North & South

North & South

Download Farsi Persian Subtitle

Release info

North and South 2004 TV DVDRip Xvid part3 saba-movie
A Commentary by saba22

Tags

DVD
DVDRip
dvdrip
dvdr
XviD
Published on: 2010-06-14
Downloads: 61
Hearing Impaired: Yes

Farsi Persian subtitle preview

The first 200 lines.

.:ســـــــبـــا تقديم ميکند:.

.:تقديم به همه يِ پارسي زبانانِ دنيا:.

من بايد با اين چيزاهايِ خوشگلي که آوردي چيکار کنم؟

خواهشا, بسي. من اينا .رو وقتي بچه بودم ميپوشيدم

.اونا به دردِ رفو کردن نميخورن

.باشه, پس. من فقط اين يکي رو نگه ميدارم

.فقط برايِ يادگاري

نيکلاس کجاست؟

اعتصاب تاثيرِ زيادي روش گذاشته .بدجوري بيچارش کرده

.آخه ميدوني؟ اون يکي از اعضايِ اتحاديه بوده

.اون فکر ميکنه اين دفعه شانس دارن

همه برگشتن سرِ کار؟

اونا بعد از فشاري که مارلبرو ميلزبهشون وارد .کرد جراتشونُ از دست دادن

احمق ها. چي فکر کردن؟ سنگ انداختن به سمت يه زن؟

.من مطمئنم اينقدرها هم بد نبود

...هر کاري که انجام دادن_ .کافي بود_

...، پدر از دستِ اونايي که اعتصابُ شکستن خيلي عصبانيه

.ميفهمي,کاش ميدونستم کجاست

.هيچوقت اونو اينجوري نديده بودم، مارگارت

.درموردِ کارهايي که ممکنِ انجام بده نگرانم

.خب، دستِ کم دستگاههايِ ما دوباره دارن کار ميکنن

از ايرلندي ها چه خبر؟_ .اونا مستقر شدن_

يه غذايِ خوب خوردن. آذوغه شونُ برايِ پدر پاتريک فرستادم .به نظر ميرسه ميتونه اونا رو کنترل کنه

.مجبورم براشون خونه آماده کنم فهميدم که صدايِ کارگرها برايِ .برگشتن به کارخونه دراومده

اگه کارگرهايِ ايرلندي رو .نگه داريم اونا حسابِ کار دستشون مياد

،در ضمن

.حق با من بود، مادر

.دوشيزه هِيل منُ نميخواست

.هيچ کس از من خوشش نمياد

.من به نظرِ هيچکس به جز شما اهميت نميدم

عشق مادربه فرزند خيلي سريع تو دلِ مادر ميشينه .و برايِ هميشه باقي ميمونه

.عشق يه دختر مثلِ دود ميمونه .و با وزشِ هر بادي جهتش عوض ميشه

.ميدونم که به اندازه يِ کافي بابِ ميلش نيستم

.ولي بازهم بيشتر از قبل بهش فکر ميکنم_ .ازش متنفرم_

نميخواستم بهت بگم، چون .فکر ميکردم که اون باعثِ خوشحاليِ توميشه

.من حاضرم به خاطرِ خوشحاليِ تو زندگيمُ بدم

مگه اون کيه که به خودش جرات ميده بهت جوابِ منفي بده؟

.نه

.اين اصلا خوب نيست،جان .من بايد غم و غصه يِ تو رو ببينم

و اگه تو نميتوني ازش- متنفر باشي، من ميتونم .اون برام اهميتي نداره. کافيه_

تنها کاري که ميتوني برام .بکني اينه که ديگه اسمشُ جلوم نياري

.ما ديگه هيچوقت از اون صحبت نميکنيم_ .از تهِ قلبم_

فقط آرزو ميکنم که اون دختر با خانوادش .برگردن به همون جايي که ازش اومدن

.آقايِ تورنتون چقدر مهربانند

.بهترين ميوه هاييِ که تا حالا ديدم تعجب نميکنم اگه بهترين .ميوه هاي اين کشور باشن

