میخورم، باید براشون ...یه مهر خاص بگیرم که نوشته باشه گوربابای عمامه به سرها
.تا روی هر چی کلمهی مسلمون دیدن با قدرت تمام بکوبونن
.امروز صبح دکتر رو دیدم
.خب گفتش افرادم کم و خوابالون
.قبلا صدای خندهـتو نشنیده بودم
.خیلی رو اعصابه
خب میخوان چه کار کنن تا افرادتو بیدار کنن؟
.میخوان رو آلتم قهوه بریزن
!نه
.مجبورم تخمهامو جراحی کنم
خب تا وقتی که دم و دستگاه .کار میکنه بازشون کن
...نه
.منو به فکر انداخت
تخمکهای تو کهنه شدن و .اسپرمهای من خسته
شاید نشونهی اینه که .یکم بشینیم و از همراهی هم لذت ببریم
No comments yet. Be the first to leave one.