Saint Omer

Saint Omer

Download Farsi Persian Subtitle

Release info

Saint Omer 2022 1080p BluRay x264-ORBS
Saint Omer 2022 FRENCH 1080p BluRay H264 AAC-VXT
Saint Omer 2022 FRENCH 720p BluRay x264-[YTS MX]
Saint Omer 2022 720p BluRay HEVC x265-RMTeam
Saint Omer 2022 480p BluRay x264-RMTeam
Saint Omer 2022 FRENCH BRRip x264-VXT
Saint Omer 2022 1080p BluRay x265 Tigole
Saint Omer 2022 720p BluRay x264-ORBS
Saint Omer 2022 BluRay 1080p/720p-YTS
Saint Omer 2022 BDRip x264-ORBS
A Commentary by starn
★ هماهنگی دقیق با نسخه‌ی بلوری ★

Tags

BluRay
x264
1080
720p
720
x265
HEVC
480p
480
TS
YTS
bdrip
bdr
BDR
Published on: 2023-06-29
Downloads: 44
Hearing Impaired: No

Farsi Persian subtitle preview

The first 200 lines.

‫«سن‌اومر»

‫قوی‌تر از همیشه باشید ‫به امید ایرانی آزاد

‫عزیزدلم.

‫راما.

‫داشتی مامانت رو صدا می‌زدی.

‫چی؟

‫داشتی می‌گفتی: مامان، مامان.

‫چرت و پرت نگو.

‫وایستا، اجازه بده.

‫اون‌ها جوان‌اند.

‫قهرمانانی بدون تخیل هستند.

‫انقدر سرم رو با احتیاط می‌تراشن ‫تا کاملاً تراشیده بشه.

‫به زعم خودشون وظیفه‌شونه که ‫به خوبی موهای زنان رو بتراشن.

‫ازشون خجالت می‌کشی عزیزم؟

‫نه.

‫تو دیگه مردی.

‫به اندازه کافی رنج می‌کشم.

‫به هنگام شب،

‫فقط صدای قیچی‌هایی که موهام رو ‫کوتاه می‌کنن توی گوشمه.

‫این صداست که غم نبودت رو کاهش می‌ده.

‫امان از این درد!

‫امان از این درد غیرقابل تصور.

‫همگی مشغول خواندن سرود ملی‌اند.

‫این آبروریزی موجب شد ‫داروخونه پدربزرگم تعطیل بشه.

‫تنها مونده‌ام.

‫عده‌ای می‌خندن.

‫شب به خونه برمی‌گردم.

« تـنظيـم زيـرنویـس از: « آرِن زُهرابـی .:: Aren Zo ::.

‫کلاس این هفته رو صرف پرداخت ‫به آثار مارگاریت دوراس می‌کنیم.

‫به طور دقیق پرداختن به اینکه،

‫چطور نویسنده‌ای با اتکا به قدرت روایتش،

‫واقعیت جهان هستی رو تجلی می‌بخشه.

‫در خصوص فیلمی که الآن دیدید،

‫قصد دارم این خشونت عریان رو مرتبط کنم،

‫به اهمیت تاریخی زن سر تراشیده‌ای که دوراس،

‫در «هیروشیما، عشق من» خلق می‌کنه،

‫تا نشون بدم چطوری نویسنده ‫موفق شده احساسی مثل شوک،

‫یا طبق چیزی که در پایان ‫دوران جنگ مرسوم بود،

‫احساسی مثل طغیان علیه این اقدامات رو...

‫به آهنگی غنایی تبدیل کنه.

‫با گوش دادن به این گفتار،

‫قصد و نیت نویسنده روشن می‌شه.

‫کرامت این زن زیر پا گذاشته شده،

‫شوریده و ناراحته،

‫مثل یک اسیر باهاش رفتار می‌شه،

‫هرچند که موهایش روزی دوباره رشد خواهند کرد،

‫ولی این تجربه تا ابد در ذهن خودش،

‫و تمام اطرافیانش حک شده.

‫این زن که قرار بوده نماد شرمساری باشه،

‫به لطف قلم و کلام نویسنده،

‫نه تنها به یک قهرمان،

‫بلکه به انسانی پاک و منزه بدل شده.

‫سلام.

‫- سلام خانم فال. ‫- سلام آدرین.

‫- حالت چطوره؟ ‫- خوبم.

‫سلام.

‫سلام تنینگ.

‫خوبی؟

‫برم به غذا سر بزنم.

