1899

1899

Download Farsi Persian Subtitle

Season 1

Release info

1899 S01 All WEB-DL
A Commentary by amin_one
بنده فقط یکجا کردم زحمت زیرنویس با دوستان بوده

Tags

Web-DL
web-dl
web
WEB-DL
Published on: 2022-11-18
Downloads: 68
Hearing Impaired: No

Farsi Persian subtitle preview

The first 200 lines.

‫وسعت مغز از آسمان بیشتر است،

‫چرا که اگر کنار هم قرارشان دهیم،

‫دیگری را به راحتی...

‫در بر گرفته و خود تماشاگر هستی.

‫عمق مغز از دریا بیشتر است،

‫چرا که اگر کنار هم قرارشان دهیم،

‫چون سطل و اسفنج،

‫دیگری را جذب می‌کند.

‫پدر؟

‫خودم می‌فهمم شاهد چی بودم. ‫من که دیوانه نیستم!

‫چی به سر برادرم آوردی؟

‫برادرم کجاست؟

‫سوار پرومتئوس بود.

‫از کارت تو این کشتی‌ها سر در آورده بود.

‫چرا یادم نمیاد؟ ‫چه بلایی سر حافظه‌ام آوردی؟

‫- من که دیوانه نیستم! ‫-

‫بیدار شو.

‫مترجم: «نـــامـــدار»

‫«کشتی بخاری در دریا مفقود شده است.»

‫«هنوز پس از چهار ماه ‫پرومتئوس را پیدا نکرده‌اند.»

‫[کشتی بخاری در دریا مفقود شده است. ‫هنوز پس از چهار ماه پرومتئوس را پیدا نکرده‌اند.]

‫[فهمیدم پدر چیکار کرده. نیویورک می‌بینمت. ‫یه کسی اعتماد نکن. از طرف برادرت.]

‫«فهمیدم پدر چیکار کرده. ‫نیویورک می‌بینمت.»

‫«به کسی اعتماد نکن.»

‫«از طرف برادرت.»

‫من مارا فرانکلین هستم.

‫زاده مورفیلدم.

‫امروز نوزدهم اکتبر...

‫هزار و هشتصد و نود و نهه.

‫من دیوانه نیستم.

‫من مارا فرانکلین هستم.

‫خیلی‌خب!

‫ادامه بدین! ادامه بدین!

‫آها، من خرافاتی نیستم.

‫منظورم اینه که الان چهار ماه شده،

‫ولی هنوز پرومتئوس رو پیدا نکردن.

‫یه کشتی گنده همین‌جوری غیبش بزنه.

‫- عجیبه دیگه. ‫- غیبش نزده، غرق شده.

‫ختم کلام.

‫تو از کجا می‌دونی؟

‫نوبت کیه؟

‫- بس کنین! ‫- ذغال به دستمون نمی‌رسه.

‫وای، خاک بر سرم، بسه دیگه.

‫آهای پولاک!

‫برو بالا. درستش کن.

‫پارسال مردی رو تو بندرگاه دیده بودم ‫که بهم گفته بود...

‫پولاک! اهرم کوفتی رو بکش دیگه.

‫مدام به فکر کشتیه‌ام که غرق شده.

‫به نظرت غرق شده؟

‫توضیح دیگه‌ای منطقی نیست. ‫در غیر این صورت، پیداش می‌کردن دیگه.

‫این‌جوری موقع سفر با کشتی ‫همون شرکت راحت نیستم.

‫ولی چقدر احتمال داره ‫دو کشتی از یه شرکت...

‫پشت سر هم غرق بشن؟

‫موافق نیستی؟

‫گوش می‌دی چی می‌گم لوسین؟

‫این همه چاقو به چه درد آدم می‌خوره؟

‫نمی‌دونم.

‫وانمود کن می‌فهمی چی به چیه.

‫زود باش بخور. ‫همرنگ جماعت باش.

‫لوسین؟

‫هر چی تو بگی.

‫گارسون.

‫باز هم می‌خوایم.

‫به نظرت دیگه کافی نیست؟

‫مشکلم از این قراره ‫که خیلی حوصله‌سربری.

‫آنخل، صدات رو بلند نکن.

‫«آنخل، صدات رو بلند نکن. ‫آنخل، آروم باش.»

‫هیچ‌کدوم این حرومی‌های بدبخت ‫یه کلمه از حرف‌هام رو نمی‌فهمن.

‫واسه چی نباید صدام رو بلند کنم؟

‫سلام خانم فرانکلین.

‫آفتاب از کدوم طرف در اومده ‫که این‌قدر زود اومدین اینجا؟ اجازه هست؟

‫اون شکلی نگاه نکن.

‫دارم در حقت لطف می‌کنم.

‫البته درک می‌کنم. ‫خودم چندین ساله که تنها سفر می‌کنم.

‫خودم می‌دونم آدم گاهی اوقات ‫تنهایی رو به هم‌نشینی ترجیح می‌ده،

‫ولی می‌دونم چقدر سریع ‫آدم رو قضاوت می‌کنن...

‫و به همین زودی ‫شایعاتی دهن به دهن می‌شه.

‫راست می‌گن که دکتری؟

‫تخصصم مغز انسان بود... یعنی هست.

‫می‌ذارن مغز ملت رو باز کنی؟

‫زنان تو انگلیس حق تحصیل دارن، ‫ولی حق انجام کار ندارن.

‫کارشون همینه، مگه نه؟

‫دنیا رو به آدم نشون می‌دن، ‫ولی بعدش می‌گن بهش دسترسی نداره.

‫اون آقائه رو می‌بینی؟ ‫دکتر رجینالد موریه.

‫خیلی احمقه.

‫پدرش دکتر بود، ‫پدربزرگش...

