The first 168 lines.
اوکینو یوکو سان به آژانس کارآگاهی اومد .تا از اوجچان برای حل یک پرونده کمک بخواد
در حین جستجو لوکیشن مناسب برای فیلمبرداری از ویلایی بازدید میکنن که زنی در آنجا ناپدید شده
ولی در حین بررسی یکی از افراد کشته میشه .و از میخواهد که راز این قتل را آشکار کند
با این حال، اوجچان تمام این مدت توی .دستشویی حبس شده بود
!اصلاً معلومه اون تو داره چیکار میکنه؟
!اون زنی که ناپدید شد، چجور آدمی بود؟
.منظورت خواهر هیجیماست
این دختر سمت چپی که عینک آفتابی زده .خواهر هیجیما، بابا هوکا سانه
بابا هوکا همسر نوکیاسو
بابا هیمی (43 ساله) همسر فوگو
!اون همیشه عینک آفتابی میزد؟
.بله
هیجیما سان میگفت: قبل از ناپدید شدن .از عیک آفتابی خوشش میومد و اغلب یکیش رو میزد
،اولین عشق فوگو هوکا سان بود
.و اون و هیمی سان بهترین رفیق همدیگه بودن
.که اینطور
با این اوصاف اگر شوهرش نوکیاسو سان ،دلیل گم شدن همسرش بوده باشه
.پس اون 3 تا برای کشتن نوکیاسو سان انگیزه داشتن
!ابرهای مرموز میدان دیدت رو مسدود کردن
با تحلیل قیاسی کنارشون بزنید !و با آسمون صاف روبرو بشید
!حقیقت پنهان شده در پشت کارتهای بازی رو افشا کنید
،فردی که همیشه حقیقت هارو برملا میکنه
،با بدنی بچه گانه ولی با ذهن فردی بالغ
!اون کسی نیست جز کاراگاه کونان
اُکینو یوکو و زیر شیروونی در بسته
! اُکینو یوکو و زیر شیروونی در بسته، بخش دوم
!خب، چیز دیگه نبود که توجهت بهش جلب بشه؟
!شاید بهتر بگم درختهای کاج اطراف ویلا
!مگه درختان کاج مشکلی داشتن؟
هیجیما سان به محض رسیدن به ویلا ،حرف عجیبی زد
هیجیما وانیا (39 ساله) تهیه کننده تلویزیون
وقتی سه سال پیش اونجا رفته بود 17 .تا درخت کاج بود ولی الان 16 تاست
،وقتی از نوکیاسو سان در موردش پرسیدیم
بابا نوکیاسو (46 ساله) پسر ارشد خانواده بابا
گفت اونُ بخاطر زیبایش برداشته برده .تو خونهش در توکیو کاشته
ولی باور نکردنی که تعداد دقیق درختها رو .از یاد نبرده بود
.اون حافظه بسیار خوبی داره
اون فقط با یه بار شنیدن تولد کارکنان .تلویزیون میتونه همهشون رو توی لیست بنویسه
!آه، یه چیزی یادم اومد
وقتی در مورد درختها صحبت میکردیم :فوکو سان به هیجیم سان گفت
بابا فوگو (44 ساله) فرزند دوم خانواده بابا
"!الحق که اِس واقعی تویی"
!منظورش از این حرف چی بود؟
،میخواستم بعداً در موردش بپرسم
،ولی بخاطر قتلی که اتفاق افتاد .دیدم وقت مناسبی برای پرسیدنش نیست
،فقط برای محض اطمینان میپرسم
رد خونی که دیده بودین به سمت ورودی !اتاق زیر شیروانی ختم نمیشد، درسته؟
.خیر
،ورودی روی سقف با فاصله کم طرف دیگه راهرو بود
.و پلههای اتاق زیر شیروانی فاصله زیادی از اونجا داشت
در حین جستجوی نوکیاسو سان، شما چندین !بار باهاش تماس گرفتید، مگه نه؟