‫منم باهات میام.

‫بیا داروهات رو بخور مامان.

‫نگران نباش مامان، چیزی نیست.

‫واقعاً خوشمزه شده.

‫- خوشت اومد؟ ‫- حرف نداره.

‫- خوشمزه‌ست. ‫- مرسی.

‫آدرین، از کارت برامون تعریف کن.

‫خوب پیش می‌ره.

‫کنسرت آخرمون مصادف شده بود ‫با تولد نوازنده‌ی بیس‌مون.

‫حضار براش آهنگ تولدت مبارک خوندن.

‫حسابی داشت کیف می‌کرد.

‫کار و بارم خوبه.

‫باید به کارمون ادامه بدیم.

‫بزنم به تخته.

‫شرایط کاری تو چطوره راما؟ ‫کتاب جدیدت خوب پیش می‌ره؟

‫- شما خوبید؟ ‫- خوبیم.

‫کمی از کار زیاد خسته‌ام، ولی حالم خوبه.

‫انگار نه انگار خسته‌ای، ‫خیلی سرحال و قبراقی.

‫- چه خوب. ‫- گوشواره‌هات خیلی بهت میاد.

‫- راست می‌گه. ‫- مرسی.

‫کم پیش میاد گوشواره بندازی، ‫ولی بهت میادها.

‫امسال تعطیلات می‌خواید کجا برید؟

‫گمون نکنم امسال جایی بریم.

‫کلی کار اساسی توی خونه داریم.

‫منظورت چه کاریه؟

‫چیز خاصی نیست.

‫آره، چیز خاصی نیست.

‫عجب.

‫راستی،

‫می‌شه دوشنبه مامان رو ببری فیزیوتراپی؟ ‫من کارم دیروقت تموم می‌شه.

‫دوشنبه رو نمی‌تونم. کل روز جلسه‌ام.

‫تو چی راما؟

‫- می‌تونی ببریش؟ ‫- نه، راستش نمی‌تونم.

‫بد نیست تو هم زحمتی بکشی.

‫آخه نمی‌تونم. اصلاً اینجا نیستم.

‫اینم از بابا.

‫اون عموزاده‌ات رو یادته؟ ‫هیچ‌وقت ندیده بودیمش.

‫- گمونم بچه عمو بامبا باشه. ‫- چه بدونم.

‫آره، گمونم خودشه.

‫اون زمان جمع‌مون بزرگ بود.

‫کنار همدیگه خوش می‌گذشت.

‫انگار نه انگار بابا اون زمان ‫مریض‌احوال بود.

‫اصلاْ مشخص نیست.

‫مامانم اینجاست. ‫عجب خاطراتی زنده شد.

‫یادش بخیر.

‫ببینش!

‫یادش بخیر.

‫اینم راما.

‫- همیشه آروم بود. ‫- خجالتی بود.

‫چه خاطراتی.

‫همیشه دختر سرکشی بود.

‫مامان؟

‫مامان؟

‫مطمئنی مشکلی پیش نمیاد؟

‫آره.

‫- رسیدی بهم زنگ بزن. ‫- باشه.

‫می‌بینمت.

‫قیام کنید.

‫لطفاً بنشینید.

‫از خبرنگارها بخواید برن بیرون.

‫لطفاً خبرنگارها از دادگاه خارج بشن.

‫دادستان، لطفاً متهم رو بیارید.

‫آقایون، لطفاً دستبندش رو باز کنید.

‫اگه می‌شه اسم کاملتون رو بگید،

‫تاریخ و محل تولد به همراه ‫نام و نام خانوادگی والدینتون رو بگید.

‫اسمم لورنس کولیه.

‫متولد پونزدهم مارس ۱۹۸۰ ‫توی داکار سنگال هستم.

‫اسم پدرم رابرت کولیه.

‫اسم مادرمم اودیل دیاتا.

‫حرفه‌ی کاری شما چیه؟

‫دانشجوئم.

‫در زمان بازداشت شدن شما، ‫با جناب لوک دومونتت در خانه‌ای،

‫واقع در خیابان ژنرال دوگالو در ‫سن‌مانده، پلاک ۲۹ اقامت داشتید.

‫- تأیید می‌کنید خانم کولی؟ ‫- بله.

‫بفرمایید بنشینید.

‫اکنون دادگاه رو با نظر ‫هیئت منصفه جلو می‌بریم.