‫و باقی اجدادش ‫هم دکتر بودن.

‫پسرشون که به دنیا اومد، ‫خیلی لوسش کردن.

‫شاید بهتر بود همگی ‫بریم رو عرشه.

‫بگو ببینم.

‫مغز چه جذابیتی داره؟

‫افکار و رفتارمون از مغز نشأت می‌گیره.

‫کل رمز و رازهای دنیا تو مغزه.

‫رمز و رازهای دنیا؟

‫دنیایی سری تو تک‌تکمون وجود داره ‫که کافیه رمزگشایی بشه.

‫بهتر نیست از یه سری مسائل ‫اطلاع نداشته باشیم؟

‫آخه نگاهی بهشون بنداز.

‫به نظرت واسه چی اومدن اینجا؟

‫اون کشیش داغون و مضطرب...

‫و برادر شهوت‌رانش رو ببین.

‫اون دخترک خارجی ‫و خدمتکار گوسفندش رو ببین.

‫اون تازه عروس و داماد فرانسوی هم...

‫تابلوئه که دلیل ازدواجشون عشق نبوده.

‫همه‌شون از چیزی فراری هستن.

‫دیگه واسه چی باید بخوان ‫به جای دیگه‌ای برن؟

‫اگه اشتباه نکرده باشم،

‫تو هم همین‌طوری عزیز دلم.

‫ببخشید. ببخشید.

‫ببخشید.

‫کمک لازم داریم.

‫اِم، دکتر...

‫لازم داریم.

‫خـ... خواهرم...

‫دکتر نداریم؟ دکتر نداریم؟

‫باید... نمی‌دونیم چیکار کنیم. ‫دکتر لازم داریم.

‫التماستون می‌کنم.

‫رو به موته. ‫نمی‌دونیم چیکار کنیم. التماستون می‌کنم.

‫رو به موته. التماستون می‌کنم.

‫التماستون می‌کنم!

‫دکتر می‌خوایم! ‫دکتر لازم داریم!

‫ولم کنین! بس کنین!

‫کمکمون کنین!

‫دکتر می‌خوایم! ‫دارین یه کشتنش می‌دین!

‫دکتر لازم داریم!

‫مطمئنم بدون من هم بهتون خوش می‌گذره.

‫دکتر لازم داریم.

‫دکتر لازم داریم! دکتر لازم داریم!

‫خفه شو.

‫جات اینجا نیست مردک فضول.

‫دفعه بعدی می‌اندازمت تو آب.

‫فهمیدی؟

‫سلام خانم.

‫وایستا!

‫دنبال دکتر می‌گشتی.

‫شما دکترین؟

‫خیلی‌خب. بیاین.

‫از این طرف.

‫چند وقتته؟ ‫چند وقتشه؟

‫چند وقته که بارداری؟

‫چند ماهه؟

‫چند وقته؟ هفت ماهه؟ شش ماهه؟

‫هفت ماه.

‫هفت ماهه؟

‫بیارش بیرون.

‫زود باش بیارش بیرون!

‫خیال می‌کنه بچه‌اش مُرده.

‫این کیه کرستر؟

‫واسه چی آوردیش؟ ‫ای احمق. ما که کمک لازم نداریم.

‫بدینش به من.

‫نه‌خیر. کار اشتباهیه. ‫ما که اصلا طرف رو نمی‌شناسیم.

‫باید کاری بکنی.

‫ضربان قلبش رو می‌شنوم.

‫احتمالا دلیل دردت ‫خون بند ناف باشه.

‫به ندرت پیش میاد، ‫ولی گاهی توش گیر می‌کنن.

‫باید بچه‌ات رو بچرخونم.

‫گمون کنم می‌خواد ‫بچه‌اش رو بچرخونه.

‫ممکنه دردت بیاد.

‫نه. نه. کار اشتباهیه.

‫یه کاری بکن. ‫الان می‌کشدش. بچه خداست‌ها.

‫- آنکر! ‫- می‌خوای چیکار کنم؟

‫حالش خوبه.

‫مرسی.

‫شاید اگه کمکی می‌کردی...

‫و عین جنازه همون‌جا نمی‌افتادی، ‫این‌جوری نمی‌شد.

‫منظورت اینه که تقصیر منه؟

‫این‌قدر ادا در نیار. ‫خیلی فیلمی.

‫والدینت دیگه اینجا نیستن. ‫اشکالی نداره.

‫تو که عاشقم نیستی. ‫از اولش هم نبودی.

‫ازدواجمون قرارداد محسوب می‌شه.

‫پس دیگه نمی‌خواد ادا در بیاری.

‫خیلی ممنون...

‫که به خواهرم کمک کردین.

‫می‌خوام وقتی بزرگ شدم، ‫عین شما دکتر بشم.

‫خیلی شرمنده‌ام، ‫نمی‌فهمم چی می‌گی.

‫مرسی.

‫خودتون بچه دارین؟

‫نه. نـ...

‫نـ... اِم...

‫نمی‌تونم بچه‌دار بشم.

‫هوم؟

‫بفرمایین.

‫جز این چیزی نداریم.

‫گم شدین؟

‫نفهمیدم اینجایین.

‫شما ناخدایین.

‫واسه چی رفته بودین اون پایین؟

‫راستش، به نظرم به شما ربطی نداره.

‫مسافرین درجه یک حق ندارن برن اون پایین.

‫این کشتی قوانینی داره ‫و نباید زیر پا بذارینشون.

‫کی چنین قوانینی رو وضع کرده...

‫و به نفع کی اجرا می‌شن؟

‫ناخدا!

‫ناخدا، باید این رو ببینین.

More Farsi Persian subtitles for 1899

Comments

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left