.آره، داداش کوچیکترش این کارو انجام داد
اون بخاطر خالی بودن باتری موبایلش !گوشی همسرش رو امانت گرفت
.همگی با دلسوزی زیاد داشتیم دنبالش میگشتیم
.البته، هیجیما سان هم از این قضیه مستثنی بود
داداش کوچیکتر و همسرش هم در حین جستجو .داشتن صداش میکردن
آژانس کارآگاه موری
.نمیتونم
.انگار قرار یه اتفاق وحشتناکی بیفته
حتی اگه در موردش به ران زنگ بزنم یا پیامک .... بدم، یوکو چان متوجه میشه
.که دستمال توالت تموم شده
،حالا که اینطوره
!باید روی اون چهارچشم باهوش و گستاخ تکیه کنم
!اوجچان بهم پیام داده؟
!کونان کون، چی شده؟
.کوگورو اوجی سان این پیام رو برام فرستاده
.شبیه یه کده
!ولی مگه موری سان توی دستشویی نیست؟
!این یجورایی شبیه قطعات ماهجونگ میمونه
!چی؟! تو میتونی ماهجونگ بازی کنی؟
.آره، قبلاً زیاد بازی میکردم
... ماهجونگ
.که اینطور
.پس قضیه از این قراره
ولی چرا اون زحمت نوشتن پیامک !رمزگذاری شده رو کشیده؟
.مثل بچه آدم میتونست صدا بزنه و کمک بخواد
.آها، فهمیدم
.ولی یه لحظه صبر کن
!این موقعیتها شبیه همدیگه نیستن؟
اون توی یه مکان خاص گیر افتاده بود ،و نمیتونست بیرون بیاد
.بنابراین مجبور شد یه پیام رمزگذاری شده براش ارسال کنه
.... دلیلش و محتوای پیام
.که اینطور. پس قضیه از این قراره
به همین دلیل که نوکیاسو نه زنگ زد و نه پیام داد !بلکه عکس این کارتهای بازی رو براش ارسال کرد
اون نمیدونست که پیام رمزنگاری شدهش ،علیهه خودش استفاده میشه
.و اونو توی اتاق زیر شیروانی حبس میکنن
!چی؟! کد کارت بازی رو رمزگشایی کردی؟
!راست میگی، کونان کون؟
.آره
این کد حاوی اعداد و حروف کانجی که
.کوگورو اوجی سان از دستشویی برام فرستاده
!پس تو این کد رو رمزگشایی کردی؟
حتی یه بچه با یکم فکر میتونه .منظورش رو بفهمه
!ولی برا چی این کد رو برات فرستاده؟
احتمالاً از داخل دستشویی بدون اینکه متوجه بشی
.خواست چیزی براش ببریم
درست مثل پیام رمزنگاری شده نوکیاسو سان که بعد اصابت تیر کمان
!به پشتش از اتاق زیر شیروانی به موبایل برادرش فرستاده بود
!که اینطور؟
!پس روش رمزگشایی این کد چجوریه؟
نمادهای روی کارتها رو به انگلیسی تبدیل میکنید
و حروف انگلیسی که با عدد روی کارت درج .شده رو به هم میچسبونید
به عبارت دیگه، اولین کارت بالا سمت چپ ،آس (قلب) دل ـه
!و حرف اول کلمه «قلب» حرف «اِچ» ـه
!E کارت دوم دو قلب ـه، پس میشه
کارت سوم میشه باشگاه و باشگاه به صورت
. L نوشته می شود، پس میشه C-L-U-B
!کونان کون، پس می تونی انگلیسی هم حرف بزنی؟
!همینطوره !خیلی شگفت انگیزه، مگه نه؟
،کارت چهارم میشه بیل، و بیل بصورت
!P نوشته میشه، پس میشه S-P-A-D-E
اگه چهار کارت بالا سمت چپ رو با همدیگه .کمک» بوجود میاد» help ترکیب کنیم کلمه
.اون کمک میخواست
!شگفت انگیزه
