The first 200 lines.
فصل.اول قسمت6
زیرنویس محمدرضا
بیار بیرون
بیار بیرون کریز خوبی/بهت که گفتم الان برمیگردم
بیا کریز شیرینی هاتو گرفتم
من کجام؟ من مامانم رو می خوام میخوام برم خونه
همه اونایی که میخواستی من مامانم رو می خوام
همانطور ک گفتی من همه ایینه هارو پوشوندم
من مامانم رو می خوام کریز ساکت
تو باید ساکت بمونی یا هردو کشته میشیم
میفهمی؟
افرین دختر خوب حالا باید یادت بمونه چی گفتم باید مخفی بشیم
از اونجا ک اون مردم برمیگردن اینجا اونا بد هستن
و اگر اون افراد پیدامون کنن
تقشه های بدی برامون دارن
متوجه هستی؟
ما ی رانندگی طولانی داریم بهترین راه رفته باشه؟
اون نمیشه فقط ناپدید شده باشه مستقیم رفت روی پیغام گیر
شاید خاموش شده پلیس ./گفت رفته منچستر
اگر همه راه را میرفت، پس اون سعی کرده که به من زنگ بزنه.
من میتونم ماشینو میگردم شاید اون زیر میرا باشه
پیدا کنم تلفنو چی؟
هال ی برنامه رو ای پدم داشت
و ی هشدارو رو گوشی تنظیم میکنه
میدونم چیه اما رو یکی کار میکنه
وقتی تلفن روشنه درسته؟
من نمیدونم ارزشو امتحانو داره؟
اینجاست چی؟ااوه همینجا بود
همین چند دیقه پیش اینجارو گشتم
درست زیر این بود
'پیام امروز در ساعت 11:42 صبح امروز دریافت شد'
تیلی.میدونم بینمون بد پیش رفت
اما من چیز هایی در مورد پدرت پیدا کردم
مهمه تونستی فقط باهام تماس بگیر
پیام بعدی . "باید جواب بدی،" تیلی
مامان تو "جنیس" حق با تو بود
اون مادر تو نبود، اون یه پلیس بود. مری مک کیون
اون اسم عوض کرد ب هویت ی زن مرده
و فکر کنم تو رو برده
نمیدانم چرا یا نه. . ولی الان دارم برمیگردم
ماتیلدا ب خاطر خدا سریع باهام تماس بگیر
پایان پیام ها
اون چی گفت؟ نیک
گوشیمو داشتی؟
نه اینطور نیست هال هر چی گفته درست نیست
تو انجام دادی
چرا این کارو کردی؟
متاسفم
چرا؟
. بهم گفتن که مراقب تو باشم
خدای من تو هم توشونی
نه
تو بعم دروغ میگی منظورم این نبود فقط سعی کردم......
تو بهم دروغ گفتی منظورم این نبود،
من فقط پولو میخواستم اونا گفتن انجام میدن
اگه همکاری کنم و بعدش مردیت مرده و من انتظار نداشتم که او بمیرد!
من فقط پولو میخواستم
بنابراین، آنها مردد را کشتند؟
کی؟
سیلویا؟ Satlows؟
اونا میدونن اگه چیزی بگم میدونن هال کجاست؟
نمیدونم ب من بگو نمیدونم
لطفا،ب من فقط ...
همه چیزی ک میدونم برا امشب برنامه ریزی دارن
چیزی بزرگ ی چیز بد
گریوز "تو این قضیه ست؟"
فکر نمیکنم پس تو با من میای نه
و شما هرچی میدونی باید بهش بگی نه نه
اونها کارها رو به اون محول می کنن اونا اونو میکشن.
