The first 200 lines.
نمیتونیم اینجا بمونیم
تجهیزاتِ پزشکی لازم داریم
غذایی نیست. آبی نیست
و بارون از روی خاکستر نوشیدنی نیست
وقتشه تسلیم شیم
افرادی که سعی کردن تسلیم شن
تو گردنه قتلعام شدن
دشمنهامون اسیر نمیخوان
اونا میخوان ما بمیرم
...اگه کاری نکنیم
به خواستهشون ميرسن
باید بجنگیم
هر چقدر بیشتر منتظر بمونیم، سختتر میشه
هیچکس دوباره دنبالِ من وارد اون گردنه نمیشه
پس الانشم مُرده محسوب میشیم
اونا موفق شدن
نمیدونیم اونا هستن یا نه
تفنگداران، پخش شین و نشونهگیری کنین
فقط به دستور من شلیک کنین
.یکم کمک کنین، یکم کمک کنین ما زخمی داریم
!دست نگه دارین! دست نگه دارین
اونا با ما هستن
مانتی، جکسون کجاست؟
خونِ زیادی از دست داده
!هواش رو دارم! دارمش
حالا دیگه حالش خوب میشه
واقعاً؟ دور و برت رو نگاه کن
اینجا نشونههایی از امید میبینی؟
هِدا همهمون رو نجات میده
چیکار کنم؟
بلادرینا داره میاد
!از فرماندهتون محافظت کنین
چیکار میکنی؟ - از سر راهم برین کنار -
او، اون نجاتمون داد
بذارین رد شه
...هِدا، این فکر خوبی نیسـ
گفتم، بذارین رد شه
و عرفان sin«سـینـا»cities زیرنویس از
نمیتونیم بیشتر از این منتظر بمونیم
مکریری ریون و شاو رو در اختیار داره
یکیشون تسلیم شکنجه میشه و اون سفینه رو به پرواز درمیاره
تو گفتی کلارک داشت به اون قضیه رسیدگی میکرد
همینطوره. ولی ترجیح میدم نذارم موشکها بهمون بگن که نتونسته
افراد باقیموندهی گردانِ اول حاضرن
ارتش فرمانده هم آمادهست
حالا دیگه همهی ما ارتشِ فرمانده هستیم
خب، فرمانده کجاست؟
برگرد
جکسون، ایندرا اینجاست
،خونِ زیادی از دست داده
ولی قویـه
،اگه بتونیم برسونیمش پیش اَبی
باید بتونه پاش رو نگه داره
وقتش رسیده، مدی
،همه ازت پیروی میکنن
ولی باید رهبریشون کنی
نمیخوام اونا رو به سمتِ یه قتلعام هدایت کنم
برتریِ نفرات با ماست، هِدا
،تا وقتی که بهشون فشار وارد كنيم
میتونیم ازشون بگذریم
ما کنارت خواهیم بود
من نگرانِ خودم نیستم
دور و برت رو نگاه کن
باید راهی بهتر از دوباره متوسل شدن به اون اسلحهها باشه
اگه راهی بود، حتماً به فکرمون میرسید
از فرماندهان بپرس
چطور، سِدا؟
اونا فقط تو رؤیاهام باهام حرف میزنن
و چیزی رو که میخوان ببینم بهم نشون میدن
چشمات رو ببند
...گایا، وقت نداریم
فقط صبر کن
نفس بکش. دم و بازدم
بذار این دنیا رنگ ببازه
و بعد از من تکرار کن
،ذهنِ من با ذهنِ شما یکیست
،ذهنِ من با ذهنِ شما یکیست
یه نقشه دارم
معلومه که داری
کدوم یکی از شما آمادهست
که این سفینه رو برای من به پرواز دربیاره؟
!بس کن
بس کن! ولش کن
رئیس، تو شنزار حرکت مشاهده میشه
به نظر یه ماشین میاد
چقدر فاصله داره؟
تقریباً 5 کیلومتر
بقیهی ارتششون جلوی ،ورودی گردنه هستن
مقابل دیوار جاگیری کردن
دریافت شد
وقتشه که موشکها رو وارد این مهمونی کنیم
با دستور من حمله میکنیم
خبرِ خوب
قرار ملاقاتت با دندونپزشک تموم شده
ما ارتشی از وحشیها داریم که باید نابود کنیم
خب، بیا ببینیم با این چی میتونیم بیرون بکشیم
بهت گفتم... برای پرواز به پاهات نیاز نداری
!بس کنین! بس کنین! تو رو خدا
من انجامش میدم
