The first 200 lines.
...در همین زمان
ترجمه از آنجـــــــل Angel
عصر بخیر
عصر بخیر
اون هنوز برنگشته خانم واردول؟
کشیش لاوکرفت رو میگم
کشیش لاوکرفت به یک مأموریتِ مقدس رفتند
اما نترسید، من نوشته هایِ اون رو دارم
انجیلِ شوم" "براساس سخنانِ کشیش لاوکرفتِ نیکو
در آغاز" قبل از اینکه خدا و شیطانی وجود داشته باشد
پوچیِ عظیم و وحشتناکی ...وجود داشت
".یک خلأ
".دو روز قبل از هالووین بود"
خب، دوباره بابامه باید امشب رو دیگه تموم کنم
آره، ما هم همینطور
همچنین
البته ما هنوز متوجه نشدیم که برای تولدت
چیکار میخوایم بکنیم سابرینا
نه، شما واقعاً مجبور نیستید کاری بکنید
هفده سالگی اصلاً به اندازه یِ 16 سالگی مهم نیست
باشه خب ولی ما باید یه کاری بکنیم
خیلی خب باشه، ولی بی سر و صدا شاید بتونیم همه یه سر بریم خونه یِ ما
یه تعداد از فیلم هایِ داریو آرجنتو رو ببینیم و به رسم هالووین شکلات بده بستون کنیم
خوبه، بنظر خوب میاد
چه چشمانِ بزرگِ زیبایی داری تو شنل قرمزی کوچولو
تو منو نمیترسونی
...یه چیزی برات گرفتم
یه کادوی تولد پیشاپیش
...یکی برای من
و یکی برای تو...
که همیشه بتونم پیدات کنم
...نیک
عاشقشم
راستی؟
و عاشق تو
سابرینا
سابرینا
سابرینا، سابرینا، چی شد؟
اون داره میاد
خلأ
سابرینا
تو راهِ اینجاست
تا وقتی که همیشه نابود نشه متوقف نمیشه
و من اومدم که به شما هشدار بدم
...شما باید
...شما باید...شما باید
سابرینا
سابرینا
سابرینا، سابرینا، نه
لطفاً نرو
نیک
نیک، اون مُرده
نه
خیلی، خیلی متأسفم
همش تقصیر منه
سابرینا، اینو نگو
وقتشه
وقتشه
میتونی حسش کنی؟ این جریان برق درون هوا رو میگم
اون خلأ هست خلأ داره میاد
!پاشو.پاشو!پاشو! بایست
خودشه، خودشه بیا پیش من
آره، خلأ بزودی میاد
زودباش، ما باید برای ظهورِ خلأ آماده بشیم
سابرینایِ بیچاره، نمیتونم آماده سازیِ بدن خودت برای تدفین رو تصور کنم
از آکادمی اخباری داریم عمه ها
پرودنس تأیید کرده که سه کُره یِ دیگر کیهان ناپدید شدن
چی؟- مصرف شدند-
!پـ...پشمام، رایلی
بنظر ما این چه معنایی داره؟
کارِ خلأ هست
خلأ کیهانِ دیگر رو نابود کرده
...و الآن تویِ راهِ اینجاست
که ما رو نابود کنه
همه چیز رو
این چیزیه که قبلش سابرینا مورنینگ استار ...به من گفت
اوه عزیزم
نازنین
سؤال اینه که الآن چیکار کنیم؟
باید زود بریم آکادمی
و ببینیم که تویِ رصدخانه چه اتفاقی داره میوفته
سابرینا؟
برو نیک
...میخوام با سابرینا مورنینگ استار تنها باشم
برای یک مدت کوتاه
منتظرت میمونم اسپلمن
ممنون زیاد طولش نمیدم
باشه
و تو هرچیزی که هستی
مثل بهشت، ما رو میکشی
کدوم یکی از شما میتونید کمکم کنید خلأ رو نابود کنم؟
...آرزو میکنم
عصر شما بخیر رفیق
میشه بیام تو؟
بله
امیدوارم مزاحم نباشم ...ولی امم
...معتقدم اون بچه شیطانی که دستتون هست...