من دیدم چ کارایی از دستشون برمیاد عمو، مادرت، مردیت، حالا هال
داری میگی که اونا هال رو کشتن؟
نمیدونم تو؟باید بهم بگی
ماتیلدا فقط صدات بیار پایین
اونا میتونستن گوش بدن اگر این کار را بکنند، صدای ما را میشنوند و …
عیسی
شان
چطور این اتفاق افتاد؟
من این کارارو کردم من باعثشم نه من خرابت کردم
کار اونا بود سوار شدن
. "گوش کن،" کریز اونایی که لاغر هستن دوباره برگشتن
و بهم گفتن که باید بری . برگرد خونه، همین الان، همین دیقه
من هیچ جا نمیرم اینجا خبرایی هست
. نه مثل اونایی که لاغر هستن
یه چیز متفاوت ب این معنی ک تو اسیب میبینی
من ترکت نمیکنم همینطور هال پس میمیری
این چیزی.ه ک اونا گفتن
اگر بمونی میمیری
ما به آمبولانس نیاز داریم. نیک! نیک!
لعنتی
متاسفم،عزیزم.
نمیخواستم مزاحمتون بشم اما کنت بال .. یه سری اخبار داره
در مورد دوست انگلیسی؟
ما برای قهوه همدیگه رو دیدیم. ممنون درست قبل از اینکه اون تصادف کنه؟
، اون داشت درباره یه مسی قدیمی میپرسید
فکر میکرد ممکنه درگیر ماجرا باشه کار کریز هاول - ه ارتباط دارن؟
چطور؟ فکر نمیکنم خودش هم فهمیده باشه
گفتم که سعی میکنم بفهمم ... به اون تبدیل شد، به غیر از اون
و به نظر خوب میومد صبر "؟"
اون درباره دوستش نگران بود ماتیلدا
ب جز این همه چیز نرمال بود
دیشب یه ذره نمایش درام داشتیم . "به خونه" دین هاوس
از چیزی که من شنیدم، ادی فنتون و "آرون مورگان" پسرای بدی بودن
ما یه صحبتی داشتیم، ادی و من در مورد اون شبی که ایوان مرد.
او شما را در آنجا قرار میده
واقعا؟
"اینو برام توضیح بده،" استفن
ایوان و من 30 سال به عقب برمیگرده
اون مرد خوبی بود. ... در این جامعه خدمت کرد
. من اصلا به این موضوع اهمیتی نمیدم
... ازت میخوام که بهم بگی، تو درگیر این مواد مخدر شدی؟
من نبودم
من می دانستم که ایوان معایب خود را دارد.
فکر نمیکردم منصفانه باشه. شهرتش از بین میره
به خاطر مواد مخدر که ممکنه نگهداشته باشه برا استفاده شخصی استفاده شخصی؟
این چیزی بود که انتظار داشتم
در هر حال، هنگامی که تماس گرفتم گفت که او مرده است، من سرپرست شدم
تا … خونه رو تمیز کنی خدمات اضطراری از راه رسید.
تماس از آرون مورگان؟
، خب، "مورگان" بهت زنگ زد میگه ی مرد مرده هست
و تو هیچ سوالی نپرسیدی در مورد اینکه اونجا چی کار میکرده؟
اون با تماس گرفتن با من داشت بهم لطف میکرد منم این لطف رو با فضولی نکردن جواب دادم
و با این کار چشمتو رو تولید مواد مخدر بستی
تحت نظر شما آقای پلیس، نه من
به خودت سخت نگیر اگر ما قرار بود هر کسی که تو این شهر خلاف میکرد رو دستگیر کنیم کل
پنلینیث زندانی میشد. ما جفتمون بازی رو بلدیم
من این بازیرو میدونم چون تو یادم دادی
ولی الان دیگه به اندازه کافی
گروهبان گریوز
زود باش، حالا. ! نه، خواهش میکنم، خواهش میکنم نه نمیخوام
من به دارو نیاز ندارم! لطفا شما نمی فهمید!
شما نمی فهمید!
. آروم باش! دوباره دارن روش کار میکنن
تو باید به حرفم گوش بدی، خواهش میکنم
حق با تو بود شان هاول - ه
حق با من بود درباره خیلی چیزها.
. باشه، گوش میکنم
مردمی توی این روستا هستن ... یه فرقه یا یه محفل یا
نمیدونم
من چیزی نمیدونم اما.Satlows .توشونه
و همچنین سیلویا والش.