من سفینه رو به پرواز در میارم
اگه ظرف دو دقیقه ...در پرواز نباشیم
پاش رو از دست میده
من برای دیدنِ سرهنگ دیوزا اومدم
ببخشید. فقط مکریری و دکتر اجازهی ورود دارن
.خب، دکتر من رو فرستاد اون به داروهاش نیاز داره
هورمونها برای بچه
ظرف دو دقیقه از زمین جدا میشیم، دختر پسرا
.وقتشه این جنگ رو تموم کنیم کمربنداتون رو ببندین
سریع تمومش کن
سلام، کلارک
باید برم پیش مکریری
و این سفینه رو روی زمین نگه دارم
تو بهم کمک میکنی. برگرد
پیگیری کردن اینکه طرفِ کی هستی سختـه
گمونم این نقطه اشتراکمونـه
گمونم همینطورـه
راه بیافت بریم
یک دقیقه تا بلند شدن از زمین
ریون، مجبور نیستی اینکارو بکنی
دوباره بزنش
!کاریش نداشته باش
ما آمادهی پروازیم، خیلیخب؟
کافیـه
کوبا، داریم میایم به سمتِ شما
،آتیشبازی رو تماشا کنین بعدش بیاین خونه
ما رو ببر بالا
ما جایی نمیریم
ریون، موتورها رو خاموش کن
دریافت شد. درست سر وقت
چیکار میخوای بکنی؟
به یه زنِ حامله شلیک کنی؟
،نه. اگه اینکارو بکنم
شاید بچهـت زنده بمونه
من نمیذارم بچهـم بمیره. تو میذاری؟
.من موشکی نمیبینم مرسی، کلارک
حالا نوبتِ ماست
امیدی به پشتیبانیِ مکریری نیست
همهی مواضع، شلیک کنین
موتور رو هدف بگیرین
،وقتی ماشین متوقف شد !توپها رو بیارین بیرون
اونا نمیتونن پیروز شن
ببینیم و تعریف کنیم
!آتش
یکی بهم توضیح بده چرا با این مسلسل گاتلینگ شلیک نمیکنم
این نقشهی مدیـه. باید توپها رو بیرون بکشیم
با دادنِ یه هدف بزرگ بهشون؟
آره، این یه نقشهی عالیـه
یکم ایمان داشته باش
داشتی میگفتی؟
چی شده؟
به قدر کافی نزدیک نشدیم
چرا داریم متوقف میشیم؟
!اونا موتور رو زدن. گندش بزنن
جان، از شیشهی جلو دور شو
ده ثانیه تا شارژ کامل
.آماده برای حمله. اسلحهی گنده همین الان برین! قهرمان باشین
تو تیررسم نیست
تو تیررسِ منـه
!دقیق باش
باید برم نزدیکتر
برو نزدیکتر. پوششـت میدم
!جان، جان، تیر خوردی
فکر میکردم گفتی برات مهم نیست
!جان
من درست پشت سرت میام
اگه تیرت خطا بره، نمیذارم خاطرهـش رو فراموش کنی
تیرم خطا نمیره
!مورفی، شلیک نکن
هنوز خبری از توپ نیست
حالا چیکار کنیم؟
حالا پیروز میشیم
جواب داد
ما رو ببر خونه
!حمله کنین
اونا دارن میان. تعدادشون خیلی زیاده
!عقبنشینی کنین. عقبنشینی کنین برگردین به دهکده
همهچی تمومه
به افرادت بگو اسلحههاشون رو بیارن پایین
و منم اسلحهـم رو میارم پایین
رئیس، چیکار کنیم؟
اگه تکون خورد، بهش شلیک کنین
دیوزا، داره چه غلطی میکنه؟
...مکریری
مکریری، نه
کلارک، باید جلوش رو بگیری
اون همهمون رو میکشه
!بهش شلیک کن! همین الان
مکریری، نمیتونی انقدر دیوونه باشی
شاو؟ - این نقشهی ما برای -
زمانی بود که به مدار زمین برگشتیم
مسلح کردنِ هیتولودیوم و استفاده ازش به عنوان اهرم فشار برای ورود به زمین
اون درّه رو از بین میبره
باشه، باشه. اسلحهـم رو گذاشتم زمین
اگه من نمیتونم این ...درّه رو داشته باشم
هیچکس نمیتونه
محموله رها شد
14 دقیقه تا برخورد
قراره چيكار كنيم؟
تو واقعاً دیوونهای
کجای غریزهی حفظ جون دیوونگیـه؟
No comments yet. Be the first to leave one.