.و يک کارت که با دست خطِ خودشون نوشتن

.اون هميشه با شخصيت و بافکر بوده

اما فکرشم نميکردم که .برايِ اين جور کارها وقت داشته باشه

...با اين آشوبي که شده مشکلاتِ زيادي داره

.ايشون خيلي به شما اهميت ميدن عزيزم

مارگارت, تو بايد بري مارلبوروميلز

و از خانم و

آقايِ تونتون .بابتِ اين هديه يِ دلپذيرشون تشکر کني

به نظرم يک يادداشتِ .تشکر هم کافي باشه, مامان

.من امروز آقايِ تورنتونِ تويِ خيابون ديدم

.اون مثلِ هميشه آروم به نظر نميرسيد

واقعا؟_ .امروز صبح خيلي پريشان به نظر ميرسيد_

.فکر ميکنم امروز با کسي ملاقات داشته

مارگارت؟_ ببخشيد؟_

فکر نميکني ممکنه اتفاقاتي بينِ تورنتون و دخترت افتاده باشه؟

.خدايِ بزرگ، نه. مطمئنا نه

.از شواهد که اينجور پيداست

.ولي برايِ مارگارت،غيرِ قابلِ بحثِ .مارگارت از اون خوشش نمياد،مردِ بيچاره

دعا ميکنم که اون اميدي .به جوابِ مارگارت نداشته باشه

خودتُ مخفي کردي؟ ديوونه شدي؟

چرا ولم نميکني؟- چرا؟-

.تو به اعتصاب گند زدي- .دعوا کردن هيچ سودي براتون نداره-

چي فکر کردي؟ ببه خونه يِ تورنتون حمله کردي .ميخواستي يه زنُ بکشي

!يه زن- ...تورنتون پشتش قايم شده بود-

قرارمون اين بود که .هيچ کاري خلافِ قانون انجام نديم

.کارمون درست بود با اينکه نميتونستيم همه .رو با خودمون همراه کنيم ...ولي تو

تو مجبور بودي مثلِ حيوونايِ بيشعور رفتار کني .که اونا فکر کنن هممون همينجوري هستيم