... اون مکالمات ضبطشده ، تو خونه "دین هاوس" و آینه
از اونا برای مراسم خودشون استفاده میکنن.
و من فکر میکنم آنها هم از کودکان استفاده میکنند.
شما درباره کریز هاول صحبت میکنید.
اونا قبلا یکی دیگرو گرفتن
اونا اون رو از مادر معتادش به فرزندی گرفتن،
و نمیدونم چیکار کردن، ولی اون مُرده پیدا شد.
و بعد کریز رو گرفتن
خیلیخب. و حالا رفیقت، آقای Fine؟
اونا ساکتـش کردن چون یه چیزی راجع به جنیس فهمید.
اون برام عکس هایی فرستاد مقاله روزنامه.
ببین
خودشه اون پلیس بود
و بعدش اون ناپدید شد و اسمشو عوض کرد
و تمام زندگیش رو پشت سر گذاشته چرا باید همچین کاری با من بکنه؟
اینو توضیح بده
Satlowها آدمای خوبی هستن، قابل اطمینانن.
آره، به قدری قابل اطمینانن که هیچکس هیچوقت بهشون نگاه نمیکنه.
خیلیخب، بیا یه نگاه بندازیم.
تو این پشت میمونی، مگر اینکه صدات کنم بیای تو، باشه؟
میدونستی که اون …؟
ماتیلدا
هال کجاست؟
گریوز "داشت بهم میگفت" در مورد دوستت.. متاسفم
اگه بهش صدمه بزنی میکشمت تو. من به زحمت با آن مرد بیچاره آشنا شدم.
اون داره دروغ میگه. تو باید بتونی اینو بفهمی
باشه یکم مودب باش
ظاهرا تو هم فکر میکنی که من
کاری که باید بکنی چی رو از دست دادی؟
تو منو از مامان واقعی من گرفتی ماتیلدا از خانواده من دور شو
داشتم توی بیمارستان شیفت کاری میکردم وقتی کریز ناپدید شد
... کاملا یادمه که شوهرت منو گرفت
ماتیلدا میتونم بپرسم داروهایی ک تجویز کردم مصرف میکنی
به نظر من خیلی خوب خواهد بود. برای شما مفیده
دیوید؟ آنها دیوید مورگان را دارند اون تو. درسته
استفن کندریک "از ما پرسید" که براش مهم باشه
باید از اونجا بیاریمش بیرون ماتیلدا دیوید ب نظر خوب میاد
بیا برگردیم ببخشید ماتیلدا/.دیوید ما باید بریم
ما میتونیم بریم بیمارستان مامانتو ببینیم
هشدار میدم دورشید ! بچه رو ولکن شما دیوونه هستی
هی، اینجا چه خبره؟ ! ازت متنفرم
اونا میخوان بکشنش من میدونم
از اون بچه فاصله بگیر من جلوتونو میگیرم نه نه نه
. تو نمی تونی اونو داشته باشی! بندازش . تو گفتی که به حرفم گوش میدی
دیوید بیا اینجا
باورم نمیشه به حرفات گوش دادم
به اون صدمه خواهند زد. . یه اتفاقی قراره بیفته
تو برای این بچه خطر بزرگی و تو برای خودت یک خطر محسوب میشی.
باید گوش کنی! تو به من گوش نمیدی
مات یلدا، من شما را بازداشت میکنم … ! این آدما قاتل هستن
میدونم چه نقشهای دارن
اگر شکست بخوری به دفاع از خودت صدمه میزنی
باید به حرفم گوش بدی
هر چی بگی ممکنه ب عنوان شواهد غلیهت استفاه بشه
... من یه سری چیزای چرت بهش گفتم قبل اینکه ب منچستر بره
و حالا احساس میکنم یه جنده عوضی شدم
اگه برنگرده چی؟
میتونم باهات بشینم؟
تا وقتی که پلیس زنگ بزنه؟
بازرس دیگه نه بچه جان
No comments yet. Be the first to leave one.