مالِ منه
تو کی هستی؟
من بدل فروش هستم تدارکاتچیِ بدلیجاتِ شایسته
داشتم فکر میکردم که با این ...شیطانِ کوچولو یه آرزو کنم
آرزو کنم که خلأ رو دور کنم
اینکار اگه میشد جاهلانه بود
صـ صبر کن
چیز دیگه ای تویِ کیفت هست که ممکنه بهم کمک کنه خلأ رو شکست بدم؟
اممم
اوه، این جعبه ممکنه برات جالب باشه
این جعبه، همین جعبه
...متعلق به یک دختر از خدایان بوده
بنامِ پاندورا
جعبه یِ پاندورا
همونطور که ممکنه یادت باشه این جعبه یک زمان همه یِ اهریمن ها و وحشت هایِ جهان رو
در خودش جا داده بود
بنابراین بله رفیق
فکر میکنم که این جعبه شاید بتونه خلأِ شما رو به دام بندازه
معامله؟
برای اینکه جعبه تأثیرگذار باشه باید از داخلِ خلأ بازش کنید
جوری میشه که انگار درونِ یک سیاهچاله، ...یک سیاهچاله یِ دیگر باز میکنید
و در پایان
جعبه ممکنه خودتون رو هم همراهش به داخل بکشه
موفق باشید
برایِ همه یِ کسانی که دوستشان دارم
چون باید من باشم سیلم
اینجا جونِ من در برابرِ...میلیاردها جون در میون هست
و با اینکه بقیه همش میگن تقصیرِ من نیست ...
ولی انگار که هست
اگه همه یِ وحشت ها هم تقصیر من نباشه حداقل بلایی که سرِ سابرینا اومد تقصیرِ منه
...سابرینا به اون آینه قدم گذاشت
و من جلوش رو نگرفتم
دنبالش نرفتم
و تو هم سعی نکن دنبالِ من بیای
چون من اون آینه رو پشتِ سرم به سنگ تبدیل میکنم
آینه یِ جادویی
...برای نجاتِ همه یِ چیزهایی که نابود خواهد شد
...باز شو و من رو برسون به...
خلأ
تو واقعاً پسر خوبی هستی سیلم
خلأ
خب، چیه، خلأ اونطرفِ این دیواره؟
من فقط...نه نه عمه
ولی قطعاً سریع داره میرسه
سیلم؟
اون داره چیکار میکنه؟
باید بریم
!همین الآن
سابرینا، چیکار کردی؟
اون رفته تویِ خودِ خلأ
میتونیم بکشیمش بیرون؟
میتونیم سعی کنیم به زور از خلأ تلپورتش کنیم بیرون
دستاتون رو به هم بدید
خلأ محکم نگهش داشته، نمیذاره بره
...جسمش رو نه ولی
روحش- روحش-
دخترکوچولو
تو با رضایت پیشِ من اومدی
چرا؟
تا متوقفت کنم
بقیه تلاش کردن، همه شکست خوردن
تو چی میخوای؟
میخوام؟
من خلأ هستم
من پوچی رو میخوام
من پوچی هستم
چرا اینقدر وحشت؟
چرا اینقدر مرگ؟
مرگی در کار نیست
زندگی ای هم نیست
فقط خلأ
تو سابرینا مورنینگ استار رو کشتی
اون چیزی که دستته چیه؟
اون یک پیشکش برای منه؟
اوه، این؟
نه. این یک پیشکش نیست
...یک تله ـست
و برایِ توئه، خلأِ بزرگ
برنامه چیه امبروز؟ باهام حرف بزن
خلأ مثلِ یک سیاهچاله ـست که
با هرچیزی که تماس پیدا میکنه گیرش میندازه
ولی عمه زلدا راست میگه
یک موجودیتِ غیرملموس وجود داره که میتونیم به سمتِ خودمون بازفراخوانیش کنیم
روحش
دقیقاً
روحِ سابرینا اسپلمن رو به درونِ جسمِ مورنینگ استار فراخوانی کنیم
صبر کن، اون چی بود؟
نه نه نه نه نه نه نه
...چـ- سابرینا-
تویی اسپلمن؟- ...چـ-
چرا من برگشتم خونه؟
ما روحت رو برگردوندیم
.نه!نه! من تویِ خلأ بودم
!من داشتم گیرش مینداختم، برای همیشه
و همونجا هم میمُردی سابرینا
نمیتونستیم جسمت رو بیرون بکشیم
بنابراین روحت رو بیرون کشیدیم به جسمِ سابرینا مورنینگ استار
نه، این یعنی من جسمِ خودم و جعبه یِ پاندورا رو در لبه یِ خلأ رها کردم
سابرینا، ما نمیذاشتیم تو تنها تویِ اون فضا بمیری
تو نمیفهمی نیک، خلأ هنوز کاملاً به دام نیوفتاده بود
باید برگردم اونجا وگرنه همه یِ اینکارا بی ثمر میشه
مگر اینکه از رو نعشِ من رد بشی- ...اوه عزیزم-
امبروز، یه اتفاقی افتاده بیا به رصدخانه، زودباش
No comments yet. Be the first to leave one.