ميخواي از دست پليسها مخفيت کنم؟

اونا فکر ميکنن من يکي .از سردسته هايِ خراب کارها هستم

من يکي از اعضايِ کميته ام، يکي از اعضايِ اتحاديه !مردم بهم اطمينان کردن

.اعتصاب کار نميکرد کِي قرار بود تموم بشه؟

...همسر و بچه هات گرسنگي نميکشن- !هيچکدومتون گرسنگي نکشيدين-

!من بهت گفته بودم، هنوزم رويِ حرفم هستم

.خدايا، تو منُ بيزار ميکني

!تو رقت انگيزي

،تو حتي اگه به جايِ يه پادشاه هم به دنيا ميومدي .بازم همه چيزُ خراب ميکردي

،تو به دنيا اومدي که همه يِ مارو بدبخت کني ...خانواده ات، دوستات،اتحاديه

!خفه شو

.من به پليس ميگم که کجايي

.هرجا باشي بهشون ميگم

!من خيلي از دستت کشيدم،جان بوچر- !بسه-

.خواهش ميکنم

!تورنتون

.تورنتون. بهتون تبريک ميگم

.برايِ به هم زدنِ اعتصاب اوضاع عادي شده؟

تجارت پيچيده تر از اين .حرفاست.فقط بردن مطرح نيست

.لاتيمر و دخترشونُ که ميشناسيد - .البته-

!مارگارت! بيا اينجا

!خب, اينجا رو ببين. چه شانسي .دو تا از زيباترين دخترانُ ميلتون اينجان

شما خانواده لاتيمرُميشناسيد, مارگرت؟

بانکدارِ من,بنابراين ميشه گفت شخصِ خيلي مهميه .و ايشون آن هستن

.اخيرا از سوئيس برگشتن .و سفرشون با موفقيت تموم شده

خب, کجا ميرفتيد, عزيزِ دلم؟

.هيچ جا- .نميخواد بگي-

.زنانِ جوان بايد رازهايي داشته باشن يکي از زيباييهايِ زندگي همينه؟

.نميدونم. روز خوش

فايده اش چيه که اين همه خرجِ تحصيلِ اونا کني

و مجبور باشي وقتي برگشتن همون قدر خرجِ عروسيشون کني؟

.روز خوش، دوشيزه هِيل. بل

.متاسفم، عزيزم- .آقايِ بل-

.من از دوستي شما با پدرم خوشحالم ...اون اينجا احساسِ تنهايي ميکرد

ولي شما ميگيد که اي کاش من به کارِ خودم برسم و دست از اين مسخره بازيها بردارم؟

،کاملا حق با شماست، عزيرم .ومن خيلي زود دست ازاين کارها خواهم کشيد

.اما ميدوني که من به اين جور کارها علاقه دارم

ميخوام بدونم اگه زماني نياز به کمک داشتي .من اولين کسي باشم که بهش ميگي

هرچي که ميخواستمُ .شما گفتيد،آقاي بل. اول از همه به شما ميگم

.پدر. زود برگشتيد

بله،يکي از دانش آموزام .قرارمونُ کنسل کرد

و من مشتاقانه برگشتم ،برايِ جلسه اي که با آقايِ تورنتون داشتم

به جايِ آقايِ تورنتون اين يادداشتُ پيداکردم

که بدليلِ مشغله يِ زياد نميتونن .به جلسه يِ امروز عصر بيان

.بايد روزِ پرکاري داشته باشه

بدونِ شک آقايِ تورنتون بعد از آروم کردنِ .اوضاع به درسشون ادامه ميدن

.بي شک. بي شک

شايد بهتر باشه يادداشتي براشون بفرستم و .تشويقشون کنم که بعدا به درسشون ادامه بدن

مارگارت؟

تو منتظرِ نامه بودي؟- .نه-

.بله

.پدر يه چيزي هست که بايد بهتون بگم .من به فردريک نامه نوشتم

.ميدونم که نبايد اين کارُ ميکردم

.به خاطرِ مادرت اين کارُ کردي تو فکر ميکني بايد زود خودشُ برسونِ اينجا؟

.بهم بگيد که کارم درست بوده ،پدر

خطرِ بزرگي فردريکُ تهديدميکنه؟- .بله، عزيزم

.ميترسم

.برخودِ دولت قاطعانه اس

در برابرِاونايي که برخلافِ دستوراتِ مافوقشون کاري انجام بدن .به خصوص رويِ دريا

جايي که خيلي از خونه .دورن و کاپيتان قدرتِ مطلقِ

.هنوز فردريک يه شانسِ بزرگ داره

.شايد تونامه نبايد بهش ميگفتيم برگرده چند وقتِ پستش کردي؟

چند روز قبل. همه يِ اين .جريانات به خيلي وقت پيش مربوط ميشه

نيرويِ دريايي برايِ پيدا کردنِ .اونا از هيچ کاري فرو گذار نميکنه

اونا کشتيهاشونُ مخصوصا برايِ .پيدا کردنِ مجرمين به دريا ميفرستن

اين جرم به قدري برايِ نيرويِ دريايي تازه و واضحه انگار .همين ديروز اتفاق افتاده

و هيچ چيز مثلِ ريختنِ ...خونِ شورشي ها

.نميتونه اونُ پاک کنه

.ولي فِرِد بي خطره

مطمئنم عدالت در موردش برقرار - ...ميشه.ما بايد اعتماد .نه-

.اگه نامه ننوشته بودم

انگار تنها کاري که کردم تشويق فردريک برايِ برگشتن .و رفتن به يک محاکمه يِ نظامي بوده

.مطمئنم اين اتفاق مادرُ ميکشه- .نه تو کارِ خوبي کردي-

.تو از تهِ قلبت اين کارُ کردي .تو اين شجاعتُ برايِ مادرِ بيمارت به خرج دادي

،خوشحالم که بهم نگفتي

.ممکن بود جلوتو بگيرم

اديتِ عزيز

.برام سختِ که شروع کنم

...چيزهايي هستند که ميخوام درموردشون بهت بگم

.ولي جملاتِ مناسبي براش پيدا نميکنم...

