The Hunter

The Hunter

Download Farsi Persian Subtitle

Release info

The Hunter - 1980
A Commentary by mohaMax

Tags

other
Published on: 2021-09-09
Downloads: 54
Hearing Impaired: No

Farsi Persian subtitle preview

The first 200 lines.

بر اساس رای دادگاه عالی ایالت متحده در سال ۱۸۷۲ تصویب شد که وثیقه گذاران می توانند به طور خصوصی شهروندان را به عنوان کفیل برای انجام امور قانونی شان، استخدام کنند.

بر اساس این حکم دادگاه شهروندانِ به صورت شخصی استخدام شده، می توانند شخص متخلف وثیقه را حتی در ایالت و یا کشوری دیگر تحت تعقیب و بازداشت قرار دهند.

و در صورت نیاز اجازه ورود به منزل شخص متخلف برای بازداشت او را نیز دارند. همزمان با فراگیری تمدن و بسته شدن مرز های امریکا

در اوایل دهه ۱۹۰۰ شکارچیان جایزه بگیر منسوخ شده بودند.

اما یه نفر هم یادش نبود این مسئله رو به رالف پاپا تورسون یادآوری کند.

هی، یارو، زودباش.

مراقب رانندگی ت باش مرد.

مامان، اونو نگاه کن.

باید بازداشت بشه.

هی، هی!

این دوباره اومد که!

اوه!

داری چی کار می کنی؟ دیوونه.

دارم پارک می کنم.

ببخشید.

توی خیابون پارک می کنن نه روی ماشین من.

پسر این که بی معنی ـه.

صبح بخیر.

چی می خوای؟

آب جو.

یه دلار می شه.

چیز دیگه ای هم می خوای؟

به تامی پرایس بگو یه نفر اومده می خواد ببینتش.

چی؟

تامی پرایس.

تامی

تقریبن کارش تمومه، آنی.

بچه جون ولش کن اونو.

این دستگاه ابزار کارت ـه، ولی نگران نباش، درستش می کنم.

یه مرتیکه ای بیرون دنبالت ـه.

- پلیس ـه؟ - فکر نکنم.

کی ـه؟

می خوای برم گواهی نامه اش رو ضبط کنم؟

مراقب خودت باش، مامان.

تامی پرایس توئی؟

آه ... آره.

من رالف تورسونم.

دوستام صدام می کنن پاپا، ولی تو آقای تورسون صدام کن.

اگه تفنگم رو بیارم پایین که در نمی ری، در می ری؟

وجدانن، آقای تورسون کاملن در اختیار شمام.

نمی خوای که فرار کنی، هان؟

چون هوا خیلی گرمه منم نمی خوام مجبور بشم بیفتام دنبالت یا

به کسی شلیک کنم.

- الان همدیگرو درک می کنیم، درسته؟ - اوه، بله آقا.

راه بیفت.

منو برای چی می بری؟

شانزدهم این ماه، ضامنت رو پیچوندی.

آره خُب، یه جورایی.

خُب، من هم باید یه جورایی تو رو برگردونم لس آنجلس.

تو پلیسی؟

نخیر.

خُب، این افتضاح باید غیرقانونی باشه.

نه راستش.

مرتیکه!

دیونه شدی؟

این یه کادیلاک مدل ۱۹۷۰ ـه که هی می مالی بهش.

هی یارو، دیونه شدی؟

تو ... تو ...

آشغال کله!

هی، دست بهش نزن. خرابش می کنی.

هی، من وقتی یه آدم ربایی می بینم می تونم تشخیص بدم ...

الان هم دارم یه آدم ربایی می بینم،

چون خودم دزدیده شدم.

بیا، بخونش.

حکم مصوب دادگاه عالی سال ۱۸۷۲.

زمانی که وثیقه ای داده می شود،

شخص یا اشخاص ارائه دهنده وثیقه

می توانند شخصاً یا توسط مأمورشان برای دریافت وثیقه اقدام نمایند.

آن ها می توانند مجرم را حتی در ایالتی دیگر، تحت تعقیب قرار دهند،

همچنین در صورت لزوم اجازه بازداشت او را در روز تعطیل دارند،

با ورود بدون مجوز به منزل ...

پسر، این مزخرفه.

پسر، این قانون ـه.

هد ضبطت باید تمیز بشه.

هی، دستت بهش نخوره.

من کارم تعمیر این جور چیزاست.

من تعمیرکارم.

تو کار الکتریکی و از این جور چیزایی؟

می تونی درستش کنی؟

ردیفش می کنم.

«من کارم تعمیر این جور چیزاست.» تو بودی می گفتی؟

هان؟

من یه تعمیرکارم.

