Taboo

Taboo

Download Farsi Persian Subtitle

Season 1

Release info

Taboo UK S01E01 BDRip x264-HAGGiS
Taboo UK S01E01 720p BluRay x264-SHORTBREHD
Taboo UK S01E01 1080p BluRay x264-SHORTBREHD
A Commentary by BlindKing
ترجمه و زیرنویس مرتضی ریواز و محمد ریواز | Tvland.Pw

Tags

bdrip
bdr
x264
BDR
Published on: 2017-06-06
Downloads: 102
Hearing Impaired: No

Farsi Persian subtitle preview

The first 200 lines.

‌...من رو ببخش، پدر

.چون من به‌حتم گناه کردم

ترجمه و زیرنویس از مرتضی ریواز و محمد ریواز

~ Enjoy !

Taboo » Shovels and Keys

!بنگرید

!یک شاهد

بناپارت" نفرین شده رو گرفت" و یه طناب انداخت دور گردنش

...یه طناب انداخت دور گردنش

!بنگرید

!یک مرد خوب

!بنگرید! مردی با رسالت وی را

بنگرید، شاهد عشق عمیق خدا نسبت به ما را

،خانم "گیری"، نمی‌خوام بی‌ادبی کرده باشم

*اما شما به قبرکن‌ها شیلینگ اضافه دادین؟

کدوم شیلینگ اضافه‌ای؟

تا پدر شما رو در عمق بیشتری از زمین دفن کنیم

مرده‌دزدها* پول اضافی می‌دن در قرن 18 و 19 میلادی کالبدشناس‌ها این افراد را اجیر می‌کردند تا جنازه افرادی که تازه مرده‌اند را بدزدند

تا 2 فوت عمیق‌تر از بقیه زیر خاک دفن بشن

با این روش، قبردزدها نمی‌تونن جسدشون رو

.قبل از طلوع‌آفتاب بیرون بکشن

زن من کاری به کار قبرکن‌ها نداره

پدرش در عمق معمولی زیر خاک آرام می‌گیره

.خدای بزرگ

.مرد مُرده داره قدم می‌زنه

اون کیه؟

جهنم درش باز شده؟

،یا خدای متعال اون برادر تو نیست؟

قبل از این‌که شروع کنیم، می‌شه سرهامون رو برای دعا خم کنیم؟

،ای پدر ما، که در آسمانی

.نام تو مقدس باد

...ملکوت تو بیاید

اراده تو چنان که در آسمان است، بر زمین نیز کرده شود

...نان کفاف ما را امروز به ما بده

از روی خوشنود کردن خداوند متعال که با مهربانی فراوان خود

روح برادر عزیز ما، که از این دنیا رفته را از آن خود کرده است

از این رو ما جسم وی را تحویل زمین می‌دهیم

...زمین به زمین

خاکستر به خاکستر، خاک به خاک...

به امید حتمی و قطعی رستاخیز

...ما جسم پرگناه خود را

بنابر اعمال خدایی تغییر می‌دهیم، که

از طریق آن خداوند تمام مخلوقات را رام خود کرده است

آقا؟

جناب "دلینی"، مگه‌نه؟

آقا؟

جیمز دلینی"، مگه‌نه؟" - تو کی هستی؟ -

.گفتن تو مردی - .مرده‌ام -

چه قبر کم‌عمقی برای پدر من کندن

یه دو سه شیلینگی کمبود داشتی؟

اون به‌عمق عشق من نسبت بهش دفن شده

.سال‌های آخر عمرش، من رو رسوا کرد

رسوا؟

.هوم

اون کلمات سیاه‌پوستی بود که داشت سر قبر می‌گفت؟

دیوانگی از بندناف مادر به انسان می‌رسه

آبله‌ تو آفریقا مستقیماً توسط یه‌سری... یه‌سری کرم وارد مغز انسان می‌شه

اون‌ها... اون‌ها .تو رگ‌های انسان می‌خزن

اون کجاست؟ - .رفت بشاشه -

هر کاری باهاش باید در حضور من انجام بپذیره

،می‌دونی، برگ‌برنده دست من‌ـه .من وصیت‌نامه رو خوندم

منظورت چیه؟

منظورم اینه که من باید برم بشاشم و کسی رو هم لازم ندارم کیرم رو نگه داره

.با عرض معذرت از خانم

از کجا فهمیدی که پدرت مرده؟

شنیدم مریض شده و منم سوار کشتی شدم

.آره، مرض دیوانگی گرفته بود

این هم به گوشت خورده؟

.خشم و تلخ‌زبانی

حتی یک قطره اشک هم از کسی کنار قبر ندیدیم

.من نشنیدم شاشی روی چرم ریخته بشه

شاید شاش نداشتی، یا شاید ...اومدی این بیرون با یه

با یه هدفی؟

..."جیمز"