‫اگر یکی از شما خانم‌ها و آقایان،

‫با شخص متهم، یا خانواده‌ی متهم،

‫یا کسی از وکلا،

‫یا قضات نسبتی دارید، ‫باید همین الآن اعلام کنید.

‫عضو شماره‌ی پانزدهم:

‫خانم ایولین پرینژنت،

‫متولد بیست و هشتم فوریه ۱۹۵۸ ‫در شهر لیل،

‫که در سن‌اومر مستقر هستند.

‫شغل: حسابدار حرفه‌‎‌ای.

‫رد.

‫عضو شماره‌ی هفدهم:

‫خانم یاسمینا بلحاژ،

‫متولد بیست و دوم ژوئن ۱۹۹۰ در پاریس،

‫که در کلرماریس مستقرند.

‫شغل: مدیر پروژه.

‫رد.

‫عضو شماره‌ی هجدهم:

‫خانم ساندرین دیپورتر،

‫متولد نوزدهم فوریه ۱۹۸۶ در شهر لیل،

‫که در ارمانتیر مستقرند.

‫شغل: پرستاری.

‫لطفاً بنشینید.

‫عضو شماره‌ی بیست و یک:

‫آقای ژولین تیترین،

‫متولد نهم اوت ۱۹۸۶ در کالای...

‫خانم کولی، لطفاً بایستید.

‫خانم کولی،

‫شما متهم به قتل دختر پانزده ماهه‌ی خودتون ‫به نام الیز هستید.

‫کیفرخواستی که برای شما می‌خونیم، ‫به جزئیات حقایقی که منجر به...

‫دستگیری شما شده اشاره داره.

‫در یازدهم نوامبر ۲۰۱۵،

‫مردی وارد کلانتری شهر برک شد،

‫و گزارش داد که صبح همون روز ‫جسد نوزادی رو در ساحل پیدا کرده.

‫طبق اظهارات، ایشون در ساحل ‫مشغول ماهی‌گیری بودند،

‫که متوجه برآمدگی شکلی ‫در ماسه‌های ساحل شدند.

‫ابتدا تصور می‌کرد فوک دریایی باشد.

‫پس از بررسی متوجه جسد نوزادی شد.

‫پس از بررسی پزشکی قانونی،

‫تأیید شد که جسد دختربچه‌ای است،

‫که علت مرگش غرق شدن ‫و خفگی در آب شور بوده.

‫هیچ اثری از ماده‌ای سمی در بدن نوزاد،

‫یا علائم سوء استفاده‌ای روی بدنش نبود.

‫محققان ابتدا گمان کردند جسد نوزاد مهاجریست ‫که پس از غرق شدن کشتی به دریا افتاده.

‫درست در همون شب،

‫مدیر هتل «لی امبرونز» به کلانتری رفت.

‫ایشون مهمان خانم و نوزادی که ‫شب رو اونجا سپری کرده بودند به خاطر آورد.

‫نامی که از مهمان‌ها داده شد، ‫منجر شد تا افسران...

‫پایگاه اطلاعات ملی مهاجران رو جست‌جو کنند.

‫نام اون مهمان لورنس کولی بود،

‫که با آقای لوک دومونتت در خانه‌ای،

‫واقع در خیابان ژنرال دوگالو در ‫سن‌مانده، پلاک ۲۹ زندگی می‌کنه،

‫در منطقه پلیس شهری پاریس.

‫نه روز پس از پیدا شدن جنازه،

‫در تاریخ بیستم نوامبر ۲۰۱۵،

‫افسران به منزل شما اومدند.

‫شما ابتدا بهشون گفتید که دخترتون رو ‫فرستادید داکار پیش مادرتون،

‫تا بتونید پایان‌نامه‌ی ‫خودتون رو تکمیل کنید.

‫افسران به اطلاع شما رسوندند که ‫با نوزاد در گاره‌دونورد رویت شدید،

‫از جمله روی همان ساحل، ‫و همچنین در هتل شهر برک.

‫بنا بر تصاویر ضبط شده ‫توسط دوربین‌های امنیتی،

‫شما بدون نوزاد...

‫به پاریس برگشتید.

‫اون‌موقع بود که به کرده‌ی خود اعتراف کردید.

‫به کارآگاهان گفتید علت اینکه ‫دختر خودتون رو کشتید:

‫«راحت‌تر شدن زندگی» خودتون بوده.

More Farsi Persian subtitles for Saint Omer

Comments

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left