The first 200 lines.
قسمت ۲-
ببخشید؟
جونگ هه را هستم
معنی اسمم -انجامش بده-ست
هه را یعنی این
از دیدنتون خوشوقتم
ازم می خوای عکس بگیرم؟
بله
یکی رزروشو کنسل کرده بود و
من به جاش رزرو کردم.نشنیدین؟
برای عکس فوری تکی
پاسپورتتو بده من
چی؟ پاسپورتم؟
از نزدیک خوشگل تری.دنبالم بیا
امروز قراره پنج ساعت با شما باشم
امیدوارم زمان خوبی بگذرونیم
موبایلتو خاموش کن و بدش به من
چی؟ باید روی من تمرکز کنی
کجا داریم می ریم؟
کجا می خوای بری؟
خب شما روال خاص خودتونو دارین نه؟
جاهایی که معمولا مردم عکس می گیرن
پس یه چیز از مد افتاده می خوای
تنهایی اومدی سفر؟ بله
اگر در طول رانندگی منظره ای دیدی که دوست داشتی بهم بگو
حتی اگر از مد افتاده باشه؟
پس اون جا.بالای اون جا
خداجون از نزدیک خیلی متفاوته
برو بالا
چی؟
باشه وای خدا ۱.۲.۳
وای خدا عالیه
این جا رو نگاه کن
عصبانی ای؟یه لبخند بهم نشون بده
این روزا یه کم افسردم
چشامو می بندم و سعی می کنم آروم به نظر بیام
چرا افسرده ای؟
همین طوری
یا دوست پسرت به هم زدی؟
از کجا فهمیدی؟
دوست پسرم منو فروخت
عالیه چی؟
یه فرصت برای ملاقات یه فرد بهتره
شک دارم
حالا بخند و بچرخ به اونور
به دوردست نگاه کن
حتما همه چیز برات فوق العادست
چی مثلا؟
شغلت رفتن به این ور و اونور
و عکس گرفتن از جاهای قشنگه
لازم نیست توی دفتر بشینی رو صندلی و
اضافه کاری کنی
یا صبحا برای رفتن سر کار
توی ترافیک اذیت شی
زندگی فوق العاده ایه
این قدر حرف نزن و بچرخ اونور
به دوردست نگاه کن. این طوری
خدا جون
خوبی؟
خانوم جونگ
وای نه
خوبی؟
آسیب دیدی؟
اوه من خوبم
اگر خوبی سعی کن بلند شی
خودم می تونم بلندشم
دست راستت چطوره؟
نمی تونم حرکتش بدم
کتتو در آر چی؟
نه خودم می تونم درآرمش
خوب می شه
فکر کنم دست راستت در رفته
دستم؟
خداجون
مواظب باش
مواظب باش
باشه
صبر کن هی.یه لحظه وایسا
ممکنه بدترش کنی
ممکنه بزنی بشکونیش
سعی کن تحمل کنی
سعی کن حرکتش بدی
چطور این کارو کردی؟
از خیلی نزدیک خوشگل تری
منظورم کتته
بیا بریم ناهار بخوریم
الآن؟
چی؟ بیا
چه کار می کنی؟
دستم آسیب دیده نه پام
راست می گه
کسی از هه را خبر داره؟
به سختی اون عکاس رو به دست اوردیم
اما اون بدون هیچ تماسی ناپدید شده
ناپدید شده؟
اون از این کارا نمی کنه
بازم بهش زنگ می زنم
لعنتی
شاید تصادف کرده
اگه این طور باشه خیلی بد می شه
ادعا می کنه تصادف شغلیه
خیلی وحشتناکی
شوخی کردم
اگر نتونید اون عکاسو به دست بیارید
همتون تو دردسر می افتید
ولی الآن
فکر می کنم حتی اگر بازرس نباشی می تونم دوستت داشته باشم
یکم بهم زمان بده
خداجون اون چشما
داره دیوونم می کنه
خوشگله ولی خیلی بیچارس
چویی جی هون بیا بیرون
بدو
نمی دونم چی به اون زنا گفتی
ولی همشون قبول کردن رضایت بدن.چی بهشون گفتی؟
بهشون گفتم پولشونو پس می دم
این روزا زنا فقط به پول توجه می کنن
توام باهاشون فرقی نداری
کارت خوب بود کارآگاه جی
با تشکر از من دیگه لازم نیست گزارش بنویسی
وای خدا مثل بازرسایی
دفعه ی بعد برات نوشیدنی می خرم
خیلی وقته عکس می گیری؟
خب آره خیلی وقته
چند وقته تو اسلوونی زندگی می کنی؟
...خب
وارد حریم زندگی شخصیت شدم؟
باید باهات راحت باشم
این طوری عکسا بهتر از کار در می یان
پس باید هرکدوم به هم یه راز بگیم؟
خوبه
تو اول بگو
من باید اول بگم؟
آره بگو
برات عکسای در شب ام می گیرم
بدون هیچ هزینه ی اضافه ای
چرا؟
رازه
چرا می خندی؟ اصلا خنده دار نیست
هه را اسلوونیه؟
فکر کنم اون جا رفته
چون نمی خواسته ببینتت
چرا با انجام کارایی که براشون اجازه نگرفتی
از اینی که هست بدبخت ترش می کنی؟
به قصد که این کارو نکردم
تاحالا دوست پسر هه را رو دیدی؟
یه بار وقتی داشت می رسوندش خونه دیدمش
واقعا خوشگل و ثروتمند به نظر می یاد
اخبارو در مورد کلاهبرداری
که وانمود می کرده بازرسه شنیدی؟
چی؟ فامیلیش چوییه
سی و یک سالشه
توی بخش اطلاعاتی جرایم
و اداره ی تیم بازرسان عالی کار می کرده
همه چیز جور در می یاد
روزی که قرار بود ببینیمش
اونا ظاهر نشدن
اون روز هه را کاملا از خود بیخود بود
ماشین خوشگلیه
طبقه ی دوم جونگ هه را-
از همون اولم مشکوک بود
چرا یه بازرس باید با هه را قرار بزاره؟
مگه هه را چشه؟
پول که همه چیز نیست
همه ی چیزی که لازم داری عشقه
برای همین مجردی
چون مردا رو نمی شناسی
این چیزی که تو هستی.کسی که بدون عشق ازدواج کرده.
بهش فکر کن
شما مجبور بودید ازدواج کنید چون
پول خانواده هاتون باید یکی می شد
اصلا هم دیگه رو دوست دارید؟
هر دوتون زشت و خسیسین.این واقعیتتونه
چطور می تونی چنین چیزی بگی؟
هی تو
هه را کسیه که واقعا دوستش داری
هه را رو دوست داری
ولی به خاطر پول با اون ازدواج کردی
وقتی پیر و تنها باشی این شکلی می شی؟
والدینت پدر هه را رو کشتن غیر اینه؟
و شانسشو دور ریختن
خاله سوک هی داری پاتو از گلیمت دراز تر می کنی
از بازرس چویی می خوام
ازتون بازرسی کنه
ترسیدم.تو دردسر بزرگی افتادیم
بریم یونگ می
آره برین
گم شید
تو بد دردسری می افتین
حتما الآن خوش حال و هیجان زده این
که بازرس چویی کلاهبرداره
برین.نمی خوام ببینمتون
بهش اهمیت نده.نرمال نیست
احساس تو تاسفه نه عشق
دفعه ی بعد وقتی قاطی کرد بهش بگو
تو عاشق هه را نیستی
چون بدبخته دلت براش می سوزه
بگو که بهش می گی
باشه
می گم
No comments yet. Be the first to leave one.