تو کی هستی؟ - من "ثویت" هستم، وکیل پدرت -

آبله تا مغز استخوان من رو تکه‌تکه کرده

و، بله، من کار دیگه‌ای هم جزء شاشیدن داشتم

،می‌دونی، در کل لندن

تنها پدرت عقیده داشت که تو هنوز زنده هستی

.این نشانه‌ای از دیوانگی‌اش بود

ولی اون باهات حرف می‌زد، روی ساحل شمالی رودخانه می‌ایستاد

و اسم تو رو از اون‌ سمت رودخانه صدا می‌زد

.آره، می‌دونم، صدا زدنش رو شنیدم

.بی‌پرده صحبت می‌کنم

پدرت یه وصیت‌نامه طرح کرد که من وصی‌اش هستم

.در وصیت‌نامه، تو تنها وارثش هستی

اما، "جیمز"، اگه به امید ثروت اومدی خونه، ثروتی نیست

.تنها میراثی که هست یه جام‌زهرـه

.با من از این زهر حرف بزن

...خب، یه قطعه کوچک از خط‌ساحلی‌ـه

مستقیماً روی سمت دیگه‌ی دنیاست

جایی که پدرت از روی معاهده‌ی با قبیله‌ی «نوکتا» نگهش داشت

.یه بیابان

،اگه آمریکا یه خوکِ رو به انگلستان بود

.دقیقاً میوفتاد روی کون خوک

.فقط صخره هست و سرخ‌پوست

زمین ذکر شده در وصیت‌نامه‌ی ،پدرت نه تنها قابل‌استفاده نیست

.بلکه برای هر شخصی که صاحبش‌ باشه خطرناک‌ـه

.اون‌ها الان دیگه صخره‌های من هستن

..."جیمز"

می‌تونم ترتیب انتقال‌فوری این دارایی به‌خصوص رو بدم

یه حکم‌رسمی کتبی برات می‌فرستم

.روز خوش، آقا

این دخترهایی که اومدن همه‌شون فاحشه هستن

تو مراسم‌ختم یه بیوه شرکت می‌کنن

چون می‌دونن کلی پیرمرد اون طرف‌ها هستش

و اون حیوان آفریقایی

این‌جاست تا به استخوان‌های پدرت هم سیخ بزنه

"شاید بهتر باشه بذاریم "ثویت با این مشکل دست‌وپنجه نرم کنه

.بیا کالسکه‌مون رو صدا بزنیم

...یک چیزی رو آفریقا درمان نکرد

.این‌که من هنوز دوستت دارم

اگه هروقت دیدی ،دو شیلینگ کمبود داری

،لطفاً بی‌معطلی ازم درخواست کن

چون آفریقا هم به من فوق‌العاده خوب ساخته

خب، پس حالا دیگه نیازی به میراث پیدا نمی‌کنی، مگه‌نه؟

.داشتیم می‌رفتیم

.هوم

.بسیارخب، آقایون، بیاید شروع کنیم

یه منشی تمام گفته‌ها رو ثبت می‌کنه

.جزء مواقعی که همکاری دستش رو بلند کنه

...گفته‌های همکاری که دستش رو بالا می‌بره

.ثبت‌گزارش نمی‌شه

خب حالا، مسئله‌ی امروز "دلینی" پیرمردـه

.باشد در جهنم بپوسد

مرگ اون حرومزاده‌ی دیوانه‌ی پیر گرامی بود

،و، همانطور که قبلاً فکر می‌کردیم

برای «ایست اندیا»ی محترم سودمند بود

.اما شرایط تغییر کرده

آقای "ثیوت"، خوش آمدین

.خبر بد رو به ما بده

،به‌عنوان وکیل جناب "دلینی" فقید ،من در مراسم‌ختم شرکت کردم

...و یک روح ظاهر شد

.پسری که همه‌مون فکر می‌کردیم در آفریقا مرده

."جیمز کزایا دلینی"