...اومدم با بسي صحبت کنم

.خانم

با اون بوديد؟

.مطمئنم که در آرامشِ

.صورتشُ ببين، نيکلاس .ديگه دردي نداره

...اون

.اون نبايد قبل از من ميرفت

.بي معنيه .طبيعيه که نبايد همچين اتفاقي مي افتاد

مطمئنين که غش نکرده؟ - .قبلا هم اين اتفاق افتاده بود .نه نيکلاس. اون مرده-

چقدر ديگه ميتونيم تحمل کنيم؟...

.بسِ بيچاره يِ من

.زندگيش سگي بود

.کارِ سخت و بيماري ..اون حتي يه لحظه هم خوشحال نبود

،شايد زندگيِ راحتي نداشت

.ولي در نهايت به آرامش رسيد

،نميگم به خدايِ شما ايمان ندارم

.اما نميتونم معنيِ اين ها رو بفهمم

،ارباب ها بر ما حکومت ميکنن

.نيمي از زندگيِ ما تو حاشيه ميگدره

خداجهان رو به ما بخشيد

بهمون هوش و شعور بخشيد ...تا زيباييها و لطافت هايِ دنيا رو درک کنيم

ولي به ديگران نعمتهايِ بيشتري داد و اين چيزيِ که ميخواد؟

وظيفه يِ ماست که با ديگران .در صلح و آرامش زندگي کنيم ...با عثِ شرمساريِ که شما اينگونه فکر ميکنيد

.جنگ و نزاع طلبي

،ميدونم که رنجِ زيادي تحمل ميکنيد

.ميدونم که ارباب ها ظالم و حريص اند

ولي مطمئنم شرايط برايِ افراد خوش قلب بهتر ميشه وقتي هر دو طرف

. بشينن و عقايدشون ُ مطرح کنن

،که خدا چي ميخواد .برايِ اينکه با هم در صلح و هماهنگي زندگي کنن

...فکر نميکنيد مردي مثلِ

مثلِ تورنتون مايل باشه نظراتِ ديگران رو بشنوه؟

تورنتون؟

اون ايرلندي ها رو آورده که آشوب رو به سمتي که مي خواد .هدايت کنه و اعتصاب رو بشکنه

حتي همپر هم منتظر مونده بود .ولي تورنتون هيچ تاملي در اين مورد نکرد

،درست زماني که ما به استقامتش نياز داشتيم

برايِ گرفتن مردايي مثلِ بوچر و آدمايي که بهمون خيانت کردن

اون چيکار کرد؟ طرف ِ اونا رو گرفت .نميخواد اونا رو دادگاهي کنه

.فقط استخدامشون نميکنه .گفته همين تنبيه براشون کافيه

.فکر ميکردم بيشتر از اينا جربزه داشته باشه- .حق با آقايِ تورنتونِ-

،ميدونم که از دستِ بوچر عصباني هستي

ولي حتي تو هم ميدوني .مسائلِ مهمتري از انتقام جويي وجود داره

.بِسِ بيچاره يِ من

.اون ميگفت که اين اعتصاب عمرشُ، تموم ميکنه راست ميگفت و همش به .خاطر مردايِ ضعيفي مثلِ بوچرِ

.همه مثلِ تو قوي نيستن، نيکلاس

.اعتصاب خيلي طولاني شده بود

.مردمي که کارشون يکيه بايد هوايِ همُ داشته باشن ...اگه اين کارُ نکنن بقيه ميدونن برايِ مجبور کردنشون .بايد از چه راه و روشي وارد بشن

چه راه و روشي؟

.ما ميتونيم بايکوتش کنيم ...هيچ کس نگاش نميکنه و باهاش حرف نميزنه

More Farsi Persian subtitles for North & South

Comments

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left