.کونان کون، تو واقغاً نابغه ای
.به نظر میرسه تو در کوتاه ترین زمان از پدرم جلو میزنی
.غیر ممکنه
.لعنتی
ولی هجی کردن کلمه انگلیسی الماس رو یادم .رفته پس نمیتونم بقیهش رو رمزگشایی کنم
.D-I-A-M-O-N-D الماس توی انگلیسی میش
.هر چی نباشه اون هنوز یه بچهست
ولی وقتی بسته دوم کارتها رو بخوایم ،با این روش رمزگشایی کنیم
،میشه، بیل، قلب، قلب، الماس و باشگاه
.A-T-T-I-C و کلمه انگلیسیش میشه
!معنیش چی میشه
نمیدونم! کلمه «حمله» بصورت .نوشته میشه A-T-T-A-C-K
!به معنی اتاق زیر شیروانیه «attic» این کلمه
«attic» و «help» درسته، هر دو کلمه !کلمات انگلیسی هستن
پس الماس، الماس، الماس، قلب و باشگاه
!رو تشکیل میده I-R-U و N-I
اینا کلمات رومانجی هست که .تلفظ میشن ni-iru
NI = داخل IRU = نجات
،که با جمع بستن میشه .«من توی اتاق زیر شیروانی هستم»
:به عبارت دیگه، میگه !«بهم کمک کن، من توی اتاق زیر شیروانی هستم»
،اون فقط 16 حرف از الفبا رو در اختیار داشت
بنابراین چاره ای جز مخلوط کردن !انگلیسی با ژاپنی نداشت
.حق با توئه
ولی به نظر میرسه ردیف دوم تمام !با رمانجی ژاپنی نوشته شده
... بذار ببینم، با این اوصاف
... مجرم
... مجرم
!هیمی ـه؟
!هیمی سان زن فوگو سان نبود؟
.ولی اون روی ویلچر بود
.حتی تو هم از روی ویلچر میتونی تیرکمان رو پرتاب کنی
،و اگه کمان رو روی دامنت بذاری و با پتو بپوشونیش
بدون اینکه مقتول متوجه بشه !میتونی بهش نزدیک بشی
،به عبارد دیگه، توی کد نوشته ،داداش همسرت مجرمه
پس بدون اینکه متوجه بشه به اتاق زیر .شیروانی بیا و نجاتم بده
هیمی سان احتمالا از نوکیاسو سان خواسته ،تا نیمه شب توی راهرو به دیدنش بره
.و تیرکمان رو به سمتش نشونه میره
اون وقتی میخواست فرار کنه تیر .از پشت بهش میخوره
به هر حال، قبل از اینکه بتونه کارشُ .تموم کنه اون فرار میکنه
،و هیمی با ویلچر دنبالش میفته
!ولی وسط راه میفهمه که تو داری رد خون رو دنبال میکنی
،برای اینکه تو رو از دنبال کردن رد خون منصرف کنه
هیمی سان پتو رو زیر ویلچر میندازه
،و پاهاش نگهش میداره
،و در حالی که خون رو از راهرو پاک میکرد !به دنبال نوکیاسو سان میره
.پس به این علت وقتی دور زدم رد خون یهویی ناپدید میشه
!اره، اینجوری نمیتونستی مانع کشتن نوکیاسو سان بشی
اما زمانی که اون داشت اینکار رو انجام میداد .به نوکیاسو سان این اجازه رو داد تا به اتاق زیرشیروانی فرار کنه
،بعد از اینکه هیمی سان نوکیاسو سان رو گم کرد با دیگران
.کنار حموم جمع شد و وانمود میکرد هیچ چیزی نمیدانه
ا-اما از اینا گذشته، هیمی سان تمام .تلاشش رو برای پیدا کردن نوکیاسو سان کرد
.حتی اسمشم فریاد میزد
.باور کردنش سخته که داشت نقش بازی میکرد
.اون دنبالش نمیگشت
No comments yet. Be the first to leave one.