جناب "ویلتون"، ازتون خواستم تحقیقاتی انجام بدین

که همین‌کار رو هم کردم، قربان، و .چه سرگرم‌کننده که نبود

در مزاج، به مادر دیوانه‌اش رفته

«مادرش در بیمارستان روانی «بدلام بستری بوده

فقط به چیزهایی که درمورد پسرـه می‌دونیم بچسب

،خب، در سن 11 سالگی

پدر از پا افتاده و عروس جدیدش پسرش رو به‌عنوان

کارآموز در حوزه‌ی نظامی کمپانی «ایست اندیا» در «وولویچ» ثبت‌نام کردن

.سال ارباب ما 1798

پسر "دلینی"... عضو گروهان بوده؟

،و، سِر "استوارت"، دست بر قضا

گزارشات حاکی از این هستن که اون زمانی در هنگ شما بوده

...خب

من فرمانده تعداد زیادی از این فسقلی‌های حرومزاده بودم، فراموش کردم

یه رونوشت از دفتر ثبت حضور و غیاب و گزارشات سال پایانی اون وجود داره

.آره، و همچنین گزارشات سال آخر

!خدای من

."سرجوخه "جیمز کزایا دلینی

عالی» .عالی. عالی

،تفنگ فیتیله‌ای «کشتی‌سازی، فرماندهی، عالی

اما، قربان، بعدش سال ارباب‌مون 1800 اومد

.در خصوصیات دیگه‌ای عالی بوده

حدس من اینه که اعتماد‌به‌نفس به ذات وحشی حقیقی خودش

و دیوانگی مادرش این اجازه رو داده تا پدیدار بشن

همیشه با افسران دست‌به‌یقه می‌شده

و بعد به آتش کشوندن

یک قایق نیروی دریایی می‌رسیم که در طی آزمایشی با

نفت و پوره‌ی سیب‌زمینی در حالی که مست بوده انجامش داده

«و دعوا با یک خرس در «چنسری لین

شورش بر علیه آشپز به‌خاطر فرنی بدمزه، که توسط خودش شروع شده

و درمورد ثروت و گنجینه‌های مخفی جار و جنجال راه می‌انداخته

سعی کرد بقیه پسرها رو برداره ببره رودخانه تا به «هند» برن

،تا با سرخپوست‌ها داد و ستد کنه .تا از «ازتک»ها طلا بگیره

و باز هم دست به یقه شدن، و باز ...هم فاحشه‌بازی و باز هم فرنی، و بالاخره

دیگه کم‌کم دارم از تعریف کردنش خسته می‌شم

،بالاخره، در سال ارباب ما 1802

.به «آفریقا» رفت

.خب، حالا برگشته

و وصیت‌نامه‌ی "دلینی" همه‌چی .رو برای اون به ارث می‌ذاره

.«از جمله «نوتکا

هنوز رونوشتی از معاهده‌ی «نوتکا سوند» به‌دست‌مون نرسیده؟

که شاید وکیل‌هامون بتونن ایرادی درش پیدا کنن؟

،هنوز پیداش نشده ...سِر "استوارت". و

.به‌عقیده‌ی من فقط نسخه‌ی اصلی موجودـه

پس، مذاکرات طولانی ما با دخترش بیهوده بودن

اگه وصیت‌نامه هنوز خوانده نشده و فقط در صورتی که نوتکا» تا این حد برای ما حکم استراتژیک رو داشته باشه»

چرا... آتشش نزنیم؟

،حتی اگه آتشش بزنم

پسر نسبت به دختر طبق قوانین خدا

.اولویت طبیعی داره

و بازگشتش عمداً در ملأعام بود

.به‌سختی می‌شه تدبیر یه وحشی تلقی‌اش کرد

،"با تشکر، جناب "ثویت .می‌تونین از پیش ما تشریف ببرین

«جناب "پتی‌فر"، امیدوارم گزارش میز «آفریقا

به کاملی گزارش جناب ویلتون" از بخش اسناد باشه"

،بنابر گزارشات ترابری

اون به «کابیندا» سوار بر کشتی به‌نام «کورن‌والیس» رفته

بعد از اون‌جا سوار بر کشتی به‌نام اینفلوئنس» شده که عازم «آنتیگوآ» بوده»

.یک کشتی برده بوده

،در «گولد کوست» به گل نشسته

.و فرض بر این گرفته شده که "دلینی" مرده

.بعد شایعات شروع شدن

در این ده سال اخیر شایعاتی در خصوص "جیمز کزایا دلینی" بوده

اما در پرونده من تنها حقایق رو ذکر کردم، قربان

.نه شایعات

More Farsi Persian subtitles for Taboo

Comments

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left