ردیفش می کنم، پاپی.

هی ...

چطوری منو پیدا کردی؟

یه نفر خونه ش رو برای تو وثیقه گذاشته.

پرلی؟ اون منو انداخته تو این دردسر؟

فکر کنم به خاطر این ـه که نمی خواد خونه ش رو از دست بده.

عجب آدمی ـه این پرلی.

خُب، زندگی همین ـه، مگه نه؟

پاپی، قرارـه برم زندان؟

نمی دونم.

کی به تو رانندگی یاد داده؟ لئون اسپینکس؟

هی زده به سرت؟

پسر، مطمئنی می تونی اون ماشین رو برونی؟

اینجا به اندازه کافی جای پارک نذاشتی؟

جا نیست واسه پارک، لعنتی.

بیا ببینم.

جایی نمی ری.

نه بابا.

بیلی جو فیث؟

آره.

به چه جرمی؟

ضرب و شتم و سرقت خودرو.

فرار از وثیقه دادگاه، پنج هفته پیش.

مدرکی هم داری؟

کپی حکم قرار وثیقه.

خُب، مسلح ـه؟

مسلح ـه.

بهترـه در این مورد با کلانتر استرانگ صحبت کنی.

یه مأمور بهم بده، خودم دستگیرش می کنم.

آدرسشو دارم.

همین جا منتظر بمون.

بله قربان.

کلانتر می خواد ببینتت...

همین الان.

مچکرم.

دربارة شما خیلی شنیدم آقای تورسون.

همه ش بد بوده.

ها ها ها.

اونا بهت گفتن که من یک چشم شیشه ای دارم؟

نه نگفتن.

یکی از چشمامه با یه درخشش هوشمندانه.

این یکی ـه.

ها ها ها.

ما دو تا رو نگاه کن...

یه کلانتر پیر و یه جایزه بگیر.

اینجا وسط این دنیای مدرن آشفته.

مشکل ما این ـه که یه قرن دیر به دنیا اومدیم.

چیزی تغییر نکردـه.

آدم خوب ها و آدم بدها.

شاید.

خُب، چه کار می تونم براتون بکنم؟

اومدم بیلی جو فیث رو برگردونم لس آنجلس.

آره شنیدم.

توصیه من به شما آقای تورسون

این ـه که شهر رو ترک کنید.

آره، می رم ...

امشب.

فکر کنم نفهمیدی چی گفتم، آقای تورنسون.

ازت می خوام همین الان بری.

و بدون این بیلی جو.

من راه زیادی رو اومدم.

می خوام که اونو با خودم ببرم.

اوه نه، نمی بریش.

اوه، بله می برمش.

با من بحث نکن آقای تورنسون.

ببین کلانتر، من ۲۵۰۰ کیلومتر راه اومدم ...

خداحافظ آقای تورنسون.

بای بای کلانتر.

برای این که اون برادرزاده مـه، آقای تورنسون.

خیلی عجله داری.

من رو گرفتی و

فقط مونده جایزه رو بگیری.

هی پاپی،

هی، اون دیگه چه کوفتی ـه؟

باتون برقی.

چه کار می کنه؟

به فنا می دشون.

من چه کار کنم؟

بشین.

بندازش بیرون، بیلی جو.

دخلش رو بیار، بیلی جو!

بزنش.

بزن همونجایی که دردش می گیره، بیلی جو.

یه لحظه صبر کن.

محکم تر بزنش.

پدرش رو دربیار! بکشش، بیلی جو!

آه.

هی، با نامردی زدیش.

کله شو زدی.

بیلی جو! بلند شو، بیلی جو!

بلند شو، بیلی جو!

بله؟

رالف تورسون روی خط یک ـه.

لعنت بهش، امیدوارم از راه دور باشه.

سلام.

سلام کلانتر.

دوباره منم، فقط جهت اطلاع شما

من به توصیة شما گوش کردم و از شهر خارج شدم.

آفرین به شما آقای تورنسون.

اولش فکر کردم دنبال دردسرید.

فقط یه مطلبی هست.

من برادرزاده تون رو با خودم بردم.

می خوای یه سلامی بکنی؟

عمو جان؟

انگار یه کمی تو دردسر افتادی؟

بله قربان، همین طورـه.

گوشی رو بده آقای تورنسون.

چی ـه؟

کارت رو خیلی خوب انجام دادی.

وظیفه ت رو انجام دادی،

اون هم در حالی که من مراقب فامیلم بودم.

دفعة بعد که از هیوستون رد می شدی،

بیا و یه سری بزن، بد نمی شه.

آره، حتمن می آم.

بای بای.

این دیوونه ـه.

هی، نگاه ش کن.

Comments

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left